فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۶۰۱۱

مروری بر ویژگی‌های کلنل محمدتقی پسیان در دوران ریاست ژاندارمری مشهد

بعد از آنكه كلنل محمدتقى‌ خان پسيان به كفالت ايالت خراسان منصوب شد، با شور و علاقه به اصلاح امور پرداخت. او نوعى مردم‌سالارى را در خراسان دنبال مى‌كرد و در مدت بسيار كوتاه، تمام اشرار منطقه، از جمله خداوردى، الله‌وردى، مرسل، دين محمد و غيره را دستگير كرد و به مجازات رسانيد و به حل مسائل سرحدى پرداخت.
يکشنبه ۰۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۴۰

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ محمدتقی‌خان پسیان مردی از خانواده‌ مبارز و انقلابی بود که مهارت‌های نظامی را در کشور آلمان فرا گرفته بود. وی پس از مراجعت به ایران به دلیل تجربیات و پیشینه‌ای که داشت به توصیه‌ دوستان به فرماندهی ژاندارمری کل مشهد منصوب شد. در این زمینه در کتاب «انقلاب اسلامی در مشهد» جلد یکم که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است می‌خوانیم:

اوضاع اجتماعی و سیاسی مشهد در زمان استانداری قوام خوب نبود، از مشروطه فقط اسمی مانده بود. اقتصاد رونق نداشت، امنیت قضایی فلج شده بود و در بازار ارتشا رواج داشت. قوام به‌نوشته‌ محمود فرخ در چاپ اول دیوان ایرج: «مرد متعین و خودخواه و اعیان‌مآب و بالطبع‌ متکبری بود و جز معدودی اعیان شهر افسر را به مجلس خاص خود راه نمی‌داد».

در چنين شرايطى بود كه محمدحسين ميرزا جهانبانى، رئيس ژاندارمرى خراسان كه داماد برادر قوام نيز بود، از كار بركنار شد و كلنل پسيان، در حالى كه بيش از 29 سال نداشت، رياست ژاندارمرى خراسان را به عهده گرفت.

كلنل، انسانى اخلاقى، پاك‌دل و شجاع بود و در انقلاب‌ مشروطه در راه خدمت به كشور، برادر و پسرعموى خود را در شيراز و پدر را در اردبيل و جدش را در سالارى و عمويش را در شاهرود و جد بزرگش را در هرات و جد بزرگ مادرى خود را در زنجان از دست داده بود.

او در سال 1338ق در حالى كه انبوهى تجربيات و رشادت‌هاى نظامى را در اختيار داشت و از دانش روز برخوردار بود، وارد كشور شد و در تهران با ملك‌الشعراى بهار ارتباط برقرار كرد و در ذيقعده‌ همان سال با ترغيب بهار، رياست ژاندارمرى خراسان را پذيرفت و به مشهد آمد.

كلنل در اوضاعى رياست ژاندارمرى خراسان را به عهده گرفت كه از بازى‌هاى پشت‌پرده‌ جهان سياست بى‌خبر بود و از صحنه‌ سياست براى مدتى بيرون بود و با سازوكار پيچيده‌ جامعه‌ آن روز و تأثير تحولات سريع جهان در مسائل سياسى كشور بيگانه بود.

او پس از ورود به مشهد، به ديدار قوام رفت و شمشير تشريفاتى خود را از كمر باز كرد و روى دست گرفت و وارد دفتر وى شد و براساس صفاى ذاتى و حسن‌نيت خود، از قوام خواست تا شمشير فرماندهى ژاندارمرى خراسان را با دست خود به كمر او ببندد. وى در مدت بسيار كمى توانست سازمان به‌هم‌ريخته‌ ژاندارمرى خراسان را كه بيشتر براى سركوب مردم به كار گرفته مى‌شد، به شكل واحدى نظامى درآورد.

بعد از آنكه كلنل محمدتقى‌ خان پسيان به كفالت ايالت خراسان منصوب شد، با شور و علاقه به اصلاح امور پرداخت. او نوعى مردم‌سالارى را در خراسان دنبال مى‌كرد و در مدت بسيار كوتاه، تمام اشرار منطقه، از جمله خداوردى، الله‌وردى، مرسل، دين محمد و غيره را دستگير كرد و به مجازات رسانيد و به حل مسائل سرحدى پرداخت.

 كلنل با مساعدت رئيس ماليه‌ خراسان، مسيو دوبوا و با كار و كوشش شبانه‌روزى خود، توانست مشكلات مالى ژاندارمرى را يكى پس از ديگرى از سر راه بردارد. او در ظرف يك هفته، همه‌ سلاح‌ها و مهمات شخصى را از سطح شهر مشهد گردآورى كرد و به مبارزه با فساد و رشوه‌خوارى پرداخت، كشيدن ترياك را ممنوع نمود و كاركنان معتاد را به اخراج از خدمات دولتى تهديد نمود، سيلو تأسيس كرد و به نشر معارف جديد و تأسيس مدارس دولتى و تشويق صادرات و برگزارى كنسرت و نمايش اقدام نمود.

او با توجه به شايعات فراوان راجع به سوءاستفاده‌ مالى مقامات آستان قدس رضوى، بسيارى از خدام آستانه به جز محمدجواد حسن‌حسينى ملقب به «ظهيرالاسلام» را دستگير كرد و ژاندارم‌هاى وظيفه، حفاظت از آستانه را به عهده گرفتند.

وى دستور داد چهار كميته تشكيل شود و خود رياست كميته‌ امور كاركنان و املاك را به عهده گرفت و رياست كميته‌ اموال منقول را نيز به عهده‌ حاج حسين آقا ملك سپرد و در اعلاميه‌اى به اطلاع مردم رساند كه دوران بى‌قانونى و چپاول خودسرانه‌ خدام آستانه به پايان رسيده است.

كابينه‌ سيدضياء تصويب نمود كه به كلنل علاوه بر سه هزار ريال حقوق ماهيانه، مبلغ سه هزار ريال نيز مادام‌العمر چه در حال خدمت و چه در موقع بازنشستگى پرداخت شود، اما كلنل در حالى كه به اين پول احتياج داشت، از پذيرفتن آن خوددارى مى‌كرد.

حزب دموكرات خراسان از اقدامات كلنل پسيان حمايت مى‌كرد و كلنل لحظه‌اى از فداكارى و جلب رضايت عمومى غافل نمى‌ماند. على آذرى مى‌نويسد: «خود در ارگ مشهد ديدم پيرزنى مى‌خواست نامه‌ دادخواهى را به كلنل بدهد، او از اسب پياده شد، به آن پيرزن سلام كرد، حالش را پرسيد، نامه‌اش را گرفت و به دقت خواند و براى رسيدگى به اتفاق آن زن، پياده به اداره‌ ايالتى مراجعه نمود».

این خبر را به اشتراک بگذارید: