۶ دهه رفاقت آیتالله خامنهای و حجتی کرمانی در آیینهٔ خاطرات
رابطهٔ رهبر شهید انقلاب و حجتالاسلام محمدجواد حجتی کرمانی، از دوران طلبگی در قم تا تبعید در ایرانشهر، همواره آمیخته با صفا، همدلی و جهاد در راه خدا بود. از شبهای طولانی همصحبتی تا روزهایی که آیتالله خامنهای با دستان خود آشپزخانهٔ منزل دوست را جارو میکرد، این خاطرات، تصویری ناب از برادری و ایمان را به یادگار گذاشتهاند. روایتهایی از این دوستی کمنظیر را در ادامه میخوانید.
به روایت رهبر شهید انقلاب
همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را به حرم حضرت رضا (ع) میبرده و به او میگفته: به وسیله امام رضا به خدای متعال متوسل شود و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند. کودک، معصومانه رو به امام (ع) میکرده و به او توسل میجسته. گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت کرده. دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در میآید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آنها تماس گرفته بودم.
امنیت بدون بروکراسی؛
یکی از موفقترین مراکز تامین امنیت کشور در اولین سالهای انقلاب، واحد اطلاعات سپاه بود که نهاد نوپای برآمده از انقلاب اسلامی عهدهدار آن شده بود. محسن رضایی موسس و اولین مسئول واحد اطلاعات سپاه روایت قابل تأملی از نحوه تاسیس و نوع نگاه جوانان انقلابی در راهاندازی سازمانی برای تامین امنیت مردم و حفظ انقلاب دارد.
در آیینه خاطرات پرویز خسروانی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جریانهای مخالف نظام و بقایای رژیم پهلوی در تبعید، با بحران انسجام و شکافهای عمیق درونگروهی مواجه شدند. این آشفتگی که ریشه در رقابتهای قدرت و وابستگی به بیگانگان داشت، در اسناد و خاطرات چهرههای آن دوران به وضوح دیده میشود. پرویز خسروانی در این روایت، بخشی از این بنبست سیاسی و اختلافات درونی را بیپرده بازگو میکند.
به روایت امیر خلبان اصغر مطلق
خاطرات منتشرنشده از شهید عباس بابایی نشان میدهد که او تا آخرین روزهای حیات خود، نهتنها در صحنههای بزرگ عملیاتی، بلکه در کوچکترین امور خدماتی و پشتیبانی نیز با تواضعی کمنظیر حضور داشت؛ از بستن برانکارد برای مجروحان در هواپیمای سی۱۳۰ در نیمهشب، تا تمیز کردن تانکرهای آب با سربازان، و در نهایت شهادت در روز عید قربان، همگی گوشههایی از منش این فرماندهٔ شهید را روایت میکنند.
به روایت منوچهر هاشمی؛
در قلب دوران حاکمیت پهلوی دوم، جزیره استراتژیک خارک نه زیر سلطه دولت مرکزی، که در تصرف یکی از اقمار محلی نفوذ انگلیس بود؛ مردی که گمرکات را در اختیار داشت و مانع از احداث خط لوله نفت توسط شرکت ملی نفت ایران میشد. به وزیران و مقامات رده بالای نظامی دستور میداد و حتی رئیس اداره ضد جاسوسی ساواک هم در برخورد با او دچار تردید بود.
انتشار برای نخستینبار| روایت صدر از فرار بنیصدر و رجوی
فرار بنیصدر و رجوی در ۷ مرداد ۱۳۶۰ فاز جدیدی از فعالیتهای اپوزوسیون جمهوری اسلامی را رقم زد. اما روایت کمتر شنیده شده در این رابطه تلاشهای دیپلماتیک ایران برای بازگرداندن تیم پروازی است. سید محمد صدر که در اولین ماموریت خود از سوی وزارت خارجه برای حل و فصل این مسئله مهم انتخاب شده بود جزئیات قابل تاملی را در این رابطه به یاد میآورد.
بهروایت سپهبد آزموده
رضا پهلوی امروز خود را مدافع دموکراسی، حکومت قانون و محدودیت قدرت سیاسی معرفی میکند. با این حال، در یکی از مصاحبههای تاریخ شفاهی هاروارد، حسین آزموده (دادستان و مقام معروف نظامی دوره پهلوی) تصویری متفاوت ارائه میدهد. او ضمن برشمردن خطاهای محمدرضا شاه در عبور از حدود قانونی سلطنت، معتقد است ولیعهد نیز از همان ویژگیهای رفتاری و سیاسی پدر برخوردار بوده است.
نگاهی به خاطرات کارگزاران پهلوی
تلاشهای رژیم پهلوی برای خرید تجهیزات نظامی از آمریکا و دریافت سهم نفتی بیشتر از شرکتهای انگلیسی با کارت امنیت تنگه هرمز و خلیج فارس از جمله مواردی است که حتی شاه را مجبور به موضعگیریهای سخت میکرد. در خاطرات ۸ تیرماه ۱۳۵۴ اسدالله علم، از زبان شاه آمده است: «برای امنیّت تنگه هرمز که یک قضیّه حیاتی و مماتی برای کشور است جنگ لازم باشد، میکنم.»
روایت حسن روحانی از عملیات مرصاد
ساعت ۱۰:۳۰ شب بود. زنگ زدم گفتند آقای هاشمی خوابیده. گفتم بیدارش کنید. ایشان گوشی را برداشت گفتم این منافقین نزدیک کرمانشاه هستند شب حمله میکنند. گفت خبری نیست اینها بیخود شلوغ میکنند گفتم بابا اینها اسلامآباد هستند. گفت: بله اسلامآباد را گرفتند! ولی اینجا نیرو هست. هر چه ما به ایشان گفتیم که شما از کرمانشاه خارج شوید گفت بر فرض هم که بخواهند کرمانشاه را بگیرند من نباید بیرون بروم حالا فرض آمده باشند پشت کرمانشاه من باید اینجا بمانم.