مقاومت طرح بنیادی ایرانیان برای فصل جدیدی در تاریخ جهانی است. این مقاومت اگرچه بروز و ظهور سیاسی در قالب جنگ دارد، اما به شدت فرهنگی و با بنیادهای اجتماعی مردم گره خورده است. جنگ رویه و سطح این تاریخ جدید است که باید از آن عبور کرد و به بنیان آن رسید. متکی به همین بنیادهای فرهنگی است که استقبال از پیکر رهبر شهید در عراق همانند ایران است. مقاومت موضوعی اساسی برای تاریخ جهانی است. موقعیت نامناسب قدرت و دولت ملی ایـرانیان در قـرن نوزدهم به آنـان ایـن فرصت و توانایی عملی را نداد تا از موقعیت تاریخی خود در مجموعۀ تاریخ جهانی دفاع کند. اما اینک فرصت آن پیش آمده است.
تشییع تاریخی رهبر شهید، تجلی تمدنی بود که پیشتر در درون انسانِ نوشده ایرانی شکل گرفته بود و اکنون در تاریخ ایران صورتی آشکار و قدرتمند یافته است. تشییع میلیونی امام شهید را نمیتوان تنها یک رخداد اجتماعی یا انفجار عاطفه دانست. آن صحنه بزرگ، بیش از آنکه آغاز باشد، ظهور بود؛ ظهور تحولی ژرف که پیشتر در درون ملت، پس از شهادت، روی داده بود و سپس خود را در سیمای واقعه تاریخی تشییع آشکار کرد.
چه چیزی این جمعیت متکثر و کثیر را چونان یک تن منسجم و یک شکل کرده بود؟ چه چیزی بعد از چهار ماه از شهادت خامنهای شهید، دلها و جانها را در نسبت با ایشان یگانه کرده بود و زخم این شهادت را در روح و جان آنها زنده و تازه نگه داشته بود؟ شاید پاسخ، «آرمان مشترک» که پیوند و وحدت معرفتی میسازد و "عاطفه" که پیوند و وحدت روحی ایجاد میکند و "ایمان" که پابرجایی و استواری مشترک میآفریند و «معجزه شهادت» که این سه عنصر را در عالیترین سطح پدیدار میکند.
آنچه در پی میآید، مرور شش خاطرهی کمترگفتهشده از زندگی و مبارزات آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، در بستر شهر مشهد است؛ از روزگار خفقانآلود ساواک در مسجد امام حسن (ع) و جلسات پنهان تفسیر قرآن، تا شبهای رمضان مسجد کرامت با نوارهای ضبطشدهی طرح کلی اندیشهی اسلامی، و از لحظات سادهی نشستهای انقلابی پس از راهپیماییها تا حکایت طنزآمیز «گلستان سعدی» در دیدار با شاعران خراسانی.
امر ملی مفهوم یا مضمون و یا مصداقی است که ملت ایران بر سر حفاظت دفاع و پشتیبانی از آن همدل و همداستانند. ایران مهمترین امر ملی در موقعیت جنگ و مذاکره کنونی است. امر در واقع کلیدواژهای است که به هویت و ساختار و استقلال و وحدت سرزمینی و ملی و فرهنگی و تمدنی میتواند ناظر باشد.
بدون سیاست فشار حداکثری ترامپ به احتمال زیاد ایران شاهد بحرانهای اقتصادی از نیمه دوم دهه نود به بعد نبود، آبان ۹۸ اتفاق نمیافتاد و ترور سردار سلیمانی و در نتیجه حمله به عینالاسد و سقوط هواپیمای اوکراینی هم رخ نمیداد، جنگ دوازده روزه هم نمیشد و حوادث تلخ دی ماه ۱۴۰۴ هم به وجود نمیآمد، اینها به انضمام تمام مصائب بعد از جنگ چهل روزه اخیر ناشی از فشار حداکثری ترامپ هستند و فاکتورش را باید به حساب جریان ایرانی طرفدار فشار حداکثری یعنی سلطنتطلبان و فرشگردیها و نوفدی و شخص رضا پهلوی نوشت.
سوء مدیریت بنیصدر در بسیاری از رویدادهای آن مقطع زمانی همچون سقوط خرمشهر، محاصره آبادان، سقوط پادگانها و مقرهای نظامی، سقوط بخشهای مهم و مناطق حساس از خاک ایران از سوی عراقیها، تضعیف سپاه و ایجاد اختلاف بین سپاه و ارتش، جلوگیری از حضور نیروهای مردمی در جبههها و ایجاد جوّ التهاب سیاسی، اجتماعی و نظامی در طول مدّت ریاست جمهوریاش، کاملاً محسوس و قابل توجه است. جمعبندی مسائل اینچنینی، باعث شد حضرت امام (ره) او را در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ از فرماندهی کل قوا عزل نمایند.
از مهمترین ویژگیهای عمده اسناد ساواک که بالاخص در انجام پژوهشها و تحقیقات تاریخی سیاسی بر اهمیت آن میافزاید، تهیه روزانه و گاه لحظه به لحظه این اسناد و گزارشها توسط ماموران و خبرچینان آن سازمان است که میشود میان پژوهشگران دقیق و دارای آگاهی کافی با سوژه مورد مطالعه ارتباطی بدون واسطه و شفاف ایجاد کند تا تصویر دقیقتری از فضای مورد بررسی ترسیم نماید. بالاخص پژوهشگران و محققانی که اسناد و مدارک بر جای مانده از ساواک را دستمایه انجام تحقیقات تاریخی قرار میدهند ضرورتا باید اسناد فوق را با دیگر منابع آشکار یا آرشیوی و طبقهبندی شده در دیگر مراکز اسنادی و ... تلفیق و احیانا مورد سنجش و ارزیابی قرار دهند.
به بهانه سالروز نامه تاریخی رهبر شهید انقلاب به دانشجویان آمریکایی
ایران دهههاست که در «لیست دشمنان» آمریکاییها قرار دارد. این به دلیل جاهطلبیهای هستهای جمهوری اسلامی، ایدئولوژی مذهبی یا خصومت بدخواهانه با ایالات متحده یا اسرائیل نیست. نخبگان امپراتوری، ایران را دشمن میدانند، زیرا از سال ۱۹۷۸، زمانی که مردم ایران شاهِ منصوب آمریکا را سرنگون کردند، ایران منبع اصلی مقاومت در برابر طرحهای آمریکا برای تسلط بر منطقه بوده است.
تجربه دموکراسیهای لیبرال نشان داده که این نظامها با پدیدههایی مانند عقبگرد دموکراتیک و ظهور رهبران پوپولیست مواجه شدهاند و در سوی دیگر نیز نظامهای اقتدارگرا با چالش ناکارآمدی روبهرو هستند؛ بنابراین باید مدلی طراحی شود که در آن، در سطح محلی دموکراسی واقعی وجود داشته باشد و مردم در امور منطقهای و شهری نقش مستقیم داشته باشند، اما تصمیمگیریهای کلان کشور بر عهده یک ساختار شایستهسالار و متمرکز باشد.