فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۵۲۳
ویژه‌نامه "آئینه روح‌الله"/زندگینامه آیت‌الله سیدمصطفی خمینی

بخش چهارم: شهادت

a
همه بستگان درجه اول و نزدیکان و دوستان حاج آقا مصطفی، همگی معتقد هستند که مرگ ایشان غیرطبیعی بوده و به احتمال بسیار زیاد، مأموران ساواک و یا سایر عمال حکومت پهلوی، در این قضیه دست داشته‌اند.
سه‌شنبه ۰۲ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۰

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیت‌الله سیدمصطفی خمینی، پس‌از دورانی پر از رنج، تلاش و مبارزه در سحرگاه یکشنبه اول آبان ماه ۱۳۵۶ (برابر با نهم ذی‌قعده ۱۳۹۷ هـ. ق) در سن ۴۷ سالگی در نجف به طور ناگهانی و مرموز در خانه خود درگذشت.

اولین کسی که از این واقعه آگاه شد و دیگران را نیز مطلع نمود، خادمه منزل حاج آقا مصطفی به نام صغراخانم بود. او مشاهدات خود را به شرح ذیل بازگو می‌کند:

«شب آخر قرار بود برای آقا مهمان بیاید. چون دیروقت بود، ایشان آمدند و به من گفتند: صغرا برو بخواب، من خودم در را باز می‌کنم. من هم اول به حرم رفتم، نماز خواندم، زیارت کردم، بعد به خانه آمدم و خوابیدم. صبح که طبق معمول، صبحانة آقا را بالا بردم، دیدم آقا روی کتاب‌هایشان خم شده‌اند، فکر کردم که خوابشان برده است، صدایشان کردم و گفتم: آقا... آقا خوابتان برده... که دیدم جواب نمی‌دهند و زیر چشمشان هم به رنگ خرما شده است. پایین رفتم و خانم ایشان را که مریض بود، صدا کردم و خودم هم به کوچه رفتم و فریاد زدم که آقا مصطفی (ره) مریض شده است که در این هنگام آقای دعایی مرا دید و با یکی دو نفر دیگر به بالا آمد و آقا را به بیمارستان بردند و دیگر نمی‌دانم چه شد. [۱]»

خانم معصومه حائری‌یزدی، همسر مرحوم آقا مصطفی، دومین نفری بود که از درگذشت شوهرش مطلع شد. ایشان نیز در این زمینه گفته‌اند:

«او [حاج آقا مصطفی]مردی بسیار قوی و از سلامت کامل برخوردار بود، هیچ‌گونه ناراحتی و بیماری نداشت، به همین دلیل برخلاف آن چه شایع کردند سکته قلبی، خیلی بعید به نظر می‌رسید. همان شب که حاج آقا مصطفی شهید شدند، زودتر از معمول به خانه آمدند، چون قراربود که ساعت دوازده، مهمان بیاید و من سخت مریض بودم، آقای دعایی که همسایة ما بود، برای معاینه من دکتر آورد از طرفی دیگر، آقای مصطفی شب‌ها مطالعه داشتند و ما یک ننه داشتیم که اسمش «صغرا» بود، آقا مصطفی به او گفت: «برو بخواب، اگر مهمان آمد، من در را باز می‌کنم» و ما دیگر نفهمیدیم که مهمان‌ها چه وقت آمده و کی رفتند و چه شد؟

پس‌از ملاقات، او طبق معمول به مطالعه و عبادت پرداخته بود. «معمولاً شب‌ها نمی‌خوابید و فقط بعد از نماز صبح چند ساعتی می‌خوابید، صبح خیلی زود، وقتی ننه به اتاق بالا می‌رود، می‌بیند آقا مصطفی پشت میزش نشسته، دستش را روی کتاب گذاشته، سرش به پایین خم شده و حرکت نمی‌کند... وقتی من با عجله به اتاق بالا رفته و خود را بالای سر او رساندم، دیدم دست‌های آقا مصطفی بنفش شده است و لکه‌های بنفش نیز روی سینه و سرشانه‌هایش دیدم. ایشان را بلافاصله با کمک آقای دعایی به بیمارستان انتقال دادیم. در آنجا به ما گفتند: که حاج آقا مصطفی (ره) مسموم شده و دو ساعت است که از دنیا رفته است. [۲]»

سیدرضا برقعی که از نزدیک در جریان امر بود، به مطلبی اشاره می‌کند:

«در وقت خروج از بیمارستان صحنه‌ای دیدم که شاید فقط خود من شاهدش بودم و این یک لحظه بیشتر نبود و آن این بود که جلوی بیمارستان یک ماشین شورلت را با نمره ایرانی دیدم که با فاصله چند متری نزدیک بیمارستان، متوقف بود. وقتی ما از داخل بیمارستان بیرون آمدیم، ماشین مزبور از همان فاصله دور زد و رفت و احساس من در آن لحظه این بود که اینها از سفارت ایران آمده بودند که ببینند کار تمام شده است یا نه! و پس‌از کسب خبر بازگشتند. [۳]»

سیدحسین خمینی، فرزند حاج آقا مصطفی نیز در خاطراتش از این ماجرا به نکته دیگری می‌پردازد:

«.. در بیمارستان، دکتر ایادعلی البیر برای معاینه ایشان آمد و گفت: مع‌الأسف، ایشان فوت کرده و مرگش هم عادی نیست. اگر اجازه بدهید بنده ایشان را کالبدشکافی کنم، این مسأله را ثابت می‌کنم. ایشان جراح و فارغ‌التحصیل از دانشگاه سلطنتی لندن بود. پیکر مرحوم والد کالبدشکافی نشد؛ چون آن موقع کالبدشکافی از نظر عرفی، کار منکری به حساب می‌آمد، شرع هم جوازی برای آن قایل نبود، به‌خصوص که درمورد شخصی مثل مرحوم والد قبح این مسأله بیشتر بود و نوعی بی‌احترامی محسوب می‌شد. طبیعی بود که امام (ره) هم، چنین اجازه‌ای ندهند. [۴]»

بالاخره مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سیداحمد خمینی نیز معتقد بود که برادرش به صورت غیرعادی و توسط مسمومیت شهید شده است:

«آنچه من می‌توانم بگویم و شکی در آن ندارم، اینکه ایشان را شهید کردند؛ زیرا علامتی که در زیر پوست بدن ایشان، روی سینة ایشان، روی دست و پا و صورت ایشان و همچنین لکه‌های بسیار بزرگ حکایت از مسمومیت شدید می‌کرد و من شکی ندارم که او را مسموم کردند؛ اما چگونه این کار صورت گرفته، نمی‌دانم. ولی همین‌قدر می‌توانم بگویم که ایشان چند ساعت قبل از شهادت در مجلس فاتحه‌ای شرکت می‌کنند که در آنجا بعضی از ایادی پهلوی دست‌اندرکار دادن چای و قهوه مجلس بوده‌اند. [۵]»

بدین‌ترتیب همه بستگان درجه اول و نزدیکان و دوستان حاج آقا مصطفی، همگی معتقد هستند که مرگ ایشان غیرطبیعی بوده و به احتمال بسیار زیاد، مأموران ساواک و یا سایر عمال حکومت پهلوی، در این قضیه دست داشته‌اند. البته عده‌ای نیز از روی شواهد و قراین قبلی، احتمال دست داشتن مأموران ساواک را محتمل می‌دانند و معتقدند که ممکن است به شیوه مرموزی که رژیم پهلوی در مورد کشتن برخی مخالفان، بدان دست می‌زد، ایشان کشته شده است. حجت‎الاسلام سیدمحمود دعایی چنین نظری را مطرح کرده است:

«آن چه مسلم است، مرحوم حاج مصطفی خمینی را رژیم شاه خائن مسموم کرده؛ یعنی ایشان شهید شدند؛ اما شیوه مرموزی را که رژیم گذشته به کار برده بود و به شهادت ایشان منجر شد، دقیقاً نمی‌توانم بازگو کنم. شب قبلش ایشان مهمانی داشتند و کسانی که به منزلشان مراجعه کرده بودند، آیا همانها، عامل این جریان بودند؟ نمی‌توانم بگویم؛ شایعه‌ای بود که ایادی رژیم شاه از طریق سمی که تأثیر درازمدت دارد، به نحوی ایشان را مسموم کردند. یا حتی معروف شد که سیانور را در کفش ایشان ریخته بودند که جذب پوست شده و به تدریج جذب خون شده است. [۶]»

آنهایی که معتقد به دست داشتن ساواک و رژیم پهلوی در جریان شهادت حاج آقا مصطفی هستند، شواهد و قراین دیگری را نیز بر مدعای خود دارند. عبدالعلی باقری در خاطرات خود می‌گوید:

«در سال ۱۳۵۲ هـ. ش من در مکه معظمه مشرف بودم و سرپرستی یک کاروان از قم را برعهده داشتم. مراجع تقلید نیز معمولاً هرکدامشان هخیأتی را برای حج می‌فرستادند، و آن سال شهید مصطفی خمینی نیز از طرف امام با هیأتی مشرف شده بودند. حاج آقا مصطفی و من، از قبل با هم آشنایی داشتیم.

یک روز، یکی از خطبای تهران [که وابسته به رژیم حاکم بود]به من گفت: فلانی من می‌ترسم ساواک مراقب من بوده باشد. یک مطلبی است که شما آن را به حاج آقا مصطفی برسانید. شما بروید ایشان را پیدا کنید و به او بگویید که دو نفر از ایران آمده‌اند و مأمور ترور شما هستند. مواظف خودتان باشید و از منزل تنها بیرون نیایید.

من رفتم و اتفاقاً یک شب ایشان را در حرم دیدم که مشغول عبادت بودند و پس‌از سلام و احوالپرسی، جریان را به اطلاع ایشان رساندم؛ ایشان تشکر کردند، هم از من و هم از آن شخص خطیب؛ و بعد از آن تنها بیرون نمی‌آمدند. [۷]»

رژیم ایران از شهادت حاج آقا مصطفی، اهداف گوناگونی را دنبال می‌کرد؛ ضربه زدن به نهضت اسلامی؛ ایجاد فشار روانی بر امام خمینی، جلوگیری از پیدایش خطر‌های بعدی از سوی خمینی دیگری آن هم جوان و پرتوان، جلوگیری از سیاسی‌شدن حوزة علمیه نجف، ایجاد رُعب و وحشت در بین مبارزان و مخالفان خود ... از جمله آنها بودند. با همه شواهد و دلایل، ساواک شهادت حاج آقا مصطفی را حتی در بولتن ویژه خود و در گزارش‌های نمایندگی ساواک در عراق، ناشی از سکته قلبی اعلام کرد.

به هرحال تقدیر چنین بوده که عروج ملکوتی ایشان در هاله‌ای از تردید باقی بماند و پیامد‌های مهمی را ایجاد بکند. یکی از راه‌های اثبات مسأله کالبدشکافی بود که می‌توانست به شبهات پایان دهد، اما امام خمینی (ره) با هوشیاری و آینده‌نگری، موافقت نکردند و فرمودند که: با این کارها، دیگر مصطفی به ما باز نمی‌گردد [۸]. همسر معظم‌له در این‌خصوص می‌گوید:

«وقتی می‌خواستند از جسد وی کالبدشکافی به عمل آورند، حضرت امام (ره) اجازه این کار را ندادند و فرمودند: عده‌ای بیگناه دستگیر می‌شوند و دستگیری اینها، دیگر برای ما آقا مصطفی نمی‌شود. به هرحال از طرف دولت بعث عراق نیز از اعلام نظر پزشکان جلوگیری شد و اجازه ندادند، پزشکان نظر خود را اعلام کنند و حتی آنان را نیز تهدید کردند؛ چون صد در صد عارضة ایشان، مسمومیت بود. [۹]»

پس‌از این که امام خمینی (ره) با کالبدشکافی جسد فرزندشان، مخالفت کردند، بلافاصله دستور تشییع و تدفین آن را صادر کردند. پیکر آیت‌الله سیدمصطفی خمینی از شهر نجف به کربلا برده شد و بعد از غُسل در آب فرات و طواف حرم امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) به نجف بازگردانده شد و یک روز بعد در روز دوشنبه، دوم آبان ماه ۱۳۵۶ بعداز طواف حرم امام علی (ع)، آیت‌الله سیدابوالقاسم خویی بر جنازة ایشان نماز خواند و پس‌از آن در ایوان حرم مطهر علوی (ع) مجاور مقبرة علامه حلّی برای همیشه سر بر آستان حضرتش نها. عاش سعیدا و ماد سعیدا و رحمـة‌الله و برکاته علیه [۱۰].

واکنش‌ها در عراق و ایران

عروج اسرارآمیز و شهادت آیت‌الله سیدمصطفی خمینی در اول آبان ماه ۱۳۵۶، در شرایطی رخ داد که فضای باز نسیب سیاسی تحت فشار‌های دولت امریکا، ظاهراً از اختناق سیاسی کاسته بود و مبارزان فرصت خوبی برای پیشبرد نهضت اسلامی به دست آورده بودند. البته رژیم پهلوی و امریکایی‌ها، تصور نمی‌کردند که ایجاد فضای باز، کار را به جایی برساند که کنترل اوضاع از دستشان خارج شود. شاید هم اگر شهادت فرزند ارشد امام خمینی اتفاق نمی‌افتاد، زمان زیادی طول می‌کشید که حکومت پهلوی از پا درآید. به هرحال، آنچه اتفاق افتاد، غیر از این بود و در واقع آتشی بود که به انبار باروت افتاد و به یک باره و با سرعتی باورنکردنی عرصه را بر رژیم پهلوی تنگ کرد و هیچ نوع تدابیری اعم از امنیتی، انتظامی و سیاسی و حتی سرکوب، کارساز نشد.

الف) نجف

به دنبال پخش خبر شهادت حاج آقا مصطفی، حوزه علمیه نجف‌اشرف و دیگر شهر‌های عراق، تعطیل شد. نکته بسیار مهم و قابل‌تأمل در تعطیلی حوزه علمیه نجف، این است که مرسوم نبود، به خاطر درگذشت یکی از علما و مراجع درجة دو، آن حوزه کاملاً تعطیل شود. تنها زمانی که یکی از مراجع طراز اول وفات می‌کرد، حوزه تعطیل می‌شد. به عنوان مثال، در زمان ارتحال آیات عظام: حکیم، شاهرودی و بحنوردی حوزه را به طور کامل تعطیل نمودند. حاج آقا مصطفی نیز علیرغم دارا بودن درجه اجتهاد و نبوغ فراوان و تألیفات گوناگون فقهی، اصولی و تفسیری و سایر ویژگی‌های برجسته، هنوز از شخصیت‌های درجه اول حوزه علمیه نجف محسوب نمی‌شد؛ اما تعطیلی کامل حوزة علمیة نجف در سوگ ایشان، بیانگر شخصیت برجسته آیت‌الله سید مصطفی و امام خمینی (ره) در دید آن حوزه بود؛ بنابراین با انتشار خبر رحلت ایشان درس‌ها تعطیل شد. از ساعات اولیه، روز اول آبان ماه ۵۶ در منزل امام خمینی، مراسم روضه‌خوانی به همین مناسبت برپا شد که آیات، مراجع، فضلا و طلاب علوم دینی برای تسلیت‌گویی به امام، می‌آمدند [۱۱]. پس‌از این، اولین مجلس فاتحه‌خوانی را امام در مسجد هندی ـ که بزرگترین مسجد نجف‌اشرف بود ـ برگزار کردند. این مراسم طی سه شب متوالی (چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه) با طرز با شکوهی برگزار گردید و در آن، عموم طبقات مردم از شهر نجف و شهر‌های دیگر عراق مثل بغداد، کاظمین، عماره، سامرا، بلد، کربلا، دیوانیه، حلّه و کوفه شرکت کردند. در این سه شب، سیدجواد شُبَّر یکی از وعاظ معروف و مجاهد عراقی، درباره زوایای مختلف شخصیت حاج آقا مصطفی و صبر و شکیبایی امام خمینی (ره)، سخنرانی کرد. مراسم دیگری را نیز آیت‌الله خویی و سایر مراجع و هیأت‌های لبنانی، ایرانی، عراقی، پاکستانی، افغانی و ... مقیم نجف برگزار کردند.

تعطیلی حوزه علمیه نجف به صورت بی‌سابقه‌ای تا ده روز ادامه پیدا کرد و حتی تصمیم بر این بود که بیش‌از این تا اربعین مرحوم حاج آقا مصطفی ادامه پیدا کند؛ اما امام خمینی (ره) در پایان همین روز اعلام کردند که درس‌ها نباید تعطیل شود و آقایان علما درس‌های خود را شروع کنند. امام خمینی (ره) در روز دهم آبان به منظور واداشتن دیگران به شروع کلاس‌های درس، خودشان در کلاس درس و نماز جماعت حاضر شدند [۱۲].

ب) قم.

اما واکنش قشر‌های مختلف مردم ایران نسبت به رحلت فرزند ارجمند حضرت امام (ره) به گونه‌ای دیگر بود. به محض رسیدن خبر، آثار عزا و تعطیلی در شهر‌های مختلف از جمله حوزه علیمه قم نمایان شد. بازار قم تعطیل گردید و اقشار مختلف مردم به عزاداری پرداختند [۱۳].

ت) تهران

پس‌از انتشار خبر شهادت حاج آقا مصطفی، بازار تهران و سایر شهرستان‌ها نیز همچون شهر قم تعطیل و مجالس ختم و بزرگداشتی برگزار گردید. روز دوم آبان ۱۳۵۶ همزمان با سالروز تولد امام رضا (ع) بود که به مناسبت عروج ملکوتی فرزند امام خمینی مراسم جشن تعطیل و به عزاداری و سخنرانی پرداخته شد [۱۴].

به مناسبت هفتمین روز شهادت فرزند ارشد امام خمینی مجلس با شکوهی در مسجد ارک تهران منعقد گردید. در برپایی این مجلس، تجار، بازاریان و دانشجویان برخی از دانشگاه‌های تهران نقش زیادی داشتند. در یکی از گزارش‌های ساواک در مورد تلاش دانشجویان دانشگاه صنعتی آریامهر (صنعتی شریف کنونی)، چنین آمده است:

«خبر واصله حاکی است که دانشجویان دانشگاه صنعتی آریامهر به مناسبت فوت مصطفی خمینی، یک برگ آگهی در ساختمان مجتهدی آن دانشگاه نصب و ضمن آن از دانشجویان دعوت نموده‌اند ساعت ۱۳:۰۰ مورخ ۸/۸/۳۶ در مسجد ارک حضور به هم رسانند. مضافاً به این که در این زمینه تراکت‌های دیگری نیز پخش گردیده است. مراتب جهت اطلاع هرگونه پیشگیری‌های لازم اعلام می‌گردد. [۱۵]»

در گزارش دیگری نیز به تلاش‌ها و سفر طلاب علوم دینی قم به تهران برای شرکت در مجلس ختم مسجد ارک، اشاره شده است:

«طبق اطلاع روز ۸/۸/۳۶ [۲۵]حدود ۳۰۰۰ نفر از طلاب علوم دینی و اهالی شهر قم با اتوبوس به تهران عزیمت کردند تا در مجلس ترحیم مصطفی خمینی، پسر روح‌الله خمینی که در مسجد ارک تهران برگزار می‌گردد، شرکت کنند. خواهشمنداست دستورفرمایید پیش‌بینی‌های لازم برای مراقبت از مجلس مذکور معمول و نتیجه را به این اداره کل اعلام دارند. [۱۶]»

در گزارش دیگر ساواک به پخش اعلامیه‌هایی در خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران از جمله خیابان شاهرضا (انقلاب اسلامی کنونی)، ۲۱ آذر و میدان ۲۴ اسفند (انقلاب کنونی) اشاره شده و در آن اعلامیه‌ها، از درگذشت سیدمصطفی به عنوان شهادت یاد شده است و از دانشجویان خواسته شده که در مجلس ترحیمی که قرار است در مسجد ارک برگزار شود، شرکت کنند [۱۷]. در هرصورت در موعد مقرر مجلس ترحیم یادشده، برگزار شد. ساواک تهران، طی گزارشی کیفیت و مسایل مطرح شده را در آن به شرح زیر گزارش کرده است:

«از ساعت ۱۵۰۰ روز ۸/۸/۳۶ [۲۵]مجلس ترحیم مصطفی خمینی، پسر روح‌الله خمینی در مسجد ارک تهران با تلاوت آیاتی از کلام‌الله مجید شروع شد و در ساعت ۱۶۰۰ آقای روحانی به سخنرانی پرداخت. تعداد افراد شرکت‌کننده حدود ۳۰۰۰ نفر بوده که در صحن مسجد حتی جتایی برای سایر شرکت‌کنندگان نبوده و حدود ۱۵۰۰ نفر از طلاب مدرسه علمیه قم و همچنین تعدادی از دانشجویان مراکز عالی آموزشی در این مراسم شرکت نمودند. ضمناً چند نفر از افراد شرکت‌کننده، سعی نمودند با دادن شعار نظم مسجد را مختل نمایند؛ لکن توسط یکی از افراد مذهبی از این کار منع شدند. آقای روحانی درمورد شخصیت مذهبی خمینی و همچنین تعداد تلگرافات تسلیت رسیده از سایر کشورها، سخنرانی و اظهار داشت: تعداد دو فقره تلگراف از ایران واصل گردیده که عدم وصول تلگراف را معلول ترس مردم و یا سخت‌گیری مأمورین دانست. ضمناً تعدادی اعلامیه تحت عنوان (دانشجویان مبارز مسلمان) در طبقه فوقانی مسجد ارک بین مردم توزیع گردیده است. سخنران در خاتمه اضافه نمود که مجلس ترحیم دیگری در مسجد قلی واقع در پامنار و مسجد خاتم‌النبیین واقع در شهرری از ساعت ۱۸۰۰ منعدق خواهد شد... [۱۸]»

براساس شواهد و قراین موجود، افراد شرکت‌کننده در مراسم مسجد ارک بیش از آن چیزی بود که ساواک گزارش کرده است؛ زیرا در گزارش‌ها تناقض بسیاری وجود دارد. مثلاً در یکی از گزارش‌ها که نقل‌شده، فقط طلاب و افرادی که از قم آمده بودند، سه هزار نفر ذکر شده‌اند. اگر شرکت‌کنندگان تهرانی را نیز که از قشر‌های مختلف و با تبلیغات فراوان همراه بودند، در نظر بگیریم، آمار شرکت‌کنندگان حتماً بالا می‌رود.

در بسیاری دیگر از مساجد تهران نظیر مسجد جامع بازار، مسجد امام خمینی، مسجد همت تجریش، علی‌ابن‌ابیطالب شوش، مسجد وفا، مسجد امام حسین، مسجد جامع نارمک، مسجد آیت‌الله کاشانی در پامنار، مسجد ابوالفضل رباط‌کریم مجالس باشکوهی برگزار گردید.

به طورکلی در فاجعه جانگداز شهادت حاج آقا مصطفی خمینی علاوه بر شهر‌های قم و تهران مجالس با شکوه و متعدد دیگری در سرتاسر ایران و خارج از کشور برگزار گردید که به برخی از آنها در گزارش‌های ساواک اشاره شده است. شهر‌های شیراز، تبریز، کرج، شهرری، مشهد، یزد، قزوین، گرگان، آبادان، خرم‌آْباد، کاشان، ساوه، بهشهر، خرمشهر، دماوند، اهواز، بهبهان و گرمسار و... از جمله شهر‌هایی بودند که در آنها مجالس بزرگداشت و ختم برگزار گردید.

نکته قابل توجه و مهمی که در فعالیت مبارزین مذهبی در جریان برگزاری مجالس و مراسم یادبود و بزرگداشت دیده می‌شود، آینده‌نگری و بسترسازی آنها برای روشنگری افکار عمومی و بسیج آنان برای مراسم چهلم حاج آقا مصطفی می‌باشد. مبارزین، به ویژه روحانیون در فاصله هفتم تا چهلم شهادت معظم‌له، نوار‌های سخنرانی وعاظ و روحانیون را در سطح گسترده تکثیر و از طریق نوارفروشی‌ها با مهارت ویژه‌ای در جامعه پخش کردند [۱۹].

در دومین روز شهادت حاج آقا مصطفی، مدیرکل اداره سوم ساواک، دستور زیر را به کلیه ساواک‌ها صادر کرد.

«سیدمصطفی خمینی، فرزند ارشد روح‌الله خمینی در اثر سکته قلبی در عراق فوت نموده است و، چون از جانب روحانیون، مجالس ختمی به این مناسبت برگزار خواهد شد، پیش‌بینی لازم، معمول و چنانچه این مجالس به طور ساده برگزار شود بلامانع به وعاظ و سخنرانان فقط درباره متوفی صحبت و حساسیتی درباره خود خمینی نشان داده نشود؛ ولی در صورتی که وعاظ و سخنرانان در مجالس برخلاف مصالح کشور مطالبی عنوان و یا در خارج از محیط مجالس، عناصری دست به تظاهرات و یا تحریکاتی بزنند، شهربانی محل با تدابیر لازم از این اقدامات جلوگیری به عمل آورد. [۲۰]»

چنان که ملاحظه می‌شود، ساواک در مکاتبات و گزارش‌های خود سعی می‌کند که از عبارت «سکته قلبی» برای علت شهادت حاج آقا مصطفی استفاده کند تا بدین‌وسیله این واقعه را یک مسأله عادی و معمولی نشان دهد؛ اما اسناد ومدارک فراوانی در دسترس است که در تمام مجالس ترحیم برگزارشده، سخنرانان علت رحلت حاج آقا مصطفی را به ساواک نسبت داده‌اند و مجالس ترحیم به تدریج به مجالس انتقاد از حکومت پهلوی، تبدیل گردید.

واکنش جهانی

شهادت آیت‌الله سیدمصطفی خمینی، واکنشی عظیم در میان مسلمانان جهان و کشور‌های اسلامی در پی داشت. حاج آقا مصطفی در طول حیات سیاسی دوازده ساله خود در تبعیدگاه ثانوی، نقش مؤثر و آشکاری در ارتباط با فعال نگهداشتن نهضت امام خمینی (ره) با نیرو‌های اسلامی مبارز در اروپا، امریکا و بسیاری از کشور‌های اسلامی داشت و براین اساس جایگاه و نقش منحصر‌به‌فرد ایشان در هدایت و هماهنگی یاران امام در نهضت، کاملاً مشخص بود.

وفات اسرارآمیز حاج آقا مصطفی و احتمال بسیار زیاد دخالت ساواک در این ضایعه دردناک، موجبات واکنش همه مبارزین مسلمان را در سراسر جهان پدیدآورد. علاوه بر موج توفنده‌ای که در ایران ایجاد شد، با تلاش و برنامه‌ریزی‌های مبارزین خارج از مرز‌های ایران، ارسال هزاران پیام تسلیت و برگزاری مجالس ترحیم و کشاندن آن به رسانه‌های ارتباط‌جمعی، بُعد جهانی نیز به خود گرفت [۲۱]؛ و حتی گذشت زمان نیز موجب کاهش و فرو نشستن امواج نشد، بلکه برخلاف تصور و پیش‌بینی‌های ساواک و دیگر عوامل رژیم پهلوی، روز به روز به ابعاد آن افزوده شد.

در کشور‌های اروپایی و امریکا، بیشترین فعالیت و قابل‌‎توجه‌ترین واکنش از سوی اتحادیه‌های انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، امریکا و کانادا بود. یکی از اعلامیه‌های اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا که به تاریخ یکشنبه اول آبان ۱۳۵۶ برابر با ۲۲ اکتبر ۱۹۷۷ م. در واکنش به درگذشت فرزند برومند، اما صادر شد، به شرح زیر است:

«خواهر و برادر

هم‌اکنون، اطلاع حاصل گردیدکه برادر مبارز و گرانمایه ما حضرت حجت‌الاسلام آقای حاج سیدمصطفی خمینی، فرزند ارشد مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت‌الله خمینی نیمه‌شب گذشته در نجف به دیار ابد پیوست. درگذشت برادر فقید ما به قرار اطلاعاتی که از نجف به دست ما رسیده، به طور مرموزی صورت گرفته است.

مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی در وقایع سال‌های ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ (۱۵ خرداد و احیای کاپیتولاسیون) در کنار پدر ارجمندخود بود و پس از گذراندن یک دوره زندان، همراه معظم‌له از ایران به ترکیه و سپس به عراق تبعید گردید. بیوگرافی این برادر فقید به زودی در اختیار همگان قرارخواهد گرفت. ما ضمن ابراز تأثر شدید و عمیق خود از این ضایعه دردناک، درگذشت نابهنگام و مرموز برادر گرانقدر خود حجت‌الاسلام آقای حاج سیدمصطفی خمینی را به پیشگاه قائد زمان، مجاهد بزرگ و مرجع عالیقدر جهان شیعه آیت‌الله خمینی تسلیت گفته، از خداوند برای رهبر خردمند و نستوه خود طول عمر و برای کلیه بازماندگانم آن مرحوم، صبر و تحمل مسألت می‌داریم.

کلیه واحد‌های اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در سراسر اروپا و سازمان‌های اسلامی دانشجویان وابسته به انجمن اسلامی دانشجویان در امریکا و کانادا و نیز انجمن‌های اسلامی دانشجویان در هند، روز‌های جمعه و شنبه ۶ و ۷ آبان ماه (۲۸ و ۲۹ اکتبر) برابر با ۱۴ و ۱۵ ذیعقده مراسم یادبود و فاتحه برگزار خواهند کرد.

اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا» [۲۲]پس‌از انتشار خبر شهادت حاج آقا مصطفی، در کشور‌های پاکستان (شهر‌های کراچی، لاهور و کویته)، افغانستان، بحرین، قطر و امارات متحده عربی و هندوستان، مراسمی به این مناسبت برگزار شد و اعلامیه‌هایی نیز منتشر گردید. برخی از این مراسم از جمله مراسم شهر کابل، بسیار عظیم و کم‌سابقه بوده است [۲۳]. در کشور‌های اروپایی به ویژه فرانسه، انگلستان و سوئد نیز اعلامیه‌های را مسلمانان و مبارزان ایرانی مقیم آن کشور‌ها صادر کردند و مراسم ختمی برگزار شد. این واکنش‌ها در شهر‌های لندن و پاریس قابل ملاحظه بوده است. در این مراسم نیز همچون مجالس منعقده در ایران و نجف‌اشرف، حکومت ایران و ساواک، عامل شهادت حاج آقا مصطفی معرفی‌شده و سخنرانان که مبارزین مسلمان ایرانی بوده‌اند، ضمن تجلیل از مقام ایشان و مرجعیت و رهبری امام خمینی (ره)، از رژیم ایران نیز به شدت انتقاد کرده‌اند [۲۴]. در گزارش‌های ساواک نیز به بیانیه «جنبش آزادی ایران» در پاریس و اعلامیه «روحانیون مبارز ایران» در آن شهر [۲۵]و تلگراف تسلیت «جمعیت علمای امامیه کراچی» [۲۶]، انتشار نشریاتی در کویت [۲۷]، بیانیه «مسلمانان انگلیس» [۲۸]، مطالب روزنامه فرانسوی زبان المجاهدین، چاپ الجزایر و ... اشاره شده است.

اربعین سیدمصطفی و تشدید بحران

مراسم بزرگداشت آیت‌الله حاج آقای مصطفی خمینی به تناوب ادامه یافت و همچون امواجی متلاظم، ضربات سهمگینی را بر پیکره رژیم فرود آورد. این مراسم با افشاگری‌ها و روشنگری‌هایی که به همراه خود داشت، موجب برانگیخته‌شدن مردم مسلمان ایران و مبارزین، علیه حکومت پهلوی شد و جهشی چشمگیر در نهضت اسلامی نیز پدید آمد. در این میان، مراسم برنامه‌ریزی شده مبارزان برای روز اربعین حاج آقا مصطفی در تهران، قم و برخی شهر‌های دیگر به لحاظ اغتنام فرصت، توسط نیرو‌های انقلابی برای ابراز وفاداری به امام و نهضت اسلامی، دارای اهمیت ویژه‌ای می‌باشد.

نیرو‌های مبارز و انقلابی از چندین روز مانده به برگزاری مجالس چهلم آن فقید سعید، طی یک اقدام هماهنگ به هواداران نهضت هشدار می‌دادند که از این فرصت تاریخی به نحو احسن استفاده کنند. در این راستا تبلیغ و اعلامیه‌های فراوانی نیز پخش گردید.

در برخی از مناطق و شهر‌ها از سوی ساواک، اجازه برگزاری مراسم داده نمی‌شد، با این حال مردم مسلمان ایران با همه تهدید‌های ساواک با شور و هرچه تمام در مجالس دیگر شرکت می‌نمودند به نمونه‌ای از این موارد که در گزارش ساواک شهرری آمده است اشاره می‌شود:

«ضمن مراقبت‌هایی که با همکاری کلانتری شهرری معمول گردید، مراسیم در روز ۸/۹/۳۶ و روز عید غدیر ۹/۹/۳۶ به مناسبت جهلم فوت مصطفی خمینی برگزار نگردید، ضمناً چند نفری از کسبه و اهالی شهرری جهت اجازه انجام مراسم به کلانتری شهرری مراجعه، که رئیس کلانتری به آنان اجازه برگزاری مراسم را نداده است.»

در روز چهلم سیدمصطفی تمامی نیرو‌های انتظامی و امنیتی در حال آماده‌باش کامل بودند و اوضاع را به طور دقیقی زیرنظر داشتند؛ اما این سخت‌گیری‌ها و هشدار‌ها و اخطار‌ها در شهر‌هایی مثل تهران و قم مؤثر واقع نشد و برگزارکنندگان با آگاهی از عواقب این کار، رو در روی مأموران قرارگرفتند. سعی شده بود که گویندگان این مراسم از میان کسانی انتخاب شوند که به تازگی از زندان آزاد شده بودند [۲۹].

در شهر قم مراسم متعددی برگزار شد و برگزارکنندگان و شرکت‌کنندگان در مراسم اربعین فرزند امام با مأموران انتظامی و امنیتی درگیر شدند و به چندین مکان دولتی حمله شد. در گزارش‌های ساواک تعداد شرکت‌کنندگان بیست هزار نفر ذکر شده است. با توجه به اهمیت گزارش که نکات گوناگونی را بازگو می‌کند، آن را نقل می‌کنیم:

«روز ۹/۹/۳۶ به مناسبت چهلمین روز درگدشت مصطفی خمینی، فرزند روح‌الله، مجلس تذکری در مدرسه امیرالمؤمنین شهر قم برگزار گردید. در پایان این مجلس حدود ۳۰۰ نفر از شرکت‌کنندگان در مجلس تذکر در خیابان ارم شهر قم به صورت اجتماع، شعار‌هایی به نفع خمینی دادند که با دخالت مأمورین انتظامی متفرق گردیدند. در مجلس تذکر بین شرکت‌کنندگان اعلامیه‌هایی مبنی بر اینکه روز ۱۱/۹/۳۶ مجالس تذکر دیگری به مناسبت چهلمین روز درگذشت مصطفی خمینی، برگزار شد. توزیع گردید (مراتب قبلاً به استحضار رسیده است)»

متعاقباً در صبح و عصر روز ۱۱/۹/۳۶ مجالس دیگری به مناسبت چهلمین روز درگذشت نامبرده در شهر قم برگزار و منجر به «تظاهرات اخلالگرانه‌ای» شد که چگونگی آن به شرح زیر است:

ساعت ۸:۳۰ روز ۱۱/۹/۳۶ مجلس تذکری از طرف مدرسین حوزه علمیه قم در مسجد اعظم شهر قم با شرکت قریب ۱۰ هزار نفر از طبقات مختلف مردم از جمله روحانیون و طلاب علوم دینی برگزار گردیده است. در ابتدای مجلس مذکور آیاتی از کلام‌الله مجید قرائت شده و سپس دو تن از روحانیون افراطی طرفدار خمینی به اسامی محمدمهدی ربانی‌رانکوهی و محمدصادق خلخالی (این دو تن به عبت اسزاد مظابی خباق و تحریک‌آمیز، ممنوع‌المنبر هستند) در نزدیک منبر ایستاده و مطالبی را ایراد کرده‌اند که جنبه تحریک‌آمیز داشته است. بعد از پایان سخنرانی نامبردگان، شیخ محمدجواد حجتی کرمانی بالای منبر رفته و پس‌از ذکر مقدماتی، قطعنامه‌ای را در سیزده ماده به شرح زیر قرائت کرده و جمعیت حاضر در مسجد در پایان قرائت هر ماه با گفتن «صحیح است، احسنت» آن را تأیید می‌کردند.

الف) بازگشت سریع مرجع عالیقدر و مجاهد، حضرت آیت‌الله‌العظمی آقای خمینی (سه بار تکرار شده).

ب) آزادی زندانیان سیاسی، خاصه حضرت آیت‌الله طالقانی و حضرت آیت‌الله منتظری.

پ) استرداد مدرسه فیضیه، پایگاه حوزه علمیه قم.

ت) آزادی بنا‌های توقیف شده مدارس علمیه قم.

ث) آزادی اجتماعات، بیان و قلم و رفع منع از منابر وعاظ دانشمند، خاصه جناب آقای فلسفی و رفع سانسور از مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی.

ج) منع نمایش فیلم‌های سینمایی، تئاتر‌ها و جشن‌های به اصطلاح هنر و به طور کلی جلوگیری از بدآموزی‌های شهروندی.

چ) بازگشایی مسجد و کتابخانه دانشجویان دانشگاه تهران.

ح) توبیخ و تعقیب عاملان دستگیری نسبت به حجاب دختران دانشجو و جلوگیری از تکرار این‌گونه اعمال ضد اسلامی.

خ) تقبیح و توبیخ و تعقیب چماق به دستان مهاجم به مردم بی‌دفاع و جلوگیری از تکار این‌گونه اعمال وحشیانه.

د) انحلال گارد دانشگاه و رفع اختناق از دانشگاه و ایجاد محیطی آزاد برای تحصیل دانشجویان.

ذ) توجه کامل به وضع ناهنجارکارگران و کشاورزان و طبقه سوم و چهارم و سعی در احیای کشاورزی و استقرار نظم کامل اقتصادی و قطع ایادی بیگانگان و سرمایه‌داران بین‌المللی و عمال داخلی آنان مخصوصاً یهود و فرقه ضاله بهایی از امور اقتصادی کشور.

ر) قطع کامل همة روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی با دولد ضد اسلام اسرائیل.

ز) بازگشت تاریخ رسمی مملکت به دامن پرافتخار اسلام و مبدأ هجرت رسول اکرم (ص) (سه بار تکرار گردید) [۳۰]پس‌از پایان مراسم، جمعیت حاضر، شعار «درود بر خمینی» سر داده، قصد اشغال مدرسه فیضیه را داشتند که مأمورین با شلیک گلوله‌های هوایی، تظاهرکنندگان را متفرق کردند و عده‌ای نیز در این درگیری مجروح گردیدند. در ادامه گزارش قبلی به برگزاری مجلس دیگری در ساعت ۱۶:۰۰ الی ۱۸:۰۰ بعدازظهر در مسجد اعظم اشاره شده است:

«در این مجلس که حدود ۲۰ هزار نفر از طبقات مختلف مردم از جمله روحانیون و طلاب علوم دینی، دانشجویان مراکز عالی آموزشی تهران و اصفهان شرکت داشته‌اند، ابتدا آیاتی از کلام‌الله مجید قرائت شده و سپس عبدالمجید معادیخواه (روحانی افراطی و ممنوع از وعظ)، طی سخنانی با اشاره به تغییر مبدأ تقویم تاریخ ایران و اخلالگرانی که به ادعای وی از طرف افراد چماق به دست مجروح شده‌اند، مطالب تحریک‌آمیز و انتقادی ایراد کرده است.

در پایان مجلس مذکوره، عده کثیری از جمعیت حاضر در مسجد در خیابان‌های ارم، محمدرضاشاه، آذر و آستانه قم، مبادرت به انجام تظاهرات خیابانی نموده و شعار‌هایی به مضمون (درود بر خمینی، مرگ بر حکومت یزیدی، پیوند دانشجو و روحانی ناگسستنی است»، داده‌اند و در مسیر حرکت خود چند جام از شیشه‌های شعب بانک‌های سپه، ملی، صادرات، بازرگانی و عمران را شکسته‌اند... ضمناً در تظاهرات اخلالگرانه مذکور و تظاهرات روز ۹/۹۳۶ جمعاً ۳۴ نفر از اخلالگران توسط مأمورین انتظامی دستگیر گردیده‌اند. [۳۱]»

سیدمصطفی به تظاهرات و درگیری‌های خشونت‌بار کشیده شد و مردم به برخی مراکز دولتی حمله‌ور شده و خشم و کینه انقلابی خود را نشان دادند [۳۲].

پس‌از پایان مراسم چهلمین روز حاج آقا مصطفی، کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی قم، تشکیل جلسه داد و پنج نفر از روحانیون را که نقش مؤثری در برگزاری مجالس و سخنرانی‌های انتقادآمیز داشته‌اند به شهر‌های مختلف تبعید کرد. گزارش ساواک در این مورد به شرح زیر است:

«رأی کمیسیون امنیت اجتماعی قم، دایر بر تبعید پنج نفر از روحانیون افراطی که در روز‌های ۹ و ۱۱/۹/۳۶ در شهر قم دخالت داشتند روز‌های ۹ و ۱۱/۹/۳۶ به مناسبت چهلمین روز درگذشت مصطفی خمینی، پسر روح‌الله خمینی، مجالس تذکری در مردسه امیرالمؤمنین و مسجد اعظم شهر قم برگزار گردید. چهار نفر از روحانیون افراطی و سابقه‌دار با ایراد سخنرانی تحریک‌آمیز، افراد حاضر در مسجد را به انجام فعالیت‌های اخلالگرانه تهییج و ترغیب نمودند که در نتیجه عدة کثیری از جمعیت شرکت‌کننده در پایان مجالس مذکور در خیابان‌های شهر قم حرکت و مبادرت به اخلال و نظم عمومی و شکستن شیشه‌های بانک‌های مسیر حرکت خود نمودند.

چون اقدامات روحانیون موردبحث و یک نفر دیگر از روحانیون اخلالگر شهر قم که در این تحریکات دخالت داشت، منطبق با مواد قانونی قابل رسیدگی در کمیسیون و امنیت اجتماعی بود، سوابق و وضعیت آنها در تاریخ ۱۵/۹/۳۶ [۲۵]در کمیسیون مزبور در شهرستان قم مطرح و طبق رأی کمیسیون مذکور هر یک به سه سال اقامت اجباری در مناطق زیر محکوم گردیده‌اند:

۱ ـ محمدمهدی ربانی‌رانکوهی؛ محل تبعید شهر بابک، استان یزد؛

۲ ـ عبدالمجید معادیخواه؛ محل تبعید، شهر سیرجان، استان کرمان؛

۳ ـ محمدصادق صادقی‌گیوی (خلخالی)؛ محل تبعید، شهر رفسنجان، استان کرمان؛

۴ ـ عبدالرحیم ربانی‌شیرازی، محل تبعید، شهر کاشمر، استان خراسان؛

۵ ـ محمدجواد حجتی‌کرمانی، محل تبعید، شهر ایرانشهر، استان سیستان و بلوچستان. [۳۳]»

پیامد‌ها

شهادت آیت‌الله سیدمصطفی خمینی علیرغم تصور رژیم پهلوی، نه‌تنها بر روند رشد نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی تأثیر منفی بر جای نگذاشت، بلکه خود، عامل مؤثر و شتاب‌دهنده برای رسیدن به پیروزی نهایی بود.

یکی از مهم‌ترین آثار آن ضایعه ترویج نام و یاد امام خمینی (ره) و تحکیم موقعیت رهبری ایشان بود. در مراسمی که در عراق، ایران، کشور‌های اروپایی و سایر نقاط برگزار شد، وعاظ و سخنرانان، ابعاد مختلف شخصیت امام و فرزند عزیر معظم‌له و مبارزات آنها را تفسیر و تحلیل و بازگو کردند و در بسیاری از مجالس ترحیم و بزرگداشت شعار‌هایی در اعلام حمایت از امام خمینی (ره) و رهبری ایشان سر داده شد. آنچه در این میان مهم می‌باشد، این است که نام ممنوع‌الذکر امام، با صدا‌های رسا و بلند در مجالس و تریبون‌ها آورده شد.

بدون شک، شهادت سیدمصطفی روحیه مبارزه را در میان نیرن‌های سیاسی و انقلابی به شدت افزایش داد و تقریباً در سراسر کشور، مجالس به سبک مشابهی برگزار شد و در پایانِِ مجالس، راهپیمایی‌ها و تظاهرات اعتراض‌آمیزی صورت می‌گرفت که بعضی مواقع به درگیری با مأموران انتظامی و امنیتی نیز می‌انجامید. این موضوع نشان می‌دهد که خشم مردم از اعمال و قدرت رژیم و عقده‌های دل آنها به نقطه انفجارآمیزی رسیده بود و شهادت شخصیت بارزی، چون حاج آقا مصطفی خمینی، شعله آتشی بر انبار باروت زد.

در گزارش‌های ساواک نیز اشاره شده است که پس‌از شهادت حاج آقا مصطفی تا چهلم ایشان، فعالیت‌های وسیعی از طرف نیرو‌های مذهبی و روحانی به صورت تظاهرات خیابانی صورت گرفت که به مراکز فساد و مشروب‌فروشی‌ها و ادارات دولتی حمله حردند و این اقدامات نشان از کینة آنها به رژیم و سازش‌ناپذیری‌شان در ارتباط با حکومت پهلوی داشت. این اقدامات حتی پس‌از چهلم حاج آقا مصطفی نیز ادامه پیدا کرد. ساواک طی گزارشی در این‌خصوص گفته است:

«بعداز مراسم چهلمین روز درگذشت مصطفی خمینی، افراطیون مذهبی در دنباله فعالیت‌های اخلالگرانه خود در ماه محرم، بار دیگر فرصتی پیدا کردند که تلاش‌های مضر را در مقایسی وسیع‌تر تعقیب نمایند و در چند مورد گروه‌های پانزده تا بیست نفری در شهر‌های مشهد و اهواز به تظاهرات خیابانی و شکستن چند جام از شیشه‌های دو شعبه بانک صادرات، مبادرت نموده‌اند. [۳۴]»

نقش بسیار مؤثر حاج آقا مصطفی در طول دوران مبارزه و نهضت امام خمینی از یک سو و از سوی دیگر سازش ناپذیری‌اش در طول حیات سیاسی، پای ساواک را در ضایعه رحلت ایشان به میان کشید.

با توجه به سابقه و کارنامة سیاه ساواک در جامعه که خود به خود به ساختار رژیم پهلوی می‌شد، یک جَوّ انتقادی و اعتراض‌آمیز گسترده‌ای شکل گرفت و با در نظر گرفتن مساعدت زمان به بحران غیرقابل کنترلی برای رژیم تبدیل شد و تا پیروزی انقلاب اسلامی هیچ‌کدام از سیاست‌ها و روش‌های پیشگیرانه رژیم، نتوانست امواج توفنده آن را مهار کند.

پی نوشت ها:

[۱]. یاد‌ها و یادمان‌ها از آیت‌الله سیدمصطفی خمینی؛ همان، ج ۲، ص ۴۰۸.

[۲]. همان؛ صص ۴۰۴ ـ ۴۰۵.

[۳]. فصلنامه یاد؛ دوره سوم، ش ۱۲، (پاییز ۱۳۷۶). ص ۱۳۰.

[۴]. یاد‌ها و یادمان‌ها از آیت‌الله سیدمصطفی خمینی، همان، ج ۲، ص ۹۲.

[۵]. یاد، همان، صص ۱۲۶ ـ ۱۲۷.

[۶]. مجله پیام انقلاب، ش ۱۱۸ (۳۰ مهر ۱۳۵۹)، ص ۴۵.

[۷]. فصلنامه یاد؛ صص ۱۲۵ ـ ۱۲۶.

[۸]. ساواک و روحانیت، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ج ۱، ص ۱۱۵.

[۹]. یاد‌ها و یادمان‌ها از آیت‌الله سیدمصطفی خمینی؛ همان، ج ۲، ص ۴۰۵.

[۱۰]. شهیدی دیگر از روحانیت؛ نجف، انتشارات روحانیون مبارز ایرانی خارج از کشور، صص ۶۹ ـ ۷۲.

[۱۱]. ندا؛ س ۷، ش ۲۲ (پاییز ۱۳۷۶)، ص ۲۳.

[۱۲]. یاد‌ها و یادمان‌ها از آیت‌الله سیدمصطفی خمینی، همان، ج ۱، صص ۱۷۹ ـ ۱۸۱.

[۱۳]. سند شماره ۵۲۸۱/۲۱ تاریخ ۲/۸/۳۶.

[۱۴]. سند شماره ۹۳۳۸۴/۲۰ هـ تاریخ ۲/۸/۳۶.

[۱۵]. سند شماره ۱۰ ـ ۱۰۶۶۶/۳۸۱ تاریخ ۷/۸/۳۶.

[۱۶]. سند شماره ۵۱۳۰/۳۱۲ تاریخ ۸/۸/۳۶.

[۱۷]. سند شماره ۳۱۲۷۱۰/۲۰ هـ ۱۳ تاریخ ۸/۸/۳۶.

[۱۸]. سند شماره ۹۳۳۹۱/۲۰ هـ تاریخ ۸/۸/۳۹.

[۱۹]. سند شماره ۶۰۷۵/۲۱ تاریخ ۸/۹/۳۶.

[۲۰]. سند شماره ۴۹۵۴/۳۱۲ تاریخ ۲/۸/۳۶.

[۲۱]. زندگینامه سیاسی امام خمینی؛ همان، ج ۱، ص ۳۷۹.

[۲۲]. شهیدی دیگر از روحانیت، همان، ص ۱۴۰.

[۲۳]. همان، صص ۱۲۶ ـ ۱۳۱.

[۲۴]. همان، صص ۱۳۷ ـ ۱۳۹.

[۲۵]. سند شماره ۱۰۱۲۴ تاریخ ۲۳/۸/۵۶.

[۲۶]. سند شماره ۱۰۱۲۴ تاریخ ۲۳/۸/۵۶.

[۲۷]. سند شماره ۱۰۱۲۴ تاریخ ۲۳/۸/۵۶.

[۲۸]. سند شماره ۲۱۴۰ تاریخ ۱۱/۸/۵۶.

[۲۹]. «راز توفان (یادنامه آیت‌الله سیدمصطفی خمینی)»، ویژه‌نامه فصلنامه یاد؛ مهر ۱۳۷۶، ص ۱۷.

[۳۰]. سند بدون شماره و تاریخ (سند شماره ۳۷۶ از همین کتاب).

[۳۱]. سند بدون شماره و تاریخ (سند شماره ۳۷۶ از همین کتاب).

[۳۲]. نشریه ۱۵ خرداد، ش ۴ (مهر و آبان ۱۳۷۰)، ص ۲۷.

[۳۳]. سند بدون شماره و تاریخ (سند شماره ۳۹۶ از همین کتاب).

[۳۴]. ساواک و روحانیت، همان، ج ۱، ص ۲۰۲.

این خبر را به اشتراک بگذارید: