چهار دهه خیانت
سازمان مجاهدین خلق در چهار دهه گذشته، مسیر پرتحولی را در شیوههای مبارزاتی علیه جمهوری اسلامی ایران طی کرده است؛ از جنگ چریکی شهری در سالهای نخست انقلاب، تا تشکیل ارتش کلاسیک در عراق، بازگشت دوباره به عملیاتهای شهری و نیز تمرکز بر فعالیتهای سیاسی، رسانهای و اطلاعاتی.
۱۰ مرداد ۱۳۶۱
سازمان منافقین که از بهمن ۱۳۶۰ تا اردیبهشت ۱۳۶۱ دو ضربه سنگین به مرکزیت و بدنه نظامی خود متحمل شده بود، در مرداد ۱۳۶۱ با عملیاتی گسترده و ۷۰ ساعته، حساسترین بازوی خود یعنی «بخش روابط» را از دست داد؛ در این عملیات نه تنها ۷۵ عضو فعال از جمله معاونان مرکزیت به هلاکت رسیدند، بلکه اسناد به جامانده، پرده از یک راهبرد امنیتی برداشت: تشکیلات برای جلوگیری از نفوذ اطلاعاتی، خط خروج مخفیانهای برای کادرهای ارشد خود از مرزهای عراق، ترکیه و پاکستان تدارک دیده بود، اما این طرح نیز با کشف مدارک ضربه ۱۰ مرداد، برملا شد.
بازخوانی انتفاضه صفر
حزب بعث از اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسی محدودیتهای تدریجی، اما گستردهای بر مراسم مذهبی شیعیان عراق، بهویژه پیادهروی اربعین، اعمال کرد. این محدودیتها در سال ۱۳۵۴ به ممنوعیت رسمی رسید و در بهمن ۱۳۵۵ با شدت بیشتری اجرا شد. در واکنش به این سیاست، حدود سی هزار نفر در ۱۵ صفر ۱۳۹۷ قمری از نجف به سمت کربلا حرکت کردند. نیروهای نظامی با اعزام تیپ زرهی، هواپیماهای جنگی و یگانهای امنیتی مسیر را مسدود کردند و در نزدیکی کربلا جمعیت را محاصره نمودند. این رویداد که به انتفاضه صفر معروف شد، به کشته شدن حدود شانزده نفر، بازداشت هزاران نفر، اعدام چند تن و صدور احکام سنگین منجر گردید و تا سال ۱۳۸۲ و سقوط حکومت صدام، برگزاری عمومی این مراسم متوقف ماند. پس از سقوط، پیادهروی اربعین با حضور میلیونها نفر از سر گرفته شد و به یکی از بزرگترین تجمعات مذهبی سالانه جهان تبدیل گردید.
به روایت تاریخ
در روزهای بحرانی پس از انقلاب مشروطه، هنگامیکه کابینه ایران آماده تسلیم در برابر اولتیماتوم سخت روسیه (اولتیماتوم ۱۹۱۱) بود، حدود سیصد زن محجبه تهرانی با چادرهای سیاه و تپانچههای پنهانشده زیر لباس، از خانهها بیرون آمدند، به مجلس رفتند و سوگند خوردند اگر نمایندگان از دفاع از استقلال کشور کوتاه بیایند، شوهران و پسران خود را خواهند کشت و خود نیز جان میبازند. لحظهای که به گفته مورگان شوستر، زنان ایرانی به انقلابیترین زنان جهان بدل شدند.
به بهانه سالروز فرار بنیصدر و رجوی
فرار ابوالحسن بنیصدر و مسعود رجوی از ایران در مردادماه ۱۳۶۰ نقطه آغاز شکلگیری ائتلافی بود که با عنوان «شورای ملی مقاومت» تلاش کرد خود را بهعنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی معرفی کند. اما این ائتلاف از همان آغاز با اختلافات درونی و اهداف متفاوت اعضای آن همراه بود و درنهایت به بنبست رسید.
روایتی از برکشیدن تا تبعید و مرگ رضاخان
رضاخان، سه سال پس از کنارهگیری از سلطنت، در حالی که دوران تبعید خود را در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی سپری میکرد، در ۶۶ سالگی مرد. او که هیچ سابقه سیاسی نداشت و به دلیل فرمانپذیری همراه با قدرت نظامی، با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ وارد عرصه قدرت شده بود، با حمایت بریتانیا در ادامه سلسله پهلوی را اعلام کرد، اما به دستور همان حامیانش، واپسین سالهای زندگی خود را دور از ایران گذراند. نهایتاً در پی تحولات جنگ جهانی دوم به فروپاشی سریع، استعفا و مرگ در تبعید انجامید.
تبعید یا ایستادگی؟
سرنوشت زمامداران ایران، آینهای از نسبت آنان با قدرت، مردم و سرزمین است. تاریخ یک قرن اخیر ایران، از محمدعلی شاه تا رهبر شهید انقلاب، نشان میدهد که پایان زمامداری هر حاکم، فراتر از یک رخداد شخصی، به نمادی از سرنوشت یک نظام سیاسی و جایگاه آن در حافظه تاریخی ملت تبدیل شده است.
از کتابهای تاریخ تا پرده سینما؛
یکی از بخشهای کمتر دیدهشده کارنامه او، حضور مستمر در فیلمها و سریالهای تاریخی است. آثاری که بنیان آنها بر کتابهای تاریخ، اسناد، خاطرات، سفرنامهها و پژوهشهای تاریخی استوار بود.
اقدامات هواداران پهلوی علیه ایران در دوران دفاع مقدس
در سالهای دفاع مقدس و در حالی که نیروی دریایی ایران برای مقابله با تهدیدات دشمن بعثی به تجهیزات نوین نیاز مبرم داشت، دریادار حبیباللهی، آخرین فرمانده نیروی دریایی شاه، با همکاری گروهک ضدانقلاب آزادگان و با هدایت بهرام آریانا، دست به خیانتی بزرگ زد. این گروه با نفوذ در میان افسران جوان نیروی دریایی و سوءاستفاده از حضور آنان در فرانسه برای تحویل ناوچههای سفارشدادهشده، موفق شدند ناوچه موشکانداز تبرزین را در آبهای اسپانیا بربایند و آن را به بندر طنجه مراکش ببرند. اما نقشه پیچیده آنان برای انتقال این ناوچه به آفریقای جنوبی و راهاندازی یک رادیوی ضدانقلاب، به دلیل عدم همکاری دولت مراکش و در نهایت تسلیم شدن دریادار خائن در برابر دولت فرانسه، نافرجام ماند.
بنادر جنوب، دروازههای راهبردی ایران
بنادر جنوبی ایران تنها مراکز تخلیه و بارگیری کالا نیستند، بلکه دروازههای راهبردی کشور برای پیوند با اقتصاد جهانی، توسعه ترانزیت، تأمین امنیت ملی و تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی ایران محسوب میشوند. موقعیت ممتاز این بنادر در کرانه خلیج فارس و دریای عمان، آنها را به یکی از مهمترین سرمایههای راهبردی جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده است.