فروشگاه
☰ X
به‌ بهانه تشییع پیکر شهید سید حسن نصرالله

روح‌القُدُس در دروازه قدس

روح‌القُدُس در دروازه قدس
در تاریخ لبنان، همزیستی مسالمت‌آمیز شیعیان و مسیحیان همواره نماد هم‌زیستی و احترام متقابل میان ادیان مختلف بوده است. از اتحاد سیاسی میان حزب‌الله و جریان ملی آزاد در سال ۲۰۰۶ تا تلاش‌های امام موسی صدر در تقویت روابط میان مسلمانان و مسیحیان، لبنان شاهد گام‌های بزرگی در مسیر همگرایی بوده است.
شنبه ۰۴ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۲:۲۱

 پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛  متن پیش رو با عنوان «روح‌القدس در دروازه قدس» مقاله‌ای است که در فصل مربوط به مقاومت و حزب‌الله با محوریت دو چهره برجسته آن یعنی امام موسی صدر و شهید سید حسن نصرالله در مجله «به گواهی اسناد» به چاپ رسیده‌ است. 

 

«سمبل (مقاومت) رفت، اسطوره متولد شد و مقاومت ادامه دارد» این توئیتی است که سلیمان فرنجیه، رهبر حزب مسیحی «المرده» در لبنان و نامزد حزب‌الله برای ریاست‌جمهوری این کشور پس از شهادت سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، نوشت.

میشل عون رئیس‌جمهور سابق لبنان که طبق نظام حکومتی بر پایه توافق طائف از مسیحیان این کشور است، در بیانیه‌ای نصرالله را «رهبر مقاومت ملی در مسیر آزادی و پیروزی» و «شهید راه وطن» خواند. تنها چند روز قبل از آن، بیانیه جریان ملی آزاد (به رهبری میشل عون و جبران باسیل) و سمیر جعجع در حمایت از حزب‌الله لبنان در مقابل ترورهای رخ داده در بیروت منتشر شده بود.

روزنامه‌نگاری ارمنی از نگرانی ارمنی‌های لبنان از فقدان نصرالله نوشته و یادآوری کرده که در دوران جنگ سوریه، یک روستای ارمنی‌نشی در مرز لبنان با سوریه به کمک حزب‌الله در برابر داعش محافظت شد.

 

همراهان مقاومت

این بخشی از واکنش مسیحیان لبنان به شهادت رهبر حزب‌الله بود؛ مسیحیانی که ۳۲ درصد جمعیت لبنان را تشکیل می‌دهند و ارتباط نزدیکی با این نهاد سیاسی ـ نظامی شیعه در این کشور دارند. آنها هنوز این هشدار شهید نصرالله در ۱۶ مرداد امسال را به یاد دارند که گفت: «اگر مقاومت غزه شکست بخورد، که هرگز شکست نخواهد خورد، رژیم صهیونیستی هیچ‌یک از مقدسات اسلامی و مسیحی را باقی نخواهد گذاشت و نه فلسطین باقی خواهد ماند و نه اردن و رژیم حاکم آن، نه سوریه تا مصر.» نصرالله سه سال قبل در سالروز خروج نظامیان اسرائیل از جنوب لبنان (۲۵ مه ۲۰۰۰ معروف به «عید مقاومت و آزادسازی») همین را گفته بود: «زمانی که مقدسات اسلامی و مسیحی در مقابل خطری جدی قرار می‌گیرند، دیگر خطوط قرمز معنا و مفهومی ندارد.»

حالا مقاومت حزب‌الله در برابر تجاوز اسرائیل به لبنان برای آنها تکرار مقابله حزب‌الله با تهدید داعش است. پیش از آن جریان‌های سیاسی مسیحی لبنان به دو طیف «۱۴ مارس» و «۸ مارس» تقسیم می‌شدند؛ اولی شامل جریان‌های ضدسوری، ضدایرانی و موافق خلع سلاح حزب‌الله و دومی مخالف آن. امین جمیل، نصرالله صفیر و سمیر جعجع در طیف «۱۴ مارس» و میشل عون، سلیمان فرنجیه و امیل لحود در طیف «۸ مارس» قرار می‌گیرند. گرچه امین جمیل، رئیس‌جمهور سابق لبنان که در ۱۷ مه ۱۹۸۳ موافقت‌نامه صلح با اسرائیل را امضا کرد با وجود اعتقاد به خلع سلاح حزب‌الله معتقد بود: «هیچ‌کس نمی‌تواند حزب‌الله را خلع سلاح کند، ولی می‌گوییم که حزب‌الله خود راه و روشی پیشنهاد کند تا دولت اتحاد ملی لبنان بتواند مسئولیت‌هایش را انجام دهد.»

 سمیر جعجع که در طول جنگ داخلی لبنان فرماندهی نیروهای شبه‌نظامی «القوات اللبنانیه» را برعهده داشت که بیشترین برخورد را با نیروهای شیعه داشتند، با وجود اینکه می‌گوید: «حزب‌الله در جنگ با اسرائیل (در جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶) از حمایت آشکار ایران و حمایت ضمنی سوریه برخوردار بود»، اذعان داشت که «در میدان جنگ فقط نیروهای حزب‌الله در برابر اسرائیل می‌جنگند و سوریه و ایران تنها نظاره‌گر میدان هستند.»

در مقابل، طیف «۸ مارس» قرار دارد که از حامیان جدی حزب‌الله هستند. سلیمان فرنجیه، رئیس جریان «المرده»، حزب‌الله را در دفاع از لبنان دارای «حق و مشروعیت» می‌داند و گفته بود: «سلاح حزب‌الله در خدمت لبنان است نه در برابر آن.»

میشل عون، رئیس‌جمهور اسبق لبنان، پس از جنگ ۳۳ روزه این‌طور از حزب‌الله تمجید کرد: «حزب‌الله با رفتار خود از سال ۱۹۸۲ تا کنون به لبنانی‌ها به‌ویژه به مسیحیان اطمینان داده است که سلاح خود را در داخل به کار نمی‌برد، بلکه توان نظامی خود را به طرف مقابل، یعنی اسرائیل نشان می‌دهد.» وقتی خبرنگار روزنامه‌ی اسپانیایی الپایس از میشل عون پرسید به‌عنوان یک حزب‌الئیک چگونه می‌تواند یک مرد روحانی نظیر حسن نصرالله را تأیید کند، جواب داد: «رهبران شیعه مسلمانان واقعی هستند. آنها به سیاست روز واردند و زود مسائل جهانی را درک می‌کنند. ما حسن نصرالله را مردی مدرن می‌دانیم و به نظرات او احترام می‌گذاریم.»

امیل لحود، دیگر رئیس‌جمهور پیشین لبنان نیز صراحتاً با خلع سلاح حزب‌الله مخالفت کرد و گفت: «تا زمانی که مزارع شبعا در اشغال اسرائیل است و تهدیدهای اسرائیل وجود دارد، سخن گفتن از خلع سلاح حزب‌الله درست نیست. چگونه از ما خلع سلاح تنها نیروی جهان عرب که در مقابل اسرائیل قد علم کرد را درخواست می‌کنید؟»

در ماه‌های اولیه پس از عملیات طوفان‌القدس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ جریان ملی آزاد به رهبری جبران باسیل منتقد حزب‌الله بود؛ اما به‌تدریج مواضع روشنی را علیه اسرائیل گرفت و صراحتاً اعلام کرد که در صورت حمله اسرائیل به لبنان، علیه این رژیم با سایر گروه‌ها متحد خواهد شد و گفت: «ما کاملاً هراس از این‌که پس از غزه نوبت به لبنان برسد را درک می‌کنیم و معادله‌ی بازدارندگی تثبیت‌شده از سوی حزب‌الله را ارج می‌نهیم. ما جرئت و حکمت مواضع سیدحسن نصرالله را که توجه به لبنان در آن مشهود است می‌ستاییم.»

 فراکسیون پارلمانی وابسته به جریان ملی آزاد هم هدف از جنگ اسرائیل را کل خاک لبنان و مردم آن دانست، نه فقط حزب‌الله.

 در میان جریان‌های سیاسی مسیحی تنها دو حزب «القوات اللبنانیه» به رهبری سمیر جعجع و حزب محافظه‌کار کتائب به رهبری سامی جمیل از حزب‌الله انتقاد می‌کنند. این دو حزب از اساس معتقد بودند که حزب‌الله نباید در حمایت از حماس وارد جنگ می‌شد.

اسرائیل از سال گذشته با هدف قرار دادن شهرک‌ها و روستاهای مسیحی‌نشین در جنوب لبنان سعی داشت تا اهالی این مناطق را علیه حزب‌الله تحریک کند؛ اما مسیحیان حاضر به ترک جنوب لبنان نیستند. خبرنگار روزنامه‌ی واشنگتن‌پست دلیلش را عزم و مقاومت آنها در برابر اشغالگری اسرائیل می‌داند. برخی از آنها می‌گویند حضورشان جلوی حملات به سرزمین‌هایشان را خواهد گرفت. برخی هم نگران هستند که دیگر نتوانند به خانه‌هایشان برگردند.

 

متحدان سیاست
نَه فقط در مقاومت که در سیاست هم احزاب مسیحی متحد حزب‌الله شدند. در ششم فوریه ۲۰۰۶ میشل عون و سیدحسن نصرالله در کلیسای «مار میخائیل» توافقی را امضا کردند که موجب ایجاد اتحاد و اجماع بین دو جریان اصلی شیعی و مسیحی بر سر مبانی اساسی سیاست داخلی و خارجی شد. جریان ملی آزاد و حزب‌الله همواره تأکید کرده‌اند که روابط آن‌ها بر پایه‌ احترام متقابل و اعتماد و دوستی بنا شده است. هدف از این توافق، انجام گفت‌وگوی ملی برای حل بحران‌ها و حمایت و صیانت از حاکمیت و استقلال لبنان بود. البته جریان ملی آزاد مهم‌ترین ضلع مسیحی ائتلاف ۸ مارس به رهبری حزب‌الله بود، اما بعد از توافق مار میخائیل اتحاد و همکاری دو جریان در چارچوب ابعاد گسترده‌تری قرار گرفت. سال ۲۰۰۶ در انتخابات پارلمانی حزب‌الله لبنان و هم‌پیمان مسیحی‌اش توانستند حزب سعد حریری را شکست دهند. تفسیر نفتالی بنت عضو کابینه امنیتی اسرائیل از نتایج انتخابات بود که حزب‌الله = لبنان. اسرائیل دیگر بین حزب‌الله و دولت مستقل لبنان تفاوتی قائل نیست. ما لبنان را مسئول هر تهدیدی که از این سرزمین به ما شود می‌دانیم. همسو با اسرائیل، سمیر جعجع رهبر حزب «القوات اللبنانیه» مدعی شد لبنان با «بحران وجودی» روبه‌روست: «به جای این‌که حزب‌الله وارد دولت شود، دولت هرچه بیشتر وارد حزب‌الله شده است.»

در لبنان کرسی‌های پارلمان بین اقلیت‌های مذهبی تقسیم شده است. از مجموع ۱۲۸ کرسی، مسییحان ۶۴ کرسی و مسلمانان ۶۴ کرسی دیگر را از آن خود کرده‌اند. اما این تقسیمات باز هم ادامه دارد. از ۶۴ کرسی متعلق به مسیحیان، ۳۴ کرسی متعلق به مارونی‌ها، ۱۴ کرسی متعلق به ارتدوکس‌ها، ۸ کرسی به اعضای کلیسای یونانی، ۵ کرسی به ارمنیان ارتدوکس، یک کرسی به ارمنیان کاتولیک، یک کرسی به پروتستان‌ها و به سایر اقلیت‌های مسیحی نیز یک کرسی می‌رسد. در اردوگاه مسلمانان هم وضعیت این‌گونه است. از ۶۴ کرسی، ۲۷ کرسی به شیعیان و ۲۷ کرسی به سنی‌ها، ۸ کرسی به دروزی‌ها و ۲ کرسی هم در اختیار علوی‌هاست. کرسی‌های مجلس لبنان از قبل برای گروه‌های مذهبی رزور شده است و هر جریانی می‌داند که چقدر کرسی در مجلس دارد.

 

همسایگان با مسالمت
در عرصه‌ اجتماعی درهم‌تنیدگی‌ها بیشتر از این است. در سال ۲۰۰۶ پس از اتحاد حزب‌الله لبنان با جریان ملی آزاد، این امکان برای ساکنان شیعی «ضاحیه»ی بیروت فراهم شد تا در برخی از محله‌های مسیحی‌نشین سکونت کنند. پس از حملات اسرائیل به منطقه‌ی ضاحیه‌ی بیروت و شهادت نصرالله، نام جولیا پطرس، خواننده‌ی مسیحی در شبکه‌های اجتماعی همراه با بازنشر کنسرت او در حال اجرای آهنگ عزیزان من، برگرفته از پیام نصرالله به حزب‌الله، دوباره بر سر زبان‌ها افتاد. همان که شهید سردار سلیمانی دربارهاش گفت: «وقتی جنگ ۳۳ روزه انجام می‌گرفت، خانمی مسیحی که خواننده هم بود اما زن منصفی بود، از آنچه در لبنان رخ داده بود متأثر شد و جمله‌ای تکاندهننده گفت: ما باید عبای سیدحسن نصرالله را بگیریم و پاره‌های آن را بر بدن فرزندان‌مان بزنیم تا آن‌ها غیرت دفاع از مملکت‌شان را پیدا کنند.» جولیا پطرس را می‌توان نماد علاقه و ارادت جامعه‌ی مسیحیان لبنان به حزب‌الله دانست.


آغازگر مودت
رشته‌ی مودت بین شیعیان و مسیحیان لبنان سر دراز دارد. آنکه گره اول را سفت کرد، امام موسی صدر بود؛ مؤسس مجلس عالی شیعیان لبنان و جنبش امل. روحانی شیعی که در ایام روزه در کلیسای کبوشین بیروت برای مسیحیان موعظه کرد. به قول حارس فرحات، روزنامه‌نگار لبنانی در روزنامه‌ی الجمهوریه «در گذشته حتی حرام بود که ارتدوکس به محراب کلیسای کاتولیک برود و بر کاتولیک نیز حرام بود که در کلیسای ارتدوکس نماز بگزارد. در پاکستان، مسلمان مسلمان را می‌کشد و در ایرلند، مسیحی مسیحی را، ولی در لبنان هر دو با محبت و برادری در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و از این راه، اندیشه‌هایی نو، برای انسان نو، در عصر نو شکوفا می‌شود. امام از محراب مسیح گواهی داد که لبنان، کشور همگرایی و اتحاد و کشور انسان و انسانیت است.»

آن «امام در کلیسا» که به مغازه بستنی‌فروشی مسیحی رفت و بستنی خرید و خورد تا رونق را به کسب و کار او که نجس خوانده می‌شد برگرداند.

او حتی ساختمان مجلس اعلای شیعیان لبنان و محل سکونت خودش را در منطقه مسیحی‌نشین «حازمیه» انتخاب کرد.

از دوستان نزدیکش دکتر شکرالله حداد پزشک مسیحی و اهل شهر صور بود که در محرومیت‌زدایی به همکاری نزدیک با ایشان پرداخت و به عنوان «طبیب محرومان» شناخته شد. او به دعوت امام موسی صدر با حضور در «نادی الامام صادق» از مراکز تجمع شیعیان در مراسم سوگواری امام حسین(ع) سخنرانی می‌کرد.
انتخاب امام موسی صدر به ریاست مجلس عالی شیعیان لبنان غافلگیرکننده نبود؛ چنانکه جورج جورداق، متفکر و ادیب مسیحی لبنان در مجله‌ی الصیاد بیروت نوشته بود: «از شادی همه‌ی مردم لبنان، از شیعیان گرفته تا مسیحیان و اهل سنت به یک اندازه، برای انتخاب این مرد بزرگ به این منصب بزرگ غافلگیر نشدم؛ زیرا امام موسی صدر سیمایی آرمانی و زیبا و بزرگوار از یک عالم دینی است.»

اردیبهشت ۱۳۴۴ امام موسی صدر اجلاسی علمی «گفت‌وگوی دوره‌ای میان اسلام و مسیحیت» را برگزار کرد که علمای مانند نصری سلهب، جورج خضر، رانسو دوبره التور، یوسف ابوحلقه، حسن صعب، یوا کیم مبارک و صبحی صالح در آن سخنرانی کردند. جلسات حاشیه‌ای و میزگردهای گروهی این اجلاس با سخنرانی و ارائه‌ی نظرات اندیشمندان اسلامی و مسیحی تا تیرماه همان سال در جهت شناسایی راهکارهای تعمیق و گسترش فرهنگ گفت‌وگو میان ادیان ادامه پیدا کرد و در پایان با صدور بیانیه‌ای مشترک، اولین دور این گفت‌وگوها به پایان رسید. در این بیانیه بر چند موضوع مهم تأکید شد: توجه به نقش استثنایی لبنان در توسعه‌ی فرهنگ گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت، تأکید بر نقش مهم گفت‌وگو میان ادیان در تحکیم وحدت ملی لبنان، تأسیس دانشگاه عالی بررسی مقایسه‌ای ادیان آسمانی، لزوم همکاری همه‌ی اندیشمندان مسلمان و مسیحی در جهت تعمیق فرهنگ گفت‌وگو و...

این اجلاس در سال‌های بعد هم به همت و پشتکار امام موسی صدر به کار خود ادامه داد و موضوعات گوناگونی چون «عدالت در اسلام و مسیحیت» در آن بحث و بررسی شد.


پرچمدار هدایت
امام موسی صدر هرگز خود را به شیعیان اختصاص نداد؛ بلکه همواره در تحکیم روابط خود با توده‌ی مردم و رجال سرشناس دینی، علمی و سیاسی مسیحیت تلاش کرد. در ایام عید و مناسبت‌های مختلف برای دید و بازدید به منازل و محافل جشن و سرور آن‌ها می‌رفت و در مراسم ترحیم و عزای آن‌ها حاضر می‌شد تا جایی که توده‌ی مسیحیان در حد رهبران روحانی و مسیحی خود، بلکه بالاتر از آن برای ایشان احترام و ارزش قائل بودند و حتی در برخی رخدادهای سیاسی از رهبران خود به وی اعتماد داشتند.

 امام موسی صدر ۳۱ مرداد ۱۳۵۶ در مصاحبه‌ای با مجله‌ی ماندی‌مورنینگ موقعیت و جایگاه خود را در میان مسیحیان چنین توصیف می‌کند: «من فکر نمی‌کنم کسی در لبنان بیش از من پرچم همزیستی تمام ادیان و وحدت ملی را برافراشته نگه داشته باشد. من بیش از آن که خودم باشم، به صورت رمزی برای وحدت ملی شده بودم؛ لذا از نظر توطئه‌گران می‌بایستی از بین می‌رفتم. من علاوه بر روابط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که با رؤسای تمام طوایف دینی داشتم، به درجه‌ای از اعتماد رسیدم که سه سال قبل موعظه‌ی روزه (مراسم ویژه‌ی دینی مسیحیان) را در کلیسای «کبوشین» برای مؤمنان مسیحی ایراد کردم و این شاید در تاریخ جهان بی‌سابقه باشد. برای این که متوجه بعد قضیه بشوید عرض می‌کنم کاری که من کردم، مثل این است که یک پیشوای مذهبی مسیحی، خطبه‌های نماز جمعه را برای نمازگزاران مسلمان ایراد کند. لذا من رمز وحدت ملی و برادری ادیان توحیدی و پرچمدار همزیستی طوایف مختلف در لبنان صلح‌طلب بودم. لذا برای ترور شخصیت معنوی من به حمله‌های تبلیغاتی علیه من پرداختند و تمام کارها و مواضع سیاسی مرا زیر سؤال بردند.»

 امام موسی صدر همزیستی ادیان را با این هدف دنبال می‌کرد: «ما طرفدار ایجاد یک جبهه‌ی متحد اسلامی هستیم که به ما امکان دهد از موضع قدرت به سوی هموطنان مسیحی خود دست همکاری دراز کنیم و همزیستی میان مسلمانان و مسیحیان را کاری ممکن سازیم که اسرائیل اصرار دارد آن را جهان غیرممکن جلوه دهد و به وجود آمدن یک فلسطین مستقل را که یهودی، مسلمان و مسیحی در کنار هم زندگی کنند، غیرممکن نشان دهد.»

از این جهت می‌توان همزیستی مسالمت‌آمیز شیعیان و مسیحیان را نوعی مقاومت علیه اشغالگری تعبیر کرد که از موسی صدر تا نصرالله، روح‌القدس را در لبنان، آستانه‌ی دروازه‌ قدس جاری کرده است.

علاقمندان می‌توانند جهت مطالعه سایر مقالات موجود در پرونده مقاومت و خرید نخستین شماره مجله «به گواهی اسناد» از اینجا اقدام کنند.

این خبر را به اشتراک بگذارید: