تحولات سیاسی در آمریكا و انگلیس
در مناسبات فیمابین آمریكا و انگلستان و پس از روی كار آمدن جمهوریخواهان در آمریكا، انگلیسیها توانسته بودند با ترفند بزرگ نمایی «خطر كمونیسم» نظر دولت جدید جمهوری خواه به رهبری ژنرال آیزنهاور را به اعاده دیكتاتوری در ایران جلب نمایند، خاصه آن كه با روی كار آمدن: «وینستون چرچیل - كه در زمان وزارت جنگ خود سبب كودتای 1299 و صعود رضاخان به قدرت شده بود- همزمان با نهضت مبازره با كمونیسم در آمریكا (مك كارتیسم) و مرگ استالین در شوروی، شرایط بین المللی لازم برای كودتا علیه دكتر مصدق و نهضت ملی فراهم آمد؛ چرا كه دولت جدید آمریكا، دولت مصدق را زمینه ساز صعود كمونیستها به قدرت میدانست.» به همین خاطر ژنرال آیزنهاور و وزیر خارجهاش، جان فاستر دالس، و رئیس سازمان سیا، آلن دالس، به برنامه انگلستان برای اجرای كودتا پاسخ مساعد دادند و مقدمات اجرای آن را در ایران فراهم آوردند.
زمینههای اقتصادی كودتا
آمریكا و انگلیس با هدف تصاحب منابع عظیم نفتی ایران، سیاستهای یكسانی را علیه نهضت ملی در پیش گرفته بودند و اتحاد جماهیر شوروی نیز علی رغم شعارهای دفاع از منافع زحمتكشان، به منابع اقتصادی و سیاسی ایران چشم دوخته بود. روسها از تحویل یازده تن طلائی كه به ایران مقروض بودند و هزینه آن گرسنگی مردم ایران در جریان جنگ جهانی دوم به جهت صدور گندم به آن كشور بود - علی رغم نیاز مبرم ملت و دولت ایران - استنكاف ورزیدند. عدم توان دولت دكتر مصدق در جذب مشتری برای خرید نفت، علی رغم مخالفتهای انگلستان، خریداران مستقلی در جهان وجود داشتند. سبب كاهش شدید توان اقتصادی كشور گردید و سیاستهای مثبتی كه در جهت صادرات غیر نفتی در پیش گرفته شده بود، كفایت هزینههای كشور را نمیكرد.
اختلافات دكتر مصدق و آیت الله كاشانی در مسائلی مانند تمدید لایحه اختیارات دكتر مصدق، اجرای پارهای از احكام شرعی در خصوص منع فروش مشروبات الكلی و همچنین نوع عزل و نصبها و چگونگی تنظیم قرارداد جدید نفت، سبب بروز شكاف عمیقی میان رهبران نهضت و نمایندگان طرفدار آنها شد و سیل اتهامات و تبلیغات سیاسی علیه یكدیگر آغاز و پی گرفته شد. با وجود جلسات متعدد آشتی كنان كه بین آنها برگزار شد، در نهایت به دلیل عدم درایت انقلابی و گذشت متقابل، راه اختلاف مجدداً، در پیش گرفته میشد.
دیپلماسی كودتائی آمریكا
در كنار این اختلافات داخلی، سیاستهای آمریكا و انگلیس در مسیر كودتا علیه دولت دكتر مصدق و نهضت ملی به طور جدی پی گرفته شد و دكتر مصدق در ملاقات با لوی هندرسن، سفیر آمریكا، نسبت به حمایت این كشور از انگلیس و عمل نكردن به وعدههایش، وی را سرزنش كرد. در سوم خرداد سال 1332 جان فاستر دالس، وزیر خارجه آمریكا، خبر از وقوع تحولاتی مهم در خاورمیانه داد. در اواخر خرداد 1332 ژنرال آیز نهاور در قبال درخواست كمك دولت ایران اعلام كرد: «چون دولت ایران توانایی فروش نفت خود را دارد، دولت آمریكا هیچ گونه كمك مالی به ایران نخواهد كرد. افزون بر این تا رضایت دولت انگلیس جلب نشود، آمریكا از خرید نفت ایران خودداری خواهد كرد. با وجود این، ما نسبت به سختی و موقعیت دشوار ایران آگاهیم و امیدواریم تا وضع ایران بدتر نشده دولت ایران نظرات دولت انگلیس را بپذیرد.»
اما با وجود این، دكتر مصدق در نامهای به آیزنهاور از مواضع آمریكا در قبال ایران ابراز نارضایتی كرد و خواهان افزایش كمكهای اقتصادی آن كشور به ایران شد. آیزنهاور نیز به دكتر مصدق پاسخ رد داد و از او خواست تا فرصت باقی است اقداماتی برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع به عمل آورد.
در بیست و هفتم تیر ماه سال 1332 پنجاه و سه نفر از كاركنان اداره اصل چهار و سفارت آمریكا، تهران را ترك كردند و در كنار آن، مقادیر معتنابهی سلاح برای كودتا مخفیانه و تحت عنوان كمكهای انسان دوستانه اصل چهار وارد كشور شد.
عوامل داخلی
فضای سیاسی و اختلافات گسترده میان رهبران نهضت باعث شد كه سرلشكر فضل الله زاهدی - كه سابقة طولانی در خونریزی و بیرحمی نسبت به مردم و شورشهای داخلی داشت. و در دولت دكتر مصدق نیز مدتی عهده دار سمت وزارت كشور بود، پس از بركناری، به یك نظامی مدعی نخست وزیری و محور مخالفان دكتر مصدق تبدیل شود. در ششم اسفند سال 1331 به دستور وی بازداشت گردید پس از مدتی به دلیل اهمال مسئولان دولت آزاد شد. از طرف دیگر آمریكاییها و انگلیسیها با هماهنگی اعضای خانواده سلطنت از جمله اشرف پهلوی به جلب همكاری عوامل خود پرداختند. اشرف پهلوی، در این مورد مینویسد: «در تابستان 1332 یك نفر ایرانی.... به من تلفن كرد كه آمریكا و انگلیس درباره وضع كنونی ایران بسیار نگرانند لذا میخواهم با دو مرد یكی آمریكائی و دیگری انگلیسی ملاقاتی داشته باشید. ... مرد آمریكائی به من گفت كه نماینده جان فاستر دالس و آن مرد انگلیسی هم نماینده وینستون چرچیل است كه حزب محافظه كارش اخیراً به قدرت رسیده است. مرد انگلیسی.... گفت زمان عمل فرا رسیده است ولی ما باید از شما تقاضای كمك كنیم. و چون از شما تقاضا میكنیم كه عملاً زندگی خود را به خطر بیندازید چك سفیدی را در اختیارتان قرار میدهیم تا هر مبلغی كه مایل باشید روی آن بنویسید. ... وقتی كه به تهران رسیدم هنوز نیم ساعت نگذشته بود كه فرماندار نظامی تهران دستور مصدق برای خروج را ابلاغ كرد و لی من نپذیرفتم و مصدق 24 ساعت فرصت داد. و من در این مدت پاكت ارسالی آن مرد آمریكائی را از طریق همسر شاه به وی دادم.»
مضمون پاكت ارسالی، دستور آمریكائیها مبنی بر همكاری با كودتاچیان بود كه از طریق اشرف به شاه ابلاغ شد.
در همان روز ژنرال نورمن شوارتسكف، مستشار سابق ژاندارمری، با وجوه اعطائی سازمان سیا به مبلغ پنج میلیون دلار، به منظور سازماندهی كودتا وارد تهران شد و پس از ملاقات با جمعی از افسران و سرلشكر زاهدی از كشور خارج شد. او در این سفر، پنج میلیون دلار به زاهدی بابت هزینههای كودتا پرداخت. در ششم مرداد ماه جان فاستر دالس، وزیر خارجه آمریكا، گفت: «فعالیت روز افزون حزب غیرقانونی كمونیست توده در ایران واغماض و چشم پوشی دولت ایران از این گونه فعالیتها، نگرانی بزرگی برای دولت آمریكا ایجاد كرده است.» در پی آن كرمیت روزولت مسئول امور خاورمیانه سازمان سیا، با نام جعلی جیمز اف لاكریج از طریق مرز عراق در استان كرمانشاه وارد ایران شد. با ورود روزولت، تحرك بیشتری به فعالیت كودتا داده شد. رزولت علاوه بر پول، حجم قابل توجهی مقاله، كاریكاتور، و امكانات لازم برای فضاسازی نیز به همراه خود آورده بود.
در یازدهم مرداد سال 1332 كرمیت روزولت، رهبر كودتا، با شاه ملاقات كرد و طرح كودتا و بركناری مصدق و نخست وزیری زاهدی را با وی مطرح و رضایت نهائی وی را در عزل مصدق و انتصاب زاهدی جلب نمود.
سه روز بعد در چهاردهم مرداد سال 1332 ژنرال آیزنهاور، رئیس جمهور آمریكا، در یك سخنرانی تصریح كرد كه: «آمریكا مصمم است راه پیشروی كمونیسم در ایران و دیگر كشورهای آسیائی را مسدود كند. پیروزی نخست وزیر بر اقلیت ناراضی مجلس و انحلال آن ثمرة همكاری مصدق و حزب توده بوده است.»
طرح كودتای 25 مرداد 1332
عملیات كودتا در بیست و پنجم و بیست و هشتم مرداد سال 1332 با همكاری مشترك انگلیس و آمریكا عملی شد. ولی برنامه ریزی و طراحی و اجرای نقش اصلی آن با انگلیسیها و عوامل آنهابود. سرلشكر فضل الله زاهدی چهرهای شناخته شدهای بود كه فقط نقش فرماندهی را بازی میكرد. سرهنگ حسن اخوی كه طراح عملیات اجرائی كودتا بود، به همراه برادران سیف الله، اسدالله و قدرت الله رشیدیان، مهدی میراشرافی و اعضای شبكه بدامن كه زیرنظر شاپور جی و اسدالله علم رهبری میشدند، همگی عوامل دولت انگلستان بودند. كرمیت روزولت نیز نقش نظارت بر حسن اجرای كودتا را به عهده داشت.
مراحل اجرای طرح كودتای بیست و پنجم مرداد به شرح ذیل بود:
-1 روز بیست و چهارم مرداد شاه، دو حكم جداگانه یكی مبنی بر عزل دكتر مصدق از نخست وزیری و دیگری مبنی بر انتصاب زاهدی به نخست وزیری را امضا میكند.
-2 سرهنگ نصیری، فرمانده گارد، فرمان انتصاب زاهدی را به وی میدهد.
-3 رأس ساعت ده شب، نصیری فرمان عزل مصدق را به او تحویل میدهد.
در این صورت اگر دكتر مصدق پذیرفت، كودتا منتفی است و اگر نپذیرفت طرح كودتا اجرا میشود. كه با محاصرة خانه مصدق و تصرف رادیو، سقوط مصدق اعلام میشود. این عملیات قرار بود توسط سه واحد ارتش به اجرا گذاشته شود.
در هجدهم مرداد، شاه در ملاقات شبانه با كرمیت روزولت پس از بررسی عملیات كودتا فرمانها را امضأ كرد و خود به نوشهر پرواز كرده و منتظر نتایج ماند تا در صورت شكست كودتا از كشور خارج شود.
«شكست كودتای 25 مرداد»
در شب بیست و پنجم مرداد، وزیر دفاع دكتر مصدق، تقی ریاحی، از طریق چند نفر ازعوامل نفوذی متوجه كودتا گردید. سرهنگ نصیری، فرمانده گارد، به هنگام ابلاغ حكم عزل در نیمه شب دستگیر شد و فرماندههان نیروهای سه گانه و وزیر دفاع فوراً درصدد مقابله با كودتا بر میآمدند و واحدهای كودتا كننده را خلع سلاح كردند.
اما بعضی از واحدهای كودتا موفق شدند كه چند نفر از اعضای دولت مصدق را دستگیر و زندانی كنند كه پس از محاصره و خلع سلاح آنها، فرماندهان آنها دستگیر شدند. لكن در نهایت كودتاچیان آزاد شدند. محمدرضا پهلوی پس از شنیدن خبر شكست كودتا، از نوشهر به بغداد و از آنجا به رم (ایتالیا) فرار كرد.
با ورود برنامه ریزی شده لوی هندرسن، سفیر آمریكا، از پاكستان به تهران، در 25 مرداد وی به ملاقات دكتر مصدق رفت و به دكتر مصدق اطلاع داد كه: «دولت آمریكا دیگر نمیتواند حكومت وی را به رسمیت بشناسد و با او همچون نخست وزیری قانونی رفتار نماید.»
هندرسن به دكتر مصدق تكلیف كرد كه باید از پست خود كنارهگیری نماید. ولی دكتر مصدق او را با عتاب از خانه خود بیرون كرد. و هندرسن نیز پس از مشاجره با مصدق با رابطان خود تماس گرفته و به آنها اعلام نمود كه: «دولت آمریكا فقط دولت زاهدی را دولت رسمی و قانونی ایران میداند.» با فرار شاه، در سراسر كشور تظاهرات عمومی برپا شده و مجسمههای شاه و پدرش به پائین كشیده شد. عكسهای وی از ادارات جمع آوری گشت. در تجمع بزرگی در میدان بهارستان، دكتر حسین فاطمی، وزیر خارجه، اعلام كرد كه: «نظام سلطنتی باید برچیده شود و حكومت جمهوری اعلام شود و شاه ایران روی ملك فاورق مصر را سفید كرده است.» اما سایر اعضای كابینه، بعد از سخنان فاطمی تاكید كردند كه: «علیحضرت باید برگردد» در چنین شرایطی كه كشور شدیداً به مجلس نیاز دارد. دكتر مصدق پیروزی در رفراندوم وانحلال مجلس را اعلام كرد.
در همین روزها تظاهرات گستردهای به حمایت از دولت مصدق بر پا شد. اما دكتر مصدق دستور منع تظاهرات در حمایت از دولتش را صادر كرد و تكلیف كرد كه مردم به خانههای خود برگردند. در حالی كه كودتاچیان درصدد اجرای برنامه دیگری برای پیروزی بودند.
هشدار آیت الله كاشانی به مصدق
در روز بیست و هفتم مرداد، آیت الله كاشانی طی نامهای به دكتر مصدق او را از شرایط جدیدی كه كودتاچیان تدارك دیده بودند، مطلع ساخت و از او خواست كه با همكاری با او تصمیمات لازم برای جلوگیری از كودتا را تدارك ببیند.
هر چند دوستان دكتر مصدق بسیار كوشیدند كه در صحت نامه تردید ایجاد كنند تا به نحوی بار مسئولیت اهمال در مقابله با كودتا و رها كردن نهضت دراوج خطر را از دوش دكتر مصدق و همكارانش بكاهند. توجه به این واقعیت تاریخی كه با همكاری آیت الله كاشانی و دكتر مصدق امكان جلوگیری از كودتا و سلطه بیست و پنج ساله آمریكا وجود داشته است، امری در خور توجه است كه برای ملت ایران در شرایطی اینگونه میتواند راهگشا باشد اما دكتر مصدق در اوج مشكلات و مخاطرات دست حمایت دوستان و همكاران خود را نفشرد معذلك اصرار و ابرام دوستان دكتر مصدق در مقصر جلوه دادن دیگران از جمله آیتالله كاشانی و یا حزب توده و سازمان نظامی، هیچ از بار مسئولیت اهمال در برابر كودتا نمیكاهد. و هر دولتی مكلف است از امانت مردمی خویش به طور جدی مراقبت و دفاع نماید. صرفنظر از دستخط و امضا، متن و فضای حاكم بر آن و ادبیات نوشتاری آیت الله كاشانی، پاسخ رسمی دكتر مصدق و امضای وی در پای نامه نیز هیچ تردیدی در صحت صدور آن باقی نمیگذارد. متن نامه بدین شرح است:
«حضرت نخست وزیر معظم جناب آقای دكتر مصدق دام اقباله
«گرچه امكانی برای عرایضم باقی نمانده است ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است.... خودتان بهتر از هر كسی میدانید كه تمام هم و غمم در نگهداری دولت جنابعالی است كه خودتان به بقای آن مایل نیستید از تجربیات روی كار آمدن قوام و لجبازیهای اخیر بر من مسلم است كه میخواهید مانند سیام تیر كذائی یكبار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. حرف اینجانب را درخصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندم نشنیدید مرا لكه حیض كردید خانهام را سنگ باران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را كه ترس داشتید شما را ببرد بستید حالا نه مجلسی هست و نه تكیه گاهی برای این ملت گذاشتهاید. زاهدی را كه من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل كنترل نگه داشته بودم با لطایف الحیل خارج كردید و حالا همانطور كه واضح بود درصدد به اصطلاح كودتا است.
اگر نقشه شما نیست كه مانند سی ام تیرماه عقب نشینی كنید و به ظاهر قهرمان بمانید... همان طور كه گفتم آمریكا ما را در گرفتن نفت از انگلیسیها كمك كرد حالا به صورت ملی و دنیاپسندی میخواهد به دست جنابعالی این ثروت ما را به چنگ آورد و اگر واقعاً با دیپلماسی نمیخواهید كنار بروید این نامه من سندی است در تاریخ ملت ایران كه من شما را با وجود همه بدیهای خصوصیتان نسبت به خودم از وقوع حتمی یك كودتا توسط زاهدی كه مطابق با نقشههای خود شماست آگاه كردم كه فردا جای هیچ گونه عذری نباشد اگر براستی در این فكر اشتباه میكند با اظهار تمایل شما.... سید مصطفی و ناصر خان قشقایی را برای مذاكره، خدمت میفرستم. سیدابوالقاسم كاشانی»
دكتر مصدق در پاسخ نامه آیت الله كاشانی نوشت:
«27 مرداد ماه مرقومة حضرت آقا توسط آقای حسن سالمی زیارت شد اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام. دكتر محمد مصدق.»
با این پاسخ دكتر مصدق، آیتالله كاشانی را از دخالت در حوادث آینده منع كرد و حتی اعلام حمایت وی را نیز لازم نشمرد.
كودتای 28 مرداد و سقوط دكتر مصدق
با شكست طرح اولیه كودتا و استفاده از ارتش، كه بیشتر با برنامه آمریكائیها همخوانی داشته است، مرحله دوم كودتا در بیست و هشتم مرداد ماه توسط شاپور جی و عوامل انگلیسی و حمایت آمریكائیها به اجرا گذاشته شد.
براساس برنامهریزیهای سرهنگ حسن اخوی، طراح اجرائی كودتا، باید از مردم و جمعی از اراذل و اوباش علیه مصدق و دولت او استفاده گردد. خاصه آن كه دولت مصدق دستور داده بود كه هوادارانش خیابانها را ترك نمایند و این، بهترین فرصت را برای كودتا فراهم كرده بود.
طرح كودتای 28 مرداد
مراحل طراحی عملیات اجرائی كودتای بیست و هشتم مرداد به شرح زیر بود:
-1 از نقاط مختلف شهر جمعیت هائی تشكیل شود و تعداد تقریبی هر جمعیت و رهبر هر گروه معلوم گردد.
-2 هر یك از جمعیتها در مسیرهای تعیین شده به مركز شهر حركت نمایند و همزمان به مقصد محل خیابان شاه - نادری برسند.
-3 باشگاههای ورزشی مانند باشگاه تاج نیز به حركت درآیند.
-4 شعار كلیه افراد سلطنت محمدرضا باشد.
-5 افراد گارد جاویدان به جمعیت بپیوندند.
-6 خانه دكتر مصدق را محاصره و وی را دستگیر نمایند.
-7 دستگیری دكتر مصدق از رادیو اعلام و زاهدی با تانك به نخست وزیری برود و از شاه دعوت به بازگشت كند.
در روز بیست و هشتم مرداد، طرح فوق به طوركامل اجرا شد و واحدهای نظامی طرفدار دكتر مصدق دخالتی در خنثی سازی كودتا نكردند.
در روز بیست و هشتم مرداد دولت مصدق هیچ اقدام عملی علیه كودتاچیان نكرد و از مردم نیز برای مقابله با كودتا دعوت ننمود رئیس شهربانی را كه مشكوك به همكاری با كودتاچیان بود، بركنار و خواهرزاده خویش، سرتیپ دفتری، را كه از همكاران جدی كودتاچیان بود، به ریاست شهربانی منصوب كرد.
اکنون اسناد مربوط به نامه مرحوم آیت الله کاشانی در 27 مرداد ماه 1332 به دکتر مصدق (دستخط ) قبل از کودتای 28 مرداد همان سال وپاسخ دکتر مصدق به این نامه در ذیل می آید.
نامه مرحوم آیت الله کاشانی در 27 مرداد ماه 1332 به دکتر مصدق (دستخط ) قبل از
کودتای 28 مرداد همان سال
متن نامه مرحوم آیت الله کاشانی به دکتر مصدق در دوران نخست وزیری او, و جوابیه وی که در سطر آخر کلماتی حذف شده به این مضامین ؛
(خدا به همه رحم بفرماید )
جواب مصدق :( مرقومه حضرت آقا بوسیله آقای حسن سالمی زیارت شد .
اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم والسلام. )