فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۵۰۷
ویژه‌نامه " آئینه روح‌الله " / انقلاب اسلامی در ارومیه

بازتاب شهادت آیت‌الله سیدمصطفی خمینی در ارومیه

a
حجت‌الاسلام والمسلمین حسنی می‌گوید: آن وقت اعلامیه و اطلاعیه نبود. مردم همین طوری، به یکدیگر خبر داده بودند. به‌نسبت، مجلس باشکوه و پرجمعیت بود. خودم به منبر رفتم و در ارزش و اهمیت و ثمرات شهادت صحبت کردم. چند بار از حضرت امام خمینی نام بردم و به ایشان این مصیبت را تسلیت گفتم که در آن وقت نام بردن از معظم‌له در مجالس عمومی جرم نابخشودنی به‌شمار می‌آمد. حدود چهارده سال از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ می‌گذشت و یاد و نام امام‌خمینی در میان مردم به فراموشی سپرده شده بود. نسل جدید در ارومیه، اصلاً نام معظم‌له را نشنیده بودند. این مجلس یاد و نام ایشان را در دل مردم دوباره زنده کرد و واقعاً همان طوری که خودشان فرمودند: قضیه‌ی حاج آقا مصطفی از الطاف خفیه الهی بود و به عنوان نقطه‌ی عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی ماند.
سه‌شنبه ۰۲ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۲

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در اول آبان ۱۳۵۶، اتفاقاتی در کشور رخ داد که باعث تسریع در روند انقلاب اسلامی شد. این اتفاق، شهادت سید‌مصطفی خمینی در نجف اشرف بود. با شهادت آیت‌الله مصطفی خمینی علما و روحانیون و سایر انقلابیون در اکثر شهر‌ها به برگزاری مجالس بزرگداشت مبادرت ورزیدند و در پوشش برگزاری مجلس یادبود به طرح نام امام پرداختند. در ارومیه هم مردم به برگزاری مجلس یادبود سیدمصطفی خمینی اهتمام ورزیدند.

در کتاب" انقلاب اسلامی در ارومیه" که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده درباره برگزاری مجالس یادبود آیت‌الله سید مصطفی خمینی در ارومیه آمده است: روحانیون ارومیه از جمله آیت‌الله فوزی و آیت‌الله قریشی در این زمینه به مشورت با سایر روحانیون پرداختند که از چشم مأموران ساواک پنهان نبود.

در گزارش ارسالی ساواک به تهران در این زمینه آمده است: «محمد فوزی، علی اکبر قریشی، حاجی محمود معماری و میرزا احمد آقازاده بعدازظهر روز جمعه ۶/۸/۱۳۵۶ در مسجد اعظم در زمینه‌ی برگزاری مجلس ختم جهت مصطفی خمینی با هم مذاکره و قرار شد روز بعد نیز جلسه‌ای تشکیل و در این مورد تصمیم لازم اتخاذ نمایند. ضمناً نامبردگان از ترس مراجع انتظامی و امنیتی محل بهتر دانستند از چاپ آگهی خودداری نمایند».

یک روز بعد در ۷ آبان ۱۳۵۶ افراد فوق‌الذکر در دفتر هیئت فاطمیه ارومیه با هم مشورت کردند و در نهایت تصمیم گرفتند در این زمینه با علمای تبریز مشورت کنند و درصورتی‌که آنها در تبریز مراسمی برگزار کردند در ارومیه هم مراسمی برگزار نمایند. گزارشگر ساواک در ذیل گزارش ارسالی، اخذ تصمیم فوق را مورد تأیید قرار داد و پس از آن با توجه به برگزاری مجلس ختم در تبریز، انقلابیون ارومیه هم به برگزاری مجلس یادبود اقدام کردند. با انتشار این خبر، مردم بازار را بستند و در مجلس فوق شرکت کردند.».

رژیم که پیامد‌های این مجالس را در شهر‌های دیگر رصد کرده بود، بنابراین فعالیت‌های انقلابیون ارومیه را زیر نظر گرفت؛ از جمله مسجد اعظم و دیگر مراکز انقلابیون در کنترل ساواک بود. ساواک برای جلوگیری از هرگونه رخداد و تظاهرات احتمالی، آیات فوزی، قریشی و قره‌باغی را احضار کرد و آنان را تهدید نمود که در صورت هرگونه تحرکی، دستگیر خواهند شد و به آنان هشدار داد که هرگونه حرکتی ممکن است به کشتار وحشتناکی منجر شود. علی‌رغم این حرکت، مبارزان به برگزاری مجلس یادبود مبادرت ورزیدند.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسنی درباره برگزاری این مراسم می‌گوید: «وقتی خبر شهادت حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ به ارومیه رسید، بسیار ناراحت و متأثر شدم. آن وقت در تهران و بعضی شهرهای بزرگ، علمای اعلام به همین مناسبت مجلس ختم برگزار می‌کردند. تصمیم جدی داشتم که این مجلس را در ارومیه برگزار کنم. با آقایان صحبت و مشورت نمودم. آقای فوزی گفت‌: کار مناسب و بجایی است و شما مجلس را برپا کنید... آن وقت اعلامیه و اطلاعیه نبود. مردم همین طوری، به یکدیگر خبر داده بودند. به‌نسبت، مجلس باشکوه و پرجمعیت بود. خودم به منبر رفتم و در ارزش و اهمیت و ثمرات شهادت صحبت کردم. چند بار از حضرت امام خمینی نام بردم و به ایشان این مصیبت را تسلیت گفتم که در آن وقت نام بردن از معظم‌له در مجالس عمومی جرم نابخشودنی به‌شمار می‌آمد. حدود چهارده سال از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ می‌گذشت و یاد و نام امام‌خمینی در میان مردم به فراموشی سپرده شده بود. نسل جدید در ارومیه، اصلاً نام معظم‌له را نشنیده بودند. این مجلس یاد و نام ایشان را در دل مردم دوباره زنده کرد و واقعاً همان طوری که خودشان فرمودند: قضیه‌ی حاج آقا مصطفی از الطاف خفیه الهی بود و به عنوان نقطه‌ی عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی ماند. مجلس به نحو باشکوهی برگزار و به پایان رسید و مردم متفرق شدند».

شرکت‌کنندگان در این مجلس قصد داشتند تا به برگزاری تظاهراتی مبادرت ورزند و حتی تعدادی از آنان با این قصد درصدد بیرون رفتن از مسجد و حرکت به سمت کلانتری را داشتند، ولی با توجه به شرایط شهر، و با توصیه علما از تصمیم خود منصرف شدند.

برگزاری این مجلس نمی‌توانست از دید مأموران به دور باشد به‌خصوص که در این زمینه به دیگر روحانیون هم تذکراتی داده شده بود، بنابراین به تعقیب و دستگیری عوامل آن، از جمله حجت‌الاسلام والمسلمین حسنی برآمدند.

او در خاطرات خود در این زمینه می‌گوید: «فردای آن روز، از طرف ساواک آمدند و حقیر را به اداره‌ی آگاهی و سازمان امنیت بردند. در بازجویی‌ها از جمله سؤالات این بود که آقای فوزی در این کار دخالت داشته‌است؟ گفتم‌: نه. امام جماعت مسجد دخالت داشت؟ گفتم‌: نه. پرسیدند پس چگونه بدون اجازه‌ی او در مسجد متعلق به ایشان، مراسم دایر نمودید؟ عین واقعیت را گفتم و شرح دادم که در مسجد قفل بود، با مسئولیت خودم قفل آن را شکستم و مراسم را برگزار کردم. بازجو که از خشم، کنترل خود را از دست داده بود ضمن اظهار فحش و ناسزا، سیلی محکمی به گوش من نواخت. این سیلی اگرچه در ظاهر دردآور بود، ولی چون در راه انجام وظیفه بود، برایم لذت‌بخش و قابل تحمل شد. مهم برگزاری مجلس، اطلاع رسانی و روشنگری مردم بود که همه را انجام داده بودم. کاملاً سبکبال شده و آرامش روحی داشتم. یک سیلی که هیچ، اگر به چوبه‌ی دار هم می‌زدند، با تمام وجود به استقبالش می‌رفتم. بازجویی در چند جلسه ادامه پیدا کرد، ... باز هم خسته و سردرگم شدند. در نهایت، دوباره کاغذ و خودکار آوردند و روی میز گذاشتند و گفتند باید بنویسی و التزام بدهی که دیگر از این قبیل کار‌ها مرتکب نشوی و ایجاد اختلال در نظم و امنیت کشور ننمایی. گفتم من التزام می‌نویسم، تاکنون هم از این کاغذ‌ها بسیار از من گرفتید، اما این را بدانید که من هنگام عمل، قطع نظر از محتوای تعهدنامه، تنها به وظیفه‌ی خود عمل خواهم نمود. گفتند: عیب ندارد. یک چیزی نوشتم، امضا کردم و در واقع یک نوع مصالحه‌ای با هم کردیم، زیرا متوجه شدم آنها هم می‌خواهند یک جوری قضیه را سرهم کنند و به مقامات گزارش نمایند که بله دستگیر و بازجویی شد و تعهدنامه گرفتیم که دیگر از این کار‌ها تکرار نکند تا بدین‌­ترتیب خودشان را راحت کنند و من نیز آزاد بشوم».

این خبر را به اشتراک بگذارید: