شهيد سعيدى از روحانيونى بود که از سوى آيتالله بروجردى براى تبليغ به آبادان اعزام شد. در آنجا مورد توجه مردم آبادان بود و مقبوليت خوبى بين آنها پيدا کرده بود. شهيد سعيدى در اين شهر بهواسطهى سخنرانىهاى تند خود براى اولين بار دستگير شد.
ساواک در ایلام | بخش سوم
اسرائیل دارای 3 پایگاه برون مرزی در ایران بود که احتمالاً از سال ۱۳۳۷ این پایگاهها ایجاد شده بود. این ۳ پایگاه در خوزستان (مرکز اهواز)، در ایلام (مرکز ایلام) و در کردستان (مرکز بانه یا مریوان) و در محلی مستقر بود که ساواک هم در آن محل باشد. هدف پایگاههای برون مرزی اسرائیل در ایران، عراق و کشورهای عربی بود و اکثر مأمورین را این ۳ پایگاه استخدام میکردند و پس از آموزش کامل مرحله بهرهبرداری شروع میشد.
به روایت حجتالاسلام منتجبنیا
در بين جنازهها، دانشآموزى كه كتابى روى سينهاش بود و بدنش خونين شدهبود، با قيافهاى مظلوم به چشم مىخورد. مردم وقتى جنازهى او را ديدند به شدت گريه كردند و شور و هيجان عجيبى در مسجد ايجاد شد.
آیتالله موسوی جزایری در مورد نقش مبارزاتی کسانی که از سوی ساواک متهم به عوام بودن شدهاند، میگوید: «در بازار عدهای بودند مقلد حضرت امام که چنان متعصب و سرسخت هم بودند در راه و کار خودشان که ضمن اینکه بازاری بودند اما این جور بودند که اگر امام دستور میفرمود که همهی مال و املاکتان را باید بدهید، راحت میدادند، راسخ بودند در کار خودشان و در عقیدهی خودشان.»
به بهانه روز دزفول؛ مقاومت و پایداری
«... مادری آنجا بود که به علیچنار میگفت اگر فقط يک کفش پسرم پيدا شود و من بفهمم که شهيد شده، خيالم راحت میشود.»
یکی از برنامههای جنجالی حکومت پهلوی در اواخر دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۴۰ اصلاحات ارضی و تقسیم زمین بین کشاورزان بود. اکثر مالکان در مناطق مختلف ایران و ازجمله در گیلان به جهت اجرایی شدن قانون اصلاحات ارضی و از دست دادن بخشی از املاک خود به دشمنان رژیم پهلوی تبدیل شدند. در گزارشی از ساواک آمده است: «یکنفر بنام شیخ صادق معروف به احسانبخش در شفت در بالای منبر تبلیغات سوء برعلیه شخص اول مملکت و اصلاحات ارضی بیان داشته و مردم را به سقوط دولت امینی توجه داده و سیاست دولت را محکوم داشته و مردم را به قیام و بلوا و آشوب دعوت مینماید.»
آقاى آذرآبادى میگوید: «یک روز امام مصلحت اسلام را در این دید که سه فرزندم شهید شوند، روز دیگرى مصلحت اسلام را در این دیده است که قطعنامه صلح را قبول فرماید، سمعآ و طاعه، و اگر روزى هم برسد و مصلحت اسلام را در این ببینند که مرا امر کنند و بگویند مصلحت اسلام در این است که باید بروى و دست صدام را ببوسى، نمیگویم چرا؛ بلکه مىگویم امام من، مصلحت اسلام را این چنین تشخیص داده و مىروم عمل به وظیفه مىکنم».
انقلاب اسلامی در بجنورد
از جمله روحانيون بجنورد مىتوان از حاجآقا مهماننواز، برات محمد شاددل و قربانعلى محمدىمقدم ياد كرد كه هر كدام به گونهاى در اين حركت مؤثر بودند. از روحانيت بيرون، شهيد هاشمىنژاد، شهيد كامياب، كَرَمى و...، و از نسل جديد و جوان طلابى چون عبدالعلى جعفرى، حسن شريعتى و على عمرانى، ارحامى، ايوبى، ايزدى و... كار مىكردند. به اعتراف خود روحانيت غير از افرادى كه بيان شد، نسل قبلى و معمرين حضور نداشتند و جوانان طلبه صحنهگردان مبارزات مردم مسلمان بجنورد بودند.
انقلاب اسلامی در ارومیه
ما شعار میدادیم و شعارهای ما مشخص بود، و اینها هم شروع كردند شعارهای خود را سر دادند. اینها تا سرِ بازار آمده، شعار كمونیستی داده بودند. یكسری نجارها و آهنگران و اینها ریختند در خیابان آنقدر كتك زدند كه نوبت به پلیس نرسید و این مقابله تا باعث شد بساطشان را جمع كنند.
برشی از خاطرات احمد توکلی
یکی از تلخترین رخدادهای تاریخی دوران رژیم پهلوی است که شاید اغلب افرادی که آن روزها را درک کردهاند طعم تلخ این حقارت را چشیده باشند. این مسئله در شمال کشور به دلیل وجود پایگاههای جاسوسی امریکا علیه شوروی بیش از پیش میشد. آنچه که به جهت تاریخی به کاخ صفیآباد بهشهر مشهور است روزگاری پایگاه جاسوسی امریکا بود.