شهادت آیتالله مصطفی خمینی؛ نقطه آغازین تظاهرات گسترده مردم در سبزوار
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ شهادت حاج آقا سید مصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ برای امام و ملت ایران با حزن و اندوه همراه بود؛ امّا آنچنان که امام فرمودند، جزو «الطاف خفیه الهی» بود. وفات ایشان روحی تازه در انقلاب دمید و در بسیاری از شهرستانها این حادثه و حوادث متعاقب آن را میتوان جرقههایی دانست که خشم خفته مردم را آشکار کرد. یکی از بزرگترین مجالس ترحیم فرزند امام در مشهد برگزار شد.
در این میان، شهر کوچکی همچون سبزوار ارتباطهای اندکی با مشهد داشت و روحانیان با رفتوآمد و تبادل تلگراف و نامه از حوادث روز باخبر میشدند، اما تا زمان شهادت حاج آقا مصطفی چندان واکنشی از خود نشان نداده بودند. برپایی مجالس ترحیم همراه با اعتراض به اقدامهای رژیم پهلوی و صدور اعلامیه را میتوان ازجمله واکنشهای مردم و در رأس آنان روحانیان مبارز سبزوار به حادثه یادشده دانست. بنابر نقلی، راهپیماییهای اعتراضآمیز گسترده در سبزوار از این زمان آغاز شد.
چنانکه در کتاب "انقلاب اسلامی در سبزوار" که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده آمده است: با اطلاعیافتن روحانیان سبزوار از شهادت فرزند امام، حجج اسلام سیدمحمدحسن علوی و سیدفخرالدین افقهی، که بهطورعمده زمام امور شهر را در دست داشتند، تصمیم گرفتند با برپایی مراسم عزاداری و ترحیم در مسجد جامع، یاد و نام حاج آقا مصطفی و به این بهانه نام امام خمینی را گرامی دارند. اعلامیههایی دراینخصوص بر درودیوار شهر نصب شد. برپایی این مراسم با درگذشت میرزااسدالله فاضلی، از روحانیان حوزهی علمیهی سبزوار مصادف بود. این تقارن پوششی مناسب بهوجود آورده بود تا شهربانی و نیروهای امنیتی در روند کار مزاحمتی ایجاد نکنند.
با توجه به اطلاعیهای که منتشر شده بود، مجلس ترحیم در مسجد جامع برگزار شد و مردم دستهدسته برای قرائت قرآن و فاتحه به مسجد وارد شدند. سیل جمعیت به گونهای بود که بیشتر شبستانهای مسجد در اندک زمانی پر شد.
علما و طلاب ازجمله حجتالاسلام علوی، افقهی، اخلاقی، شهرستانی، ادیب و تنی چند از وعاظ هم در این مجلس حضور داشتند. دراینحین، اعلامیههایی که حاوی تسلیتِ شهادت حاج آقا مصطفی بود و قبلاً چاپ و تکثیر شده بود، بین حضار پخش شد. محتوای اعلامیهها فقط حاوی تسلیت نبود بلکه عمال رژیم را مسبّب شهادت نامبرده معرفیکردهبود.
چینش جملههای اعلامیه به گونهای بود که اعتراض صادرکنندگان بهوضوح مشاهده میشد. با گذشت مدتی، نیروهای شهربانی که تداوم جلسهی ترحیم را به مصلحت ندانستند و از شورش و اعتراض مردم هراس داشتند، به مسجد وارد شدند و تصمیم گرفتند مجلس را برهم زنند. ورود غافلگیرانه آنان ـ آن هم با کفش ـ به مسجد اعتراض حضار را بهدنبال داشت.
نظامالدین ملازاده که خود در مجلس بود دربارهی جزئیات وقایع آن روز چنین میگوید: «.. ما وارد مسجد جامع شدیم و قرآن را بهدست گرفتیم برای خواندن. نیروهای شهربانی آمدند و به ما گفتند: بیرون بروید، ما امتناع کردیم. آنها به زور قرآنها را از دست افراد میگرفتند. دراینموقع، علیاصغر صفّار با عصبانیت گفت: مگر شما مسلمان نیستید؟ این اهانت به قرآن است. چرا با کفش وارد مسجد شدید؟ اینجا خانهی خدا و احترامش واجب است...».
ورود نیروها به یکی از شبستانهای مسجد باعث شد تا افراد دستاندرکار بهسرعت اعلامیههای پخششده را جمع آوری و اعلامیه ترحیم میرزا اسدالله فاضلی را بین مردم پخش کنند و با این کار مأموران شهربانی را دچار نوعی گمراهی کنند. هرچند هتاکی و جسارت مأموران باعث شد تا عدهای از حضار از ترس مسجد را ترک کنند.
با گذشت چند روز، مجلس ترحیم دیگری در مسجد جامع برگزار شد. سخنران این جلسه سیدعباس افتخاری از وعاظ سبزوار بود. واعظ مزبور که موقعیت را مناسب دید موضوع سخنانش را به مظلومیت حاج آقا مصطفی و اخلاق و خصوصیات ایشان اختصاص داد. ایشان در ادامهی سخنرانی، تبعید امام از کشور را محکوم کرد. نامبرده اقدامات رئیس شهربانی سبزوار را در درگیری با برگزارکنندگان مجلس ترحیم پیشین محکوم کرد. روز پس از سخنرانی، شهربانی افتخاری را بازداشت و بازجویی کرد؛ اما اعتراض همهی علما به این اقدام باعث شد تا وی آزاد شود.
با گذشت چند روز از شهادت حاج آقا مصطفی، حوزهی علمیهی سبزوار همچنان در حالت نیمهتعطیل بهسرمی برد. به تبع آن بازاریان، که ارتباط وثیقی با بیوت علما داشتند، مغازهها را به نشانهی اعتراض بستند و در منازل روحانیان شهر گرد آمدند. علاوه بر مجلس سوگواری و ترحیم در مساجد، مجالسی هم در منازل و بهطور مخفیانه برگزار شد. در این مجالس، تصمیم بر آن شد تا تظاهراتی در اعتراض به این حادثهی صورت گیرد؛ اما، چون مسببان راهپیمایی احتمال میدادند که شهربانی واکنش نشان دهد با حجتالاسلام علوی مشورتهایی برای مقابله با این موضوع صورت پذیرفت. با وجود این تمهیدات با ورود مردم به خیابانها، نیروهای شهربانی وارد عمل شدند و مردم را مورد ضربوشتم قرار دادند. ازجمله شعارهایی که مردم در این راهپیمایی سر دادند و با علت برپایی تظاهرات نیز سنخیت داشت این جمله بود: «جان ما فدایت، همچو مصطفایت... اللهاکبر.»