در گفتوگو با همرزم سردار نورعلی شوشتری مطرح شد؛
همرزم شهید شوشتری گفت: بسیاری از فرماندهان نظامی در دنیا هنگام بازدید از یک منطقه، تیم حفاظتی دارند، اما سردار شوشتری بدون تیم حفاظت، ساده و بیتکلف میان مردم حضور داشت و پای حرفشان مینِشَست؛ دشمنی که بیش از ۳۰ سال روی طرح تجزیه ایران از جغرافیای سیستان و کردستان کار کرده بود در مواجهه با این شرایط، احساس خطر کرد، نمیخواست که فرماندهان سپاه در دل مردم نفوذ کنند؛ اگر چنین میشد، طرح تجزیه ایران ناکام میماند؛ همین روحیه سردار شوشتری زمینه ترورش را فراهم کرد.
ناگفتههایی از زندگی شهید سید حسن نصرالله در گفتگو با سید احمد آوایی
سید احمد آوایی به واسطه ماموریتهایش در لبنان و سوریه، ناگفتههای فراوانی از زندگی و شخصیت سید حسن نصرالله دارد. او از معدود افرادی است که قبل از پیروزی انقلاب با سید لبنان آشنا شد و طی دهه ۶۰ بیش از پیش او و سید عباس را شناخت. به واسطه همین شناخت به مسئولین ایرانی پیغام داد که این دو سید را تقویت کنید. البته این رابطه خیلی زود به رفاقتی رسید که تا سالهای متمادی به پیوندی عمیق تبدیل شد.
گفتگو با سیدمهدی قاسمی، شاهد عینی فاجعه ۱۷ شهریور؛
ما آمدیم در خیابان چندتا بچهها را میفرستادیم جلوتر تا ببینند چه خبر است؟ آمدند و گفتند: سید جلو نرویم! سعی کنید جمعیت را جمع کنید. گفتم چطور؟ گفت که اینها جلوتر کف خیابان خاک اره را با روغن سوخته آغشته کردهاند و از ایستگاه بهنام تا میدان شهدا میخواهند به محض اینکه تظاهراتکنندگان وسط اینها رسیدند، آنها را آتش بزنند؛ حتی سر و ته جویها را بسته بودند و یک لایه ۵ یا ۶ سانتی بنزین ریخته بودند.
منتقد سینما:
سعید مستغاثی گفت: وقتی سینما رکس در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ آتش گرفت از ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه تا حدود ساعت ۴ الی ۴:۳۰ دقیقه صبح میسوخت؛ فاصله کلانتری و شهربانی تا محل حادثه حدود ۱۰ دقیقه بود و فاصله آتشنشانی حدود ۱۰۰ متر؛ اما آتشنشانی بعد از ۱ الی ۱/۵ ساعت به محل میرسد و وقتی در محل حاضر شد آب و وسایل اطفای حریق نداشت؛ شیر آتشنشانی جلوی سینما هم خراب بود؛ شهربانی نیز مانع آدمهایی شده بود که برای کمک جمع شده بودند و آنها را کتک میزد؛ بعد از حادثه وقتی از معاون رئیس آتشنشانی میپرسند که چرا به محل وقوع حادثه نرفتی؟ پاسخ داد که «رئیس به من گفت که نرو، نباید در این کار دخالت کنی».
مشاور سیاسی سازمان عقیدتی سیاسی ستاد کل فراجا:
محمود قاسمی، رزمنده دفاع مقدس و شاهد عینی عملیات مرصاد گفت: نگاه صدام این بود که اگر منافقین پیروز شدند و جمهوری اسلامی ساقط شد، «فبهاالمراد»؛ چون خودش هم همین خواسته را داشت. اگر هم فتحی در کار نبود و نابود شدند، صدام مانعی به اسم منافقین را برداشته بود، چون میدانست برای ادامه ارتباط با جمهوری اسلامی پس از قطعنامه، برایش ایجاد دردسر میکنند؛ فردا بحث تبادل اسرا پیش میآمد و بحث ارتباط بین دو کشور اسلامی، منافقین مانع و موی دماغ بودند؛ ممکن بود که جمهوری اسلامی خواستار استرداد منافقین شود و با خدمتی که منافقین به حزب بعث کرده بودند، این کار کمی سخت بود. منافقین علاوه بر جاسوسی در جنگ، در کشتار شیعیان عراق هم نقش داشتند و به کمک صدام شتافتند.
بهشتی پس از بهشتی در گفتگو با مسیح مهاجری:
سیره نظری و عملی شهید بهشتی در کنار سخنرانیها و نوشتههای او معیاری برای فهم اصول انقلاب و تبیین آرمانهای جمهوری اسلامی است، با این وجود حوادثی که نظام اسلامی از سر گذراند موجب شد تا هرکس به دلخواه و براساس منافع جناحی و فردی، تفسیری از شخصیت و نظرات او ارائه دهد.
همرزم شهید چمران:
محمد نخستین گفت: «در «مالکیه»؛ حوالی سوسنگرد کانالی حفر کردیم ولی ۲۰ متر مانده به رودخانه دست نگه داشتیم؛ بنا داشتیم زمانی که عراق قصد حمله داشت آن ۲۰ متر را بِکَنیم و آب رودخانه را در آن بیندازیم تا تانکها غرق شوند، اما یک شب باران شدیدی آمد و آن ۲۰ متر را شُست، آب در کانال رفت و عراقیها و تانکهایشان زیر آب رفتند؛ بعثیها به ناچار تا هویزه عقب نشستند؛ به عقیده من، چمران با حفر کانالها و جاری ساختن آب در آن ناجی خوزستان شد».
در گفتگو با مجید نجفپور مطرح شد:
نویسنده کتاب «پرستوی دهلاویه» گفت: دکتر چمران جاذبه بینظیر داشت؛ «داشمشتیهای» معروف تهران که با اتوبوس وارد پایگاه گلف شدند؛ با ادبیات خاص خودشان میگفتند «مصطفی کچل» کجاست؟ ما آمدهایم به کمکش که عراقیها را لتوپار کنیم.
بازخوانی تاریخی مسئله خیانت به وطن در گفتوگو با مسعود خدابنده:
مسعود خدابنده، مسئول پیشین تیم حفاظت مسعود رجوی گفت: بحث تقابل با ایران بعد از انقلاب همیشه بر پاشنه تجزیه ایران و نه جابجائی قدرت بوده و هست. تئوری غالب در پنج دهه گذشته همیشه بر این اساس بوده که مجموعهای از فشار نظامی از خارج و هرج و مرج و تضعیف حکومت از داخل میتواند در بهترین وجه ایران را تجزیه کرده و یا حداقل باعث امتیاز دادن حکومت شود.
در گفتوگو با استاد جغرافیای سیاسی مطرح شد؛
بهادر زارعی، عضو هیئت علمی گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران گفت: ایران بدون احتساب جزایر خلیج فارس به عنوان هجدهمین کشور پهناور دنیا و با احتساب جزایر هفدهمین کشور وسیع به حساب میآید؛ تقریبا ۶۶ درصد از مساحت جزایر در خلیج فارس متعلق به ایران است؛ بعضی از این جزایر حدود ۱۵۰ متر ارتفاع دارند و موجب تسلط ما بر تنگه میشوند؛ تنگهای که در طولانیترین بخش ۹۵ کیلومتر و در کوتاهترین قسمت ۳۳ کیلومتر است و با استفاده از ظرفیت آن میتوان بر گلوگاه اقتصادی دنیا مسلط شد.