جزئیاتی از نحوه شهادت مرد پولادین انقلاب/ سر تیم عملیاتی ترور شهید لاجوردی چگونه به دام افتاد؟
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در اواخر سال ۱۳۷۶ سید اسدالله لاجوردی از ریاست سازمان زندانها استعفا داد و با کنارهگیری از مسئولیتی سنگین، بار دیگر به حجره کوچکش در بازار تهران بازگشت.
در چنین شرایطی، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به خاطر عداوت و کینهای که نسبت به وی در سینه داشت، در فرصت مناسب با ترور لاجوردی، او را به شهادت رساند.
در بخشی از کتاب «زندگی و مبارزات شهید اسدالله لاجوردی» که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره نحوه ترور وی میخوانیم: در نخستین روز آخرین ماه تابستان ۱۳۷۷، لاجوردی سوار بر مرکب راهوارش، دوچرخه، به سوی بازار بزرگ تهران رفت تا در حجره کوچکش مشغول کار شود. نزدیک ظهر، دو تن از دوستان قدیمی به او سر زدند. آقای فاضل و شهید رئیس اسماعیلی، در لحظه شهادت لاجوردی در آنجا حضور داشتند و آقای رئیس اسماعیلی، معاون سابق طرح و برنامهی وزارت دادگستری، به همراه لاجوردی به شهادت رسید.
نحوه شهادت
آقای فاضل که شاهد عینی ماجرا بود، نحوه شهادت دوستانش را چنین نقل میکند: «صدای فریاد گونهای بهیکباره مرا متوجه خود کرد و این درست همان زمانی بود که بهیک باره چند چیز توأمان اتفاق افتاد که عبارت بودند از: دیدن چهره خشن و فریاد منافق مزدوری که با کلت به سوی شهید لاجوردی نشانه رفته بود، نیمخیز شدن من برای رفتن به طرف او و شلیک گلولههای پی در پی از همه طرف و تمام شدن همه چیز... سرم به عقب پرتاب شد. احساس کردم برای لحظهای سر در بدن ندارم؛ ولی سوزش بینی و خونی که روی لباسم میریخت، مرا متوجه حاج آقا کرد. به طرفشان رفتم. گلوله درست در کنار چشم راست و گیجگاه اصابت کرده بود و خون، چون چشمهای فوران داشت. بیدرنگ فریاد زدم: «بگیریدش»؛ و دریچه پیشخوان را کنار زده، بیرون دویدم به دنبال منافق که همچنان در حال فرار، اطراف را به رگبار میبست تا راهی برای خود بگشاید و من به دنبال آنها فریاد میزدم «مردم بگیریدش». فاصله من و آنها زیاد بود. به داخل مغازه برگشتم. جمعیت از هر طرف به سمت مغازه میآمدند... همه کمک کردند تا از روی پیشخوان حاج آقا را به خارج از مغازه انتقال دادند... متوجه شهید اسماعیلی شدم. فکر نمیکردم آسیب چندانی دیده باشد. خواستم به او بگویم که کمک کند. دستم را زیر چانهاش گرفتم و صورتش را بلند کردم. آرام و بیدغدغه، گویی به خواب عمیقی فرو رفته است. سرم را به سینهاش چسباندم. سکوت بود و سکوت برای همیشه... آرام و با کمک یکی از همکاران مغازه، به زحمت توانستیم شهید رئیس اسماعیلی را کف مغازه بخوابانیم. دیگر همه چیز تمام شده بود. اینها همه در یک زمان کوتاه اتفاق افتاد. هنوز صدای رگبار از انتهای بازار میآمد».
دستگیری عامل ترور
دقایقی پس از حادثه ترور، یکی از مهاجمان توسط نیروهای انتظامی دستگیر و بازداشت شد. یک روز پس از حادثه، گروهک منافقین، ترور شهید لاجوردی را بهعهده گرفت. به گزارش خبرگزاری فرانسه، یک سخنگوی این گروهک، در تماس تلفنی با خبرگزاری مذکور در نیکوزیا اعلام کرد که این گروهک، حاج اسدالله لاجوردی و دو تن دیگر از همراهان وی را ترور کرده است.
سه روز بعد نیز هویت تروریست اعلام شد. یک مقام امنیتی در وزارت اطلاعات اعلام کرد: عامل ترور شهید لاجوردی «علی اصغر غضنفرنژاد» نام دارد که خود را با نام مستعار «سیاوش» معرفی کرده است. تروریست مذکور اعتراف کرده بود که دورههای مختلف آموزش تروریستی، از جمله، نحوه ترور شهید لاجوردی را در عراق و در مقرهای گروهک منافقین گذرانده است.
مقام امنیتی وزارت اطلاعات اعلام کرد: «سیاوش»، تروریست دستگیر شده که در واقع سر تیم عملیاتی این جنایت بود، پس از ترور شهید لاجوردی توانست به نحوی خود را از معرکه خارج کرده و فرار کند؛ اما از آنجا که توسط مردم مورد شناسایی قرار گرفته بود، به هنگام خروج از کشور و زمانی که قصد داشت خود را به پایگاه تروریستی منافقین در خاک عراق برساند، شناسایی و دستگیر شد. غضنفرنژاد در اسفند همان سال از جانب دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه و به اعدام محکوم گردید و چندی بعد هم اعدام شد.