گزارشی از نشست ادبیات تاریخی کودک و نوجوان در مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم
به گزارش روابط عمومی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ نشست تخصصی تاریخ نگاری برای کودکان از گذشته تا امروز به مناسبت ۱۳ آبان و روز دانش آموز با سخنرانی جناب آقای سیدعلی کاشفی خوانساری در سالن اجتماعات مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم برگزار شد.
در ابتدای جلسه فروغی دبیر جلسه با اشاره به خلأ فعالیتهای تاریخی در حوزهی کودک و نوجوان هدف از این نشست را آشنایی با پیشینهی ادبیات تاریخی ویژهی کودکان و نوجوانان دانست و افزود که در مراحل بعدی، آثار این حوزه نقد و بررسی خواهند شد و در ادامه، زمینهی تولید آثار تازه فراهم میشود. وی همچنین ثبت و ضبط تاریخ شفاهی نویسندگان کودک و نوجوان در یک سال اخیر را قدمی برای جبران این نقیصه معرفی کرد. در ادامه استاد کاشفی خوانساری با بیان مقدماتی به طرح و بسط موضوع نشست پرداخت.
ادبیات کودک و گونههای تاریخی
کاشفی خوانساری ادبیات کودک و نوجوان را مجموعهای از آثاری دانست که با برنامهریزی و به دست اهل فن، برای گروههای سنی کودک و نوجوان نوشته میشوند؛ آثاری که میتوانند با هدف تربیت، سرگرمی یا آموزش پدید آمده باشند. به گفتهی او، در این تعریف معمولاً بر غیردرسیبودن اثر نیز تأکید میشود؛ یعنی مخاطب با اختیار و علاقهی خود به سراغ کتاب میرود، نه بهدلیل تکلیفی بیرونی.
بخشی از این آثار با تاریخ پیوند دارند. در دستهبندیهای رایج، از جمله در بازار نشر و وبسایتهایی مانند آمازون، کتابهای کودک و نوجوان به دو گروه داستانی و تخیلی (Fiction) و مستند و غیرداستانی (Non-fiction) تقسیم میشوند.
تاریخ میتواند در هر دو گروه حضور داشته باشد. در آثار داستانی، ممکن است رخدادی واقعی یا روایتی تاریخی زمینهی شکلگیری شعر، داستان، رمان، اثر عاشقانه، فانتزی یا ماجراجویانه باشد؛ اما بخش عمدهای از متن بر تخیل تکیه کند. در سوی دیگر، زندگینامهها، آثار مرجع، تکنگاریها و مستندنگاریهای تاریخی در گروه آثار غیرداستانی قرار میگیرند و بر جنبهی مستند و حقیقتگرایانه تأکید بیشتری دارند.
چرا باید برای کودکان از تاریخ نوشت؟
کاشفی خوانساری سپس این پرسش را مطرح کرد که چرا نویسندهی بزرگسال باید با کودکان دربارهی تاریخ سخن بگوید. او سه رویکرد را در پاسخ به این پرسش توضیح داد:
رویکرد نخست، اصالتبخشیدن به خود تاریخ است. بر پایهی این نگاه، آگاهی از تاریخ برای کودکان ضروری است و شناخت چهرههای برجستهای، چون پیامبران، عالمان، دانشمندان، شخصیتهای سیاسی یا ورزشی، فضیلتی برای نسل جدید به شمار میرود. گاه حتی چنین تصور میشود که شناخت برخی شخصیتهای تاریخی، مانند کوروش، برای هر ایرانی واجب است.
رویکرد دوم، کارکرد تربیتی تاریخ است. در این دیدگاه، تاریخ سرشار از پند و عبرت است و میتوان از زندگی پیشینیان برای زیست امروز درس آموخت. بر این اساس، نویسنده باید آموزههایی مانند راستی، وفاداری و فضیلت را از دل رویدادهای تاریخی استخراج کند و در قالبی متناسب با کودک ارائه دهد.
رویکرد سوم، توجه به علاقه و نیاز خود کودک است. در این نگاه، تاریخ مجموعهای غنی از مواد خام برای خلق آثاری جذاب و سرگرمکننده است. نقطهی آغاز، نه آموزش صرف تاریخ و نه انتقال مستقیم پند، بلکه پدیدآوردن اثری خوشخوان و پرکشش برای کودک است؛ اثری که میتواند از ظرفیتهای تاریخی بهره ببرد.
کاشفی خوانساری تأکید کرد که قصد ندارد هیچیک از این رویکردها را بهطور کامل رد کند، اما تجربهی چهلسالهاش در این حوزه به او نشان داده است که رغبت کودک باید نقطهی آغاز آفرینش ادبیات کودک باشد. پس از آن میتوان مفاهیم تربیتی، اخلاقی یا دینی را در لایههای زیرین اثر جای داد.
به گفتهی او، اثری که برای کودک خشک و ملالآور باشد، حتی اگر حامل مفاهیم ارزشمند باشد، در ادبیات کودک جایگاه مؤثری پیدا نمیکند. چنین آثاری ممکن است برای نهادها و متولیان تولید شوند، اما اگر از ابتدا به جذابیت و پیوند با مخاطب توجه نکرده باشند، احتمال خواندهشدنشان از سوی کودکان اندک است.

ادبیات داستانی تنها راه انتقال دانش نیست
کاشفی خوانساری دامنهی ادبیات کودک و نوجوان را از نظر سنی، گروه سه تا هجدهساله و از نظر قالب، گونههایی چون داستان، تخیل، زندگینامه، سفرنامه، نمایشنامه و آثار مرجع دانست. او همچنین با این تصور رایج مخالفت کرد که برای سخنگفتن با کودکان، قالبهای داستانی و ادبی تنها راه یا بهترین راهاند.
از نظر او، ادبیات ارزشمند است، اما همهی نیازهای مطالعاتی کودک را پوشش نمیدهد. این گزاره که مفاهیم با هنر و ادبیات ماندگارتر میشوند، به این معنا نیست که برای انتقال هر نوع دانشی، از جمله دستاوردهای علمی و فناوری، حتماً باید شعر یا رمان نوشت. او با اشاره به آمارهای جهانی گفت حدود ۵۷ تا ۶۰ درصد از تولیدات حوزهی کودک و نوجوان غیرداستانیاند و لزوماً بر پایهی قصه شکل نگرفتهاند.
پیشینهی تاریخنگاری برای کودکان
کاشفی خوانساری در ادامه به پیشینهی تاریخی ادبیات کودک پرداخت. به گفتهی او، کتابت پیشینهای چند هزارساله دارد و قصهگویی و ادبیات شفاهی از نگارش مکتوب نیز کهنتر است. با پیدایش خط، متونی چون حماسهی گیلگمش نیز از چند هزار سال پیش به یادگار ماندهاند.
دربارهی آغاز ادبیات کودک در تمدن ایرانی دو دیدگاه وجود دارد: گروهی آن را پدیدهای مدرن و حاصل تحولات سدههای اخیر میدانند و گروهی برای آن پیشینهای کهن قائلاند. کاشفی خوانساری معتقد است هر دو دیدگاه بخشی از حقیقت را در خود دارند، اما خود با توجه به پژوهشها و تألیفاتش به پیشینهی کهن ادبیات کودک باور دارد. با این حال، محور سخنان او در این نشست، بررسی آثار کودک پس از ورود صنعت چاپ به ایران بود.
نخستین کتابهای چاپی فارسی
از دوران صفویه، نخستین آثار چاپی در ایران به ثبت رسیدهاند؛ اما این آثار به زبان ارمنی و در جلفای اصفهان چاپ شده بودند. به گفتهی کاشفی خوانساری، برخی از کتابهای آن دوره، با توجه به موضوع و کارکردشان، ویژگیهای کتاب کودک و نوجوان را داشتند. افزون بر این، کتابهای فارسی در اروپا و شبهقارهی هند نیز چاپ میشدند؛ زیرا فارسی زبانی فرامنطقهای بود.
چاپ کتاب فارسی در داخل ایران به دورهی قاجار بازمیگردد. نخستین کتاب فارسی چاپشده در ایران، «رسالهی جهادیه» بود که در سال ۱۲۳۲ قمری و در زمان فتحعلیشاه منتشر شد. این کتاب در بسیاری از فهرستها اثری سیاسی دربارهی جنگهای ایران و روس معرفی شده است؛ اما کاشفی خوانساری آن را اثری فقهی دربارهی احکام جهاد میداند و گفته است در مقالهای، گزارههای مربوط به حقوق و احکام کودکان در این کتاب را بررسی کرده است.
او در ادامه به کتاب «گلستان» سعدی اشاره کرد که در سالهای ۱۲۳۴ و ۱۲۳۶ قمری چاپ شد. به باور او، گلستان در آن دوره عمدتاً برای استفاده در مکتبخانهها و بهعنوان کتاب درسی کودکان چاپ میشد. در برخی اسناد، از جمله «مآثر سلطانیه»، آمده است که فتحعلیشاه برای فراهمکردن کتاب درسی مکتبخانهها دستور چاپ گلستان را داده بود. از این منظر، میتوان سومین کتاب فارسی چاپشده در ایران را اثری دانست که برای کودکان نیز کاربرد داشته است.
کاشفی خوانساری میان این آثار و کتابهای تازهتألیفشده برای کودکان تفاوت گذاشت. به گفتهی او، پیش از رواج چاپ، متونی مانند داستان حسنین (ع)، روایت ابومسلم و محمد بن حنفیه و آثار مشابه در مکتبخانهها خوانده میشدند. این آثار که گاه با تخیل و خرافات درآمیخته بودند، در آن زمان «بچهخوانیها» نامیده میشدند. با این حال، همگی متون کهن بودند و در شمار تألیفات جدید قرار نمیگرفتند.
«نامهی خسروان»؛ نخستین کتاب تاریخ ویژهی کودکان
کاشفی خوانساری «نامهی خسروان» را نخستین کتاب تاریخ نوین فارسی برای کودکان دانست که پس از رواج چاپ در ایران منتشر شد. این اثر را جلالالدین میرزا، شاهزادهی قاجار، در سال ۱۲۷۴ قمری و در اوایل سلطنت ناصرالدینشاه به چاپ رساند.
او توضیح داد که خوانندهی امروز ممکن است بهدلیل دشواری زبان کتاب، آن را مناسب کودکان نداند؛ زیرا متن «نامهی خسروان» از واژگان دشوار و واژههای ساختهشده به دست جریان فارسیسرهنویسی آکنده است. بااینحال، از نگاه پدیدآورندگان و جامعهی آن روزگار، کتاب برای کودکان نوشته شده بود. در دیباچهی اثر و نقدهایی که بر آن نوشته شد، از جمله نوشتههای میرزا فتحعلی آخوندزاده، به کودکانهبودن کتاب اشاره شده است. کتاب مصور بود و هدف آن آشنایی کودکان با تاریخ ایران عنوان میشد. روایت آن نیز ترکیبی و عمدتاً بر پایهی شاهنامه بود. جلالالدین میرزا در دهههای بعد، جلدهای دوم، سوم و چهارم را تا دورهی ناصرالدینشاه ادامه داد.

تحول مکتبخانهها و کتابهای درسی
دورهی بعد، همزمان با سلطنت مظفرالدینشاه و شکلگیری انجمن معارف و مدارس نوین بود. در آن زمان، موافقان و مخالفان مکتبخانهها و مدارس جدید دربارهی این دو نهاد بحث میکردند. کاشفی خوانساری معتقد است تفاوت ماهوی این دو چندان زیاد نبود و مهمترین تفاوت مدارس جدید، استفاده از نیمکت و افزودهشدن چند درس تازه به مواد آموزشی مکتبخانهها بود.
او تأکید کرد مکتبخانههای عصر قاجار نهادهایی ایستا و متحجر نبودند و در سراسر این دوره دگرگونیهای فراوانی را تجربه کردند. کتابهایی چون «تعلیمالاطفال» نیز پیش از تأسیس نخستین مدارس جدید منتشر شده بودند و در مکتبخانهها تدریس میشدند. به گفتهی او، براساس برخی آمارها، شمار مدارس جدید تازه در حدود سالهای ۱۳۱۰ و ۱۳۱۱ شمسی از مکتبخانهها بیشتر شد. بقایای سنت مکتبخانه نیز در دورههای تابستانی، پیشدبستانیها و مکتبالقرآنها ادامه یافته است.
در همین دوره و همزمان با رونق نشر و فعالیت انجمن معارف و شرکت طبع کتب، محمدحسین فروغی و فرزندش محمدعلی فروغی کتاب «تاریخ عالم» را نوشتند. جلد نخست این اثر در سال ۱۳۱۸ قمری، شش سال پیش از صدور فرمان مشروطیت، منتشر شد. «تاریخ عالم» کتابی درسی دربارهی تاریخ عمومی جهان بود که برای دانشآموزان سالهای پایانی دبستان و دبیرستان نوشته شده بود؛ هرچند در آن زمان دانشآموزان سال سوم و چهارم دبستان نیز آن را میخواندند.
کاشفی خوانساری معتقد است تا پایان دورهی قاجار، کتابهای درسی نیز بخشی از ادبیات کودک به شمار میآمدند؛ زیرا استفاده از آنها همیشه اجباری نبود و مدارس، معلمان و خانوادهها در انتخاب کتاب برای کودکان آزادی بیشتری داشتند. به گفتهی او، رسمیت و انحصاریشدن کتابهای درسی مصوب وزارت معارف در برخی حوزهها تا دههی ۱۳۳۰ شمسی ادامه نیافت.
«خلاصةالتواریخ» و گزیدهی شاهنامه برای کودکان
سومین اثر شاخصی که کاشفی خوانساری به آن پرداخت، «خلاصةالتواریخ» نوشتهی محمود مفتاحالملک بود. این کتاب در دورهی کوتاه سلطنت محمدعلیشاه و در روزگار مشروطه و به توپ بستن مجلس نوشته شد. اثر تنها به جلد نخست رسید و تکمیل جلدهای بعدی به فرزند نویسنده، موسی مفتاح، واگذار شد.
اهمیت «خلاصةالتواریخ» در آن است که نخستین گزیدهی شاهنامه برای کودکان به شمار میآید. مفتاحالملک برای تدوین کتاب درسی، از بخشهای اساطیری و پهلوانی شاهنامه گذشت و تنها بخشهای تاریخی آن را برگزید. او در مقدمه نوشته است که دانشمندان غربی دربارهی تمدنهای هخامنشی و عیلامی به یافتههایی رسیدهاند، اما برای جلوگیری از سردرگمی کودکان، طرح آن مباحث را به چاپهای بعدی موکول کرده است.
این کتاب در سال ۱۳۲۵ قمری تألیف شد. کاشفی خوانساری همچنین یادآور شد که «خلاصةالتواریخ» را انتشارات مهاجر در مجموعهی «گنج قاجار» با مقدمهای مفصل بازنشر کرده و «تاریخ عالم» خاندان فروغی نیز در مجموعهی «گنجینهی ادبیات کودکان» از سوی انتشارات مدرسه منتشر شده است.
غیبت تاریخ جهان اسلام در کتابهای درسی
به گفتهی کاشفی خوانساری، تاریخنگاری برای کودکان در دورههای بعد نیز در قالبهایی چون تاریخ باستان، تاریخ معاصر، تاریخ علم و زندگینامهی شخصیتها ادامه یافت. او با وجود آنکه موضوع نشست را ادبیات دینی نمیدانست، به یک خلأ مهم اشاره کرد: در دورهی پهلوی، کتابهای تاریخ اسلام بهصورت محدود نوشته میشدند و در دورههای قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی نیز «تاریخ مسلمانان» یا «تاریخ تمدن اسلامی» بهعنوان سرفصلی مستقل در مدارس عرضه نشد.
آنچه بهعنوان تاریخ اسلام آموزش داده میشد، بیشتر به زندگی پیامبر اکرم (ص) و ائمهی اطهار (ع) و محتوای کتابهای تعلیمات دینی محدود بود؛ درحالیکه تاریخ جهان اسلام و سرزمینهای اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفت. او یادآور شد که کودکان به شناخت جهان، نقشهها، پرچمها و جغرافیای سرزمینها علاقه دارند.
جمعبندی
کاشفی خوانساری در پایان گفت برای نگارش تاریخ به مخاطب کودک و نوجوان، رویکردهای گوناگونی وجود دارد: برخی تاریخ را حقیقتی میدانند که باید بیکموکاست روایت شود و برخی دیگر آن را مادهی خامی برای خلق آثاری تازه و جذاب میشمارند. اما به باور او، موفقیت در این حوزه بدون شناخت روانشناسی مخاطب و بهرهگیری از تجربههای جهانی ممکن نیست. او برای نمونه به جهان مسیحیت اشاره کرد که در آن صدها عنوان کتاب با حجمها، گونهها و رویکردهای متنوع دربارهی دورهی زندگی حضرت عیسی (ع) تا عروج ایشان، برای گروههای سنی مختلف نوشته شده است؛ تجربهای که میتواند برای فعالان ادبیات تاریخی کودک و نوجوان آموزنده باشد.
در ادامه فعالین حوزه نشر و تعدادی از نویسندگان کودک و نوجوان به طرح سوالات و نکات خود پرداختند.
