مرکز اسناد انقلاب اسلامی

همزمان با عملیات رزمندگان اسلام در تیرماه 1361، خبرگزاری رویتر در گزارشی از قول مقامات آمریکایی اعلام کرد: «حمله ایران به مواضع عراقی، منافع آمریکا در خلیج فارس را مورد تهدید قرار خواهد داد.»
طبق اسناد و مدارکی که در جریان کودتای نوژه به دست آمده، تماس‌هایی میان کودتاگران و موسی خیابانی صورت گرفته بود. ضمن پیشنهادی که رهبران کودتا به سازمان مجاهدین خلق داده بودند، موافقت شده بود که سازمان منافقین در مقابل پستی که به مسعود رجوی واگذار می‌شود، به نفع کودتاگران از موضع‌گیری علیه کودتا خود را کنار بکشد.
فتنه 18 تیر 1378، حاصل برنامه‌ریزی بلندمدت دشمنان بود. تکاپوهای مراکز دشمنی برای طرح‌ریزی غائله 18 تیر، حدودا یک سال قبل از این غائله آغاز شد. بطوری که رئيس سازمان جاسوسي امريکا اعلام کرد: «در سال 1999 در ايران انتظار حوادثی را داريم که در 20 سال گذشته بي‌سابقه است.» نشریه‌ آمریكایی میدل ایست اكونومیك دایجست هم در اوایل تیر، وعده داد: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند كه تابستان امسال شاهد یك آزمون حیاتی قدرت و حتی شاهد دورنمای رویارویی جدی بین جناح محافظه‌كار و اصلاح‌گرایان خواهد بود.» از این رو سناریوسازی فتنه 18 تیر در چند مرحله اجرا شد که ایجاد شبکه جهانی جنگ رواني عليه نظام، تلاش برای ضربه زدن به نهادهای انقلابی و تقویت شبکه‌های جاسوسی در ایران از جمله مراحل این سناریو بود. اما با وجود همه این برنامه‌ها و طرح‌ها، با روشنگری‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی و راهپیمایی مردم در 23 تیرماه، این غائله شکست خورد. به طوری که روزنامه اطلاعات در 24 تیرماه نوشت: «حضور شکوهمند ملت در صحنه، دفاع جدی و حمایت قاطع از کیان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی...، امنیت عمومی و آرامش اجتماعی را تامین و تضمین کرد.»
بازخوانی فتنه 18 تیر 1378
جوخه‌های وحشت حزب مشاركت از همان ابتدای مطرح شدن طرح اصلاح قانون مطبوعات به صورت تلویحی و گاه صریح از راه‌اندازی آشوب خبر می‌دادند. پنج روز قبل از سناریوی كوی دانشگاه، روزنامه‌ صبح امروز، وابسته به حزب مشاركت، پا را از تهدیدات تلویحی فراتر گذاشت و عیناً در یادداشت روز 13 تیر 1378، مسئولان را به ایجاد شورش و آشوب تهدید كرد و نوشت كه اگر طرح تصویب گردد، اغتشاش ایجاد می‌شود.
اگر بخواهیم نام چندنفر معدود از اوتاد انقلاب اسلامی را که به ایستادگی، سازش‌ناپذیری و مبارزه خستگی‌ناپذیر شهره‌اند برشمریم، از هر منظری، نام شهید بزرگوار آیت‌الله دکتر بهشتی یکی از آنان است و همین ویژگی، منتج به تهمت‌ها و سمپاشی‌ها و نهایتا ترور ایشان شد. طنز تاریخ آن‌که، از آغاز انقلاب لیبرال‏‌ها تلاش داشتند وی را هم‌چون خود سازشکار معرفی کنند. اما مطالعه منش این مبارز مورد تایید و علاقه وافر امام، در تقابل با رژیم پهلوی، امریکا و منحرفین داخلی، نشانگر سازش ناپذیری او است.
به شهادت تاریخ و همچنین اعتراف قشرهای مختلف جامعه امریکایی، نقض حقوق بشر و تضاد طبقاتی در جامعه امریکا به شدت بیداد می‌کند و شواهد فراوانی از نقض حقوق شهروندی در امریکا وجود دارد که بسیاری از صاحب نظران آمریکایی نیز به آن اعتراف کرده‌اند. مایکل پرنتی نویسنده مشهور امریکایی در این رابطه می‌گوید: «در ایالات متحده، فقرا و بی‌سوادان و اقلیت‌های نژادی بیشتر بازداشت می‌شوند، بیشتر از حق آزادی به قید ضمانت محروم می‌شوند و بدون بهره‌مندی از وکالت کافی، مجرم شناخته می‌شوند.» به اعتقاد پرنتی، آمار بالای زندانیان در امریکا، نقض حقوق بشر توسط نظام قضایی امریکا، تبعیض جنسیتی، نقض حقوق کودکان در امریکا و قانون‌گرایی نژادپرستانه از جمله شواهدی است که با استناد به آن می‌توان به عدم رعایت حقوق بشر در امریکا پی برد.
قاسم تبریزی
ویژگی‌های آیت‌الله بهشتی در عرصه اندیشه و عمل ابعاد وسیعی دارد. او در دو قلمرو اندیشه و عمل، خصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان یک سیاست‌مدار صادق جلوه‌گر شد. یک فرد متعهد، متعبد، متدین و علاقمند به ملت بود؛ مظلوم زیست و مظلوم شهید شد و "خار چشم دشمنان اسلام" بود. از دیدگاه آیت‌الله دکتر بهشتی، این فقیه مجتهد، جایگاه قانون، عمل به قانون و قانون‌گرایی به عنوان یک وظیفه و تکلیف شرعی و انسانی است. تعبیر شهید بهشتی درباره "وحدت آفرینی" قانون اساسی قابل توجه است که فرمودند: همه کسانی که به قانون اساسی رای داده‌اند باید ملزم باشند که این قانون اساسی را به عنوان مبنای هرگونه حرکت و وحدت بشناسند و مورد اقدام و عمل قرار دهند... مردم عزیز ایران! کم‌ترین بی اعتنایی به قانون اساسی خود را تحمل نکنید.
قبل از عزیمت شهید بهشتی به آلمان و پذیرفتن مسئولیت مسجد اسلامی هامبورگ، به علت جو خاصی که به وجود آمده بود، برادران اهل تسنن مقیم آلمان استقبال چندانی از این مسجد نمی‌کردند اما پس از حضور شهید بهشتی در آنجا و مدیریت وی در این مسجد، برادران اهل تسنن استقبال بسیاری از مراسمات و برنامه‌های این مسجد کرده و حتی در تکمیل و اداره آن همکاری‌های مفیدی داشتند.
گذری بر اندیشه سیاسی شهید بهشتی
مردم‌سالاری دینی در اندیشه شهید بهشتی ناظر بر کنش و فعالیت آزادانه، قانونی و با کرامت مردم در امور مدنی است و مسئولان نظام در راستای تامین نیازهای مردم تلاش می‌کنند و در این مسیر باید رضای الهی و کارآمدی برای مردم را در نظر داشته باشند. شهید بهشتی معتقد است در نظام مردم‌سالاری نسبت به نظام‌های دیگر؛ «دخالت اراده مردم در تعیین هیات حاکمه و حدود اختیارات و برنامه کار آن بیشتر و صحیح‌تر؛ مساوات مردم در استفاده از موسسات مختلف اجتماعی عمومی‌تر و کلی‌تر، امتیازات طبقاتی کمتر و ناچیزتر، و ضمانت تامین مصالح مردم از طرف حکومت قوی‌تر و اساسی‌تر است.»
الزامات قدرت مطلوب از منظر شهید بهشتی
آیت‌الله دکتر بهشتی به عنوان یکی از متفکرین انقلاب اسلامی و دانشمندی فرزانه، از جمله افرادی است که به عنصر سیاست از منظر آموزه‌های الهی و انسانی می‌نگریست. به اعتقاد شهید بهشتی منشاء قدرت در اسلام خداست و اگر اراده مردم با هدایت و حمایت خداوند همراه شود، قدرتی مستحکم شکل می‌گیرد. او همچنین معتقد است بهره‌گیری از قدرت باید در راستای رشد و تعالی جمعی و خدمت به مردم باشد. او سیاست مبتنی بر صداقت و نهراسیدن از قدرت‌های بزرگ را مورد تاکید قرار می‌دهد و معتقد است نظام اسلامی وظیفه دارد برای استمرار و حفظ نظام ملی در برابر قدرت‌های معاند، قدرت خویش را به اندازه کافی بیفزاید و از نهضت مردمی و اسلامی صیانت کند. از این رو، در اندیشه شهید بهشتی، «كسب قدرت كافى براى مقابله با قدرت‌هاى خارجى مخالف و دفاع از نهضت و جامعه نوبنيادى كه براساس نهضت به وجود آمده است»، امری لازم و ضروری است.