اصلاحات یا نقشهای برای حذف استقلال ایران؟
قرارداد ۱۹۱۹ ایران و بریتانیا، که در نهم اوت ۱۹۱۹ به امضا رسید، در ظاهر سندی برای اصلاحات و توسعه ایران بود، اما بررسی اسناد محرمانه وزارت خارجه بریتانیا که در آرشیوهای برخط سندی قابل دسترسی است، تصویری متفاوت را آشکار میسازد. این اسناد حکایت از طراحی دقیق و آهسته یک سازوکار نفوذ ساختاری بر دولت ایران دارد. این سازوکار که محور آن بر تسلط مالی و اقتصادی بریتانیا استوار بود، با تکیه بر اصلاحات نظامی، اداری و مالی، به دنبال تأسیس نوعی قیمومت غیررسمی بود. قیمومتی که اگرچه عنوان حفظ استقلال ایران را یدک میکشید، اما در عمل، ابزارهای اصلی حاکمیت ملی را به شبکهای از مستشاران بریتانیایی وابسته میکرد.
شاپور بختیار، از بهمن ۱۳۵۷ تا مرداد ۱۳۷۰
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاپور بختیار بهعنوان آخرین نخستوزیر رژیم پهلوی، رهبری بخشی از جریانهای اپوزیسیون خارج از کشور را بر عهده گرفت. او با ایجاد «نهضت مقاومت ملی ایران»، جلب حمایتهای مالی و نظامی بیگانگان و طراحی اقدامات براندازانه، نقشی محوری در سازماندهی فعالیتهای ضدانقلابی تا زمان مرگش ایفا کرد.
از اشغال تا هژمونی بر خلیج فارس؛
اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، اگرچه با هدف تأمین مسیرهای تدارکاتی متفقین انجام شد، اما در عمل، سرآغاز تحولی بنیادین در ساختار قدرت ایران بود که کمتر از زاویه اسناد طبقهبندیشده واشنگتن به آن پرداخته شده است. این پژوهش تاریخی، با استناد به مکاتبات محرمانه وزارت خارجه ایالات متحده، نشان میدهد که چگونه آمریکا در سایه ضعف ناشی از اشغال، از انتصاب مستشار در شهربانی و ژاندارمری آغاز کرد، سپس به بازسازی مالی وزارت جنگ و ارتش ایران دست زد و نهایتاً با ابزار «کمکهای لند-لیز» به معادلات سیاسی داخلی کشور جهت داد. اوج این مسیر هژمونیک، در یادداشت صریح والاس موری در اوت ۱۹۴۲ متجلی میشود که از «اداره عملی ایران» سخن میگوید؛ مسیری که پس از انقلاب اسلامی، در قالب «دکترین کارتر» به اعلام رسمی تعهد نظامی آمریکا به خلیج فارس انجامید و ماهیت استراتژیک نگاه واشنگتن به تهران را برای همیشه آشکار ساخت.
میدان ائتلاف، رقابت و تحریم
انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸، نقطه عطفی حیاتی در تثبیت ساختار سیاسی جدید ایران پس از انقلاب بود. این انتخابات که هدف آن تدوین عالیترین سند حقوقی کشور بود، محل تلاقی و تعارض شدید جریانهای مختلف فکری و سیاسی شد و به خوبی نشان داد که چه نیروهایی در حال پذیرش و چه نیروهایی در حال طرد چارچوب جمهوری اسلامی هستند.
چهار دهه خیانت
سازمان مجاهدین خلق در چهار دهه گذشته، مسیر پرتحولی را در شیوههای مبارزاتی علیه جمهوری اسلامی ایران طی کرده است؛ از جنگ چریکی شهری در سالهای نخست انقلاب، تا تشکیل ارتش کلاسیک در عراق، بازگشت دوباره به عملیاتهای شهری و نیز تمرکز بر فعالیتهای سیاسی، رسانهای و اطلاعاتی.
۱۰ مرداد ۱۳۶۱
سازمان منافقین که از بهمن ۱۳۶۰ تا اردیبهشت ۱۳۶۱ دو ضربه سنگین به مرکزیت و بدنه نظامی خود متحمل شده بود، در مرداد ۱۳۶۱ با عملیاتی گسترده و ۷۰ ساعته، حساسترین بازوی خود یعنی «بخش روابط» را از دست داد؛ در این عملیات نه تنها ۷۵ عضو فعال از جمله معاونان مرکزیت به هلاکت رسیدند، بلکه اسناد به جامانده، پرده از یک راهبرد امنیتی برداشت: تشکیلات برای جلوگیری از نفوذ اطلاعاتی، خط خروج مخفیانهای برای کادرهای ارشد خود از مرزهای عراق، ترکیه و پاکستان تدارک دیده بود، اما این طرح نیز با کشف مدارک ضربه ۱۰ مرداد، برملا شد.
بازخوانی انتفاضه صفر
حزب بعث از اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسی محدودیتهای تدریجی، اما گستردهای بر مراسم مذهبی شیعیان عراق، بهویژه پیادهروی اربعین، اعمال کرد. این محدودیتها در سال ۱۳۵۴ به ممنوعیت رسمی رسید و در بهمن ۱۳۵۵ با شدت بیشتری اجرا شد. در واکنش به این سیاست، حدود سی هزار نفر در ۱۵ صفر ۱۳۹۷ قمری از نجف به سمت کربلا حرکت کردند. نیروهای نظامی با اعزام تیپ زرهی، هواپیماهای جنگی و یگانهای امنیتی مسیر را مسدود کردند و در نزدیکی کربلا جمعیت را محاصره نمودند. این رویداد که به انتفاضه صفر معروف شد، به کشته شدن حدود شانزده نفر، بازداشت هزاران نفر، اعدام چند تن و صدور احکام سنگین منجر گردید و تا سال ۱۳۸۲ و سقوط حکومت صدام، برگزاری عمومی این مراسم متوقف ماند. پس از سقوط، پیادهروی اربعین با حضور میلیونها نفر از سر گرفته شد و به یکی از بزرگترین تجمعات مذهبی سالانه جهان تبدیل گردید.
به روایت تاریخ
در روزهای بحرانی پس از انقلاب مشروطه، هنگامیکه کابینه ایران آماده تسلیم در برابر اولتیماتوم سخت روسیه (اولتیماتوم ۱۹۱۱) بود، حدود سیصد زن محجبه تهرانی با چادرهای سیاه و تپانچههای پنهانشده زیر لباس، از خانهها بیرون آمدند، به مجلس رفتند و سوگند خوردند اگر نمایندگان از دفاع از استقلال کشور کوتاه بیایند، شوهران و پسران خود را خواهند کشت و خود نیز جان میبازند. لحظهای که به گفته مورگان شوستر، زنان ایرانی به انقلابیترین زنان جهان بدل شدند.
به بهانه سالروز فرار بنیصدر و رجوی
فرار ابوالحسن بنیصدر و مسعود رجوی از ایران در مردادماه ۱۳۶۰ نقطه آغاز شکلگیری ائتلافی بود که با عنوان «شورای ملی مقاومت» تلاش کرد خود را بهعنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی معرفی کند. اما این ائتلاف از همان آغاز با اختلافات درونی و اهداف متفاوت اعضای آن همراه بود و درنهایت به بنبست رسید.
روایتی از برکشیدن تا تبعید و مرگ رضاخان
رضاخان، سه سال پس از کنارهگیری از سلطنت، در حالی که دوران تبعید خود را در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی سپری میکرد، در ۶۶ سالگی مرد. او که هیچ سابقه سیاسی نداشت و به دلیل فرمانپذیری همراه با قدرت نظامی، با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ وارد عرصه قدرت شده بود، با حمایت بریتانیا در ادامه سلسله پهلوی را اعلام کرد، اما به دستور همان حامیانش، واپسین سالهای زندگی خود را دور از ایران گذراند. نهایتاً در پی تحولات جنگ جهانی دوم به فروپاشی سریع، استعفا و مرگ در تبعید انجامید.