مرکز اسناد انقلاب اسلامی

روایتی از شاهد عینی فاجعه گوهرشاد
یکی از شاهدان عینی فاجعه گوهرشاد می‌گوید: يكي از رفقايم مدرسه نواب بود، جلوي مدرسه ايستاده بود. خودش برايم نقل مي‌كرد كاميون‌ها كه جنازه‌ها را در آنها ريخته بودند، مي‌آمد برود و يك مرتبه ديدم از يكي از اين كاميون‌ها صدا مي‌آيد و يك نفر مي‌گويد من زنده‌ام مرا كجا مي‌بريد؟ خلاصه اينها را كجا بردند و توي كدام گودال ريختند و خاك روي آنها ريختند نمي‌دانيم.
روایتی از فتنه 78
نظام‌الدین موسوی می‌گوید: از بعد از ظهر آن روز بود که تحكیمی‌ها می‌‌خواستند سوار موج شوند. یكی از ایرادات جدی كه به این‌ها وارد بود این بود كه به دروغ اسامی كشته‌‌شدگان را منتشر كردند. این‌ها قرار بود شنبه جلوی سردر دانشگاه تجمعی داشته باشند و تراكتی كه پخش كردند عنوانش بود: «بِأی ذَنبٍ قُتِلَت؟» در حالی كه تا آن موقع هنوز كسی كشته نشده بود.
آیت‌الله محمدی گیلانی، حاکم شرع دادگاه انقلاب همواره بر قضاوت‌های عادلانه در محاکم قضایی اوایل انقلاب تاکید می‌کرد.
موسوی گفت شما در تحلیل‌‌ها باید از هاشمی شروع كنید و شروع كرد بحث مفصلی را علیه آقای هاشمی مطرح كردن و اصل بحثش هم این بود كه آقای هاشمی به انقلاب خیانت كرده و اگر ما بخواهیم یك نقطه انحراف در انقلاب پیدا كنیم، آن آقای هاشمی است. حتی آن زمان كُدی داد كه شما بروید كتاب «توسعه و تضاد» فرامرز رفیع‌‌پور را بخوانید تا بفهمید ایشان (هاشمی) چه خیانتی كرده است. ما گفتیم این خط انحراف از دوم خرداد به وجود آمده ولی موسوی می‌گفت نه، این خط از آقای هاشمی شروع شده است. نكته بعدی هم موضوع نهضت آزادی بود كه آقای موسوی می گفت شاخص حضور امریكا در ایران نهضت آزادی است.
شهید صدوقی در آخرین خطبه خود خطاب به منافقین گفت: «به فرض که مرا ترور کردید، مرغابی را از آب می‌ترسانید...؟»
تورقی در خاطرات حاج احمد قدیریان
منافقین در روز هشتم تیر هم محمد کچویی ریاست وقت زندان اوین را به شهادت رساندند.
روایتی از آیت‌الله ربانی املشی
آیت‌الله ربانی املشی می‌گوید: یک روز در جلسه مشترک کمیسیون‌های مجلس خبرگان بنابر این شد که مرحوم بهشتی با بنی‌صدر مناظره‌ای نسبت به اصل ولایت فقیه داشته باشند. مناظره‌ای ایشان با بنی‌صدر کرد که همه حاضرین را به تعجب واداشت. آن‌چنان زیبا و پسندیده از ولایت فقیه تجزیه و تحلیل کرد که هر بیننده منصفی را در مقابل آن بیانات تسلیم می‌کرد.
روایتی از حجت‌الاسلام فلسفی
واعظ نام آشنای نهضت اسلامی می‌گوید: یكی‌ از فرزندانم‌ كه‌ در آلمان‌ تحصیل‌ طب‌ می‌كرد، می‌گفت‌: «وقتی‌ آقای‌ بهشتی‌ به‌ عنوان‌ روحانی‌ شیعه‌ به‌ آلمان‌ آمد و در بندر هامبورگ‌ به‌ امور دینی‌ شیعیان‌ و ایرانیان‌ مقیم‌ آلمان‌ رسیدگی‌ می‌كرد، بسیاری‌ از افراد تحصیل‌ كرده‌، از ایرانی‌ و غیر ایرانی‌، مجذوب‌ او شده‌ بودند. ایشان‌ سؤالات‌ مشكل‌ دینی‌ آنها را خیلی‌ خوب‌ و قوی‌ جواب‌ می‌داد.
درنگی در خاطرات آیت‌الله خزعلی
دكتر بهشتى هيچ‌وقت از كار و تلاش خسته نمى‌شد. گاه بيست و چهار ساعت بدون اين‌كه پلك‌هايش را بر هم نهد كار مى‌كرد. يك‌بار در پايان جلسه‌اى گفت: مى‌خواهم كمى بخوابم بعد از ربع ساعت بيدارم كنيد. دوستان بعد از گذشت ربع ساعت گفتند بگذاريم بيشتر بخوابد تا تندرستى‌اش به‌خطر نيفتد. بر همين اساس ديرتر بيدارش كردند. دكتر پس از بيدارى از طولانى شدن زمان استراحتش ناراحت شد. دوستان گفتند حيفمان آمد بيدارت كنيم. ايشان در جواب گفتند: «كاش اين حيف را درباره‌ كارها به زبان مى‌آورديد.»
حمید سبزواری درباره چگونگی آشنایی خود با آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید: «آشنایی بنده با آقای خامنه‌ای از سبزوار شروع شد. من پیش از اینکه به تهران بیایم با ایشان آشنا بودم. البته در مشهد هم با ایشان دیدار داشتم ولی آشنایی‌مان به آن صورت نبود...»