۴۷ سال قبل و در چنین روزی و درست، یک روز بعد از آن که رهبری انقلاب، فرمان تشکیل «شورای انقلاب» را صادر کرده بود تا مقدمات انتقال از حکومت سلطنتی به «جمهوری اسلامی» را فراهم سازد، محمدرضاشاه پهلوی به خواست شاپور بختیار نخستوزیر تن داد و اعضای شورای سلطنت را تعیین کرد؛ اقدامی که دستکم به منزلۀ پایان سلطنت شخص او بود؛ بیآنکه رسماً کناره گرفته باشد.
روش آیتالله خامنهای نهتنها با توسعه در جهان جدید همخوان است، بلکه اساساً توسعه بدون آنها بیمعناست. البته در لایه خردتر حتماً میتوان به سیاستهایی که در دوره زعامت ایشان بوده است مثل آزادسازی بازار پول و واگذاری مالکیت شرکتهای دولتی و تضعیف دولت از این مسیر نقد داشت ولی اینها چیزهای غیرقابل جبران نیست.
در جهان جدید، نه حقوق بینالملل نقشی و اثری دارد و نه اخلاق. پدیده تازهای هم نیست. تنها به دلیل روش و منش پدرخواندگی کورلئونه ترامپ این امر صراحت بیشتری یافته است. برخلاف جرج بوش پسر که از دموکراسی و عدالت برای عراق سخن گفت، ترامپ از قدرت، منافع و امنیت آمریکا سخن میگوید. رئیسجمهوری ونزوئلا را با ساخت و پاخت سیا با ارتش ونزوئلا به بهانه مبارزه با مواد مخدر و اجرای عدالت ربودند. البته این ربایش در روزی صورت گرفت که قرار بود اسناد حضور دونالد ترامپ در جزیره فساد جفری ایپستین اعلام شود؛ همان روشی که نتانیاهو با دادگاه در اسرائیل دارد.
همهٔ جنبشها (از تونس و مصر تا هنگکونگ و برزیل) در ابتدا اعتراضات خیابانی بودند که نیروی اجتماعی چشمگیری در میدان داشتند، همه در پی مشکلات متعدد و البته متفاوت در هرکشور شکل گرفتند، اغلب توانستند دولتها را وادار به استعفا یا عقبنشینی کنند، اما درنهایت هیچکدام تفاوت پایدار و سازندهای متناسب با مطالباتشان ایجاد نکردند و برخلاف ادعای اولیه به انقلاب نرسیدند.
تفسیر شهید حاج قاسم سلیمانی از ایران و امر ملی، قرائتی امنیتمحور، تاریخی و مردمپایه است. در این قرائت، ایران نه صرفاً یک واحد سیاسی مدرن، بلکه کلیتی تمدنی و تاریخی است که استمرار آن در گرو پیوند میان هویت، امنیت و کنش جمعی قرار دارد. دین در این چارچوب، نه عنصری بیرونی یا رقیب امر ملی، بلکه بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی جامعه ایرانی تلقی میشود که در بزنگاههای تاریخی به تقویت انسجام ملی یاری رسانده است. ملت نیز در این نگاه، صرفاً موضوع سیاستگذاری نیست، بلکه فاعل اصلی قدرت ملی و پشتوانه واقعی امنیت کشور به شمار میرود.
در میان خیل کسانی که درگذشت بهرام بیضایی را تسلیت گفتند؛ یک پیام تسلیت، عجیب و در عین حال حسابی خندهدار و مضحک بود: پیام رضا پهلوی به این مناسبت. ممکن است فکر کنید برای این میگویم که شاهزادهای که چیزی از فرهنگ و هنر و هویت ملی سرش نمیشود، چگونه در پیامش به این موارد اشاره کرده است. اما نه؛ موضوع چیز دیگری است و آن اینکه بیضایی نه یک بار و دو بار و سه بار، که بارها و بارها به سانسور شدید در سازمان بیسامان فرهنگ رژیم شاهنشاهی اعتراض کرده و آن را هم در گفتار و هم بارها در نوشتههای گوناگون چه به صراحت و چه سربسته و به تلویح به زبان و قلم آورده بود.
جایزه جهانی امام خمینی (ره) در نخستین دوره برگزاری خود، تنها یک رویداد تشریفاتی یا یادبود تاریخی نیست، بلکه تلاشی است برای بازخوانی «مکتب امام (ره)» بهمثابه یک پروژه زنده گفتمانساز در جهان امروز؛ جهانی که از یکسو با بحران هویت، معنا و فرسودگی نظم لیبرال و از سوی دیگر با جنگ روایتها، اسلامهراسی و سلطه فناوری و سرمایه دستبهگریبان است. این رویداد و اقدام فرهنگی - تمدنی، میکوشد نام و اندیشه امام خمینی (ره) را به یکروند و کانون گفتوگوهای جدید درباره عدالت، معنویت، مقاومت و انسان متعالی بدل کند و در قالب یک «دیپلماسی دعوتمحور»، شبکهای جهانی از اندیشمندان، کنشگران و نخبگان را پیرامون این مضامین گرد آورد.
یکی جامعه علمی حوزوی و دیگری جامعه علمی دانشگاهی. بهروشنی میان این دو تفاوتهایی وجود دارد. هدف آن است که از منظر مفهوم (جامعه علمی)، این دو به یکدیگر نزدیک شوند و در نهایت با حفظ اصول هر دو نهاد و بدون مداخله در امور اختصاصی، به همافزایی در فهم و دانایی جامعه بینجامند و جامعه را از آشفتگی و دوگانگی آسیبزا به سوی نوعی اتحاد سوق دهند.
دوگانگی سازمان ملل در دو تجاوز
۱۸ آذر، سالروز اعلام عراق به عنوان مسئول و آغازگر جنگ از سوی دبیرکل سازمان ملل، فرصت مناسبی است تا با بررسی عملکرد سازمان ملل متحد و شورای امنیت نشان داده شود که این نهاد بینالمللی در مواجهه با دو تجاوز نظامی عراق، رویکردی کاملاً دوگانه و ناعادلانه اتخاذ کرده است.
بازخـوانی انتقــادی آرای محمود سریعالقلم به بهانه گفتار اخیر او درباره اهمیت طبقه متوسط
در سپهر اندیشه سیاسی و مطالعات توسعه در ایران پس از جنگ، کمتر نامی به اندازه محمود سریعالقلم، استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی، با کلیدواژگانی چون «عقلانیت»، «توسعهیافتگی»، «اصول ثابت»، «بینالمللی شدن» و «شخصیت ایرانی» گره خورده است.