«صدای انقلاب را شنیدم» در آیینه خاطرات
نطق تلویزیونی محمدرضا پهلوی در ۱۵ آبان ۱۳۵۷ ـ که با عبارت «صدای انقلاب شما را شنیدم» شناخته میشود ـ از بارزترین نشانههای آشفتگی و سردرگمی حاکمیت در ماههای پایانی عمر رژیم پهلوی بود. روایتهای رجال و کارگزاران آن دوره، ابعاد متفاوتی از چگونگی شکلگیری این نطق، واکنش شاه به بحران و تناقضهای سیاسی آن را آشکار میکند.
به روایت غلامرضا مقدم؛
در روایت غلامرضا مقدم از مقررات بازرگانی درباره منع ورود برخی کالاها در ۱۳۳۹ آمده است: «آن شخص گردن کلفت آمد گفت؛ من را میشناسی کی هستم؟ گفتم من به جا نمیآوردم. گفت؛ من طیب هستم. بعد یک دفعه یک کارد از جیبش درآورد و زد روی میز. کارد همینطوری روی میز فرو رفت و ایستاد. گفت؛ تو ورود موز ما را ممنوع میکنی؟ همین الان شکمت را سفره میکنم.»
یادی از اولین شهید محراب
گفته بودند از شایعات شهر چنین استنباط مىشود که خطرى جدى شما را تهدید مىکند. اجازه بدهید اتومبیلتان را به شیشه ضد گلوله مجهز کنیم. وقتى ایشان از هزینه زیاد آن مطلع مىشود مىگوید: پول آن را به صندوق مستضعفین واریز کنید.
آبان ۱۳۵۷ | پایان رؤیای هستهای شاه
خاطرات برخی کارگزاران رژیم پهلوی از طرحهایی محرمانه در برنامه هستهای ایران حکایت دارد؛ از پیشنهاد دفن پسماندهای اتمی اروپا در کویر لوت تا روایتهایی درباره تلاش برای دستیابی به فناوریهای مرتبط با ساخت سلاح هستهای.
به روایت محسن مبصّر
محسن مبصّر، رئیس وقت شهربانی کل کشور، در این خاطره از حساسیت محمدرضا پهلوی به ظاهر جوانان و انزجار او از موی بلند و ریش هیپیها میگوید. حساسیتی که به برخورد پلیس با جوانان، تراشیدن موی فرهاد مشکات، رهبر ارکستر، و سرانجام برکناری خود مبصّر انجامید. روایتی از جایی که سلیقه شاه، مرز میان پسند شخصی و تصمیم حکومتی را از میان میبرد.
به بهانه درگذشت مهدی خانبابا تهرانی
خانبابا تهرانی در خاطراتش میگوید: «حزب توده یک اشتباه نظری دیگری هم داشت که این ناشی از آن است که امروز هم توی جنبش ادامه دارد. آن عبارت از این است که خیال میکردند در واقع یک سیاست یک هژمونی باید بیاید جامعه را بگیرد و این غلط بود برای جامعه ما. جامعه ما یک مخرج مشترک تاریخی دارد بین طبقاتش یک نوع جبهه باید بیاید اینکار را بکند. حزب توده خیلی دیر به شعار جبهه واحد ضد استعمار رسید. من بهعنوان یک جوان آن دوره فقط این شعار را با ذغال روی دیوارها شب مینوشتم. زنده باد جبهه واحد ضد استعمار، از آنطرف که خودمان جبهه را شکسته بودیم، جبهه عمومی مردم را. بعد از اینکه توی سر خورده بود تازه این شعار را روی صداقت ما میدادیم ولی حزب در واقعیت هیچگاه به دنبال این شعار نرفت.»
دستنوشه شهید لاریجانی از نامه محرمانه رهبر شهید انقلاب
شهید علی لاریجانی در خاطرات روز چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۷۲، از نامه محرمانه رهبر شهید انقلاب درباره ضرورت تولید آثار فاخر ادبی و هنری روایت کرده است؛ نامهای که با اشاره به تجربه نویسندگان روسی، از جمله ماکسیم گورکی، شولوخوف و الکسی تولستوی، بر ضرورت روایت هنری انقلاب و جبران کمکاریها در این عرصه تأکید داشت.
بهروایت نصرتالله امینی | بهمناسبت بزرگداشت لسانالغیب
علامه دهخدا در واپسین لحظات عمر، در حالی که دکتر محمد معین او را رو به قبله نشانده بود، عبارت «که مپرس» از غزلی از حافظ را بر زبان آورد؛ معین دیوان حافظ را گشود و با خواندن بیت «گشتهام در جهان و آخر کار / دلبری برگزیدهام که مپرس» شاهد واپسین لحظات زندگی ادیب نامدار ایران بود.
به روایت آخرین وزیر اطلاعات و جهانگردی شاه
در حالی که بسیاری از تحلیلها درباره سقوط رژیم پهلوی بر بحرانهای اقتصادی، شکافهای اجتماعی یا گسترش اعتراضات سیاسی تمرکز دارند، داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی در سالهای پایانی سلطنت محمدرضا پهلوی، طی مصاحبهای در مهرماه ۱۳۶۲ با پروژه تاریخ شفاهی دانشگا هاروارد، روایت متفاوتی ارائه میکند. او ریشه اصلی مشکلات نظام پهلوی را نه در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، بلکه در نفوذ باندی از افراد نزدیک به شاه میداند. افرادی که به گفته او به دلیل روابط شخصی، خانوادگی یا مالی با شاه، به «دستنزدنیها» تبدیل شده بودند و مسیر تصمیمگیری در کشور را تحت تأثیر قرار میدادند.
ادعاهای دولت امارات درباره جزایر سهگانه ایرانی در مقاطع بحرانی همواره تنشها را افزایش داده است. خاطرات مرتضی موسوی، از اعضای برجسته ضدجاسوسی ساواک، نشان میدهد که ایران چگونه در دوران پهلوی این جزایر را بازپس گرفت و در آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله، با یک ماموریت اطلاعاتی امارات را از ادامه ادعاهای خود بازداشت.