فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۷۵۳۲
پس از پیروزی

بازخوانی روند تثبیت انقلاب اسلامی در مازندارن

س از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن 1357، تمامی نهادها، سازمان‌ها و مراکز قدرت در شهرستان‌ها و روستاهای مختلف از مدیریت عاملان رژیم گذشته خارج شد. انقلابیون پیروز از روز بیست‌ودوم بهمن مسئولیت سنگینی بر دوش داشتند و باید به‌منظور پیشگیری از هرگونه هرج‌ومرج و خودمختاری گروه‌های مختلف اقداماتی را صورت می‌دادند. شهربانی، ژاندارمری، ساواک و پادگان‌های ارتش از مهم‌ترین نهادهای امنیتی به‌شمار می‌رفتند که از سویی باید به پایگاه‌هایی برای حراست از انقلاب و مردم تبدیل می‌شدند و از سوی دیگر به‌دلیل دارابودن سلاح و تجهیزات نظامی در صورت تسخیر به‌دست گروه‌های مخالف انقلاب می‌توانستند به تهدیدی برای امنیت عمومی تبدیل گردند.
چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۶:۱۷

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن 1357، تمامی نهادها، سازمان‌ها و مراکز قدرت در شهرستان‌ها و روستاهای مختلف از مدیریت عاملان رژیم گذشته خارج شد. انقلابیون پیروز از روز بیست‌ودوم بهمن مسئولیت سنگینی بر دوش داشتند و باید به‌منظور پیشگیری از هرگونه هرج‌ومرج و خودمختاری گروه‌های مختلف اقداماتی را صورت می‌دادند. شهربانی، ژاندارمری، ساواک و پادگان‌های ارتش از مهم‌ترین نهادهای امنیتی به‌شمار می‌رفتند که از سویی باید به پایگاه‌هایی برای حراست از انقلاب و مردم تبدیل می‌شدند و از سوی دیگر به‌دلیل دارابودن سلاح و تجهیزات نظامی در صورت تسخیر به‌دست گروه‌های مخالف انقلاب می‌توانستند به تهدیدی برای امنیت عمومی تبدیل گردند. از این‌رو کنترل این مراکز مهم در شهرهای مختلف اولین و مهم‌ترین گام نیروهای انقلابی به‌شمار می‌رفت.

گروه‌های مختلف مردم در ابتدای امر به پادگان، شهربانی و ژاندارمری حمله کردند و در برخی نقاط اسناد و سلاح‌های زیادی از پادگان‌ها و مراکز امنیتی به سرقت رفت. برخی از مردم معتقد بودند که در صورت وقوع کودتا توسط ارتش شاهنشاهی لازم است با داشتن سلاح به دفاع از خود بپردازند. انقلابیون شهر به‌صورت فردی و گروهی برای حفاظت از این مراکز مهم دست‌به‌کار شدند. در شهر ساری محمداسماعیل گریبان و تعدادی از انقلابیون به پیشنهاد شیخ عبدالوهاب قاسمی به پادگان اعزام شدند. درب پادگان با مدیریت سرگرد آراسته بسته‌ شده بود. او مانع ورود گریبان شد و از او خواست به‌همراه یکی از روحانیون شهر برای تحویل ‌گرفتن سلاح‌ها مراجعه کند. شیخ عبدالوهاب قاسمی با گریبان همراه شدند و کلید اسلحه‌خانه را از سرگرد تحویل گرفتند. سلاح‌ها در پادگان حفاظت‌شده بود، اما در شهربانی تعدادی از سلاح‌ها به سرقت رفته و بخشی از آن‌ هم توسط انقلابیون به خانه‌ها منتقل‌شده بود تا پس از آرام‌ گرفتن اوضاع بازگردانده شود. احمدی فولادی با کمک یکی دیگر از انقلابیون با مشاهده‌ سرقت تعدادی از سلاح‌ها، باقی سلاح‌ها را به منزل خودشان منتقل و نگهداری کردند.

گریبان و قاسمی پس از بستن درب شهربانی و پادگان، راهی ایستگاه راه‌آهن شدند و درب اسلحه‌خانه‌ آنجا را نیز قفل کردند. پس ‌از آن به زندان بخش هشت رفتند، برخی زندانیان که در حال فرار بودند با تهدید به شلیک ایستادند. برخی نیز که متواری شده بودند دستگیر شده و آنان را در مسجد جامع نگه‌داشتند و صبح روز بعد به زندان منتقل کردند. برای زندان نیز نگهبانانی از انقلابیون گماشته شد. حجت‌الاسلام حسین غفاری نیز پس از انقلاب در نگهداری مراکز حساس شهر و تشکیل کمیته‌ انقلاب اسلامی و کارهای ضروری دیگر با روحانیون و به‌خصوص شیخ عبدالوهاب قاسمی همکاری می‌کرد.

امام‌خمینی‌ در 23 بهمن 1357 و تنها یک‌روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در پیامی به ملت ایران فرمودند: «لازم است مردم هرچه زودتر از خیابان‌ها به مساجد و مراکز اجتماع بروند و به فرموده‌ی علمای اعلام و خطبای محترم گوش دهند و بر علمای بلاد است که به مساجد و مراکز عمومی تشریف برده و مردم را دعوت به صلاح و سداد کنند و از اعمال خلاف شرع و خلاف مسیر نهضت به‌شدت جلوگیری نمایند».

به‌سرعت کمیته‌های متعدد مردمی، در این قالب متشکل شده و در زمینه‌ تأمین امنیت مشغول به کار شدند. نهادی که با یک خاستگاه مردمی گسترده بسیاری از توطئه‌های ضدانقلاب را خنثی و مأموریت‌های امنیتی انتظامی و انقلابی را بر‌عهده گرفت. شیخ مصطفی صدوقی و شیخ سعدی حیدری مسئولیت کمیته‌ انقلاب اسلامی را در شهرهای ساری و بابل به ‌عهده گرفتند. پیش‌نمازی، گریبان، قاسمی، آهنگری، شفیعی، سید محمد منافی، عبدالکریم جعفری، قایق‌لو، سید هاشم صدر، ابراهیمی، احمدی فولادی و دامادی از اعضای کمیته‌ انقلاب در شهر ساری بودند.

در شهر بابل کمیته‌های مردمی در همین نهادها و به‌وسیله‌ گروهی که محافظت آن‌ها را به عهده گرفتند، تشکیل شد. شعار «اسلحه ‌به‌دست روحانیت» در میان مردم پخش‌ شده بود. گروهی از انقلابیون بابل که بیشتر از اهالی چهارشنبه‌پیش بودند با هدایت محمد رحیمی، در غروب روز 21 بهمن وارد شهربانی شدند. رئیس شهربانی وقت نیز گفت که مقاومت خود را فقط در برابر روحانیون و معممین خواهد شکست و اسلحه‌خانه را تحویل ایشان خواهد داد. شیخ نقوی، شیخ هادی روحانی، طبری‌پور، صفاریان، شهابی، محمد رحیمی و شیخ سعدی حیدری به شهربانی رفتند و اسلحه‌خانه را با شمارش سلاح‌ها تحویل گرفتند. تعدادی از سلاح‌ها و مقادیری از مهمّات نیز توسط گروه‌های مختلف به‌سرقت رفته بود. برخی از پاسبان‌ها هم با سلاح متواری شده بودند. برای جوانان داوطلبی که خدمت سربازی را گذرانده بودند، کارت موقت کمیته‌ انقلاب اسلامی با مهر و امضای شیخ سعدی حیدری صادر می‌شد.

مقرّ ژاندارمری نیز توسط جهانشاهی، مسکوب، عبدالله ابراهیمیان، مجدآرا، نبویان، محسن عسگری‌نژاد و حاج‌آقا یزدانی تسخیر شد. از ژاندارمری سلاح و مهمات به‌سرقت نرفته بود. از همه‌ سلاح‌ها و اموال صورت‌برداری شد. کمیته‌ ژاندارمری با مدیریت حاج‌آقا یزدانی، مجدآرا و با کمک قاسم مسکوب و شهابی اداره می‌شد و جهانشاهی و نبویان مسئولیت محافظت از اسلحه‌خانه را با همکاری محسن احمدزاده به‌عهده داشتند و اصغر قربانی نیز مسئول مخابرات کمیته‌ مستقر در ژاندارمری بود. نیمه‌شب 23 بهمن‌ماه، برای اولین‌بار سرود «ایران، ایران» از بلندگوی ژاندارمری پخش شد و اشک شوق از چشم‌های انقلابیون جاری گردید.

پاس‌های نگهبانی میان انقلابیون تقسیم و نظم بر اداره‌ ژاندارمری حاکم شد. قرار شد داوطلبانی که به سربازی نرفته‌اند آموزش نظامی ببینند؛ بنابراین برنامه‌ای تنظیم شد و انقلابیون ژاندارمری روزها به تمرین تیراندازی و امور نظامی می‌پرداختند تا از حوادثی که ممکن است انقلاب را تهدید کند، پیشگیری کنند. مسئولیت دو دستگاه خودروی ریوی ژاندارمری با مجدآرا بود. او هر روز صبح با این دو خودرو انقلابیون داوطلب را با سلاح‌ها و مهمات به ساحل دریای بابلسر می‌برد تا تحت آموزشِ نظامی تیراندازی قرار گیرند. سلاح‌ها ژ 3، کلت و شش‌لول بود.

به‌تدریج با مراجعات حضوری مردم و یا مکاتبه‌ ایشان، شکایات از تعدّی‌ها و تظلم‌های دوره‌ی شاه به ژاندارمری ارائه می‌شد. عده‌ای از ژاندارم‌های دوره‌‌ شاه نیز، با انقلابیون همکاری می‌کردند. بعد از گذشت چند هفته تعدادی از ژاندارم‌ها که سابقه‌ منفی نداشتند و مرتکب جرائم سیاسی و امنیتی علیه مردم نشده بودند با هماهنگی نیروهای انقلاب به‌کار بازگشتند تا از تجربه‌ آن‌ها برای اداره‌ بهتر ژاندارمری استفاده شود. اکثر روستاییان هنگام مراجعه به ژاندارمری به ژاندارم‌های سابق اعتنایی نمی‌کردند و معتقد بودند آنان همان دزدهای سابق هستند و نمی‌توانند مشکلات ما را حل کنند.

برخی انقلابیون نیز برای هماهنگی و آگاه‌سازی مردم در مناطق و روستاهای مختلف بدانجا سفر می‌کردند و با آنان سخن می‌گفتند. حجت‌الاسلام شیخ هادی روحانی و حسن اکبری مرزناک سلسله سخنرانی‌هایی را در روستاهای مختلف انجام می‌دادند و در جمع مردم، تصمیم‌گیری‌ها و هماهنگی‌های لازم برای انجام اقداماتی از قبیل تعیین اعضای کمیته‌های محلی، چگونگی توزیع نفت و مسئولیت آن، تعیین نگهبان و کشیک برای حراست از ده و نقاط حساس، تصمیم‌گیری درباره‌ چگونگی زه‌کشی برای آبیاری مزارع و... انجام می‌گرفت.

گروهی از انقلابیون نیز در مدرسه‌ میرزا زکی بابل، با مدیریت شیخ محمد فاضل فعّالیت می‌کردند. گروهی نیز دو کاخ بابل را تسخیر کرده و مسئولیت نگهداری از کاخ‌ها را به‌عهده داشتند. این کمیته به سرپرستی فقیهی فعّالیت می‌کرد و برخی معممین و بازاری‌ها در آن فعّالیت می‌کردند. مسجد حاج‌آقا بهشتی و مسجد حاج‌آقا حسینی نیز از مساجد فعّال شهر بودند.

در شهر آمل ظهر روز 21 بهمن مردم به شهربانی هجوم بردند و بلافاصله انقلابیون با هدایت آیت‌الله جوادی آملی برای جمع‌آوری و نگهداری سلاح‌ها اقدام نمودند. مقرّ ژاندارمری فرح‌آباد نیز توسط جوانان انقلابی این محل تسخیر شد، اما پیش از ورود آنان ژاندارم‌ها با سلاح و مهمات فرار کرده بودند. انقلابیون مسلح به چوب‌دستی شدند و حفاظت از آنجا را به‌عهده گرفتند. دکل رادیو تلویزیون موجود در فرح‌آباد ساری به‌دلیل دارابودن قابلیت ارسال امواج رادیویی واجد اهمیت بود و یکی از مهم‌ترین اقدامات انقلابیون فرح‌آباد محافظت از این دکل بود. شهید ضیایی، غلامعلی رنجبر و مراد محمدی نگهبانی از این دکل را به‌عهده داشتند.

مسئولیت گارد ملی نیز در استان مازندران به اصرار جوانان انقلابی در اسفند 57، به عهده‌ی شیخ عبدالحمید عبدالاحد نهاده شد. محمد اسماعیل گریبان نیز معاونت وی را به‌عهده داشت. پس از تسخیر ساواک در شهر بابل، پرونده‌های ساواک، به منزل حاج‌آقا یزدانی منتقل شد تا از دسترس عموم خارج‌ شده و مورد بررسی دقیق قرار گیرد. اسامی افراد شاغل یا وابسته به این سازمان از میان پرونده‌ها استخراج شد و روند دستگیری آنان توسط کمیته‌ مستقر در شهربانی آغاز گردید. دادگاه انقلاب اسلامی شهر ساری نیز در ساختمان کاخ جوانان این شهر برپا شد و حجت‌الاسلام شجاعی به سمت قضاوت منصوب شد. آیت‌الله جوادی آملی نیز مسئولیت حاکمیت شرع شهر آمل را به‌عهده گرفت.

منبع: کتاب انقلاب اسلامی در مازندران جلد سوم. مرکز اسناد انقلاب اسلامی


این خبر را به اشتراک بگذارید: