مرکز اسناد انقلاب اسلامی

معصومه ابتکار که در جریان تسخیر سفارت امریکا حضور داشت درباره ارتباط فرقان با سازمان سیا می‌گوید: در ساختمان مرکزی، ده‌ها سند سری و فوق سری مربوط به سلطنت‌طلبانی یافتیم که در ترور شهروندان عادی و ماموران کمیته دست داشتند. تکان دهنده‌ترین اسناد درباره گروهی سیاسی به نام فرقان بود. فرقان گروه کوچکی متشکل از نوجوانانی بود که حتی از ابتدایی‌ترین شناخت درباره اسلام بی‌بهره بودند، چه رسد به بینش لازم درباره مسائل معاصر. رهبران این گروه به اعضا آموخته بودند که قتل شخصیت‌های مذهبی، موقعیت آنها را بهبود می‌بخشد. با همین تفکر دو تن از رهبران برجسته مذهبی، آیت‌الله مرتضی مطهری و آیت‌الله محمد مفتح توسط آنها به شهادت رسیدند. مردم معتقد بودند گروه فرقان را عناصر خارجی حمایت و هدایت می‌کنند. اسنادی که در سفارت به دست آمد، درستی گمان مردم را ثابت کرد. این اسناد نشان می‌داد آمریکا از طریق اشخاص ثالث با گروه فرقان تماس گرفته بود.
در اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، چریک‌های فلسطینی حضور پردامنه‌ای در ایران داشتند. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، رئیس ساف نخستین فرد بلند پایه‌ای بود که از ایران دیدار کرد. در پایان این دیدار عرفات اعلام کرد که آیت‌الله خمینی به او گفته است تا انقلاب فلسطین پیروز نشود، انقلاب اسلامی ایران نیز ناتمام است. در همین راستا نیز در روز 22 بهمن و همراه با پیروزی انقلاب اسلامی، سفارت رژیم صهیونیستی در تهران تسخیر و تعطیل شد. تظاهرکنندگان که تعدادی فلسطینی نیز بین آن‌ها دیده می‌شد پرچم اسرائیل را از فراز ساختمان پایین کشیده و آتش زدند، و با فریادهای "مرگ بر اسرائیل" پرچم فلسطین را به جای آن برافراشتند.بسته شدن سفارت اسرائیل و در مقابل گشایش سفارت فلسطین در همان مکان،‌ اقدامی بود که در همان نخستین‌ روزهای پیروزی انقلاب، خط انقلاب را بیش از پیش نمایان کرد و نشان داد که فلسطین مهم‌ترین مسئله نظام جمهوری اسلامی خواهد بود.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرد
دستگاه‌های استعماری از دیرباز برای تخریب چهره روحانیت مبارز و تحریف معاصر ایران تلاش کردند و همه توان خود را در این زمینه به کار گرفتند٬ در این راستا هم سازمان سیا طی سناریویی ابتدا با انتشار فیلمی تقطیع شده به تخریب آیت‌الله کاشانی پرداخت و سپس مدعی شد که آیت‌الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 1332 نقش داشته است اما اسناد و شواهد تاریخی بسیاری وجود دارد که هر دو ادعای سازمان سیا را به طور واضح رد می‌کند.
تفرقه‌افکنی و دوقطبی‌سازی جامعه، شگرد اصلی بنی‌صدر در طول دوران ریاست‌جمهوری و حتی قبل از آن بوده است. وی در این دوران با اکثر شخصیت‌های انقلابی و مسئولان نظام از جمله دکتر بهشتی، شهید رجایی، شهید صیاد شیرازی، شهید حسن آیت و ... به منازعه پرداخت و اغلب نهادها و مراجع قانونی را درگیر تفرقه‌افکنی‌های خود کرد. وی کوشید تا این اختلافات را به بدنه جامعه نیز تزریق کند و همین تاکتیک بنی‌صدر باعث شد در دوران دفاع مقدس٬ خرمشهر سقوط کند و توسط رژیم بعث عراق اشغال شود؛ در این زمینه آیت‌الله عبدالله محمدی، امام جمعه وقت خرمشهر می‌گوید: «توپخانه اصفهان برای دفاع از خرمشهر و جلوگیری از سقوط آن عازم خرمشهر شده بود اما این توپخانه در 60 كیلومتری خرمشهر متوقف شده بود. به آنها گفته بودند كه صلاح نیست جلوتر بروید. ما رفتیم و با فرمانده توپخانه صحبت كردیم و گفتیم پس چرا به خرمشهر نمی‌آیید؟ خرمشهر در محاصره است و در معرض سقوط است. گفتند چه كنیم كه به ما اجازه نمی‌دهند. می‌ترسیدند كه بگویند بنی‌صدر اجازه نداده است.
هرچند منافقین در 28 خرداد 60 به طور علنی اعلام کردند که وارد مبارزه مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی شدند، اما آنها از همان بهمن 57 در تدارک مبارزه مسلحانه با نظام بودند. به طوری که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، همواره از "خطر جنگ داخلی" صحبت کرده و عنوان می‌کردند که وقایع داخلی ایران نیز ممکن است در آینده‌ای نزدیک همانند آنچه در لبنان و ویتنام رخ داده شود. این هشدارها معنایی جز این نداشت که خود را یک طرف جنگ داخلی و طرف دیگر را ارتجاع می‌دانستند. گام نخست منافقین تجهیز نظامی و غارت پادگان‌ها بود. اما این اقدام برای سازمان کافی نبود و آنها به دلیل کمک‌های مالی بنی‌صدر توانسته بودند مقدار قابل توجهی سلاح از طریق واسطه‌های عراقی از راه کردستان وارد کند؛ بدین ترتیب سازمان در روزهای منتهی به خرداد 60 به قدری تجهیز شده بود که می‌توانست تا مدت‌ها تغذیه شود.
برشی از وقایع فتنه 88
«جهانبخش خانجانی» معاون تبلیغات و اطلاع‌رسانی ستاد میرحسین موسوی و از اعضای ارشد حزب کارگزاران سازندگی در اعترافات خود با افشای اهداف برگزاری تجمع غیرقانونی 25 خرداد 88 می‌گوید: «راهپیمایی انقلاب تا آزادی اگرچه به‌ظاهر یك كار تبلیغاتی بود ولی یك مانور قدرت هم بود وبه‌نوعی هم ادعا می‌كردند كه توانسته‌اند به نظام ضرب شستی نشان بدهند اما متأسفانه اشتباه ما همین‌جا بود كه انتخابات برای تقویت نظام است و حفظ نظام، نه ضرب شست نشان‌دادن به نظام. درخصوص گردهمایی[از میدان انقلاب تا آزادی] آقای جواد امام[مدیرعامل فعلی بنیاد باران] اعتقادش این بود که توان برگزاری آن را داریم ولی آقای محسن امین‌زاده و سایرین نظرشان این بود که ممکن است جمعیت نیاید و آبرویمان برود و [راهپیمایی] برگزار نگردد. جواد امام سر همین قضیه با امین‌زاده دعوایش شد و بچه‌های سازمان[مجاهدین انقلاب] بین‌شان آشتی ایجاد کردند. همچنین سیاست کلی گردهمایی و راهپیمایی اصلا در ستاد مطرح نشد و حتی من به آقای جواد امام گفتم گه برگزاری راهپیمایی تبعات دارد و خلاف قانون است.
دهه شصت
پس از افشای ماهيت سازمان مجاهدين خلق(منافقين)، جرج بال معاون اسبق وزارت امور خارجه امريكا، به ريگان توصيه كرد كه بايد از رجوی و همدستانش حمايت بيشتری به عمل آورد و به همين منظور سيا وارد عمل شد. در همین رابطه "كريستين اينترنشنال" چاپ كانادا نوشت: «سازمان سيا هم اكنون ميليون ها دلار جهت نزديك ساختن و متحد كردن هرچه بيشتر جناح هاي ضد انقلاب به يكديگر اختصاص داده است. سيا اميدوار است كه با كمك اين جناح ها بتواند در ايران اغتشاش و جنگ داخلي به راه اندازد.»
جمهوری اسلامی هرگز با پدیده ترور بیگانه نبوده است به طوری که از همان ماه‌های اولیه تاسیس، گروهک‌های تروریستی به ترور سران نظام دست زدند و نظام از وجود شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر و شهید رجایی بی‌بهره ماند. هرچند این ترورها، به ویژه در دهه 60 که حجم عظیمی از ترورها و کشتارها به جمهوری اسلامی تحمیل شد، خسارت‌هایی را متوجه نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی کرد اما هرگز باعث توقف پیشرفت آن نشد. از دهه 60 تاکنون، جمهوری اسلامی همواره در مسیر خود استوار ایستاده است و حذف فیزیکی شخصیت‌های انقلابی توسط منافقان و ایادی استکبار مانع نشده است تا ایران به سمت اهداف خود گام برندارد. تجربه تلخ این ترورها در این آب و خاک، نشان از مقاومت مردم ایران در برابر تهدیدات درونی و بیرونی دشمنان دارد تا جایی که مردم همواره در برابر گروه های منافق ایستادگی کرده اند.
دهه شصت
در 6 اردیبهشت 58 درست روزی که مسعود رجوی همراه با تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق برای ملاقات با امام خمینی(ره) به قم رفته بودند٬ محمدرضا سعادتی از اعضای ارشد و نفر دوم سازمان به اتهام جاسوسی شوروی در تهران دستگیر شد. پس از دستگیری ، سعادتی به طرح مسائلی همچون مسئله کردستان، حزب توده، موقعیت چریک‌های فدایی خلق، افسران اطلاعاتی سیا، اسناد و مدارک طبقه‌بندی شده سازمان منحله امنیت و ... اعتراف کرد که توسط دادستانی انقلاب به 15 سال حبس محکوم شد اما وی در زندان نیز رابطه خود را با سازمان منافقین حفظ کرد و همواره مترصد زمانی بود تا بتواند اهداف سازمان را هم در زندان دنبال کند. پس از اعلام جنگ مسلحانه سازمان منافقین در سال 60، سعادتی با مدیریت فضای زندان٬ ترور شهید کچویی را در 8 تیر 1360 توسط کاظم افجعه‌ای را رقم زد.
به دنبال خیزش همگانی مردم ایران در واکنش به بازداشت امام خمینی، بازوی سرکوب رژیم پهلوی به سرعت فعال شد و با وسعت یافتن تظاهرات، محمدرضا پهلوی به کاخ سعدآباد رفت و فرماندهی عملیات سرکوب را شخصا بر عهده گرفت. شواهد حاکی از آن است که محمدرضا پهلوی در قتل‌عام 15 خرداد تنها نبود بلکه آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز در این قتل‌عام نقش داشته‌اند. امریکا با مشاوره‌های نظامی و تقویت تسلیحاتی رژیم پهلوی و حمایت از خشونت و قتل عام مردم ایران در 15 خرداد، در قتل عام مردم ایران نقش مستقیم ایفا کردند. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نیز چند روز قبل از 15 خرداد، با ارسال نامه‌ای به محمدرضا پهلوی، هماهنگی اسرائیل در سرکوب مخالفان داخلی شاه را به وی ابلاغ کرد. در جای دیگر، جيمز بيل، مستقيماً دولت آمريکا را مسئول سرکوب خونين مردم در اين ماجرا مي‌شمارد.