خیابان در سیاست ایران
در مطالعات تاریخ معاصر ایران، «میتینگهای سیاسی» رویدادهایی هستند که کمتر درباره آنها سخن گفته شده است. از میتینگ جلالیه (۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۰) تا میتینگ امجدیه (۲۲ خرداد ۱۳۵۹)، گردهماییهای پرشمار و متنوعی توسط گروههای سیاسی مختلف برگزار گردید که لازم است نگاهی هرچند گذرا به آنها افکند.
تشکیل ارتش آزادی بخش در ۳۰ خرداد ۱۳۶۶
اعلام تأسیس ارتش آزادیبخش در سال ۱۳۶۶ از سوی سازمان مجاهدین خلق، نقطه عطفی در تغییر راهبرد نظامی این سازمان به شمار میآید. این تحول، بیانگر گذار از الگوی تروریستی و جنگ چریکی شهری به تلاش برای اجرای نوعی جنگ کلاسیک در قالب یگانهای منظم و در همکاری مستقیم با ارتش بعث عراق بود.
هیاهوی سیاسی در حاشیه فوتبال
جام جهانی فوتبال برای برخی گروهها همواره فراتر از یک رقابت ورزشی صرف بوده است. در این میان، شماری از جریانهای اپوزیسیون خارج از کشور در دورههای مختلف کوشیدهاند از توجه رسانهای گسترده این رویداد جهانی برای طرح پیامها و اهداف سیاسی خود بهره بگیرند.
به مناسبت تظاهرات روز ۲۵ خرداد ۱۳۶۰
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک جبهه ملی با نظام جمهوری اسلامی به تدریج افزایش یافت و سرانجام در ماجرای فراخوان راهپیمایی ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ این تقابل به اوج خود رسید و سبب محو جبهه ملی از معادلات سیاسی ایران گردید.
آنچه بود؛ آنچه شد
آزادی گروگانهای آمریکایی در سال ۱۳۵۹ هرچند با صدور بیانیههای الجزایر و تشکیل «دیوان داوری» از سوی دو دولت ایران و آمریکا، ظاهراً حل و فصل شده بود، اما از یک سو دستخوش اختلافات داخلی در کشور و از سوی دیگر منجر به عهدشکنی دولت ایالات متحده نسبت به توافقات حاصله و نقض اصول و حقوق بینالملل از سوی آن دولت شد.
سالگرد شهادت شهیدان باقری، سلامی و رشید؛
سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، حمله هوایی رژیم صهیونیستی به خاک ایران، سه ستون استوار امنیت کشور، سردار سرلشکر محمد باقری، سردار سرلشکر حسین سلامی و سردار سرلشکر غلامعلی رشید را به شهادت رساند. این جنایت، قلب ملت ایران را جریحهدار کرد و عزم مردم را برای ادامه راه مقاومت جزمتر ساخت.
تحلیل رسانههای خارجی درباره عزل اولین رئیسجمهور ایران؛
با تحلیل محتوای رسانههای خارجی حمایت قطعی آنها از بنیصدر و گروههای ائتلافی آشکار میگردد. آمادگی آنها برای ایفای نقشی تأثیرگذار در سقوط جمهوری اسلامی، نشاندهندهی همکاری آنها با بنیصدر است. در همین راستا، فعالیت برخی سفارت خانهها در تهران قابل توجه بود.
بازخوانی
ایستایی و عقبماندگی در کشورهای اسلامی، نه یک سرنوشت محتوم بلکه عارضهای است که از گسست میان حقیقت دین و واقعیت زندگی نشأت گرفته است. برای عبور از این بنبست تاریخی، نخست باید علل داخلی و خارجی انحطاط کشورهای اسلامی را ریشهیابی کرد و سپس برای برونرفت از آن چارهاندیشی نمود که این مهمّ با تأمل در آرای امام خمینی میسر میشود.
برگی از تاریخ
شاهنامه فردوسی در طول قرنها نه تنها یکی از مهمترین متون هویتساز ایرانیان بوده، بلکه در میان عشایر و اقوام مختلف ایران نقشی فراتر از یک اثر ادبی ایفا کرده است. اهمیت این کتاب در حفظ روحیه حماسی و جنگاوری به اندازهای بود که حکومت رضاشاه در جریان سیاستهای تمرکزگرایانه و اسکان اجباری عشایر، به جمعآوری و حذف نسخههای شاهنامه از میان آنان اقدام کرد؛ سیاستی که در برخی موارد با خشونت نیز همراه شد.
شب بیقراری خبرگان
چهاردهم خرداد ۱۳۶۸، بیستوچهار ساعت سرنوشتساز برای انقلاب اسلامی رقم خورد. شبی که بنیانگذار جمهوری اسلامی دار فانی را وداع گفت، جمعی از مسئولان ارشد کشور بیوقفه بر سر دو چالش اساسی به گفتوگو نشستند: پنهان نگهداشتن خبر رحلت برای جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان، و چارهاندیشی برای خلأ رهبری. اسناد و خاطرات منتشرشده از آن شب و روز بعد، روایتگر بحثهای داغ میان اعضای خبرگان بر سر شورایی یا فردی بودن رهبری، حذف شرط مرجعیت و نهایتاً انتخاب گزینه نهایی است.