مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کردستان، دیار دلیران کرد، نقش ویژه‌ای در پیروزی انقلاب اسلامی داشته است. مردمان کردستان شهدای بسیاری را در راه انقلاب هدیه داده‌اند. شهید ماموستا امین حیدری، شهید ماموستا محی‌الدین بیانی، شهید ماموستا ملامحمد کریمیان، شهید ماموستا کریم مکی‌پور، شهید ماموستا صلاح الدین معاضدی، شهید ماموستا محمد رشید علومی و شهدای دیگری از این منطقه به درجه رفیع شهادت رسیدند.
گزارش اسناد از مبارزات مردم اصفهان در سال 56،
چون روز 17 و 18 /11 /2536 مصادف با رحلت حضرت رسول اکرم و شهادت امام حسن مجتبی‌ می‌باشد، به منظور جلوگیری از بی‌نظمی و عملیات سوء و خلاف قانون عناصر افراطی و اخلالگر در پوشش عزاداری، دستور لازم به یگان‌های تابعه شهربانی استان اصفهان داده شد و بر طبق طرح مربوطه اقدام خواهد شد.
به بهانه آغاز سال تحصیلی
مهم‌ترين واقعه اين ماه، بحث اعتصابات قشرهاى مختلف اعم از اصناف و ادارات دولتى بود. از آن جمله، اولين قدم براى شكستن نظم رژيم حاكم توسط دانش‌آموزان برداشته شد. آنان راهپيمايى خود را با تعطيلى مدارس از ساعت 8:30 روز يک‌شنبه، 9/مهر/57 آغاز كردند.
برگی از خاطرات عبدالمجید مساحتی
وسط بازار من را گرفتند و گفتند آقای مساحتی امشب حتماً اعلیحضرت را دعا کنید ... به مداح گفتم همین که به صحن رسیدیم و خواستیم وارد شویم یک‌دفعه حسین حسین بگویید و من هرچه گفتم صبر کنید شما دیوانه‌وار حسین حسین بگویید و دور بزنید و بروید.همین­که دم صحن رسیدیم همه سینه‌زن‌ها، حسین حسین گفتند و آن رئیس سازمان گفت: آقا این­ها وحشی‌اند، ولشان کن
انقلاب اسلامی در میانه
برادرم می‌گفت: گرفتار شدن شما یک شب بود، ولی به اندازه‎‌ی چند ماه تبلیغات اثر داشت. مردم از روستاها به خیابان‌ها ریختند. خیلی شلوغ شده بود و من هم نمی‌توانستم راه بیایم، زیرا دنده‌هایم اذیتم می‌کردند...
انقلاب اسلامی در گرگان
ایادی رژیم که حضور شهید مدنی در گنبد کاووس را مغایر با منافع خود می‌دیدند، به تکاپو افتادند تا به هر طریقی که شده وی را از گنبدکاووس دورگردانند. آنان با گوشزد کردن اینکه گنبد کاووس شهری مرزی است و این‌گونه اقدامات، تبعات خطرناکی دارد، حضور شهید مدنی را در شهر به مصحلت ندانسته خواستار تبعید وی به نقطه‌ای دیگر شدند. در نامه‌ای که شهربانی گنبد کاووس در این زمینه به فرمانداری خرم آباد ارسال کرد تأکید نمود: «مشارالیه (مدنی) از تاریخی که وارد گنبد کاووس شد، مرتباً با روحانیون این منطقه تردد می‌نماید و باطلاب مدرسه‌ی علمیه‌ی منتظریه در تماس می‌باشد؛ بنابراین اقامت وی در این شهر به هیچ وجه به مصلحت نمی‌باشد».
با شروع جنگ جهانی دوم و حمله نیروهای خارجی، روسیه از شمال و انگلیس‌ها از جنوب و بمباران هوایی، حالت قحطی در کشور عمومیت پیدا کرد و چندین سال ادامه یافت، مردم حتی برای تهیه نان خالی با مشکلات فراوانی روبرو بودند.  
اشغال ایران در جنگ دوم جهانی توسط قوای بیگانه، از نقاط تاریک تاریخ ایران است. حضور ارتش بیگانه در خاک ایران خسارت‌های بسیاری برای مردم به ارمغان آورد. در آن شرایط که دولت مرکزی نیز ناکارآمد بود و ارتش رضاخان هرگز نتوانست از مرزهای کشور پشتیبانی کند، مردم در سختی و تنگنا قرار گرفتند. پس از اشغال ایران، وضعیت اسفناک و بحرانی بر شهرها و روستاها حاکم شد. انبارهای غله و آذوقه توسط اشغالگران ضبط گردید و به دنبال آن قحطی و گرسنگی به شکل گسترده‌ای در همه مناطق شایع شد.
روز سوم شهریور 1320 متفقین از شمال و جنوب به ایران حمله كردند. در شمال نیروهای شوروی در سه ستون وارد خاك ایران شدند: ستون اول رضاییه و تبریز را تصرف كرد. ستون دوم پس از تصرف چند شهر گیلان و مازندران از راه قزوین عازم تهران و ستون سوم از سمت بندر‌شاه وارد خاك ایران شد و با تصرف گرگان تا سمنان پیش رفت. همزمان با جنگ جهانی دوم و حضور روس‌ها در گرگان‌ودشت از شهریور 1230تا اواسط این دهه تبعاتی را نیز با خود به‌همراه داشت. آنان فرمانداری گرگان را تحت فشار قرار دادند تا «...در محوطه‌ی كارخانه‌ی برنج دو دستگاه انبار بزرگ و یك گاراژ و یك ساختمان مسكونی و شش دستگاه ساختمانی مسكونی...» را در اختیار آن‌ها قرار دهند و نیز مقدار 381 مترمربع شیشه برای درب و پنجره‌های سربازخانه را برای آن‌ها نصب كنند.
در گزارشی به تاریخ 15 فروردین 1357، در قزوین آمده است: «روز 9 /1 /37 سیدحسن موسوی شالی و آسید عباس ابوترابی که از روحانیون متنفذ شهر قزوین هستند از مردم خواسته‌اند صبح روز 10 /1 /37 جهت برگزاری مراسم چهلم کشته‌شدگان تبریز در مسجد شاه حاضر شوند و در این جریان رعایت نظم و آرامش را نموده ...».