مرکز اسناد انقلاب اسلامی

آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی ماجرای جالب ملاقات رضاخان با آیت‌الله بروجردی را چنین نقل می‌کند: « ... رضاشاه ترتیب ملاقاتی با آیت‌الله بروجردی داد و سعی کرد به گونه‌ای با ایشان برخورد کند. و این روحانی عظیم‌الشان را خفیف و تحقیر کند. در محل ملاقات یک صندلی قرار دادند. آیت‌الله بروجردی زودتر آمد نشست همه فکر می‌کردند با آ‌مدن رضاخان، ایشان از صندلی بلند می‌شود و به جای او، رضاخان بر صندلی خواهد نشست و به این ترتیب آیت‌الله بروجردی مجبور خواهد شد سرپا بایستد با آمدن رضاشاه مرجع بزرگ هیچ حرکتی نکرد، ‌بنابراین رضاشاه جفت آیت‌الله بروجردی نشست و به این ترتیب عزت رضاشاه مبدل به ذلت شد.»
درنگی در خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی
آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی می‌گوید: «مرحوم آيت‌الله بروجردي نقش فراواني در بازسازي حوزه‌ي علميه‌ي قم پس از رضاخان داشت. واقعاً ايشان مؤسس و مبدع حوزه بودند. بعد از اينكه مرحوم آيت‌الله حائري آمدند و حوزه را تأسيس كردند و بعد هم رضاخان حوزه را تقريباً متلاشي كرد، با اقدامات ايشان بود كه حوزه حيات مجددي پيدا كرد».
درنگی در خاطرات آيت‌الله رسولى‌محلاتى
آيت‌الله محلاتى می‌گوید: «آقاى منتظرى هر چند وقت يك‌بار، سرزده پيش امام مى‌آمد و هر بار هم نسبت به روند برخى كارها اعتراض مى‌كرد و يا اشكال مى‌گرفت. اصولا ايشان نسبت به امام بسيار جسور بود. امام هم با آن بردبارى عجيبى كه داشت او را تحمل مى‌كرد. حتى گاهى مى‌شنيديم كه راجع به قضيه‌اى، امام با التماس و خواهش وى را دعوت به سكوت مى‌كرد.»
آیت‌الله خامنه‌ای: «در حال رفتن بوديم که آقا جعفر آمد و گفت: آنجا شلوغ شده است... همين طور که داشتيم مي‌‌‌‌‌‌‌رفتيم... ديديم چند طلبه به صورت متفرق، دارند مي‌‌‌‌‌‌‌آيند. يکي عمامه­‌اش دستش است، يکي نعلين پايش نيست. يکي عبايش زير بغلش است... به ما که رسيدند هر کدامشان چيزي گفتند: آقا برگرديد، آقا خطرناک است نرويد جلو. من گفتم: برويم بيخود مي‌‌‌‌‌‌‌گويند اما يک طلبه ما را به زور گرفت... گفتم: پس برويم منزل آقاي خميني...»
برشی از خاطرات حاج عیسی جعفری
ویژگی‌های شخصیتی و اخلاقی حاج احمد خمینی همواره مورد اشاره اطرافیان وی بوده است. حاج عیسی جعفری خادم امام خاطراتی فراوانی از رابطه احمدآقا با امام و دیگران، توجه وی به محرومین و مستضعفان، علاقه وی به امام و ... بیان می‌کند که بسیار خواندنی و شنیدنی هستند.
مرحوم مهدوی‌کنی می‌گوید: «زمينه‌هاي حركت سياسي در حوزه تا حد زيادي در درجه‌ي اول مرهون مرحوم نواب و آيت‌الله‌كاشاني بود. اين دو بر طلاب تاثير نهادند و طلاب متأثر، بعدها سطح وسيع‌تري را تحت‌تأثير خود قرار دادند. بر حسب ظاهر حركت مرحوم نواب بيشتر رنگ ديني داشت و حركت تبليغي ايشان بيشتر در راستاي شعائر مذهبي و جنبه‌هاي ديني بود؛ ولي مرحوم كاشاني جنبه‌ي سياسي بيشتر داشت».
«مقاومت» در یادمان‌های حسین شیخ‌الاسلام
حسین شیخ‌الاسلام می‌گوید: «... حزب‌الله از ما جدا نيست، ما هم از حزب‌الله جدا نيستيم. ما يک خط، يک فکر و يک جبهه هستيم. به عبارت ديگر خط قرمز ما حزب‌الله است. مثل خودمان است، من حزب‌الله را هموطن خودم تعريف مي‌کنم. حزب‌اللهي هم مرا هموطن خودش تعريف مي‌کند... اعتقاد بچه‌هاي حزب‌الله به ولايت فقيه بسيار از ما محکم‌تر است. آن حركت سيدحسن نصرالله كه دست آقا را در کنفرانس فلسطين بوسيد، جنجال عجيبي به پا كرد.»
آيت‌الله رباني‌شيرازي اعتقاد داشت كه بايد خلأ ازدست دادن آيت‌الله بروجردي به گونه‌اي جبران گردد و علي‌رغم تصميم و اراده‌ي دربار براي انتقال مرجعيت به نجف، ابتدا مرجعيت در ايران حفظ و آن عظمت و نفوذ به گونه‌اي دوباره در شخصيتي احيا گردد تا مانع سنگيني باشد كه شاه نتواند نقشه‌هاي آمريكايي‌اش را اجرا كند
حجت‌الاسلام افشاری درباره اختلاف‌افکنی‌های انگلیس بین مسلمانان و هندوها می‌گوید: در هند مسلمانان و به خصوص شیعیان عقاید خاص خودشان را دارند اما آنها هم ناچارند به اعتقادات هندوها احترام بگذارند. اتفاقا از همین نقطه بود که انگلیسی‌ها سعی داشتند بین مسلمانان و هندوها اختلاف بیندازند.
برگی از خاطرات مرحوم حسین شیخ‌الاسلام
حسین شیخ‌الاسلام در بخشی از خاطرات خود در مورد تسخیر لانه جاسوسی با اشاره به نحوه‌ ورود به جريان تسخير لانه‌ جاسوسي آمريكا همچنین انگیزه‌های تسخیر لانه جاسوسی به گفت‌وگو خود با گروگان‌های آمریکایی می‌پردازد و می‌گوید: آمريكايي‌ها معتقد بودند امام آدم عجيبي است. مي‌گفتند: بزرگ‌ترين اشتباه ما اين است كه ما امام را نفهميديم و امام را نشناختيم. حسین شیخ‌الاسلام در بخش دیگری از خاطراتش، درباره ارتباط ابوالحسن بنی‌صدر با سفارت آمریکا می‌گوید: آقاي بني‌صدر با آمريكايي‌ها تماس داشت و اسنادش هم از لانه درآمد.