معماران پنهان دستگاه امنیتی ابوظبی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در میانه دهه ۱۳۵۰ خورشیدی، امارات متحده عربی هنوز در آغاز مسیر دولتسازی و تثبیت ساختارهای حکمرانی خود قرار داشت. این کشور که تنها چند سال از تشکیل آن میگذشت، با مجموعهای از چالشهای سیاسی، امنیتی و اداری مواجه بود. رهبران امارات بهخوبی آگاه بودند که بقای این اتحادیه نوپا صرفاً با اتکا به درآمدهای نفتی امکانپذیر نیست و استمرار آن نیازمند ایجاد یک سازمان امنیتی و اطلاعاتی منسجم، حرفهای و کارآمد است. از همین رو، ابوظبی برای بهرهگیری از تجربه کشورهای منطقه، بهویژه ایران، عربستان سعودی و مصر، تلاش گستردهای را آغاز کرد. اسناد موجود نشان میدهد که در میان این کشورها، ایران و سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) بیش از دیگران در شکلگیری و سازماندهی نهادهای امنیتی امارات نقش ایفا کردند.
نگرانی اصلی مقامات اماراتی در آن مقطع، گسترش نفوذ جریانهای چپگرا و گروههای رادیکال در منطقه خلیج فارس بود. در فضای جنگ سرد، بسیاری از دولتهای محافظهکار منطقه فعالیت نیروهای کمونیستی و انقلابی را تهدیدی مستقیم علیه ثبات سیاسی خود تلقی میکردند. از همین منظر بود که احمد السویدی، وزیر امور خارجه امارات و از نزدیکترین مشاوران شیخ زاید، در آذر ۱۳۵۴ طی دیداری با ارتشبد نعمتالله نصیری، رئیس ساواک، خواستار آغاز همکاریهای گسترده اطلاعاتی و امنیتی میان دو کشور شد. در این دیدار، السویدی ضمن تأکید بر ضعف و جوان بودن دستگاه اطلاعاتی امارات، خواهان آموزش نیروهای امنیتی این کشور توسط ساواک و ایجاد سازوکار دائمی برای تبادل اطلاعات شد. وی مقابله با فعالیتهای کمونیستی و افراطی را هدف اصلی این همکاریها معرفی کرد و بر ضرورت هماهنگی نزدیک دو کشور برای حفظ امنیت منطقه تأکید نمود.
نصیری نیز با استقبال از این درخواست، آمادگی کامل ساواک را برای انتقال تجربههای امنیتی ایران اعلام کرد. بر اساس توافقات صورتگرفته، مقرر شد بخشی از نیروهای اماراتی برای طی دورههای آموزشی به تهران اعزام شوند و همزمان گروهی از متخصصان ساواک نیز برای آموزش و مشاوره به ابوظبی سفر کنند. برنامه آموزشی طراحیشده از یک دوره عمومی آغاز میشد و سپس شرکتکنندگان بر اساس توانایی و تخصص خود در حوزههایی، چون امنیت داخلی، اطلاعات خارجی، ضدجاسوسی و امور فنی آموزش میدیدند. هدف از این دورهها صرفاً تربیت نیروهای اجرایی نبود، بلکه مقامات امارات امیدوار بودند افرادی آموزش ببینند که پس از بازگشت بتوانند هسته اولیه یک سازمان اطلاعاتی مستقل را شکل دهند و خود به آموزش نسل بعدی نیروهای امنیتی بپردازند.
همکاریهای دوجانبه به سرعت وارد مرحله عملیاتی شد. در دیماه ۱۳۵۴ نخستین گروه از کارکنان اطلاعاتی ابوظبی وارد تهران شدند و دورههای آموزشی خود را در مراکز وابسته به ساواک آغاز کردند. ارزیابی عملکرد این نیروها نیز بهصورت رسمی در اختیار مقامات اماراتی قرار گرفت. یک سال بعد، در پی درخواست مجدد احمد السویدی، هیأتی از کارشناسان ساواک مأمور شد تا با سفر به ابوظبی، ساختار امنیتی موجود را بررسی کرده و پیشنهادهایی برای اصلاح و توسعه آن ارائه دهد. مأموریت این هیأت تنها به آموزش محدود نبود؛ بلکه طراحی ساختار سازمانی، ارزیابی تهدیدات داخلی و خارجی، تعیین اولویتهای امنیتی و ارائه راهکارهایی برای مبارزه با کمونیسم، ضدجاسوسی و حفاظت از تأسیسات نیز در دستور کار قرار داشت.
اهمیت این همکاریها از دیدگاه رهبران امارات نیز پنهان نبود. احمد السویدی در دیداری با عباسعلی خلعتبری، وزیر امور خارجه ایران، تصریح کرد که امنیت امارات امتداد امنیت ایران است و ابوظبی برای تقویت سازمانهای امنیتی خود به تجربه و راهنمایی تهران نیاز دارد. وی حتی موفقیتهای امنیتی امارات را تا حد زیادی مرهون حمایت ایران دانست و تأکید کرد که تداوم این همکاریها نهتنها برای امارات، بلکه برای ثبات کل منطقه خلیج فارس ضروری است.
با این حال، همکاریهای امنیتی درباره امارات تنها در قالب روابط دوجانبه ایران و ابوظبی محدود نشد. در آذرماه ۱۳۵۴، همزمان با سفر شیخ زاید به تهران، نشستی چهارجانبه با حضور مقامات عالی امنیتی ایران، عربستان سعودی، مصر و امارات برگزار شد. در این جلسات، ارتشبد نصیری، کمال ادهم رئیس سازمان امنیت عربستان سعودی، اشرف مروان از مصر، احمد السویدی و مهدی تاجر از امارات درباره آینده ساختار سیاسی و امنیتی این کشور به تبادل نظر پرداختند. موضوع اصلی مذاکرات، چگونگی تقویت اتحادیه امارات، مقابله با نفوذ جریانهای چپ و ایجاد یک ساختار اداری و نظامی کارآمد برای فدراسیون بود.
در جریان این گفتوگوها، مقامات حاضر بارها شکننده بودن ساختار اتحادیه و اختلافات میان امارتهای عضو تأکید کردند. نصیری نسبت به نفوذ عناصر چپگرا و گروههای فلسطینی در نهادهای اتحادیه هشدار داد و خواستار پاکسازی ساختارهای اداری و نظامی از نیروهای غیرهمسو شد. احمد السویدی نیز اذعان داشت که اتحادیه هنوز از استحکام کافی برخوردار نیست و برای حفظ انسجام آن، حمایت مشترک ایران و عربستان سعودی ضروری است. از نگاه او، بسیاری از شیوخ منطقه تصمیمات خود را بر مبنای حمایت این دو قدرت اتخاذ میکردند و هماهنگی تهران و ریاض میتوانست به تقویت روند دولتسازی در امارات کمک کند.
نتیجه این مذاکرات، شکلگیری نوعی اجماع منطقهای پیرامون حمایت از امارات بود. در نشست دوم که یک روز بعد برگزار شد، حاضران از موافقت محمدرضا شاه با مجموعهای از پیشنهادها خبر دادند. بر اساس این توافقات، ارتش اتحادیه باید کوچک، اما حرفهای و کارآمد باشد، عناصر غیرمرتبط از ساختارهای نظامی و اداری کنار گذاشته شوند، منابع مالی بیشتری در اختیار نهادهای مرکزی قرار گیرد و سه کشور ایران، عربستان سعودی و مصر در مسائل منطقهای و بینالمللی مرتبط با امنیت خلیج فارس هماهنگی بیشتری داشته باشند. این تصمیمات نشان میدهد که مقامات حاضر امنیت امارات را صرفاً مسئلهای داخلی نمیدانستند، بلکه آن را بخشی از معادله بزرگتر ثبات منطقهای تلقی میکردند.
مجموعه این اسناد تصویری روشن از روند شکلگیری دستگاه امنیتی امارات در دهه ۱۳۵۰ ارائه میدهد. برخلاف روایتهایی که توسعه امارات را صرفاً محصول درآمدهای نفتی یا برنامههای اقتصادی میدانند، این اسناد نشان میدهد که ایجاد ثبات سیاسی و امنیتی، پیششرط اصلی این توسعه بوده است. در این فرآیند، ایران از طریق ساواک نهتنها نقش یک شریک اطلاعاتی، بلکه نقش مشاور و معمار سازمانی را ایفا کرد. همزمان، همکاری عربستان سعودی و مصر نیز به شکلگیری یک چارچوب منطقهای برای حمایت از فدراسیون تازهتأسیس امارات کمک نمود. بدینترتیب، بخش مهمی از زیرساخت امنیتی کشوری که بعدها به یکی از بازیگران مهم اقتصادی خلیج فارس تبدیل شد، در سایه همکاری و هماهنگی سه قدرت منطقهای و با مشارکت فعال نهادهای اطلاعاتی آنان شکل گرفت.
برگرفته از سایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی