فروشگاه
☰ X
رمضان در تاریخ انقلاب اسلامی| به روایت عمید زنجانی و سید احمد موسوی

وقتی پلیس با گاز اشک‌آور به مسجد لرزاده حمله‌ کرد

وقتی پلیس با گاز اشک‌آور به مسجد لرزاده حمله‌ کرد
پلیس به درون مسجد حمله كرد و نارنجک‌های حامل گاز اشک‌آور را به درون مسجد رها كرد. با انفجار نارنجک مردم وحشت‌زده به این طرف و آن طرف می‌رفتند. پلیس هرچه را می‌یافت به آتش می‌كشید. در این هنگام حجت‌‌الاسلام عمید زنجانی با زحمت زیاد در حالی كه جمعیت به دنبالش روان بودند خود را به بیرون مسجد رسانید، ولی دیگر دیر شده بود.
جمعه ۱۷ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۱:۳۷

 پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در مرداد ۱۳۵۷ به دنبال تشكیل چند اجتماع بزرگ و پرهیجان مردم در مسجد لرزاده به مناسبت سالگرد حوادث خونین قم و تبریز، تصمیم گرفته می‌شود مجلسی در مسجد یادشده در طول دهه‌ اول و دوم ماه رمضان برگزار گردد. در پی این تصمیم از شیخ محمد چاوشی واعظ دعوت به می‌شود كه در این شب‌ها به منبر برود و سخنرانی کند. این واعظ انقلابی نیز براساس رهنمود امام‌خمینی در اعلامیه‌ها، برای آشنا كردن مردم با مظالم پنجاه‌ساله‌ حکومت پهلوی، در ده شب اول فجایع دودمان پهلوی و جنایات رضاشاه و محمدرضا را به طور علنی بیان می‌کند و شاه را به باد انتقاد می‌گیرد.

به دنبال این سخنرانی‌ها، احساسات جوانان پرشور و انقلابی برانگیخته شده و شروع به سر دادن شعار می‌کنند و مسجد و خیابان‌های اطراف پر از جمعیت می‌شود. در تمام  ده شب اول، مسجد و خیابان‌های اطراف در محاصره‌ پلیس قرار می‌گیرد، اما جمعیت در شگفتی است كه چرا نیروهای پلیس، ساواک و نیروی مخصوص ارتش هیچ‌یک عكس‌العملی نشان نمی‌دهند؛ غافل از این‌كه آن‌ها منتظر فرصتی مناسب هستند تا مردم را غافلگیر و ضربات خود را وارد کنند. سرانجام فرصت مناسب فراهم می‌شود. مردمی ‌كه در آن ده شب واكنشی از سوی دستگاه ندیده‌اند، در شب یازدهم رمضان برابر با ۲۴ مرداد ۱۳۵۷ آرام و منظم در مجلس شركت می‌کنند...

مرحوم حجت‌‌الاسلام عمید زنجانی در مصاحبه با آرشیو تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی مجلس مذكور را این‌گونه تشریح می‌كند:

«شب یازدهم بود كه مسجد پر بود و جمعیت خیلی زیادی در اطراف مسجد گرد آمده بودند كه خبر رسید آقای چاوشی را موقع آمدن به مسجد سر راه دستگیر كرده‌اند. مردم هیجان‌زده بودند. نمی‌دانستند چه كار باید بكنند و ما هم سعی می‌كردیم كه از متفرق‌ شدن مردم جلوگیری بكنیم تا ببینیم كه چه تصمیم نهایی‌‌ای باید گرفت. جریان امر نشان می‌داد كه زمینه‌ یک تظاهرات است كه مردم از مسجد بیرون بزنند و یک راهپیمایی شبانه راه بیفتد؛ البته سابقه هم داشت و در مواردی ما راهپیمایی شبانه داشتیم، اما راهپیمایی نه به معنای گسترده‌ آن، بلكه راهپیمایی‌ای... صرفاً به‌ عنوان ایجاد مزاحمت برای حكومت نظامی، یعنی دهن‌کجی به حكومت نظامی... در آن شب جمعیت آماده‌ یک راهپیمایی‌ای بودند كه احتمالا این راهپیمایی، یا منجر به درگیری با افراد نظامی ‌و یا احیانا منجر به گردهمایی جمعیت بیشتری می‌شد كه بالاخره در ضربه‌ زدن به حكومت نظامی ‌می‌توانست مفید باشد. در همین شرایط خبر آوردند كه مسجد در محاصره است و افرادی را ما فرستادیم، تأیید كردند كه نیروهای زیادی از قبیل نیروی انتظامی‌ و ارتش را آماده كرده‌اند...  ما بعد از پیروزی انقلاب اسناد و مداركی به دست آوردیم كه در آن شبی كه مسجد لرزاده محاصره شد، یعنی شب یازدهم ماه رمضان، سه كلانتری مشاركت داشتند: كلانتری بیست كه در میدان شهدا مستقر بود، كلانتری چهارده كه در میدان خراسان مستقر بود و كلانتری سیزده در قسمت جنوب‌ غربی خیابان خراسان، كه بیشتر شامل بازار می‌شد. این سه كلانتری به اضافه‌ چند كامیون سرباز حكومت نظامی ‌و به صورت فرماندهی مشترک حكومت نظامی، ساواک و نیروی انتظامی ‌مسجد را محاصره كرده بودند.»

     در این زمان به داخل مسجد خبر می‌رسد كه پیوسته بر افراد پلیس افزوده می‌شود. آمد و رفت مشكوک مأموران در اطراف مسجد، بعضی را وامی‌دارد  آن‌ها را هو كنند و همین بهانه‌ای می‌شود برای انجام عملیات علیه كسانی كه در مسجد بودند. سید احمد موسوی كه خود در درگیری حضور داشته، در این‌باره چنین می‌گوید:

«پلیس به درون مسجد حمله كرد و نارنجک‌های حامل گاز اشک‌آور را به درون مسجد رها كرد. با انفجار نارنجک، مردم وحشت‌زده به این طرف و آن طرف می‌رفتند. پلیس هرچه را می‌یافت به آتش می‌كشید. در این هنگام حجت‌‌الاسلام عمید زنجانی با زحمت زیاد در حالی كه جمعیت به دنبالش روان بودند خود را به بیرون مسجد رسانید، ولی دیگر دیر شده بود. مأموران مردم را مورد هجوم قرار دادند و زیر ضربات چوب و چماق گرفتند. مردم به‌ناچار دوباره به درون مسجد بازگشتند. مأموران نیز وحشیانه آن‌ها را دنبال كردند و به ضرب و شتم پرداختند. سپس آن‌ها را مجبور كردند كه از مسجد خارج شوند، اما مأموران در دو سوی درب ورودی مسجد نیز صف كشیده بودند و كسانی را كه از مسجد خارج می‌شدند زیر ضربات می‌گرفتند. این عملیات تا ساعت‌‌ها طول كشید و عده‌ای از جوانان زخمی ‌و مجروح شدند.»

آخرین عملیات نظامیان در ساعت ۲:۰۰ بعد از نیمه‌شب انجام می‌گیرد و بار دیگر به داخل شبستان مسجد حمله می‌کنند. كلیه‌ چراغ‌ها و مهتابی‌ها را می‌شکنند و قرآن‌ها و كتاب‌های دعا را به زمین می‌ریزند و مورد بی‌حرمتی قرار می‌دهند...

این خبر را به اشتراک بگذارید: