جنگ شناختی و خطرات روایت نا‌دقیق از گذشته

مسئله اصلی، بازسازی اعتماد از طریق بازسازی روایت است؛ روایتی که هم بحران‌های گذشته را صریح و بی‌پرده بازگو کند و هم از بیان واقعیت‌های غیرقابل‌انکار پرهیز نداشته باشد. تنها در چنین صورتی است که مخاطب، به‌ویژه مخاطب نخبه و نسل جوان، احساس می‌کند با روایتی صادقانه و عقلانی مواجه است؛ روایتی که نه از سر تعصب، بلکه از موضع تحلیل تاریخی سخن می‌گوید.

برخاستن و ایستادن ایران

ایران، این سرزمین کهن، در گذر از امواج پرتلاطم تاریخ، در ژرفنای وجودش همواره آموخته است که از دل بحران‌ها، آگاهی‌های تازه و ظرفیت‌های ناشکفته را شکوفا کند، چنان‌که در دشواری‌ها آگاهی نیز زاده می‌شود. چنین است که بحران‌های سیاسی - اجتماعی هویت ملّی را بار دیگر برای ایرانیان یادآور می‌شوند. امروز نیز «برخاستنِ ایران» واقعیتی است برآمده از ایمان راسخ به اصالت فرهنگی و انسجام اجتماعی که در طول قرن‌ها درهم تنیده شده است. این برخاستن، ناشی از ایستادگی مردمی است که بر مبنای ظرفیت تمدنی این سرزمین حاضرند از هویت جمعی خود حتی در سخت‌ترین شرایط پاسداری کنند.

پیدا و پنهان سند راهبرد امنیت ملی آمریکا در دوره ترامپ

این سند توسط گروهی از دولت موسوم به «ماکان» - جناح افراطی جمهوری‌خواه - تهیه شده است. محور اول در این سند ایجاد سلطه دائمی در آمریکای لاتین است، مطلبی که در سند‌های پنجاه سال گذشته آمریکا اصلا وجود نداشت. محور دوم کاهش و در مواردی قطع کمک‌های آمریکا و در مقابل افزایش فروش سلاح؛ محور سوم تکیه بر درآمد‌های خارجی با کاهش واردات؛ چهارم کاهش نقش و جایگاه اروپا و تا حدودی خاورمیانه و حتی تعبیر اینکه تمدن اروپایی رو به پایان است.

سلطنت ایرانی؛ ستون پنهان تشیع و تاریخ قدرت

جریانی که به‌طور عرفی «سلطنت‌طلب» نامیده می‌شود، اما خود را در لفافه‌ای از لیبرالیسم، محافظه‌کاری، ناسیونالیسم مدرن و ادعای پیوند ارگانیک با جهان جدید عرضه می‌کند، از آغاز با یک فقدان فکری عمیق زندگی کرده است؛ فقدانی که نه اتفاقی است و نه حاشیه‌ای، بلکه در هسته جهان‌بینی آن جای دارد. این جریان هرگز مواجهه‌ای جدی، منظم و اندیشیده با اسلام‌گرایی نداشته است. نه مواجهه‌ای نظری، نه فهمی تاریخی، و نه تلاشی برای درک آن به‌مثابه یک پدیده ریشه‌دارِ معنایی و متافیزیکی. اسلام‌گرایی برای آن همیشه چیزی بوده که باید از آن عبور کرد، نه چیزی که باید فهمید.

محمدهادی محمودی| روز آینده

 روز‌های کوچک تاریخ کشدارند و روز‌های بزرگ کوتاه. وابستگی تاریخ، اما به روز‌های بزرگِ کوتاه بسی بیشتر است از روز‌های کوچکِ کشدار. در آن روز‌های بزرگ است که انسان معنا می‌شود، از سرنوشت نوع خویش می‌پرسد و پاسخی از روزگار می‌گیرد. این روز‌ها تعیین‌کننده‌اند، تعیین‌کننده‌ی روز‌هایی که می‌آیند، آینده؛ این رزو‌ها روز‌های آینده‌اند، هر چند همین امروز باشند. مردم ایران مدت‌ها غایب بزرگ روز‌های بزرگ بودند.

بیژن عبدالکریمی| بیداری یا تداوم اینرسی تاریخی

حملۀ اسرائیل و آمریکا به خاک کشورمان، در ۲۳ خرداد، و حوادث روز‌های هفتم تا بیست‌ودوم دیماه امسال (۱۴۰۴)، دو رویداد و دو نقطۀ عطف تاریخی در تاریخ حیات اجتماعی ما، ایرانیان بوده است، دو رویدادی که به‌خوبی آشکار می‌سازد نظام سلطۀ جهانی، به رهبری اسرائیل و آمریکا، کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته است و هر دو مورد می‌بایست به بیداری همۀ نیرو‌های اجتماعی، از جمله حاکمیت و دولت، و غلبه بر اینرسی حاکم بر همۀ گفتمان‌ها منتهی می‌شد، لیک متأسفانه این غلبه هنوز خود را نمایان نکرده است.

پیام فضلی نژاد| درس نیم قرن

قدرتمندان ما، همانطور که «دین» را بر خود تنگ گرفتند، «فکر» را نیز نزد خود محدود ساختند و از توسعه منابع شناختی به منظور حکمرانی بهتر غفلت ورزیدند. بنابراین، تصحیح خطای انحصارگرایی معرفتی، وظیفه فوری دستگاه دیوان‌سالاری کشور است و عبور از این «دام‌های شناختی» منجر به احیای کارخانه قدرت‌سازیِ ملی خواهد شد. صدای مردم و متفکران، این بار باید شنیده شود.

میثم مهدیار| «شکاف نسلی» یا «جامعۀ توده‌وار»؟

اگرچه اعتراضات اقتصادی از یک هفته پیش از این شب‌ها در خیابان‌های تهران تا حد زیادی به طور مسالمت‌آمیزی پیگیری می‌شد، اما با فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه یکباره صحنه اعتراض در تهران و بسیاری از شهر‌ها به جنگ شهری تغییر جهت داد. برای تبیین و توضیح اجتماعی این فاجعه دو دسته از تبیین‌ها را می‌توان برشمرد. دسته اول تبیین‌هایی که از مفهوم «گسست نسلی» و دسته دوم تبیین‌هایی که از مفهوم «توده‌وارگی» بهره می‌گیرند.  
پارادوکس و امتناع

موسی نجفی| انقلاب لیبرالیستی پسا انقلاب اسلامی

از نظر فلسفه سیاسی  و به لحاظ شرایط تاریخی ما نمی‌توانیم انقلاب لیبرالیستی پسا انقلاب اسلامی داشته باشیم. از نظر تجربه تاریخی هم تحولات دو دهه پس از شکست نهضت مشروطیت نه تنها منجر به آزادی و آزادیخواهی در جامعه ایرانی نشد بلکه دستاورد‌های نهضت بزرگ مشروطه نیز قربانی کودتای یک قزاق مستبد و وابسته به استعمار خارجی گردید.

محمدجواد قاسمی| نرم‌افزارِ «اعتراض مصلحانه»

وقتی فریاد در خیابان به تغییر در رویه منجر نشود، انرژی متراکم اجتماعی به جای آنکه موتور محرک اصلاح باشد، به نیرویی ویرانگر بدل می‌گردد. در چنین اتمسفری، حکمرانی نیازمند یک به‌روزرسانی بنیادین در نرم‌افزار برخورد با پدیده‌های اجتماعی است؛ نرم‌افزاری که من آن را «اعتراض مصلحانه» می‌نامم.
صفحه قبل ۴ صفحه بعد