مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ویژه‌نامه انتخابات ریاست‌جمهوری|دوره اول
آقای هاشمی رفسنجانی به همراه آقای فارسی خدمت امام رسیدند. امام پس از بررسی فرمودند: " ایشان ایرانی‌الاصل نیست و بهتر است خودشان کنار بروند." به این ترتیب آقای جلال‌الدین فارسی، نامه‌ای مبنی بر کناره‌گیری خود از انتخابات ریاست‌جمهوری به حزب نوشت و حزب هم پس از بررسی، درخواست وی را قبول کرد.
به روایت شهید همدانی
شهید همدانی با اشاره به طراحی یک عملیات فریب در آزاسازی خرمشهر می‌گوید: در پایان مرحله‌ اول عملیات، برادرها گفتند: عراقی‌ها دیگر پاتک نکردند، پس نباید آن‌ها را راحت گذاشت. لذا یک طرح عملیات فریب آماده کردیم و با کسب اجازه از برادر احمد متوسلیان‌، عملیات فریب اجرا کردیم‌.
تطهیرناشدنی
اسدالله علم‌ در سال‌ 1352 درباره وضعیت انتخابات می‌نویسد: «در كليه‌ سطوح‌ از انتخابات‌ مجلس‌ گرفته‌ تا انتخابات‌ محلی و انجمن‌ شهر، دولت‌ آزادی را از مردم‌ سلب‌ كرده‌ و اراده‌ خود را تحميل‌ كرده‌ و نامزدهای خود را از صندوق‌ها بيرون‌ می‌آورد. مثل‌ اينكه‌ رأی‌دهندگان‌ كوچکترين ‌حقی در اين‌ مورد ندارند.» از همین رو بود که به تعبیر فريده ديبا: «مردم در انتخابات يا شركت نمی‌كردند يا تعداد شركت‌كنندگان فوق‌العاده ناچيز بود.»
به روایت سید رضا زواره‌ای
مرحوم سید رضا زواره‌ای می‌گوید: «اعضای شورای نگهبان در مجموع دوازده نفرند که از شش نفر فقیه و شش نفر حقوق‌دان تشکیل می‌شوند. در رأی‌گیری‌ها هم این‌طور نیست که آقایان فقها یک طرف باشند و حقوق‌دانان یک طرف. البته اختلاف نظر یک امر طبیعی است اما بنده تا به حال به خاطر ندارم که در زمینه‌ قانون اساسی، فقها یک جا، نظر واحدی داشته باشند و حقوق‌دانان هم یک نظر واحد دیگر».
به روایت احمد توکلی
شب عيد فطر مسؤولين زندان اعلام كردند و گفتند كه يادتان باشد، روبوسى ممنوع است و وجه مجاز آن فقط در عيد نوروز است. گفتم: «اين مسخره‌بازى‌ها چيست؟ بايد روبوسى كنيم.» به آقاى سيد احمد نصرى گفتم: «فردا صبح يادت باشد كه در حياط با هم روبوسى كنيم.» گفت: «باشد.»
روایتی از علاقه شیعیان افغانستان به رهبر نهضت اسلامی
حجت‌الاسلام محمد افشاری، درباره علاقه شیعیان افغانستان نسبت به امام خمینی می‌گوید: «منطقه وسیع و بزرگی در بین قندهار و کابل به نام جاغوری قرار داشت که اکثریت شیعیان این منطقه مقلد امام خمینی بودند. لذا کاری که من باید انجام می‌دادم، بردن رساله و کتاب‌های مختلف بود تا آنها مرجع تقلید خودشان را بهتر بشانسند...».
برگی از خاطرات منتشر نشده مرحوم نژادحسینیان،
مرحوم نژادحسینان که به هنگام حمله عمال شاه به مدرسه فیضیه 17 ساله بود، از قضا روز واقعه در قم حضور داشت. وی خاطره آن روز را اینطور به یاد می‌آورد: «روز وفات‌ امام‌ جعفرصادق(ع) بود که‌ به مدرسة‌ فیضیه حمله کردند. آن روز ما اتفاقاً با برادرانم‌ و آقای‌ رفیق‌دوست‌ و بچه‌های‌ مسجد محمدی‌ قم‌ بودیم‌. ما در مدرسة‌ فیضیه‌ حضور داشتیم که‌ [ماموران شاه] ریختند و زدند و کشتند. این در حقیقت اولین‌ مواجة‌ من‌ با سیاست‌ بود. آن روز منزل‌ امام‌ هم رفتیم و از آن‌ به‌ بعد در فعالیت‌های‌ سیاسی‌ حضور داشتم.»
آنتونی پارسونز می‌گوید: «تأثیرات سیاسی جشن شیراز بسیار جدی بود و اکثر برنامه‌‌های آن به حواشی افراطی برخی هنرها اختصاص یافته بود که چندان ضروری هم به نظر نمی‌رسید. همچنین چرا باید آن همه هزینه صرف نمایش هنرهای اروپایی، مجموعه‌‌های هنری و [ساختن] مراکز فرهنگی عظیم و پرزرق‌وبرقی می‌شد...»
به روایت خاطرات
بنا به گفته‌ خانم معصومه جاویدی استقبال از سخنرانی‌های دکتر مفتح به حدی بود که شب‌های جمعه در خیابان و کوچه‌های اطراف مسجد، فرش پهن می‌کردند و مردم و حتی زنان به طور گسترده از سخنان وی استقبال می‌نمودند. به گفته‌ی ایشان شب‌های 19، 21 و 23 ماه رمضان، تاسوعا و عاشورای سال 1353 بیشترین جمعیت در مسجد جهت سخنرانی دکتر مفتح و دیگر روحانیان حضور داشتند. اقدامات و فعالیت‌های دکتر محمد مفتح از چشم ساواک دور نماند و با توجه به سوابق او در مراکز امنیتی و انتظامی، با دقت کنترل و گزارش می‌شد.
آیت‌الله محی‌الدین انواری در ارتباط میان جامعه و رهبری انقلاب، محوریت با استاد مطهری بوده است: «در آن ایام، جمعی از بازاریان و دانشجویان، نوعی فعالیت داشتند که نمی‌توان آن را گروهی و حزبی نامید. به این ترتیب که بین تهران و قم آمد و شد می‌کردند و اخبار را از تهران به مراجع و خصوصاً امام می‌رساندند. در این فعالیت ابتکار عمل در دست مرحوم مطهری بود و اعلامیه و نوارهای سخنرانی را به تهران منتقل می‌کردند و کارشان پخش اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی بود و خیلی فعال و در عین حال صمیمانه به این کار می‌پرداختند...».