فروشگاه
☰ X
در نشست «دیپلماسی در جنگ؛ ضرورت‌ها و تنگناها» مطرح شد:

مذاکره یا عملیات فریب؟ / دیپلماسی، جنگ بین جنگ‌هاست

مذاکره یا عملیات فریب؟ / دیپلماسی، جنگ بین جنگ‌هاست
نشست «دیپلماسی در جنگ؛ ضرورت‌ها و تنگناها» با همکاری مرکز اسناد انقلاب اسلامی و کتابخانه مجلس برگزار شد. این نشست با حضور دکتر فواد ایزدی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، و ناصر کنعانی، سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه، به بررسی نقش دیپلماسی در شرایط جنگی، تحلیل عملیات فریب آمریکا و رژیم صهیونیستی، و چالش‌های سیاست خارجی ایران پرداخت.
يکشنبه ۰۵ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۷

به گزارش روابط عمومی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ نشست «دیپلماسی در جنگ؛ ضرورت‌ها و تنگناها» با همکاری مرکز اسناد انقلاب اسلامی و کتابخانه مجلس برگزار شد. این نشست با حضور فواد ایزدی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، و ناصر کنعانی سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه، به بررسی نقش دیپلماسی در شرایط جنگی، تحلیل عملیات فریب آمریکا و رژیم صهیونیستی و چالش‌های سیاست خارجی ایران پرداخت. 

فواد ایزدی در ابتدای این نشست سخنان خود را با تحلیل عملیات فریب ایالات متحده و رژیم صهیونیستی پیش از حمله به ایران آغاز کرد. وی اظهار داشت که تصمیم حمله به ایران احتمالاً از زمان پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۰ با هماهنگی رژیم صهیونیستی گرفته شده بود. ایزدی با استناد به گزارش روزنامه وال‌استریت ژورنال، این اقدامات را نه دیپلماسی واقعی، بلکه عملیات فریب توصیف کرد که با هدف غافلگیر کردن ایران طراحی شده بود.

وی توضیح داد: «ترامپ پیش از حمله بارها اعلام می‌کرد که یا مذاکره می‌کنید یا مورد حمله قرار خواهید گرفت. این پیام در ایران به اشتباه به این معنا تفسیر شد که مذاکره مانع حمله خواهد شد یا حداقل در میانه مذاکرات حمله‌ای رخ نمی‌دهد.» این ذهنیت، به گفته ایزدی، به یک اشتباه تحلیلی بزرگ در ایران منجر شد. او به نمونه‌هایی از غافلگیری اشاره کرد، از جمله حضور برخی سرداران برجسته مانند سردار سلامی در منازل خود در زمان حمله، در حالی که در شرایط آرایش جنگی، چنین وضعیتی غیرمنتظره بود. ایزدی افزود که اگرچه سردار سلامی در ساعات پایانی از احتمال حمله آگاه شده بود، اما زمان کافی برای آمادگی کامل وجود نداشت.

خوش‌بینی به اختلافات میان آمریکا و رژیم صهیونیستی

ایزدی به اشتباه تحلیلی دوم در ایران اشاره کرد که ناشی از خوش‌بینی بیش از حد نسبت به اختلافات میان آمریکا و رژیم صهیونیستی بود. وی توضیح داد که رسانه‌های آمریکایی به‌صورت عمدی اخباری منتشر کردند که نشان‌دهنده اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو بود، مانند گزارش‌هایی درباره بی‌احترامی به نتانیاهو در سفرهایش به واشنگتن یا بی‌اطلاعی او از مذاکرات آمریکا با ایران. ایزدی تأکید کرد: «این اخبار بخشی از عملیات روانی بود و بعداً مشخص شد که اختلافات ادعایی صرفاً نمایشی بوده و واقعیت نداشته است.»

او افزود که نشانه‌های این هماهنگی میان آمریکا و رژیم صهیونیستی آشکار بود، اما در ایران به دلیل خوش‌بینی، کمتر مورد توجه قرار گرفت. به عنوان مثال، پرسش‌های مکرری درباره تغییر رویکرد ترامپ نسبت به مذاکره مطرح می‌شد، در حالی که او پیش‌تر از برجام خارج شده بود. ایزدی این تغییر ظاهری را نشانه‌ای از برنامه‌ریزی برای فریب ایران دانست.

ایزدی به انتخاب مایکل آنتون به‌عنوان مسئول تیم فنی مذاکره‌کننده آمریکا اشاره کرد و این انتخاب را نشانه دیگری از عدم جدیت آمریکا در مذاکرات دانست. وی توضیح داد که آنتون هیچ تخصصی در حوزه هسته‌ای یا حقوق بین‌الملل نداشت و بیشتر به دلیل مقالاتش در اندیشه ماکیاولی و دیدگاه‌های ضداسلامی‌اش شناخته می‌شد. ایزدی گفت: «انتون، که اصالتاً لبنانی است، معتقد بود مسلمانان نباید به آمریکا راه یابند، زیرا به جای تأثیرپذیری از آمریکا، بر آن تأثیر می‌گذارند. تخصص دیگر او آشپزی فرانسوی بود، نه مذاکرات هسته‌ای.» این انتخاب، به گفته ایزدی، برای دیپلمات‌های ایرانی مانند عباس عراقچی و کمالوندی که سال‌ها در حوزه هسته‌ای تجربه داشتند، مشکوک و غیرمنطقی به نظر می‌رسید.

درس‌هایی برای آینده

ایزدی تأکید کرد که ایران باید از اشتباهات گذشته درس بگیرد و دو پرونده مذاکرات و حمله را جدا از هم بررسی کند. وی گفت: «ملاک حمله برای آمریکا هزینه آن است، نه نتیجه مذاکرات. نتانیاهو موفق شد آمریکا را متقاعد کند که هزینه حمله به ایران برای آمریکا قابل تحمل است.» او هشدار داد که ذهنیت دوقطبی در ایران درباره مذاکره— تقدیس یا تقبیح آن— به ضرر منافع ملی است. ایزدی مذاکره را ابزاری دانست که باید در شرایط مناسب و با تصمیم‌گیری مسئولین ارشد کشور به کار گرفته شود، نه به‌عنوان هدفی مقدس یا ممنوع.

وی همچنین به اهمیت شناخت دقیق روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی اشاره کرد و گفت که عدم درک عمق این روابط به اشتباهات تحلیلی در ایران دامن زده است. ایزدی پیشنهاد کرد که مراکز پژوهشی مانند مرکز اسناد انقلاب اسلامی و کتابخانه مجلس از اسناد غیرمحرمانه وزارت خارجه آمریکا و دیگر نهادها برای تحلیل تاریخی استفاده کنند. او به نمونه‌ای اشاره کرد که نشان می‌داد جنگ تحمیلی صدام علیه ایران پروژه‌ای آمریکایی بود، نه صرفاً ابتکار صدام، و این اسناد می‌توانند به روشن شدن حقایق تاریخی کمک کنند.

دیپلماسی عمومی و توان موشکی

ایزدی بر اهمیت تقویت دیپلماسی عمومی در ایران تأکید کرد و گفت که دو تفکر در سیاست خارجی ایران در دهه‌های گذشته وجود داشته است: یکی تأکید بر توان موشکی و حمایت از محور مقاومت، و دیگری تمرکز بر مذاکره و توافق‌هایی مانند برجام ۲ و ۳. وی با اشاره به عملیات «وعده صادق» و نقش موشک‌های نقطه‌زن ایران در وادار کردن رژیم صهیونیستی به درخواست آتش‌بس، گفت که تفکر اول در عمل موفقیت خود را نشان داده است. او افزود: «حمایت از حزب‌الله و محور مقاومت نه‌تنها به نفع منطقه، بلکه به نفع امنیت ملی ایران بوده است.»

ایزدی همچنین به تلاش‌های تاریخی برای تجزیه ایران اشاره کرد و گفت که رژیم صهیونیستی و آمریکا به دلیل بزرگی ایران، منابع طبیعی آن، و روحیه استقلال‌طلبانه مردمش، همواره به دنبال تجزیه آن بوده‌اند. وی به مقاله‌ای از مایکل هادسون در دهه ۱۹۷۰ اشاره کرد که نشان می‌داد پنتاگون حتی پیش از انقلاب اسلامی به دنبال تجزیه ایران بود.

 

دیپلماسی به‌ عنوان جنگ بین جنگ‌ها

ناصر کنعانی، سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه دومین میهمان این نشست سخنان خود را با تأکید بر نقش دیپلماسی در شرایط جنگی آغاز کرد و گفت: «دیپلماسی خود یک جنگ است، به‌ویژه در زمین ناهموار نظام بین‌الملل که برای جمهوری اسلامی به دلیل ماهیت عدالت‌محور و اصلاح‌طلبانه انقلابش، چالش‌برانگیزتر است.» وی افزود که حتی کشورهای جنگ‌طلب مانند آمریکا با سابقه بیش از ۲۰۰ جنگ، ترجیح می‌دهند تا حد امکان از دیپلماسی استفاده کنند، زیرا جنگ در نظام کنونی بین‌الملل گزینه‌ای نامطلوب است.

کنعانی دیپلماسی را مشروع‌ترین و شیک‌ترین ابزار برای تأمین امنیت و منافع ملی دانست و گفت که دستگاه دیپلماسی هر کشوری، از جمله ایران، باید جایگاه و اقتدار خود را حفظ کند تا بتواند به‌طور مؤثر عمل کند.

کنعانی کارکردهای دستگاه دیپلماسی را در سه مرحله تبیین کرد:

پیشگیری از جنگ: دستگاه دیپلماسی باید مانع وقوع یا تحمیل جنگ شود. مدیریت جنگ: در صورت وقوع جنگ، دیپلماسی باید مشروعیت اقدام نظامی دشمن را زیر سؤال ببرد، تنش‌ها را مدیریت کند، و به توقف جنگ کمک کند. تثبیت دستاوردها: دیپلماسی باید دستاوردهای نظامی را در حوزه سیاسی ترجمه و تثبیت کند.

وی افزود که دیپلماسی حتی می‌تواند به اقدامات نظامی مشروعیت ببخشد، همان‌طور که کشورهای غربی با وجود نقض حقوق بین‌الملل، سعی می‌کنند اقدامات خود را در ویترینی مشروع نشان دهند.

جنگ ترکیبی و دیپلماسی ترکیبی

کنعانی جنگ تحمیلی علیه ایران را بخشی از یک جنگ ترکیبی دانست که نه از صبحگاه ۲۳ خرداد، بلکه از سال‌ها پیش آغاز شده بود. وی به طراحی بمب ویژه سایت فردو توسط آمریکا اشاره کرد که نشان‌دهنده برنامه‌ریزی طولانی‌مدت برای حمله بود. او گفت: «در برابر جنگ ترکیبی، دیپلماسی نیز باید ترکیبی باشد و از ابزارهای مختلف مانند دیپلماسی حل اختلاف، مدیریت بحران، دیپلماسی چندجانبه، دیپلماسی اقتصادی، و دیپلماسی عمومی استفاده کند.»

عملکرد دیپلماسی ایران در جنگ

کنعانی عملکرد دیپلماسی ایران در جنگ اخیر را موفق ارزیابی کرد. وی به اقدامات زیر اشاره کرد:

فعال‌سازی سازوکارهای بین‌المللی: ایران از شورای امنیت، بریکس، و شانگهای برای ثبت تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا استفاده کرد. نامه رسمی ایران به سازمان ملل، رژیم صهیونیستی را به‌عنوان متجاوز معرفی کرد و این سند در سازمان ملل ثبت شد.

دیپلماسی منطقه‌ای: کشورهای عربی با ادبیات‌های مختلف حمله به ایران را محکوم کردند، که نشان‌دهنده موفقیت دیپلماسی ایران در منطقه بود.

دیپلماسی عمومی: برای اولین بار، پرچم ایران در کنار پرچم فلسطین، یمن، و لبنان در تظاهرات جهانی بالا رفت، و افکار عمومی جهان در جنگ ۱۲ روزه با ایران همراه شد.

کنعانی این اقدامات را نشانه هوشمندی دیپلماسی ایران دانست و گفت که مذاکرات پیش از جنگ، مشروعیت حقوقی اقدام نظامی دشمن را زیر سؤال برد، زیرا هیچ نهاد بین‌المللی این حمله را منطبق با حقوق بین‌الملل ندانست.

هماهنگی دیپلماسی و میدان

کنعانی بر ضرورت هماهنگی میان دیپلماسی و میدان تأکید کرد و گفت که تفکیک این دو در شرایط کنونی مهلک است. وی به عملیات «وعده صادق» اشاره کرد و اظهار داشت که سردار سلامی، فرمانده سپاه، نقش وزارت امور خارجه و به‌ویژه شهید امیرعبداللهیان را در موفقیت این عملیات برجسته دانست. او افزود: «سردار سلامی در سخنرانی خود در وزارت خارجه، لوح تقدیری به شهید امیرعبداللهیان اهدا کرد و او را شریک عملیات وعده صادق خواند.» این هماهنگی، به گفته کنعانی، نمادی از تلازم دیپلماسی و میدان در شرایط پیچیده کنونی بود.

محدودیت‌های دیپلماسی ایران

کنعانی به محدودیت‌های دیپلماسی ایران اشاره کرد و گفت که نظام بین‌الملل عادلانه نیست و بر پایه قدرت بنا شده است. وی افزود: «حقوق بین‌الملل، با وجود معاهدات و منشور ملل متحد، قادر به جلوگیری از تجاوز یا تنبیه متجاوز نیست. تجربه غزه نشان می‌دهد که اصول اخلاقی و قوانین بین‌المللی روزانه نقض می‌شوند، اما هیچ نهادی نمی‌تواند مانع شود.» او همچنین به وجود دولت‌های وابسته در منطقه و سازوکارهای ناعادلانه بین‌المللی به‌عنوان محدودیت‌های دیپلماسی ایران اشاره کرد.

مذاکره به‌عنوان ابزار

کنعانی مذاکره را ابزاری دانست که نه مطلوب است و نه مذموم، بلکه کارکرد آن به شرایط، موضوع، و نتایج آن بستگی دارد. وی گفت: «مذاکره فی‌نفسه نه تقبیح می‌شود و نه تقدیس. باید دید در چه شرایطی، درباره چه موضوعی، و با چه هدفی انجام می‌شود.» او تأکید کرد که نقد مذاکرات باید منصفانه، امیدآفرین، و با هدف تقویت دیپلماسی باشد. کنعانی افزود که اختلاف‌نظرها درباره مذاکره در ایران طبیعی است، اما این بحث‌ها باید در فضاهای علمی و با هدف اجماع ملی انجام شود.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: