مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی از خاطرات آیت‌الله مسعودی خمینی
آیت‌الله مسعودی خمینی می‌گوید: آقای پسندیده هر بار که می‌خواست از امام سخن بگوید، از تعبير «آقا» به نحو مطلق استفاده می‌کرد که به کارگیری این تعبیر از سوی کسی که سن بالاتری نسبت به امام داشت، بسیار حائز اهمیت بود.
برشی از خاطرات امیرعبدالله کرباسچیان
امیرعبدالله کرباسچیان می‌گوید: همراهان مصدق پس از این تخلفات از وی دوری گزیدند. بعضی مثل مکی، با آرامش و قطع رفت و آمد و مراوده و برخی مانند دکتر بقایی که شخصا در حضور من و چند تن از برادران که برای تشکر از جدایی او و حمایت و تشویق به خانه او رفتیم، گفت: «پس از خواندن آن ورق پاره ملموس ضد آزادی "قانون امنیت اجتماعی"، آن را مچاله کرده و به سینه‌ مصدق کوبیده و گفتم ما برای این سال‌ها مبارزه کردیم و این است نتایج مبارزات؟ و بدون خداحافظی در را به هم کوبیده بیرون آمدم و در حالی که سرم گیج می‌رفت درمانده و پشیمان خود را در اتومبیل دوستی که دم در معطلم بود، انداختم و گفتم برویم منزل. دوستم گفت: آقای دکتر حالتان خوب نیست؟ گفتم: از دست این عجوزه چه کنم؟ مملکت را به باد می‌دهد. ملت را هم روی آن.»
برشی از خاطرات حبیب‌الله عسگراولادی
عسگر اولادی می‌گوید: بعد از تبعید امام که هم قم در فکر این بود که چه کار انجام بدهد و هم تهران، متأسفانه حرکت دارالتبليغ [مربوط به آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری] مطرح شد و روزنه‌ای شد برای اینکه رژیم پهلوی بتواند مقاصد سوء خود را انجام بدهد. تلاش‌های رژیم در این خصوص قم را از یکپارچگی بیرون آورده بود و بزرگان هرچه تلاش می‌کردند یک حرکت جمعی در قم انجام شود میسر نبود.
به مناسبت سالروز استعفای دولت موقت
حجت‌الاسلام ناطق نوری می‌گوید: اگر من‌ در كشور كاره‌اي‌ بودم‌، نهضت‌ آزادي‌ را به‌ خاطر جناياتشان‌ در كردستان‌ محاكمه‌ مي‌كردم‌ و معتقد هستم‌ اگر خون‌ بچه‌ها در كردستان‌ ريخته‌ شد به‌ خاطر مديريت‌ غلط‌ اينها و كارهاي‌ اشتباهي‌ بود كه‌ در آن‌جا كرده‌ بودند و به‌ همين‌ خاطر بايد محاكمه‌ شوند.
برشی از خاطرات شیخ حسین انصاریان
شیخ حسین انصاریان می‌گوید: حاج اسماعیل هم در وصیت نامه‌اش که شب اعدام تنظیم کرد، نوشته بود که از چه کسانی طلبکار و به چه کسانی بدهکار است. متن آن وصیتنامه در روزنامه‌ها چاپ شد. وصایای مالی او حدود یک میلیون تومان برآورد می‌شد که در آن زمان پول هنگفتی بود. مردم متن سخنرانی شاه را که در روزنامه‌ها چاپ شده بود، با وصیتنامه حاج اسماعیل کنار هم گذاشته و به یکدیگر نشان می‌دادند و با خشم و نفرت می‌گفتند: این مردک دروغگو (محمدرضا پهلوی) خجالت نمی‌کشد که می گوید طیب و حاج اسماعیل ۲۵ ریال گرفته‌اند تا قیام 15 خرداد را راه بیندازند؟ این ماجرا به صورت چماقی بر سر شاه و دربار درآمده بود.
آیت‌الله علی اسحاق می‌گوید: گاهی اوقات برای زیارت رفتن، صف طولانی ایجاد می‌شد و امام و همراهانشان در صف می‌ایستادند.یکبار به ایشان گفتم آقا وقت شما تلف می‌شود. فرمودند: «به قصد زیارت آمده‌ایم، این وقت‌ها حساب می‌شود.»
برشی از خاطرات حسن روحانی
حجت‌الاسلام حسن روحانی می‌گوید:‌ روز اربعین‌ امام‌ را دیدیم‌ كه‌ در آن‌ شلوغی‌ و جمعیت‌ برای‌ زیارت‌ به‌ سمت‌ حرم‌ امام‌حسین‌(ع‌) می‌رفت‌. با فاصله‌، پشت‌ سر امام‌ بودیم‌. ایشان‌ وارد حرم‌ شدند و در بالای‌ سر ایستادند و زیارت‌ را خواندند و بعد از حدود یك‌ ربع‌ ساعت‌ به‌ منزل‌ برگشتند.
برشی از خاطرات آیت‌الله خزعلی
آیت‌الله خزعلی می‌گوید: تصويب كاپيتولاسيون در دوره نخست‌وزيرى حسنعلى منصور توسط مجلسين سنا و ملى، اقدام خطرناكى برضد اسلام و مملكت بود. كشورهايى مانند پاكستان، اندونزى و...، چنين قانونى را از ترس مردم خود تصويب نكردند، اما دولت‌مردان پهلوى بى‌هيچ توجهى به اعتراض مردم، قانون فوق را تصويب و اجرا كردند.
برشی از خاطرات حجت‌الاسلام کشمیری
در نجف فعالیت‌های سیاسی حاج آقا مصطفی علیه رژیم پهلوی بسیار شاخص بود. ضمن اینکه در کنار فعالیت‌های انقلابی و مبارزاتی، درس و بحث و کارهای علمی را هم به خوبی انجام می‌داد. ساواک هم روی حاج آقا مصطفی حساسیت زیادی داشت و تمام حرکات و اعمال ایشان را زیر نظر می‌گرفت. به طوری که ملاقات افراد با ایشان خیلی سخت بود. حتی من شنیدم که در سال 1355 درصدد برآمدند ایشان را ترور کنند که ناکام ماندند.
سید مصطفی یک بازوی قوی برای امام در مبارزه بود. بینش بسیار خوبی داشت و همان خطی که امام در مبارزه با شاه و مبارزه با استبداد و استعمار آمریکا داشت آقا مصطفی هم با شدت آن خط را داشت.