«نخلهای ایستاده»؛ بازخوانی تاریخی مقاومت مردم جنوب ایران
مادری میگفت اگر فقط یک کفش پسرم پیدا شود و من بفهمم که شهید شده، خیالم راحت میشود. زنی، بچهی شیرخوارش را در حالی که سرش کنده شده و هنوز دست و پا میزد، در آغوش گرفته، میگفت: «خدایا این هم علی اصغر ما.» مردی گونی خونآلودی آورد فکر کردم برای بچهها گوشت آورده، گفتم: «در آشپزخانه بگذار. گفت: «چرا در آشپزخانه؟ این سر پسر شهیدم است که پیدا کردهام.» خیلی جا خوردم. او رفت و یک بز آورد و پشت سر هم عذرخواهی میکرد که نتوانسته بیشتر از آن بیاورد. گفت: «این را برای بچههای بسیجی آوردهام تا ثوابش را به پسرم هدیه کنم.»
روایت احمد توکلی از اختلاف با بنیصدر در دوران جنگ
یکی از دوستان قرار بود در مورد اختلافات مجلس و بنىصدر صحبت کند، تا خواست بحث را آغاز کند، امام با خنده گفت: «ناراحت نباشید، درست مىشود، الآن جنگ است، بروید دنبال ایجاد وحدت و سعى کنید اختلافات حل شود.» حرفهاى امام مثل آبى بود که روى آتش عصبانیت ما ریخته شد. وقتى بیرون آمدیم، على آقامحمدى گفت: «خیلى خوب شد، اگر امام چیزى علیه بنىصدر مىگفت، ما فردا چهل شهر را در نماز جمعه علیه بنىصدر به هم مىریختیم.»
بهروایت علینقی عالیخانی
در سال ۱۹۶۰، علینقی عالیخانی، اقتصاددان و وزیر اسبق اقتصاد ایران، در سفری به شیخنشینهای جنوب خلیج فارس با شیخ صقر شارجه آشنا شد؛ مردی بیپول، اما بلندپرواز که از همه میترسید و به ایران چشم امید دوخته بود. این دیدار میتوانست به نخستین حضور نفتی فرامنطقهای ایران بدل شود، اما سهلانگاری اجرایی و بیتجربگی کارشناسان جوان، این فرصت تاریخی را برای همیشه از دست داد.
بازخوانی روایت محسن رضایی از قطعنامه ۵۹۸ و روزهای پایان جنگ
پس از آنکه ایران در تیر ماه ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت، عراق از پذیرش آن امتناع کرد و دوباره به ایران حمله کرد و جنگ به مرداد ماه کشیده شد و در این ماه جنگ به پایان رسید. اما نکتهٔ مهم این است که سرعت رخدادهای چهار ماه آخر جنگ آن قدر زیاد است که خیلی از مسائل با هم تداخل کرد و، چون تفکیک نشد، مجموعهای از ابهامات را در خصوص نحوهٔ پایان جنگ پدید آورد، به گونهای که حتی کسانی که در پایان جنگ دخیل بودند، گاهی در خاطراتی که نوشتند دچار اشتباه شدند.
به روایت پرویز خسروانی
خاطره پرویز خسروانی درباره روایت حسین فردوست رفیق دیرین شاه از نقشه آمریکا برای تجزیه ایران از آن جهت حائز اهمیت است که نشان میدهد سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ایالات متحده به فکر تجزیه ایران بود. خسروانی از شبی میگوید که فردوست کاغذی درآورد و با مدادش نقشه آمریکایی تجزیه ایران را ترسیم کرد.
بازخوانی یک داوری متناقض
در بررسی واقعه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰، توجه به مواضع و داوریهای رجال سیاسی درباره این حادثه، برای شناخت فضای سیاسی آن دوره اهمیت فراوان دارد. کریم سنجابی از جمله چهرههایی است که در خاطرات خود به این واقعه پرداخته و ارزیابی خاصی از عملکرد سازمان مجاهدین خلق ارائه کرده است.
روایت ارتشبد قرهباغی از راهپیمایی تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷
راهپیماییهای تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ از نقاط عطف نهضت اسلامی بود. رخدادی که نهتنها خیابانها را به صحنه حضور میلیونی مردم بدل کرد، بلکه از نگاه برخی مقامات رژیم پهلوی، نشانه آشکار ضعف دولت نظامی و فرسایش اقتدار سیاسی و امنیتی حکومت به شمار آمد.
ناگفتههای جهاد سازندگی در خاطرات علیرضا افشار
جهاد سازندگی در سالهای ابتدایی انقلاب در میدانهای مختلف به خدمت در حوزههای عمرانی، درمانی، فرهنگی و ... در داخل و حتی خارج از کشور مشغول بود. کارهای کمتر گفته شده؛ از سیلوسازی گرفته تا تحقیقات موشکی و راهاندازی گروه تلویزیونی که به مجموعه روایت فتح انجامید.
به روایت رهبر شهید انقلاب
همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را به حرم حضرت رضا (ع) میبرده و به او میگفته: به وسیله امام رضا به خدای متعال متوسل شود و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند. کودک، معصومانه رو به امام (ع) میکرده و به او توسل میجسته. گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت کرده. دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در میآید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آنها تماس گرفته بودم.
۲۲ خرداد سالروز درگذشت ایرج صفاتی دزفولی
روز ششم اسفند فرا رسید و نطقی طوفانی کردم و در پایان هم اعلام کردم به علت عدم تکمیل کابینه عدم تعیین وزرای امور اقتصاد و دارایی و بازرگانی و امورخارجه از این لحظه سه روز اعتصاب غذا میکنم. این از رادیو پخش میشد یک دفعه تمام کشور در جریان قرار گرفتند خود نمایندههای مجلس ماتشان برده بود که این اعتصاب غذا چیست؟