جنگ یک گسست ساختاری در کشور نیست. جنگ برخی از جنبههای زندگی و جامعه را برجستهتر میکند. جنگ ایران ما را مانند آینهای -بسیار روشنتر از دوره پیش از جنگ- در مقابل ما قرار میدهد. شکی نیست که جنگ اخیر، تجاوز اسرائیل و آمریکا علیه ایران بود؛ ولی لزوما این یک حادثه بیرون از جامعه ایران نبود. میخواهم بگویم چگونه جنگ تبدیل به لحظهای شد که جامعه ایران خودش را بیپردهتر ببیند.
زبان فارسی در شاهنامه نوعی «زیرساخت مقاومت» است. فردوسی اجازه نداد روایت تاریخی ایران در زبانِ قدرتِ غالب حل شود. او با زبان فارسی، حافظه اسطورهای و تاریخی ایران را رمزگذاری کرد و به نسلهای بعد منتقل ساخت. به همین دلیل شاهنامه فقط کتاب داستان نیست؛ بلکه نوعی «حافظه زبانیِ تمدن ایرانی» است که مانع استحاله فرهنگی و فراموشی هویتی میشود.
دمیدن روح مقاومت و حماسه در کالبد زخم خورده با منظومه رمضان
دشمن؛ ملتِ ایران را نمیشناسد و با تاریخ و فرهنگ و تمدن ۶ هزار ساله ایران بیگانه است. فرهنگ و تمدن باشکوهی که رمز مقاومت و تابآوری ایرانیان در برابر تجاوز و تهاجم دشمنان شیطان صفتی، چون اسکندر مقدونی، مغولها و تیمور در ادوار تاریخی گذشته و ایستادگی شگفت و بینظیر آنان در برابر جهانخواران شیطان صفت در عصر حاضر است. ملتی که برای حفاظت از پلها و نیروگاهها و زیرساختهای کلیدی کشور خویش، در زیر باران بمب و موشک زنجیره انسانی تشکیل میدهند، ملتی مقتدر و شکستناپذیرند و این همان چیزی است که در باور دشمنان نمیگنجد.
سودای «تاریخ مردم» همواره یکی از دغدغههای جدید آکادمیهای تاریخ در روزگار جدید بوده است و اینک چه چیز مهمتر و بهتر از جنگ برای نگارش تاریخ مردم ایران. جنگ رمضان بهترین لحظه برای شناخت نه فقط تاریخ اکنون بلکه تاریخ معاصر است. این جنگ همه تاریخ ما را یکجا روایت میکند. جنگ رمضان فرصتی است که به سراغ مردم برویم و لحظه حضور آنها در این نبرد را «تاریخی» کنیم: اینکه این اراده چگونه شکل گرفت؛ ریشه در چه دارد و چطور جنگ ما را احیا کرد. «تاریخ مردم» باید به سراغ زندگی جنگی ما برود.
بزرگ دانستن ایران یک دعوی احساساتی نیست، گواهی تاریخ است. مغولها به قصد کشورگشایی و تصرف سرزمین به ایران هجوم نیاوردند بلکه آمدند بکشند و ویران و نابود کنند، اما چندان دیر نپایید که گویی از مغولبودن منصرف شدند و دیگر مغول نبودند. ایران عنصر مغولی در وجودشان را نابود کرد و آنها را در خدمت خود گرفت.
حالا خزانهی تاریخیِ اسلامگرایی، و فراتر از آن: تشیع، صاحب یک اسطورهی جدید شده که حیات و مماتش، همزمان دو سرمشق تاریخی بنیادی شیعه، یعنی علی (ع) و حسین (ع)، را برای بدنهی اسلامگرایان تداعی میکند. در حافظهی تاریخی شیعه حالا شمایل یک رهبرِ مبارزِ شهید نقش بسته که هم توانست چند دهه حکمرانی کند و هم در برابر قدرتهای جهانی ایستادگی کند تا شهید شود. از سوی دیگر، باورِ اسلامی به «حضور» و «استمرارِ حیاتِ» شهید، این شمایل را مانا و نامیرا خواهد کرده و به منبعی جوشان و الهامبخش برای هواداران مبدل خواهد ساخت. اگر قدرتهای تجاوزگر و مستکبر غربی، بهرغم پژوهشهای فراوانِ آکادمیای غربی دربارهی عاشورا، فهم دقیقی از مفهوم «شهادت» بهویژه در خوانش شیعی داشتند و نیرویی که «آیتالله شهید خامنهای» تولید کرده و خواهد کرد را تخمین میزدند، شاید چنان جنایتی را رقم نمیزدند.
برای خیلی از تحلیل گران سیاسی این پرسش مطرح شده است که تکیه گاه ایرانِ تنها کجاست؟ برخی توقع دارند در بحران کنونی قدرتهای بزرگی مثل چین و روسیه به نفع ایران وارد جنگ شوند یا اروپا برای آنها کاری انجام دهد. دکتر مصباحی استاد روابط بین الملل استاد دانشگاه فلوریدا در کتاب تنهایی استراتژیک ایران نشان میدهد ایران در تاریخ سه هزار ساله خود در بحران های مختلف هیچگاه تکیه بر ابرقدرتی نداشته و سرنوشتش همیشه با تنهایی رقم خورده است.
خشم، بیزاری، نفرت، کینتوزی، آزردگی، و افراط و افراط و افراط سرمایه ایرانستیزی است. هر قدر فرهنگ ایران به تعادل و توازن زندگی دعوت میکند و خویشتنداری و مردمی و آزادگی و بیآزاری و گذشت و جوانمردی را میستاید، ایرانستیزان به خیال خود از راههای نبهره تمنای ایران مطلوب میکنند. راههایی که هیچ نسبتی با تاریخ و تفکر ایران ندارد. یادگار دوران ناکامیهای اجتماعی و سیاسی است. برونفکنی شکست و ناکامی است که در اغلب موارد از کژاندیشی خود مدعیان و انتظارات ایشان برآمده است. بنابرین، میتوان گفت که ایرانستیزان اصولا با تاریخ ایران و فرهنگ آن بیگانهاند. حتی وقتی تاریخ مینویسند!
با یک چشم اشک و یک چشم خون باید گفت، ملتی که بدون تاریخ زندگی کند و گذشته واقعی خود را با همه شکستها و پیروزیهایش به یاد نیاورد، به ناکجاآباد خواهد رفت.
نویسنده معتقد است که غنینژاد با استفاده از روشی مچگیرانه، تقلیلگرایانه، ابهامآمیز و با دستکاری جزئیات تاریخی (زمانپریشی و مفهومپریشی)، روایتی مغرضانه و پریشان از تاریخ معاصر ارائه میدهد.