محمود ذکاوت| مقاومت؛ یک تاریخ جهانی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی - محمود ذکاوت: «تاریخ جهانی» مسائل مشترک مردم جهان را مورد بررسی قرار میدهد. محیط زیست، همهگیری، جمعیت، تغییرات آب وهوایی، اقتصاد، تجارت، تروریسم و استعمار از جمله مهمترین موضوعهای تاریخ جهانی است. در این نگاه سیاست و قدرت اگرچه مهم، اما جنبههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تاریخ بیشتر مورد توجه است. تاریخ جهانی محصول وضعیت و شرایط جهانی است. اگرچه سعی میشود این مسئله را با اصطلاح جهانیشدن توضیح دهند، اما همهچیز در این موضوع خلاصه نمیشود. با وجود این، جهانیشدن در گسترش تاریخ جهانی نقش جدی داشته است. در تاریخ جهانی مسئلۀ اصلی «ایده» و نسبت جهان با آن «ایده» است. اینکه یک ایده یا مسئله هر چند منفرد ولی در مقیاسی جهانی فهم، ادراک و تبیین شود. از جمله مسائل محوری در تاریخ جهانی «ارتباطات» است. شاید بیراه نباشد اگر اسم این تاریخنگاری را تاریخ ارتباطی بنامیم. در این تاریخنگاری مسائل ارتباطات مردم جهان مورد توجه قرار میگیرد. از بیماریها و کشتیرانی گرفته تا استعمار و مقاومت.
از تورم تاریخهای کوچک تا شیوع تاریخهای جهانی اقتصادی
از نیمۀ دوم قرن بیستم، پژوهشگران توجه ویژهای به تاریخهای خرد، منفرد و محلی نشان دادند و سیلی از پژوهشهای معطوف به موضوعهای فرهنگی و اجتماعی آغاز شد. در همین بستر نیز تاریخ جهانی مورد توجه قرار گرفت. اثر فرنان برودن دربارۀ تمدن و سرمایه داری به خوبی این مسئله را نشان میدهد. تاریخ فرهنگی و اجتماعی تقریباً همۀ مراکز تاریخنگاری جهان اعم از دانشگاهی و غیردانشگاهی را درنوردید، به استثنای مکتب کمبریج که همچنان بر اسلوب خاص انگلیسیِ تاریخ سیاسی تأکید داشت. با اینحال، از دل همین گرایش به موضوعهای خرد، مسائل جهانی نیز سر برآورد: «جهانیشدن» و «اروپامحوری» یا «غربمحوری» بنمایه تاریخ جهانی بود. البته هنوز نیز این نگاه در جریانهای تاریخنگاری سیاسی و جهانی غالب است. با گذر از این جریان روند تاریخهای جهانی آغاز شد. کریستوفر بیلی در «تولد جهان مدرن» و کنت پومرانتز با کتاب «واگرایی بزرگ» که در آن به مقایسۀ اقتصادی چین و اروپا و تبیین چرایی صنعتیشدن غرب پرداخت و همچنین پیتر فرانکوپن در «جادههای ابریشم» که روایتی از تاریخ جهان با محوریت آسیای مرکزی بهجای اروپا به دست میداد، این معرکه را ادامه دادند.
تاریخهای خرد کماکان نوشته میشوند، اما تاریخهای جهانی از اروپامحوریِ نخستین فاصله گرفته و به حوزههای اقتصادی شرقمحور روی آوردهاند. این ادعا که جهانیشدن، تاریخ را در مقیاسی قرار میدهد که چارچوبهای محلی دیگر برای توضیح آن کافی نیستند، به گمان نگارنده چندان دقیق نیست: اگر مسئلهای محلی بتواند وسعتی جهانی بیابد، مانعی ندارد که در مقیاسی جهانی به آن نگریست. به بیان دیگر، میتوان تاریخ جهانی را از موضوعی بومی، محلی یا منطقهای آغاز کرد. این نکته حلقۀ اتصال میان این بخش و پیشنهاد اصلی این نوشتار است: اگر مقولههای تحلیلیِ تاریخ جهانی _، چون جهانیشدن یا واگرایی بزرگ _ از دل مشاهدات موضعی صورتبندی شدهاند، «مقاومت» نیز میتواند از تجربهای منطقهای آغاز و به مقولهای با ظرفیت تبیین جهانی بدل شود.
ظهور تاریخ جهانی جدید
اگر از جمله وظایف تاریخ خودشناسی است بازشناسی مقاومت بهعنوان مقولهای تحلیلی نیز بخشی از این خودشناسی است. باید وضعیت معاصر را بهتر مطالعه کرد. تحولات اخیر در ایران، منطقه و جهان در حال تولید جریان جدیدی از تاریخ جهانی آن هم از نوع سیاسی است. در واقع آنچه این نوشتار در صدد تأکید بر آن است، بازشناسی ظرفیت جدیدی برای تاریخ جهانی میباشد و آن «مقاومت» است. مقاومت نه تنها میتواند به عنوان موضوع تاریخ جهانی مورد توجه قرار گیرد بلکه قادر است در سیل و تورم تاریخهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، تاریخ سیاسی را احیاء کند. بُعد سیاسی مقاومت به هیچوجه نافی بنمایههای فرهنگی و اجتماعی نیست بلکه مسئلهای که باعث شده که عبارت «سیاسی» برای این نوع از مسئله و به تبع آن، تاریخ آن در نظر گرفته شود، «جنگ» است. مقاومت قادر است بهمثابه مسئلۀ تاریخجهانی رویکردهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی تاریخی را توأمان در نظر بگیرد.
پُر واضح است که نخستین بروز و ظهور کنشهای مقاومتی ایرانیان علیه نیروهای استعماری را میتوان تا دورۀ صفویان ریشهیابی کرد. اما تخاصم با روسها و دولت انگلستان در دورۀ قاجار نقطۀ عظیمت این مقاومت است. انقلاب اسلامی رخداد کانونی در ظهور این تاریخ جهانی است. همانطور که تاریخ جهانیِ انقلاب ریشه در انقلاب فرانسه داشت، تاریخ جهانیِ مقاومت نیز ریشه در انقلاب اسلامی دارد. جنگ رمضان و اینک تخاصمهای گاهبیگاه آمریکا علیه ایران و مقاومت ایرانیان در این نبرد، «مقاومت» را به عرصههایی برای پیوند ایرانیان و سایر ملل منطقه بلکه جهان تبدیل کرده است. «محور مقاومت» به خوبی مسئلهشدن آن را در منطقه نشان میدهد. تشییع پیکر رهبر شهید در عراق فصل جدید این تاریخ است. بازشناسی همدلی با مقاومت ایرانیان در منطقه و جهان به خصوص در قلب اروپا عرصۀ دیگری از روایت تاریخ جهانی مقاومت است. این عرصه ایران و منطقه را از گوشۀ تاریخ جهانی به مرکز توجه بدل خواهد کرد. مقاومت صرفاً پایداری در برابر خصم نیست. محصول مهم آن یعنی شکلگیری هویتهای ارتباطی گسترده در منطقه و جهان، آن را به یک رخداد فعال که دارای عاملیت بنیادی است بدل کرده است. به عبارت دیگر مقاومت از رویکرد مدافعانه به رویکردی محاجه گر بدل شده است. نیروهای همدل با مقاومت ایران در قلب اروپا همان مطالبات و شعارهایی را سر میدهند که مردم ایران در تهران و یاسوج و بوشهر فریاد میزنند. باید این وضعیت و رخداد را تاریخنگاری کرد. عرصهها و محورهای آن را برشمرد و نظم سیاسی و اقتصادی آن را بازشناخت. جنگ نظامی در میدان و حضور میدانی در خیابان، بخش مهمی از این مقاومت است. همدلی مردم منطقه با ایران و مشارکت آنان در این مقاومت نیز عرصۀ مهم دیگری در این تاریخجهانی خواهد بود. مسئلۀ دیگر گسترش این مقاومت در شرق و غرب عالم است.
برآیند
«مقاومت» میتواند در تاریخ جهانی جای گیرد؛ چراکه مانند دیگر مقولات تاریخ جهانی دستکم سه خصوصیت بارز دارد. نخست، فراتر از یک رویداد یا کنش منفرد، الگویی تکرارشونده در بسترهای گوناگون جغرافیایی و زمانی دارد. دوم، ظرفیت پیونددادن رویکردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تاریخ را دارد، نه آنکه صرفاً مسئلهای سیاسی باشد. سوم، هویتها و ارتباطاتی فراتر از مرزهای ملّی تولید کرده است؛ یعنی نهفقط پایداری در برابر یک خصم مشخص، بلکه شکلگیری شبکهای از همبستگی و کنشگری در مقیاسی فراملی را نمایان ساخته است.
اریک هابزبام جایی گفته بود: کاری که تاریخ انجام میدهد کشف الگوها و سازوکارهای تغییر، دگرگونیهای جوامع انسانی، به همراه تغییرات شتابیافته و گستردۀ این جوامع است. این موضوع به شدت در دورۀ معاصر معنا یافته است. اکنون شاید وقت آن باشد که مورخان علاوه بر چنین وظایفی شفافتر تجویزهای خود را نیز ارائه دهند. در لحظۀ مقاومت است که ایران بهمثابه یک مسئله در تاریخ جهان بروز یافت. البته این به معنای این نیست که تا کنون ایران در تاریخ مسئله نبوده است بلکه مراد ایجاد یک جریان و فرایند و به عبارت دیگر یک تأسیس در تاریخ جهانی است. مقاومت اکنون چنین وجهی دارد. در واقع همانطور که رخدادهایی در ادوار مختلف محور نگارش تاریخ جهانی شدهاند، اکنون مقاومت ایران در این جنگ در حال ایجاد یک لحظۀ تاریخی بلکه یک تاریخ جهانی است. انقلاب اسلامی فصلی بنیادی و اساسی در تاریخ جهان را رقم زد و مقاومت را به یک مسئلۀ ملی بدل کرد. اکنون و در عصر جمهوری اسلامی این مقاومت به مفهومی منطقهای بلکه جهانی تبدیل شده است.
مقاومت طرح بنیادی ایرانیان برای فصل جدیدی در تاریخ جهانی است. این مقاومت اگرچه بروز و ظهور سیاسی در قالب جنگ دارد، اما به شدت فرهنگی و با بنیادهای اجتماعی مردم گره خورده است. جنگ رویه و سطح این تاریخ جدید است که باید از آن عبور کرد و به بنیان آن رسید. متکی به همین بنیادهای فرهنگی است که استقبال از پیکر رهبر شهید در عراق همانند ایران است. اکنون و بعد از چند دوره رواج تاریخهای خرد فرهنگی و اجتماعی، در گاه جنگ و لحظهای که جهان در شرف ورود به ایام الحرب جهانی جدیدی است دوباره تاریخ جهانی مورد توجه قرار گرفته است. مقاومت موضوعی اساسی برای تاریخ جهانی است. موقعیت نامناسب قدرت و دولت ملی ایـرانیان در قـرن نوزدهم به آنـان ایـن فرصت و توانایی عملی را نداد تا از موقعیت تاریخی خود در مجموعۀ تاریخ جهانی دفاع کند. اما اینک فرصت آن پیش آمده است.
منبع: مجله سوره
بخش دیدگاه محملی برای انعکاس نظرات اهل قلم، پژوهشگران و دانشگاهیان است تا آرای پژوهشی جدید خود را در دسترس علاقمندان به تاریخ و فرهنگ ایران معاصر و تحولات انقلاب اسلامی قرار دهند؛ لذا ضمن سلب مسئولیت نسبت به محتوا و رویکرد علمی پژوهشگران، پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی پذیرای تمام جستارها، یادداشتها و پژوهشهایی است که در باب تاریخ و سیاست ایران معاصر تدوین و نگاشته شده، و آن را در اختیار دیگر علاقمندان این حوزه قرار خواهد داد.