فرماندهی که راه حاج قاسم را ادامه داد/ چرا شهید شوشتری ترور شد؟
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ سردار نورعلی شوشتری، چهره شاخص دفاع مقدس و فرماندهی بود که مدتها راهبری قرارگاههای نجف، حمزه و قدس را بر عهده داشت؛ او در تامین امنیت منطقه سیستان، مردم را بخشی از معادله میدانست و از ظرفیتهای بومی و اجتماعی بهره میگرفت؛ رویکرد این شهید بزرگوار در بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی برای تامین امنیت و رشد منطقه، مانع اصلی تجزیهطلبان بود و نقشههای آنها را ناکام میگذاشت؛ به همین دلیل در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، نورعلی شوشتری طی یک اقدام تروریستی توسط گروهکهای تجزیهطلب به شهادت رسید.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی به مناسبت سالروز شهادت این فرمانده مبتکر با جواد کریمی قدوسی، همرزم شهید و نماینده ادوار مجلس گفتگویی کرد که در ادامه از نظر میگذرد.
تا چه اندازه شهید را میشناختید و نحوه آشنایی شما با ایشان چگونه بود؟
من از سال ۱۳۵۸ وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدم. در آن زمان، هنوز جنگ تحمیلی آغاز نشده بود و بیشتر درگیریها در کردستان، ترکمنستان، گنبد کاووس و شهرهای مرزی بود؛ همچنین درگیری با سازمان منافقین و مقابله با ترورهای داخل کشور نیز جریان داشت.
ما ۲۶ نفر بودیم که پیش از آغاز جنگ برای آموزش به پادگان امام علی (ع) رفتیم. شهیدان چراغچی که بعدها فرمانده تیپ ۲۱ امام رضا (ع) شد، خادمالشریعه، که ایشان هم فرمانده تیپ ۲۱ امام رضا (ع) بودند، برادر عزیزمان سردار «قاآنی» که اکنون فرمانده نیروی قدس هستند و جمع دیگری از نیروها در میان ما حضور داشتند؛ تا پایان جنگ از آن جمع ۲۶ نفره تقریباً ۱۶ نفر به شهادت رسیدند.
در همین دوران بود که بنده با سردار شوشتری آشنا شدم؛ با جمعی از فرماندهان در ارتباط بودم و یکدیگر را در جلسات مختلف میدیدیم. روابط خاصی میان ما وجود داشت که حول محور دفاع از انقلاب اسلامی، مقابله با دشمن، مبارزه با خانههای تیمی منافقین و هر آنچه به مقابله با ضدانقلاب، اعم از دشمن خارجی یا داخلی میچرخید؛ با یکدیگر مشورت و تبادل نظر میکردیم. جلسات ما در سپاه، سفرها و مأموریتها، تماماً حول محور مسائل دفاعی و امنیتی شکل میگرفت.
بچههای سپاه نسبت به مسائل سیاسی داخل کشور حساسیت خاصی داشتند و جریانهای سیاسی را رصد میکردند. شخصیتهای انقلاب اسلامی را یکبهیک تحلیل و تبیین میکردند و عملکردها، مواضع و رفتارهای آنها را مورد بررسی قرار میدادند. در مجموع، کسانی که در سپاه رشد میکردند، آگاهی جامعی نسبت به مسائل انقلاب پیدا میکردند و شخصیتهای جامعالاطرافی میشدند.
با گذشت زمان و شکلگیری تیپها و لشکرها در دوران دفاع مقدس، آشنایی ما با سردار شوشتری بیشتر شد. در عملیاتهای مختلفی که ایشان در آنها محوریت داشتند، این ارتباط ادامه پیدا کرد. ایشان مدتی مسئول عملیات لشکر ۵ نصر بودند و پیش از آن نیز مسئولیتهای دیگری داشتند که از همان دوران، زمینه ارتباط گستردهتر ما فراهم شد.
یکی از لحظات حساس دوران دفاع مقدس، عملیات خیبر و فتح جاده معروف «خندق» بود؛ جادهای که در خاک عراق نزدیک به اتوبان بصره و در محدوده هورالعظیم قرار داشت. لشکرها با قایق به آن منطقه منتقل شدند. سردار شوشتری در آن عملیات مسئول عملیات لشکر ۵ نصر و سردار قاآنی مسئول اطلاعات عملیات بود؛ آقای مرتضی قربانی هم فرماندهی لشکر را بر عهده داشت.
تعداد نسبتاً زیادی از رزمندگان ما در همان عملیات و منطقه به شهادت رسیدند و پیکر مطهرشان روی جاده خندق را پوشاند. رزمندگان و فرماندهان ما هیچ سنگر دفاعی نداشتند، سردار شوشتری هم در کنار یک غلتک «پاچهبزی» موضع گرفته بود و در واقع از آن غلتک بهعنوان سنگر استفاده و عملیات را از آنجا هدایت میکرد.
در اواخر دوران دفاع مقدس، ایشان بهعنوان فرمانده لشکر ۵ نصر منصوب شد و پس از پذیرش قطعنامه در شکلگیری نیروی زمینی سپاه در استانها و نیروی مقاومت بسیج، نقش بسزایی را ایفا کردند. من آن زمان در فرماندهی سپاه استان سمنان بودم. از سال ۱۳۶۴ تا پایان جنگ، به مدت چهار سال در آن استان بودم و با محوریت تیپ ۱۲ قائم (عج) و رزمندگان استان سمنان ارتباط نزدیکی داشتم؛ بعداً به درخواست سردار شوشتری، به خراسان برگشتم و ایشان مسئولیت فرماندهی نیروی مقاومت بسیج استان را به بنده سپردند.
من و سردار شوشتری در شکلدهی به ساختار نیروی زمینی سپاه و نیروی مقاومت بسیج خراسان، همکاری نزدیکی داشتیم. در ایام جنگ، امکانات، مقرها و پادگانهای نیروی زمینی عمدتاً در استانهای جنوبی و غربی متمرکز بود؛ پس از اتمام جنگ، وقتی که نیروها میخواستند به مناطق پشت جبهه بازگردند، برای استقرار به مکان و امکانات نیاز داشتند و ما باید مقدمات بازگشت و استقرار را فراهم میکردیم.
در این مقطع، من و سردار شوشتری در دو حوزه فعالیت میکردیم، بنده در زمینه تشکیل و سازماندهی بسیج استان خراسان و سردار شوشتری در ارتباط با لشکر ۵ نصر، تیپ ۲۱ امام رضا (ع) و مجموعه نیروهای استان خراسان که هنوز تقسیم نشده بود. در این زمینه همکاری نزدیکی داشتیم و دائماً با یکدیگر در تماس بودیم. سرانجام، با گذشت زمان و طی مراحل مختلف و دشواریهای فراوان، سپاه استان خراسان، نیروی مقاومت بسیج و یگانهای مربوطه شکل گرفتند و با مشخص شدن مکان استقرار آنها در استانها و شهرهای مختلف از جمله خراسان، بهتدریج امکانات جبهه به پشت جبهه منتقل شد.
ایشان به عنوان فرمانده قرارگاه قدس چه تلاش ویژهای برای حفظ امنیت در سیستان داشتند؟
همانطور که اشاره کردم، فضای حاکم بر سپاه و ارتباط آن با حوزههای علمیه، علمای انقلابی و عرفای بزرگ باعث میشد کسانی که در این محیط رشد میکنند، در حوزههای مختلف به شخصیتهای برجستهای تبدیل شوند. سردار شهید شوشتری یکی از محصولات و ثمرات این نهاد انقلابی بود.
اگرچه کار دفاعی و نظامی بهعنوان یک رشته تخصصی در مدیریت ایشان جلوهگر و نمایان شد، اما برجستگی دیگر شخصیت ایشان، روحیه اجتماعیشان بود. ایشان ارتباط عمیقی با تودههای مردم اعم از رزمندگان، بسیجیان و سایر اقشار جامعه داشت؛ شهید شوشتری همواره به این بخش از رسالت خود یعنی ارتباط با مردم، توجه ویژه داشتند.
ماموریت حفاظت از سیستان چگونه به ایشان محول شد؟
از حوادث مهمی که پس از دوران دفاع مقدس بهتدریج شکل گرفت، موضوع تهدیدهای امنیتی علیه کشور بود. دشمنان ما، از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی از سالها قبل برآوردهای اطلاعاتی و امنیتی خود را درباره وقوع چنین حوادثی انجام داده بودند.
دشمن بیش از ۳۰ سال روی این موضوع کار کرده بود و حتی پیش از انقلاب نیز نسبت به آن آگاهی داشت و اطلاعات ویژه مورد نیاز خود را جمعآوری کرده بود؛ یکی از موضوعاتی که دشمن دنبال میکرد، تجزیه ایران با دامنزدن به اختلافات قومی و مذهبی بود. برآورد این بود که اگر در آینده نبردی شکل بگیرد، آن نبرد، جنگی جامع و ترکیبی است و در این تحلیل و برآورد، دو نقطه از ایران بیش از سایر مناطق مورد توجه دشمن قرار داشت، یکی شمال غرب یعنی منطقه کردستان و استان سلیمانیه در عراق و دیگری جنوب شرق یعنی استان سیستان و بلوچستان؛ این دو منطقه، محور نفوذ و جغرافیایی بود که دشمن قصد داشت، طرح تجزیه ایران را از آن مناطق آغاز کند.
وقتی این دست از اطلاعات به فرماندهان و مسئولین رسید و برای آنها یقین حاصل شد که این دو منطقه مورد توجه دشمن قرار دارد و برای آنها برنامههای خطرناکی در نظر گرفته شده؛ رهبر شهید، نیروی زمینی سپاه را مأمور کرد تا در شمال غرب و جنوب شرق حضوری پر رنگتر و ویژهتر داشته باشد؛ پس از آن یگانهای نیروی زمینی سپاه بهتدریج در این مناطق مستقر شدند و مأموریت گرفتند.
در جنوب شرق کشور، سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله کرمان نخستین مأموریت خود را برای دفاع از این استان و مردم آن بر عهده گرفتند. نقش سردار حاج قاسم سلیمانی در استان سیستان و بلوچستان کاملاً برجسته بود و در میان مردم و مسئولان زبانزد خاص و عام شد؛ پس از آنکه سردار سلیمانی به تهران آمدند و فرماندهی نیروی قدس را بر عهده گرفتند، لشکرهای استان خراسان نیز مأموریت یافتند تا در این استان حضور پیدا کرده و از آن در برابر نفوذ دشمن محافظت کنند.
یکی از این مأموریتها به سردار شوشتری سپرده شد تا فرماندهی قرارگاه آن منطقه را بر عهده بگیرند. یگانهایی نیز از استان خراسان در آن منطقه حضور پیدا کردند.

رهبر شهید انقلاب، سردار نورعلی شوشتری و جواد کریمی قدوسی در مشهد
سپاه و شخص شهید شوشتری بجز مباحث امنیتی در بحث سازندگی و ارائه خدمات به مردم منطقه وارد شدند؟ نگاه شهید به استفاده از ظرفیت مردمی در تامین امنیت را شرح دهید؛ به عبارت دیگر شهید در تامین امنیت منطقه، مردم را بخشی از معادله میدید یا قسمت آسیبپذیر و دست و پا گیر؟
در دیدارهایی که با سردار شوشتری داشتم بهویژه در آخرین دیداری که پیش از شهادت ایشان صورت گرفت، درباره مسائل امنیتی و توسعه استان سیستان و بلوچستان صحبت کردیم.
در همان دیدار، هنگامی که چند ساعت منتظر پرواز بودیم، سردار شوشتری توضیح داد که در زمینه امنیت سیستان و بلوچستان به این جمعبندی رسیده است که امنیت باید مردمی شود و مردم نقش مؤثری در آن ایفا کنند. ایشان گزارشی در این زمینه تهیه کرده بودند که قصد داشتند آن را با فرمانده معظم کل قوا طرح کنند.
سردار شوشتری توضیح داد که یکی از ارکان و پایههای امنیت در سیستان و بلوچستان رسیدگی به ظرفیت اقتصادی در این منطقه است و این استان ظرفیت اقتصادی بسیار مهمی برای تولید و رشد دارد؛ اما در گذشته به این ظرفیتها کمتوجهی شده است.
او توضیح داد که قصد دارد تا سرمایهگذاران مردمی را برای کشتوکار، ایجاد نخلستانها و اجرای برنامههای گوناگون اقتصادی وارد میدان کند. این برنامهها را طراحی کرده بود و در نظر داشت آن را به اجرا درآورد.
پیش از ایشان نیز حاج قاسم همین رویکرد را مدنظر داشت و آن را دنبال کرده بود؛ سردار شوشتری نیز همان نقشه را ادامه داده و درصدد تکمیل آن برنامه بود.
فرماندهی که چنین اهدافی را دنبال میکرد، ناگزیر باید شخصاً وارد میدان میشد، در میان مردم حضور میداشت، به روستاهایشان میرفت و با آنها دیدار و گفتوگو میکرد. ایشان دعوت مردم محلی را لبیک میگفت به خانههایشان میرفت و به سخنانشان گوش میداد تا بتواند مسئولیت فرماندهی خود را بهدرستی انجام دهد. به اعتقاد بنده، ایشان شخصیت بسیار برجستهای بود که دشمن برای حذف آن برنامه داشت.
پایههایی که سردار حاج قاسم سلیمانی و سردار شوشتری در استان سیستان و بلوچستان بنا کردند، در سالهای آینده نیز آثار و برکات خود را نشان خواهند داد. از این دو شخصیت بهعنوان نجاتدهندگان یا به تعبیر دیگر، مسیح استان سیستان و بلوچستان یاد خواهد شد.
چه ابعادی از شخصیتی آن شهید بزرگوار، بروز ظهور اجتماعی داشت و برای مردم قابل رویت بود؟ و چرا دشمن باید سردار شوشتری را ترور میکرد از ترور ایشان چه هدفی را دنبال میکردند؟
در بسیاری از نقاط دنیا مرسوم است که ژنرالها، سرلشکرها و فرماندهان صرفاً یک فرد با دیسیپلین نظامی و جنگجو هستند؛ اما در ابعاد شخصیتی ایشان، روحیه مردمی، باورهای دینی-اعتقادی و عشق به مردم بر روحیه نظامی غلبه داشت.
به اعتقاد بنده، همین روحیه زمینه ترور ایشان را فراهم کرد. دشمن از این موضع و موضوع احساس خطر میکرد آنها نمیخواستند که فرماندهان سپاه در دل مردم نفوذ و قلوب مردم سیستان و بلوچستان را بیش از پیش تسخیر کنند. میدانستند که مردم با نظام همراه هستند، اما مانع هر اقدامی بودند که ارتباط و همراهی مردم را مستحکمتر کند، چرا که در این صورت، طرح شان برای تجزیه کشور از بین میرفت و بستر برای تجزیه فراهم نمیشد. به همین دلیل، وجود چنین شخصیتهایی را تحمل نمیکردند. از نظر آنان، حضور ساده و بیتکلف فرماندهان در جمعهای مردمی و گفتوگو با مردم، موضوعی نگرانکننده بود؛ منشأ و شکافی که منجر به سوءقصد شد نیز همین روحیه ارتباط بیتکلف و بیواسطه با مردم بود.
بسیاری از فرماندهان نظامی در دنیا، هنگام بازدید از یک منطقه از تیم حفاظتی قدرتمند استفاده میکنند یا با بالگرد و خودروهای زرهی وارد منطقه میشوند؛ اما سردار شوشتری به دعوت مردم و برای ایجاد ارتباط مستقیم با آنان و برای حضور در یک نمایشگاه بزرگ از دستاوردهای مردمی سپاه و بسیج در جمع سران طوایف حاضر شد؛ بدون تکلف و حفاظت گسترده، در همانجا نیز هدف سوءقصد ناجوانمردانه دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید.
باید اضافه کنم که شهید شوشتری فردی بسیار عاطفی بودند و من بارها شاهد بودم که هنگام گفتوگو درباره حوادث مختلف، اشک در چشمانشان جمع میشد.