تأملی در اسناد ساواک درباره آیتالله مصطفی خمینی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- قاسم تبریزی؛ محقق و پژوهشگر تاریخ معاصر، طی یادداشتی که به صورت اختصاصی در اختیار "پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی" قرار داده است به بررسی سیر زندگی و مبارزات سیاسی و انقلابی شهید آیتالله سیدمصطفی خمینی پرداخته است.
آنچه در ادامه میخوانید مشروح یادداشت قاسم تبریزی است:
اگر بخواهیم سیر زندگی عالم مجاهد، مبارز خستگیناپذیر، چهره برجسته نهضت اسلامی (۱۳۴۱-۱۳۵۶) آیتالله سیدمصطفی خمینی رضوانالله تعالی علیه را ارائه دهیم، طبق سیر تاریخی میتوان اینگونه بیان کرد:
از تولد تا تحصیل در نجف
در سال ۱۳۰۹ در قم متولد شد. پدرش حضرت امام خمینی و مادرش خانم قدس دختر آیتالله میرزا محمد ثقفی؛ تحصیلات را از سال ۱۳۱۵ آغاز کرد و در کنار دروس جدید به درس حوزوی پرداخت. در سال ۱۳۲۴ در پانزده سالگی به حوزه وارد شد و سال ۱۳۲۸ به لباس روحانیت ملبس گردید. در سن ۲۲ سالگی به درس مرجع تقلید حضرت آیتاللهالعظمی سیدحسین بروجردی حاضر و سال ۱۳۳۳ با خانم معصومه حائری یزدی دختر آیتالله حاج شیخ مرتضی حائری ازدواج و در سن ۲۷ سالگی به درجه اجتهاد نائل آمد.
با آغاز نهضت اسلامی (مهر ۱۳۴۱) و مواضع حضرت امام و مراجع، ورود به سیاست نمود و در طی سالهای ۱۳۴۲-۱۳۴۱ حضوری پررنگ در عرصه مبارزه داشت. وی با دستگیری حضرت امام در ۱۴ خرداد ۱۳۴۲ در پانزده خرداد در صحن حرم مطهر حضرت معصومه (س) به سخنرانی پرشوری پرداخت؛ و طی آن دوران که امام در زندان بودند ایشان در کنار آیتالله سید مرتضی پسندیده و دیگر یاران امام بیت را مدیریت میکرد.
در جریان تصویب لایحه کاپیتولاسیون و دستگیری و تبعید امام به ترکیه ایشان دیداری با حضرت آیتاللهالعظمی سیدشهابالدین مرعشی نجفی داشتند که باعث دستگیری وی گردید. در دی ۱۳۴۳ از زندان آزاد شد، اما اندکی بعد دستگیر و این بار با هواپیما به استانبول و از آنجا به بوری، تبعیدگاه امام فرستاده شد.
وی از ۱۳ دی ۱۳۴۳ تا ۱۳ مهر ۱۳۴۴ دوران تبعید در ترکیه را، کنار امام گذراند. سپس به تبعیدگاه دوم، راهی عراق گردید (۲۳ مهر ۱۳۴۴) و در طی دوازده سال تا زمان شهادت در نجف اشرف به تحصیل در محضر حضرات آیات عظام: سیدابوالقاسم خویی، سیدمحمود شاهرودی، سیدمحسن حکیم، سیدحسین بجنوردی و... وارد و کسب فیض نمود.
در کنار تحصیل به تدریس فقه، اصول، فلسفه (شرح منظومههای ملاهادی سبزواری) پرداخت و در کنار آن با تألیف افزون از ۴۰ جلد کتاب در دوران تحصیل و تدریس در قم و نجف موفق بود. خصوصاً آغاز تألیف تفسیر قرآن کریم که ۵ جلد آن را به پابان برد، در این ۵ جلد ایشان به ۶۷ آیه از سوره بقره پرداخت.
فعالیت در عرصه سیاسی و انقلابی
آیتالله سیدمصطفی خمینی در عرصه سیاست و انقلاب در عناوین زیر فعالیت داشت:
۱- مدیریت بیت امام خمینی با وجود تمام توطئهها که توسط عوامل رژیم پهلوی و حزب بعث عراق صورت میگرفت؛
۲- ساماندهی نیروهای انقلابی و یاران امام در مبارزه علیه رژیم پهلوی؛
۳- ارتباط و رایزنی با بیوت مراجع، علما و همچنین زائرانی که از ایران به عتبات مشرف میشدند؛
۴- ارتباط گسترده غیر مستقیم با علمای ایران؛
۵- ارتباط با علمای سوریه، لبنان، خاصه امام موسی صدر، سفرهای متعدد به لبنان و سوریه؛
۶- مبارزه با حزب بعث و توطئههای بعثیها علیه امام و روحانیت؛
۷- تربیت طلاب و شاگردان خود در سه عرصه تهذیب نفس، کسب علم، رشد سیاسی.
تاملی در اسناد ساواک؛ ساواک به دنبال یک توطئه
سیدمصطفی خمینی با توجه به نقشآفرینی در حوزه نجف در سال ۱۳۴۸ از سوی استخبارات عراق دستگیر و پس از چندی آزاد شد. اما آنچه از اسناد ساواک استنباط میشود، از سالهای ۱۳۵۰ ساواک از توان، موقعیت و عملکرد شهید احساس خطر نموده، لذا گزارشات متعدد مأموران و منابع ساواک و حتی کنسولگری و سفارت ایران در نجف و بغداد، حاکی از زمینه سازی برای یک توطئه بود و طبق این اسناد در سالهای (۱۳۵۵-۱۳۵۶) این روند سرعت و دقت بیشتری گرفت تا نهایتاً در اول آبان ۱۳۵۶ خبر شهادت ایشان در حالی انتشار یافت که شهید از سلامت کامل جسمی برخوردار بود و طبق گفتگوی همسرشان، مرحوم حجتالاسلام سیداحمد خمینی و حضرت امام شب قبل دو مهمان ناشناس با ایشان دیداری داشتهاند؛ که صبح اول وقت خانواده شاهد شهادت بودند در حالی که اثر کبودی در بدنش بود.
پیرامون آیتالله سیدمصطفی خمینی با انبوه اسناد (در مجموعه امام خمینی در آئینه ساواک (۲۲ جلد)، در اسناد آیتاللهالعظمی سیدشهابالدین مرعشی نجفی بهروایت اسناد ساواک، در سلسله کتب یاران امام خمینی بهروایت اسناد و کتاب آیتالله سیدمصطفی خمینی بهروایت اسناد ساواک که شامل ۴۲۰ سند میباشد) روبهرو هستیم لذا پرداختن به آن را سخت و طولانی میکند، لذا ما در این نوشتار به چند سند مهم اکتفا میکنیم.
گزارش ساواک قم
بدیعی رئیس ساواک قم از تعطیلی بازار و مراقبت از منزل مراجع به ساواک مرکز خبر میدهد که بعد از دستگیری آیتالله خمینی به علت باز نکردن بازار تحریکات مصطفی خمینی است؛ لذا باید برای دستگیری وی اقدام شود. (۱۳/۸/۱۳۴۳)
ساواک و شهربانی قم تلاش نمودند با تهدید و فشار به بازاریها از بستن مغازهها جلوگیری کنند.
از سوی دیگر طلاب در مدرسه فیضیه اعلامیههایی با مضمون: پیشوای عظیمالشأن شیعیان جهان را مامورین مسلح دستگیر کردند و ... با تعطیل عمومی انزجار خود را به هیأت حاکمه فاسد ابراز دارید. (۱۴/۵/۱۳۴۳) در مدرسه خان عدهای طلاب اجتماع اعتراضآمیزی داشتند که با حضور رئیس ساواک و شهربانی و تذکر در واقع تهدید متفرق شدند. [۱]ساواک قم گزارش میدهد بعد از دستگیری سیدمصطفی خمینی، آیتالله نجفی مرعشی طی نامهای به نخستوزیر تقاضا کرده بود امام آزاد شود و اگر امکان ندارد آقامصطفی آزاد شده و اجازه رفتوآمد بین ترکیه و ایران به وی دادهشود. در غیر این صورت اجازه داده شود دو نفر به ترکیه عزیمت نموده و در شهر بوری با ایشان ملاقات کنند. [۲]آنچه ساواک پس از تبعید امام تأکید میکند "تحرکات مصطفی خمینی پسر آیتالله خمینی" است. [۳]در سندی به تاریخ ۴۳/۸/۱۳ آمدهاست: «آیتالله خمینی بهوسیله یک فروند هواپیمای ارتشی به طرف آنکارا اعزام گردید. پس از اعزام نامبرده فرزند او سیدمصطفی خمینی نیز به علت تحریکاتی برای بستن بازار قم دستگیر شد. [۴]*عکسالعمل آیتالله سیدشهابالدین مرعشینجفی پس از دستگیری آیتالله سید مصطفی خمینی
با دستگیری آیتالله سیدمصطفی خمینی، آیتالله مرعشی نجفی، ایشان طی اعلامیهای با تکیه به آیه شریفه " الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ... " ضمن اشاره به دستگیری شبانه حضرت آیتالله خمینی، پس از گرفتاری معظمله آقازاده محترمشان را که با قلبی غمناک و دلی شکسته به منزل حقیر آمده بود مأمورین در روز روشن از بام خانه ریختند و بیشرمانه ایشان را نیز بردند و مقاومت و اصرار من با خشونت مأمورین مواجه گردید درصورتی که این رفتار جائرانه برخلاف موازین شرع مقدس اسلام و قانون خودشان میباشد، زیرا که منازل مراجع تاکنون مصونیت داشته و نظرشان در اساس قوانین معتبر است. [۵]ساواک در یک گزارش در تاریخ ۲۸/۱۰/۱۳۴۳ اعلام میدارد: «مردم راجع به آقای خمینی صحبتهای زیادی میکنند؛ از جمله عدهای میگویند که پسرش را هم به ترکیه نزد پدرش به تبعید فرستادند.» [۶]*ملاقات آیتالله فضلالله خوانساری با امام خمینی در تبعیدگاه ترکیه
آیتالله خوانساری نقل میکنند که: آقای خمینی از پسر خود مصطفی سئوال کرد؛ آقای خوانساری گفتند:در تهران است. مجدداً آقای خمینی گفت میدانم در تهران است ولی در کجای تهران؟ آقای خوانساری اظهار داشتند مگر شما از دستگیری ایشان مطلع هستید؟ آقای خمینی گفت: چندی پیش با موافقت سازمان، نامهای به خانوادهام نوشتم در جواب نوشه بودند: آقای مصطفی فعلاً استراحت میکنند؛ در نتیجه فهمیدم که نامبرده را دستگیر کردهاند. در اینجا آقای خوانساری گفتند: من فکر کردم شما اطلاع ندارید لذا میخواستم شما را ناراحت نکنم.
آقای خمینی علت دستگیری را سئوال کردند ایشان جواب دادند:، چون تعدادی از طلبهها کمی شلوغ کرده بودند لذا دولت برای جلوگیری از این شلوغی ایشان را دستگیر کرد و روزی من عازم ترکیه بودم؛ آقای قدسی نخعی وزیر دربار و آقایان مسئولین سازمان اظهار داشتند خمینی چند روزه مرخص میشود و حتی من اصرار کرده وگفتم اکنون که من عازم ترکیه هستم او را مرخص کنید تا مژده خوبی برای پدرش ببرم. درجواب گفتند:، چون بایستی جریان اداری آن طی شود دو سه روز طول خواهد کشید. آقای خوانساری اضافه نمود که مرتب از حال آقا مصطفی با اطلاع بودم و ملاقاتهایی هم با ایشان داشتم.
گزارشهایی از ساواک درباره آیتالله سیدمصطفی
در سندی به تاریخ ۱۷ دی ۴۳ گزارش شده است: «سیدمصطفی به سلامت وارد ترکیه شده بود رسما نزد پدرش برده شد.»
در ۱۴/۱۲/۱۳۴۳ مأمور ساواک از ترکیه به ساواک مرکز مینویسد: «فرزند آیتالله خمینی اظهار داشته است که، چون فقط برای یک ماه به ترکیه آمده لذا مایل است به ایران بازگردد...»
ساواک تهران گزارش میدهد: «آمدن او مانعی ندارد ولی اگر کوچکترین عمل خلافی بکند یا تماسهای غیر معقولی بگیرد یا اشخاص ناباب را بپذیرد در مناطق جنوبی ایران زندانی خواهد شد.»
ساواک مرکز به تاریخ ۲۵/۱/۱۳۴۴ اعلام میدارد: «به آقای سیدمصطفی خمینی گوشزد نمایید چنانکه نامبرده تمایل دارد به ایران مراجعت کند باید به خط خود تعهد نماید که ضمن عدم شرکت در هرگونه امورسیاسی نبایستی در قم اقامت نماید و باید در خمین یا هرجای دیگری که ساواک تعیین نماید سکونت نماید.»
طبق گزارش، آیتالله خمینی و فرزندش سید مصطفی در ۵ اکتبر ۱۹۶۵ (۱۲ مهر ۱۳۴۴) به وسیله شرکت هواپیمایی عراق عازم بغداد خواهند شد.
با عزیمت حضرت امام و آیتالله مصطفی تلگرافهای تبریک وسیعی از ایران به امام ارسال شد. (به عنوان مثال از اصفهان آیتالله العظمی میرزا رحیم ارباب و آیتاله سیدحسین خادمی)
روند تلگراف مستمر ادامه داشت. البته مأموران ویژه ساواک که موضوع را نظاره میکردند و حضور داشتند به صورت مرتب گزارش میدادند.
ساواک طی یک گزارش، تعداد تلگرافهای علماء و شخصیتهایی که تلگراف تبریک برای حضرت امام ارسال نمودهاند را ۱۷۳ عنوان لیست میکند.
حجم تلگرافها و نامهها قابل توجه است. اگرچه وزارت امور خارجه، کنسول ایران هم گزارشاتی از دیدار امام با مراجع و دیدار علماء و مراجع با امام ارسال داشتند.
ساواک با استفاده از منابع خارجی در ۱۲ آبان ۱۳۴۴ از تبعید پیشوای مذهبی از ایران به بورسای ترکیه، از ترکیه به عراق که به نظر محافل مذهبی ایران موقعیتی در مخالفت با رژیم میباشد پرداخت.
ساواک در توضیح نسبت به گزارش فوق یادآور میشود: «.. مقامات ترک از تبعید طولانی پیشوای مذهبی ایران راضی نمیباشند؛ در این تصمیم شاه تأثیر داشته است، چون آیتالله و پسر وی در اول ماه اکتبر در نجف هستند.»
ساواک همواره حرکت حضرت امام و شهید آیتآلله سیدمصطفی خمینی را پیگیری مینماید؛ به تعبیر و تحلیل ساواک، مصطفی خمینی که سرپرستی قسمت اجرایی فعالیتهای خمینی را بهعهده دارد در ضمن مسئول ارتباطات خارج از عراق نیز به عهده وی بوده و با سفرهایی که انجام میدهد، به فعالیتهای خارج نظارت مینماید. [۷]آنچه از اسناد ساواک استنباط میشود، ارتباطات گسترده ایشان در دوران حضور در عراق (۱۳۴۴-۱۳۵۶) با داخل و خارج است و سفرهایی به لبنان، سوریه، عربستان و...، اما ساواک طبق گزارشات رسیده علاوه بر حرکت حضرت امام، نسبت به ایشان جمعآوری وسیعی داشتند.
در سند مورخ ۲/۱۱/۱۳۵۱ آمده است: در حال حاضر وضع [امام]خمینی در عراق به این ترتیب است که کلیه کارها و فعالیت وی دست پسرش مصطفی افتاده و تمام طرفداران [امام]خمینی اطراف پسرش جمع شدهاند.
در ذیل سند آمده است: پسر [امام]خمینی عالم و اهل دین است و فعالیت سیاسی وی از طرف همکارانی دیگر تأیید گردیده است لذا به صحت خبر میتوان اطمینان نمود. [۸]در گزارش دیگری از ساواک پیرامون موقعیت شهید آیتالله سیدمصطفی خمینی آمده است: سیدمصطفی خمینی فرزند بزرگ آقای خمینی هفته قبل از عراق به دمشق آمده و از دمشق به بیروت رفته و در لبنان مهمان سیدموسی صدر بوده است. یکی از افراد مورد اعتماد [امام]خمینی در این سفر همراه پسر وی بوده و نامبردگان مورد استقبال و پذیرایی گرم و صمیمانه سیدموسی قرار گرفتهاند. چند روز قبل مصطفی خمینی و همراه وی از بیروت به دمشق مراجعت کرده و پس از یک اقامت کوتاه در دمشق به عراق عزیمت کردهاند.
نظریه: با توجه به دسترسی منشأ خبر صحت دارد و طبق اظهار منشأ سیدمصطفی در هنگام تبعید پدرش به ترکیه همراه پدرش بوده است. [۹]آیتالله سیدمصطفی خمینی در خدمت نهضت اسلامی
اگرچه حضرت امام از ابتدای نهضت برنامهها و کارهای خود را میان شاگردان و نزدیکان تقسیم مینمود و تمامی حرکت را در انحصار کسی قرار نمیداد، حتی آن شهید؛ لذا چه در دوران نهضت (۱۳۴۱-۱۳۴۳) در قم و چه در دوران نجف اشرف (۱۳۴۴-۱۳۵۷) و حتی در دورانی که در فرانسه بودند (مهر- بهمن ۱۳۵۷) و در نهایت پس از بازگشت به ایران (۱۲/۱۱/۵۷-۱۴/۳/۱۳۶۸).
اما نکته قابل توجه آنکه شهید آیتالله سیدمصطفی هم به دلیل فرزند امام بودن، هم توانایی و قدرت مدیریت، و نهایت به عنوان یک شخصیت علمی و مهذب، توانایی علمی و عملی در عرصه حرکت انقلابی داشتند؛ لذا تمام توان خود را بدون ادعا و نشان دادن شخصیت مستقل، در اختیار امام، نهضت و روند مبارزه گذاشتند.
به تعبیر یکی از مورخین، اگر آیتالله سیدمصطفی خمینی، فرزند امام نبودند، بهعنوان یک چهره برجسته انقلابی و علمی در عرصه جامعه مستقل میدرخشیدند. اما ایشان با معرفت، ایمان و اعتقادی که به اسلام، مبارزه و امام داشتند و خود در شمار عارفان و عالمان صالح و مصلح بوند، از هرگونه خودنمایی و یا نشان دادن شخصیت مستقل خود اجتناب مینمودند؛ و این بود که زوایای علمی و سیاسی، انقلابی ایشان آنسان که بودند –عمل کردند- و کارنامه درخشان داشتند، در عرصه سیاسی مشخص نشد.
فقط دوستان، شاگردان و خواصی که با ایشان آشنا بودند به توانمندی و عملکردشان شناخت عمیق و دقیق داشتند.
بحث پیرامون آن شهید با توجه به وجود صدها سند، امروز یک کار ضروری میباشد. مسلماً تحلیل اسناد ایشان، بیان و تبیین بخشی از روند انقلاب اسلامی است که باید به جدّ بدان پرداخت.
متأسفانه پس از گذشت ۴۰ سال از شهادت ایشان، آنسان که شایسته است نه حوزههای علمیه درباره ایشان به تبیین و تحلیل پرداختهاند، و نه دانشگاهها، پایاننامه و رشتههای علوم سیاسی، تاریخ و... را بدان اختصاص داده و این غفلت اگرچه درباره کلیت تاریخ معاصر خاصه انقلاب اسلامی وجود دارد، اما در طی سه دهه واپسین، مراکز اسنادی، مؤسسات تحقیقاتی و برخی نشریات تخصصی تاریخی در حد متعارف که قابل تمجید و قدرانی است تلاشهایی نمودهاند.
انتشار مجموعههای اسناد ساواک و تدوین کتب رجال انقلاب اسلامی و یاران حضرت امام توسط وزارت اطلاعات، کوشش و تحقیقات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در طی چند سال اخیر، توانسته زمینه تاریخنگاری را فراهم کند و امید است مؤسسات و مراکز تاریخنگاری بیش از پیش در این عرصه حضور علمی و عملی یابند.
پینوشتها:
۱- امام در آئینه اسناد، جلد ۴، ص ۷۹.
۲- همان، ص ۸۶
-۳ همان، ص ۱۲۲.
۴- همان، ص ۱۲۶.
۵- همان، ص ۲۷۴ تا ۲۷۵.
۶- همان، ص ۳۶۴.
۷- شهید آیتالله سیدمصطفی خمینی به روایت اسناد، ص ۳۲۲.
۸- امام در آئینه اسناد، جلد ۱۵، ۴۹۵،
۹- همان، جلد ۱۵، ص ۵۵۳