مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ناگفته‌هایی درباره «مسجد آبی آلمان» در گفتگو با آیت‌الله رمضانی‌گیلانی
خبرنگاران و مسیحیان و پیروان سایر ادیان از ماه رمضان مسلمان‌ها استقبال می‌کردند. برای افراد غیر مسلمان روزه‌داری و عبادات مسلمین خیلی جالب و محترم بود. هر جایی که ما مناسک‌مان را انجام می‌دادیم برای آن‌ها جذاب و قابل احترام بود. خاطرم هست یک روز از وین با پرواز اتریش می‌آمدم. وقت نماز بود. به مهماندار هواپیما گفتم من یک جا می‌خواهم تا نماز بخوانم. سریعا برای من یک زیراندازی پهن کردند و جهات شمال و جنوب را هم به من نشان دادند تا بتوانم قبله را پیدا کنم. اروپایی‌ها هنگامی که می‌دیدند ما با خدا نجوا می‌کردیم خیلی ما را احترام می‌کردند. ما عبادات‌مان را به همراه عدالتخواهی‌مان در یک مجموعه‌ای به آنها ارائه می‌کردیم و به آنها می‌گفتیم که اگر ما مقابل ظلم ایستاده‌ایم بخاطر این است که زورگویی مخالف فطرت انسان و عقل است.
در گفتگوی تفصیلی با دکتر سجادی مطرح شد:
حدود سال 1900 میلادی جان‌دیک راکفلر در اولین قدم بنیاد راکفلر یا همان Rockefeller foundation را تشکیل می‌دهد. یکی از گروه‌هایی که این مجموعه را هدایت و اجرائی کرده گروه برادران فلکسنر بوده‌اند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند کل نظام آموزش، پژوهش و خدمات امریکا را تحت نفوذ بگیرند. امروز راهبرد همان است ولی بازیگران و بازیگردانان این صحنه عوض شده‌اند. امروز بیل گیتس با هدف سیاستگذاری و تعیین تکلیف برای آینده سلامت جهان دست به این تغییر فاز زده یعنی از کارتل مجازی به حوزه سلامت وارد شده است. در اولین قدم او هم بنیاد بیل و ملیندا گیتس را تشکیل داد و پایش را جای پای راکفلر گذاشت. یعنی برای این کار مرکزی به نام (IHME) یا همان institute of health metrics study با هدف سیاستگذاری آینده نظام سلامت جهان در اختیار گرفت.
حسن روشن در گفتگو با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی مطرح کرد:
برادرم بیسیمچی بود. هنگامی که عراق به ایران حمله می‌کند برادرم به همراه گردانشان به لب مرز می‌روند که در منطقه قلاویزان در نزدیک مرز مهران به شهادت می‌رسد. نحوه شهادتش هم به این صورت بود که دشمن خمپاره‌هایی را به سمت آن منطقه شلیک کرده بود. ترکش خمپاره به نخاع برادرم اصابت کرده بود و او به شهادت رسیده بود. چند سال پیش من را در سالگرد شهدای زمین فوتبال شهر مهران دعوت کرده بودند. من آنجا به مسئولان گفتم که اگر امکان دارد من را به قلاویزان ببرید. وقتی به قلاویزان رفتم تصویر تعداد زیادی از شهدای آن منطقه را نصب کرده بودند. قدم به قدم تصاویر شهدایی بود که در قلاویزان به شهادت رسیده بودند
بخش دوم گفتگوی تفصیلی حسین نمازی با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛
بعد از جنگ سیاست تنش­زدایی از طرف آقای هاشمی رسماً اعلام شد: « راه حل مشکلات اقتصادی کشور تنش‌زدایی با آمریکاست منتها قدم اول را آمریکا باید بردارد». اما نتایج این سیاست در حد انتظار نبود. همین طور در زمان آقای خاتمی که مبنای سیاست خارجی دولت گفتگوی تمدن­ها و تفاهم بود، استنباط من این است که ایشان از نتیجه آن راضی نبود. به خصوص وقتی که با فاصله کوتاهی بعد از یک سخنرانی­ ایشان که طی آن برای رفع اختلاف‌ها از طریق گفتمان اعلام آمادگی شده بود کلینتون تمدید تحریم­ها را بر علیه ایران امضاء کرد. در زمان آقای روحانی هم به رغم کوشش‌­های فراوان برای به نتیجه رساندن برجام، نتایج آن را می­‌بینیم.
چرایی و چگونگی وقوع كودتای سوم اسفند 1299 در گفتگو با دکتر مظفر شاهدی
مظفر شاهدی: «کودتای سوم اسفند،‌ حتی در همان برهه هم، برچسب انگلیسی خورده بود و كم نبودند افرادی از اقشار مختلف مردم كشور، كه دست پنهان انگلیس را در فرایندِ منتهی به‌وقوع كودتای سوم اسفند 1299 می‌دیدند. بنابراین، كودتا، در كلیت خود، با نظر مخالف اقشار مختلف مردم كشور مواجه شد؛ كه البته در فضای سیاسی و اجتماعی و امنیتی رعب‌انگیز و سركوبگرانهِ متعاقب كودتا هم، طرح‌های امنیتی و انتظامی زیادی برای برخورد با مخالفان كودتا در میان مردم كشور به‌مورد اجرا گذاشته شد».
یک پرسش پنج پاسخ
در اجلاس گوآدلوپ جمع‌بندی بر سر برکناری شاه بود یا ساقط شدن رژیم پهلوی مدنظر بود؟ به عبارت دیگر آیا خروجی آن اجلاس این بود که قدرت از شاه به ولیعهد منتقل شود ولی همچنان رژیم سلطنتی باقی بماند یا تصمیم دیگری اتخاذ شد؟
امروز اگر انقلاب پابرجاست و در برابر زورگویی دشمنان عقب‌نشینی نکرده، به لطف ایثارگری‌های مردم است. آنچه که امروز در این زمینه اتفاق افتاده میسر نمی‌شد مگر با صبر و شکیبایی و پایداری مردم. ملت ما همیشه در مواقع لزوم در صحنه‌های حساس حاضر بودند. امروز این احساس وظیفه مردم، نه تنها نسبت به گذشته کم‌تر نشده بلکه روز به روز بیشتر هم شده است. نمونه‌ای از آن، جمعیت انبوهی است که در تشییع پیکر قهرمان ملی حاج قاسم سلیمانی شرکت کردند. مردم با حضور در تشییع پیکر این سردار سرافراز اسلام بار دیگر وفاداری خود به آرمان‌های انقلاب را ثابت کردند. از این رو از جانب رهبری و مردم، به هیچ وجه عدول از شعارهای اولیه انقلاب را مشاهده نمی‌کنیم؛ بلکه دعوت به پافشاری بر شعارهای انقلاب را شاهد هستیم.
گفتگوی رضوانه دباغ با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی:
متأسفانه در حق خانم دباغ اجحاف شد و این مطالب جایی بیان نشد. زمانی هم که ایشان به رحمت خدا رفتند، دایی ما آمد و گفت که حاجیه خانم وصیت کرده که اگر می‌شود من را به عنوان خادم حضرت امام در حرم امام خمینی دفن کنند. در آن زمان من در کنار مادرم بودم که ایشان به رحمت خدا رفتند و درگیر کارهای بیمارستان بودم و نتوانستم در این زمینه اظهار نظری کنم و به دلیل این درخواست‌ها دهان من بسته بود. به هر ترتیب پیکر مادر را در حرم مطهر امام دفن کردند و عده‌ای فرصت‌طلب از پیکر بی‌جان مادر ما سوءاستفاده سیاسی کردند و با این کارشان بهره‌های سیاسی بردند.
بازخوانی عوامل شکل‌گیری انقلاب اسلامی در گفتگو با مسعود رضایی؛
اینها مسائلی نبودند که لازم باشد تا نخبگانی بیایند و آنها را برای مردم تشریح نمایند. هرکسی در جامعه حرکت و زندگی می‌کرد می‌دید که این موارد در کشور وجود دارد. بی‌حجابی مورد حمایت رژیم بود. وضع سینما و رادیو و تلویزیون ضد اسلامی بود. این قضایا وجود داشت و مردم بدون اینکه نیازی باشد تا نخبگان توجیه‌شان کنند، خودشان این مسائل را درک می‌کردند. در چالش وابستگی هم نیازی به این نبود که نخبگانی بیایند به مردم بگویند که ما وابسته‌ایم. مثل اوضاع امروز عربستان که نیازی نیست نخبگانی بیایند به مردم بگویند کشورشان وابسته است. کسی که در عربستان زندگی می‌کند برایش کاملا مشهود است که این کشور وابسته است. مثل روز این قضیه برایش روشن است. مباحثی که توسط نخبگان، روحانیون و روشنفکران انقلابی ضد امریکایی در سخنرانی‌ها و اعلامیه‌ها بیان می‌شد فقط ابعاد و عمق قضیه را روشن‌تر می‌کرد و اصل این مشکلات را خود مردم درک کرده بودند.
اسدالله صفا در گفتگو با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛
در آن زمان مرحوم نواب در نجف بودند. وقتی این مجله را خواند مجله را برای آیت‌الله العظمی حاج آقا حسین قمی برد. به ایشان گفت: حاج آقا حکم نویسنده این مجله چیست؟ حاج آقا حسین هم گفته بود بگذار من چند روزی این مجله را بخوانم بعد جواب را بهت می‌گویم. مرحوم نواب در زندان به من گفت دو الی سه روز بعد رفتم محضر حاج‌آقا حسین. ایشان به من گفت: هر کسی که این مجله را نوشته است حکم قتلش نه تنها برای تو بلکه برای هر مسلمانی واجب است. نواب بعد از این حرف حاج‌آقا حسین به حجره‌اش بر می‌گردد و وسایلش را جمع می‌کند و به دوستانش هم می‌گوید اگر من را ندیدید حلال کنید.