«نخلهای ایستاده»؛ بازخوانی تاریخی مقاومت مردم جنوب ایران
مادری میگفت اگر فقط یک کفش پسرم پیدا شود و من بفهمم که شهید شده، خیالم راحت میشود. زنی، بچهی شیرخوارش را در حالی که سرش کنده شده و هنوز دست و پا میزد، در آغوش گرفته، میگفت: «خدایا این هم علی اصغر ما.» مردی گونی خونآلودی آورد فکر کردم برای بچهها گوشت آورده، گفتم: «در آشپزخانه بگذار. گفت: «چرا در آشپزخانه؟ این سر پسر شهیدم است که پیدا کردهام.» خیلی جا خوردم. او رفت و یک بز آورد و پشت سر هم عذرخواهی میکرد که نتوانسته بیشتر از آن بیاورد. گفت: «این را برای بچههای بسیجی آوردهام تا ثوابش را به پسرم هدیه کنم.»
کد خبر: ۱۱۳۵۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۵/۰۳
ماندن در دزفول و روحیه دادن به مردم شهر از موضوعات مهم و کلیدی در دوران حمله موشکی رژیم بعث بود. در چنین وضعی تصمیمگیری برای حل بحران یکی از حرکات استراتژیک مسئولین شهر دزفول برای مهار فتنه صدام بود. در این زمینه طی جلسهای که با حضور جواد محمدیزاده فرماندار دزفول، جناب فارغ نماینده مردم بوشهر در مجلس، آیتالله قاضی امام جمعه شهر و علامه مخبر دزفولی تشکیل شد. نظرات متفاوتی از بابت ماندن در شهر و مقاومت یا تخلیه شهر و رفتن به محل امن مطرح میشد.
کد خبر: ۵۸۷۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۳/۲۱