مرکز اسناد انقلاب اسلامی

از آنارشیسم معرفتی تا آنارشیسم سیاسی
نقد اساسی به اندیشه و ایدئولوژی شیخ محمود حلبی (موسس انجمن حجتیه)، مبارزه او با عقلانیت و روش‌های علمی است که آثار نامناسبی در بخش‌های دیگر فکری او از جمله اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی داشته است. همین رویکرد بود که او را به باور تعطیلی حکومت در عصر غیبت و اتخاذ نوعی از محافظه‌کاری سیاسی در دوران رژیم پهلوی کشاند و زمینه‌ساز همکاری آنها با ساواک، به خیال مبارزه با بهاییت شد. واقعیت این است که انجمن حجتیه حتی راهبرد درستی در مبارزه با بهاییت نداشت. از این‌رو اگر قرار باشد برای شناخت ایدئولوژی سیاسی انجمن حجتیه و شیخ محمود حلبی از یک مفهوم دقیق استفاده کنیم، بهترین مفهوم «آنارشیسم محافظه‌کارانه» است.
از مهم‌ترین رخدادهای فروردین 1368 نامه‌نگاری امام خمینی به آیت‌الله منتظری بود. امام نامه‌های متعددی به آیت‌الله منتظری نوشته‌اند که مشهورترین آنها نامه 6 فروردین 1368 مبنی بر عدم صلاحیت وی برای تصدی رهبری نظام جمهوری اسلامی است. هرچند آیت‌الله منتظری در مورد انتساب‌ این نامه به‌ امام‌ تشکیک‌ کرد ولی دلایل‌ فراوانی‌ وجود دارد که‌ ثابت‌ می‌کند نامه‌ یادشده‌، قطعا از امام خمینی صادر گردیده‌ و تشکیک‌ آقای‌ منتظری‌ و هوادارانش‌ در این‌ باره‌ غیر مستند است.
دهه 60
اختلاف نظرهای جدی آیت‌الله منتظری با امام خمینی و مسئولان کشور همچنین میدان دادن وی به گروه‌های ضد انقلاب، مخالفت وی با سیاست‌های نظام در مسائلی چون جنگ تحمیلی، سیاست خارجی، اقتصاد و برخورد با معارضان و... به مرور به تضاد و تعارض با نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد. علاوه بر این برخورد دستگاه اطلاعاتی و قضایی کشور با سیدمهدی هاشمی، وی را بییش از پیش در مقابل نظام قرار داد؛ از این‌رو در فروردین 68، امام خمینی تصمیم قاطع خود برای برکناری وی از قائم‌مقام رهبری را اعلام کرد. این تصمیم امام فضای سیاسی جامعه را به کلی دگرکون کرد.
با ورود آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری در سال ۱۳۰۱ خورشیدی، حوزه آن چنان تجدید حیات شد که او را «مؤسس حوزه علمیه قم» نامیدند. به این ترتیب می‌توان بررسی اندیشه سیاسی تشیع در مکتب قم را با ورود آیت‌الله حائری به این شهر و تاسیس حوزه علمیه در عصر جدید آغاز کرد. از نظر منش و رفتار سیاسی، آیت‌الله حائری، در اغلب حوادث و وقایع سیاسی زمان خود، سیاست سکوت و مدارا را در پیش گرفته است؛ چرا که تاسیس و حفظ حوزه علمیه قم را از اهم واجبات می‌دانسته است. وی با کیاست، دوراندیشی و تدبیر خود سعی کرد که بهانه‌ای به دست دشمنان ندهد و از نهال نوپای حوزه علمیه به شدت حفاظت نماید تا به باروری و باردهی رسد.
یک هفته‌ قبل‌ از حلول‌ سال‌ 1342، امام‌‌خمینی علما و مراجع‌ قم‌ را برای یک نشست ‌دعوت‌ كرد. معظم‌‌له‌ پیشنهاد كردند تا توسط‌ علما اعلام‌ شود: «روحانیت‌ امسال‌ عید ندارد». حضرت‌ امام‌ علاوه‌ بر این‌ نامه‌ عمومی، به‌ بعضی از روحانیونی كه‌ تأثیر بیشتری داشتند از جمله‌ آقای فلسفی نیز نامه‌ی خصوصی نوشتند. امام‌ خود نیز اعلامیه‌ شدیداللحنی صادر کرده و اعلام‌ نمودند: «هدف‌ اجانب‌، قرآن‌ و روحانیت‌ است‌.» با فرا رسیدن‌ سال‌ نو ساواک گزارش داد مردم‌ تهران‌ «در پاره‌ای از قسمت‌های شهر مخصوصاً جنوب‌ شهر پرچم‌های سیاهی برافراشته‌اند.»
دکتر جواد منصوری
به دنبال کارشکنی‌های حزب دموکرات کردستان، روز اول فروردین 1358 هیئتی از طرف امام و دولت موقت به سرپرستی آیت‌الله طالقانی در قالب هیئت حسن نیت به سنندج اعزام شد. دولت بازرگان سعی در کاهش تشنّج در منطقه از طریق مجاری دیپلماسی داشت. از این‌رو بازرگان در 7 فروردین 58 سرلشکر قرنی را به خاطر اینکه معتقد بود باید در کردستان به شکل قاطعی عمل کرد تا رویکردهای جدایی‌طلبانه و تجزیه‌طلبانه گسترده نشوند؛ برکنار کرد. علی‌رغم همه‌ فراز و نشیب‌ها، اقدامات گروه‌‌ها در کردستان تا پایان سال 1358 و حتی سال 1359 ادامه یافت. با این حال آغاز جنگ تحمیلی و بسیج نیروها‌ی رزمنده، تأثیر تعیین کننده‌ای در شکست جریان تجزیه‌طلب داشت.
آنچه در بررسی­‌های صورت گرفته درخصوص «نهضت ملی نفت» صورت پذیرفته ، عمدتا به بخش ایجابی و کنشگران نهضت پرداخته و جریانات دخیل در نهضت ملی را محور تحلیل قرار می‌­دهد. اما توجه به روی دیگر ماجرا و جریان‌شناسی مخالفان این رویداد، بخشی گریزناپذیر از مسیر شناخت دقیق ابعاد نهضت ملی است. این امر همچنین به این فهم کمک می‌­نماید که به هنگامه تلاش مردم در نیل به اهدافشان در مقاطع گوناگون، دشمنان چگونه و با چه استراتژی و تاکتیک‌­هایی دست­ در دست یکدیگر پای به میدان می‌­گذارند؛ مخالفانی که در مساله مورد بررسی، استعمارگران بزرگ دنیا تا مهره‌­های نفوذی گمنام در دولت مصدق را در بر می­‌گیرد.
پاسخی به تحریف تاریخ توسط دهباشی
بی‌شک نگاه یک‌سویه به موضوعات بطور حتم باعث خواهد شد تا قسمت اعظمی از واقعیات دیده نشود. از این رو لازم است به‌منظور حفظ و صیانت از حقوق حقه جامعه و به‌خصوص نسل جوانی كه با بسیاری از موضوعات تاریخی آشنا نیستند، از نگاه یک‌سویه به موضوعات و اظهار نظر و بیان مباحثی که پیرامون آنها تحقیقات لازم صورت نپذیرفته است، به شدت احتراز شود. یک قاعده نانوشته در حوزه تاریخ وجود دارد که همه دست اندرکاران را موظف می‌نماید تا ابتدا تمامی جوانب موضوعات را بررسی نموده و سپس نظر شخصی خودشان را رسانه‌ای نمایند.
رژیم پهلوی در 23 اسفند 1328 رژیم غاصب صهیونیستی را به صورت «دوفاکتو» به رسمیت شناخت. پس از تشکیل رژیم اشغال‌گر قدس، رژیم پهلوی به همکاری نزدیک با آن رژیم پرداخت. هدف اصلی این دو رژیم از این همکاری را می‌توان ناشی از احساس مشترک هر دو و نیز ایجاد و توسعه‌ سیاست‌های ضدعربی و موافق رژیم صهیونیستی دربین مقامات پهلوی دانست. این دو رژیم علاوه بر همکاری‌های دوجانبه در دهه‌های 1340 و 1350 روابط رسمی سازمانی با سازمان اطلاعات ترکیه برقرار کردند. همکاری میان رژیم پهلوی و رژیم اشغال‌گر قدس و نیز سرویس‌های جاسوسی دو رژیم، با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سرنگونی رژیم پهلوی به پایان رسید.
روزنامه­‌ها همان اوقات نوشتند: «وقتی شاه وارد خانة آیت‌­الله کاشانی شد و سر و وضع خانه را که یک خانة قدیمی و کلنگی رنگ و رورفته بود دید، پرسید: این همان خانه‌­ایست که طی چند سال اخیر مرکز تحریکات و مبارزات علیه من و دستگاه سلطنت بوده است؟! شاه سخت در شگفت می­‌ماند که چطور آیت‌­الله کاشانی با آن همه اسم و رسم و سروصدا و بیا و بروی که بعنوان مرجع مجاهد و قهرمان ضد سلطنت و ضد استعماری داشته است درچنین خانة محقری می­‌زیسته...».