به بهانه روز بزرگداشت آزادگان| برگی از خاطرات بهجت افراز (اُمّالاُسراء)
آنها اغلب در نامهها دست میبردند و جملات آن را تغيير میدادند و جملاتی ناراحتكننده برای خانوادهها مینوشتند كه خانواده متوحش شود. مثلاً از طرف اسير برای زنش مینوشتند كه طلاق بگير و برو. در حالی كه بعدها مشخص میشد كه اسير چنين چيزی ننوشته و اين كار را معمولاً به اين علت انجام میدادند تا بين خانوادهها اختلاف بيندازند. يا جملاتی را كه در ارتباط با مقاومت اسرا يا درباره انقلاب بود، خط میزدند.
کد خبر: ۱۰۵۲۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۵/۲۷
"طنین کتاب"
کد خبر: ۵۵۶۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۱۱/۱۲
مروری بر زندگی و خاطرات "امالاسراء"
مرحوم افراز در دوران کودتای 28 مرداد سال 1332 هم با مسائل سیاسی آشنایی پیدا کرد و بعد از پررنگ شدن نقش امریکا در دوران محمدرضا پهلوی، روحیه انقلابیاش به شدت تقویت شد. چنانکه خود در این رابطه میگوید: «بعد از ورود آمريكا به ايران در سال 1332، روحيه انقلابي ما تقويت شده بود. در اين زمان، من تاريخ درس ميدادم، امّا در كلاس هيچوقت اسم شاه را نميبردم و از خانواده پهلوي به خوبي ياد نميكردم.»
کد خبر: ۴۴۰۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۰/۲۶
مدرسه یک ستاد کمک رسانی به جبهه شده بود. مادران دانش آموزان به مدرسه میآمدند و این کارها را انجام میدادند. علاوه بر کمک های غیرنقدی، پول زیادی هم فرستاده میشد. وقتی که کمکهای مردمی به اندازه یک وانت میشد، به ستاد مرکزی کمک رسانی به جبهه که در مسجد جامع کرج و در میدان اصلی شهر بود، تلفن میزدیم که وانت بیاید و کمکها را ببرد. دوباره، سه چهار روز دیگر کمکهای جدید که جمع میشد، وانت میآمد و اینها را میبرد. به هر حال هیجان خوبی در مدرسه بود و من هم از هر فرصتی استفاه میکردم و درباره عظمت دفاع مقدس و مسئله دفاع از حیثیت و انقلابمان برای دانشآموزان صحبت میکردم و این خود عاملی شده بود که بچهها به دین و دیانت علاقه پیدا کنند.
کد خبر: ۱۳۰۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۷/۰۲