مرکز اسناد انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی در همدان
حجت‌الاسلام حسینی همدانی درباره نحوه توزیع اعلامیه‌ها در روستاهای اطراف همدان می‌گوید: «برای توزیع اعلامیه‌ها یک جیپ هم تهیه کرده بودم که بعدا به خاطر همین جیپ کتک مفصلی در ساواک خوردم. می‌گفتند: تو جیپ خریده‌ای که اعلامیه پخش کنی؛ که البته راست هم می‌گفتند. در همدان من اولین آخوندی بودم که ماشین داشتم، با این جیپ به دهات ـکه اغلب جاده‌های آن خاکی بودـ می‌رفتیم و اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌های امام را پخش می‌کردم.»
فرمانداری نظامی شیراز در 9 آذر 1357 درباره بازداشت محمدجواد باهنر گزارش داد: بدین وسیله نامبرده بالا که برابر گزارش سازمان اطلاعات و امنیت استان فارس از طرف عده‌ای از اساتید مخالف به شیراز دعوت و سخنرانی های تحریک آمیز درباره ضرورت حکومت اسلامی و ادامه مبارزه در دانشکده کشاورزی بیان نموده با هماهنگی های لازم با سازمان مذکور در ساعت 13:30 روز 8 /9/ 1357 دستگیر و اعزام وی به تهران ضروری تشخیص داده شده. لذا نامبرده به وسیله ناحیه ژاندارمری فارس به تهران اعزام می‌گردد.
برشی از خاطرات علی جنتی
در آستانه جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، یکی از مسائل مهم کشور، حفظ مراکز نفتی بود. چرا که پالایشگاه‌های نفتی موتور اقتصاد کشور را روشن نگاه می‌داشت. به همین دلیل در آبادان برای حفظ مراکز نفتی تمهیداتی اندیشیده شد و با کمک مردم به اجرا درآمد.
انقلاب اسلامی در جهرم
نجات‌الله کوهمال از جهرمی‌هایی که رابط امام و آقای آیت‌اللهی بود خاطره دیدارش با امام خمینی را اینگونه شرح می‌دهد: خدمت امام رسیدم و به ایشان گفتم چند وقت قبل شاه می‌خواست به جهرم بیاید مردم روی دیوارها نوشتند: مقدمت را گلوله‌باران می‌کنیم. امام حرفم را قطع كردند و فرمودند: حالا آمد یا نه. عرض كردم خدا این ننگ را روی جهرم نگذارد. امام سرش را بالا كرد و گفت: انشاءالله هیچ وقت به جهرم نیاید.
انقلاب اسلامی در اهواز
حمله به بیمارستان‌ها و ضرب و شتم بیماران توسط رژیم پهلوی مسبوق به سابقه بود. چنانکه در تاریخ به ثبت رسیده است آنها به بیمارستان مشهد نیز حمله کرده و حتی بخش کودتان را نیز زیر چکمه‌های خود گرفته بودند. در آذرماه 57 عمال رژیم پهلوی بیمارستان جندی‌شاپور اهواز را مورد تعرض قرار دادند.
انقلاب اسلامی در رفسنجان
در روزهای مبارزه مردم ایران با رژیم پهلوی، پایین کشیدن مجسمه شاه و نمادهای طاغوت به‌معنی پیروزی نهایی علیه طاغوت بود که در اغلب شهرهای ایران صورت می‌گرفت، مردم ضمن برگزاری راهپیمایی‌ها و تظاهرات، مجسمه‌های شاه و رضاخان را که در میادین شهر نصب شده بود سرنگون می‌ساختند.
روایتی از عملکرد دولت موقت در اصفهان
رحیم صفوی می گوید: یکی از مسائلی که آن زمان خیلی مهم بود، مصادره اموال حدود 20 هزار مستشار آمریکایی بود که در زمان طاغوت در شهرکی نزدیک اصفهان به نام شاهین‌شهر زندگی می‌کردند؛ پس از پیروزی انقلاب، اموال آن‌ها با حکم دادگاه انقلاب مصادره شد و کمیته از اموال مزبور محافظت می‌کرد. تا این که یک روز بازرگان طی تماس تلفنی و با ارسال حکمی دستور آزادی اموال آمریکایی‌ها را صادر کرد.
انقلاب اسلامی در گلستان
یکی از استان‌هایی که در آبان ماه حضور گسترده‌ای در صحنه مبارزه علیه رژیم پهلوی داشت استان گلستان بود، این استان به دلیل ترکیب جمعیتی متفاوت از اهمیت خاصی برخوردار بود، مردم استان گلستان با وحدت و یکپارچگی در کنار هم قرار گرفتند و همگی خواستار برپایی حکومت اسلامی شدند.روز دهم آبان ماه مردم گنبدکاووس که بیشتر آنها را دانش‌آموزان دختر و پسر تشکیل می‌داد، همراه دبیران، دانشجویان دست به راهپیمایی زدند. پیشاپیش این افراد روحانیون شهر نیز حضور داشتند. آنها در مسجد قائمیه اجتماع کردند و به سخنان یکی از روحانیون گوش دادند. سخنران بر وحدت جوامع تسنن و تشیع تأکید کرد و مردم را از تفرق و پراکندگی برحذر داشت؛ چرا که همگی خواستار تشکیل حکومت اسلامی بودند.آنان پس از برپایی نماز جماعت متفرق شدند.روزنامه کیهان از اتحاد شیعه و سنی در گلستان خبر داد و نوشت: یکی از شعارهای تظاهرکنندگان در این روز این بود: «تسنن، تشیع، پیوندتان مبارک» و «دین ما دین شماست».
انقلاب اسلامی در کرمانشاه
بعد از روی کار آمدن کابینه‌ی نظامی تیمسار ازهاری دور جدیدی از اعتراض و اعتصابات مردمی‌ـ سیاسی را در کرمانشاه به‌دنبال داشت. نخستین واکنش مردمی در کرمانشاه یک روز پس از معرفی کابینه در شانزدهم آبان ‌1357 صورت گرفت و نتیجه‌ی آن حضور گسترده‌ی مردم در یک تظاهرات و راهپیمایی بود؛ به‌طوری که خیابان‌های اصلی شهر مثل فردوسی، شاه و فرح چنان مملو از جمعیت بود که پلیس موفق نشد با وجود استفاده از گاز اشک‌آور مردم را متفرق کند.
انقلاب اسلامی در بوشهر
حبیب‌الله عسگراولادی می‌گوید:ما در طول دوره محکومیت‌مان در برازجان، میهمان مردم این شهر و اهالی خوب منطقه دشتک و دلوار بودیم. آنها هر نوع خوراکی داشتند و توسط مأموران خرید زندان مقداری برای ما می‌فرستادند. مثلاً کیسه 100 کیلویی برنج از اطراف برای ما می‌فرستادند. ما آنجا روزی ۲۸ ریال به تعبیر خودمان جیره داشتیم ولی در آن هوای داغ اگر می‌خواستیم یخ بخریم، تقریباً این ۲۸ ریال، پول خرید یخ می‌شد. ما در این مدت میهمان مردم خوب آن منطقه بودیم؛ میهمان هم محلی‌های رئیس علی دلواری؛ آنها خیلی به ما خدمت کردند.