به روایت رهبر شهید انقلاب
همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را به حرم حضرت رضا (ع) میبرده و به او میگفته: به وسیله امام رضا به خدای متعال متوسل شود و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند. کودک، معصومانه رو به امام (ع) میکرده و به او توسل میجسته. گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت کرده. دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در میآید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آنها تماس گرفته بودم.
کد خبر: ۱۱۲۵۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۲۳