آیا اسناد تازه منتشر شده از ترور کندی حرف جدیدی دارند؟
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ انتشار هزاران صفحه از اسناد محرمانه مربوط به ترور جان اف. کندی در سال ۱۹۶۳، بار دیگر این واقعه را به صدر توجه رسانهها و تحلیلگران سیاسی کشاند. با این حال، بررسی محتوای این اسناد نشان میدهد که برخلاف انتظارات برخی از پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ و سیاست و یا نظریههای توطئه، هیچ افشاگری قابلتوجهی که بتواند معمای اصلی این ترور را حل کند، در میان آنها وجود ندارد. درعوض، نکته مهمی که از این اسناد برمیآید، افشای جزئیات تازهای درباره روشهای جاسوسی سیا، عملیات شنود، تلاش برای نفوذ در سفارتخانههای خارجی و برنامههای مخفیانهای است که علیه حکومت فیدل کاسترو در کوبا طراحی شده بودند.
یکی از برجستهترین نکات این اسناد، اطلاعاتی درباره عملیات شنود تلفنی سیا در مکزیکوسیتی است. اسناد جدید نشان میدهند که سازمان سیا در فاصله دسامبر ۱۹۶۲ تا ژانویه ۱۹۶۳، یعنی تنها چند ماه پیش از ترور کندی، تلفنهای دیپلماتهای شوروی و کوبا را در مکزیکوسیتی شنود میکرده است. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که لی هاروی اسوالد، مظنون اصلی ترور کندی، در همین مقطع زمانی از سفارتخانههای شوروی و کوبا در مکزیک بازدید کرده بود. به همین دلیل، این بخش از اسناد برای سالها مورد توجه پژوهشگران و علاقهمندان به پرونده ترور کندی بوده است.
بخشی از اسناد جدید که پیشتر سانسور شده بودند، دستورالعملهای دقیق سیا را درباره روشهای شنود تلفنی افشا میکنند. ازجمله این روشها، استفاده از مواد شیمیایی خاص برای ایجاد علامتهای نامرئی بر روی دستگاههای تلفن بود که تنها با نور ماوراءبنفش توسط مأموران دیگر قابلشناسایی بود. این اسناد نشان میدهند که سیا برای دههها بهشدت نگران افشای این اطلاعات بوده است، زیرا میتوانست روشهای جاسوسی این سازمان را برملا کند.
اما این اسناد تنها به جاسوسی سیا در مکزیکوسیتی محدود نمیشوند. بخش دیگری از اسناد به تلاشهای سیا برای نفوذ در سفارتخانههای شوروی در مکزیکوسیتی و جذب عوامل دوجانبه از میان دیپلماتهای شوروی اشاره دارد. این بخشها شامل اسامی و موقعیت دقیق افرادی هستند که به همکاری با سیا ترغیب شدهاند. در یکی از یادداشتهای منتشرشده، یکی از مقامات سیا با افتخار مینویسد «نمیتوانم از این احساس بگذرم که ما در این پروژه، در برابر پولی که هزینه کردهایم، نتایج بسیار خوبی به دست آوردهایم.« این جمله نشان میدهد که مقامات اطلاعاتی ایالات متحده از میزان نفوذ خود در دستگاههای اطلاعاتی شوروی رضایت داشتند.
برنامههای مخفیانه علیه فیدل کاسترو و کوبا
بخش دیگری از این اسناد مربوط به فعالیتهای مخفیانه آمریکا علیه فیدل کاسترو، رهبر انقلابی کوبا، در اوایل دهه ۱۹۶۰ است. یکی از مهمترین موارد در این بخش، یادداشتی از آرتور شلزینگر جونیور، مشاور جان اف. کندی، به رئیسجمهور در ژوئن ۱۹۶۱ است. در این یادداشت که پیشتر بخشهایی از آن سانسور شده بود، شلزینگر انتقادات شدیدی از سیا مطرح کرده و عملکرد این سازمان را پس از شکست عملیات «خلیج خوکها» زیر سؤال برده است.
همچنین، برخی از اسناد دیگر نشان میدهند که برنامههایی برای سرنگونی یا حتی ترور فیدل کاسترو در دولتهای بعدی آمریکا نیز ادامه داشته است. در یکی از اسناد سال ۱۹۶۴، به گفتوگو میان دو منبع اطلاعاتی درباره امکان ترور کاسترو اشاره شده است. در این سند آمده است که سیا در گذشته از این طرح حمایت میکرده، اما به دلیل مخالفت رابرت اف. کندی، دادستان کل وقت، این برنامه کنار گذاشته شده است.
یکی دیگر از اسناد فاش میکند که رابرت اف. کندی (RFK) در جریان برخی از طرحهای احتمالی سیا برای ترور کاسترو قرار داشته است. در یکی از یادداشتهای این اسناد آمده است: «RFK درخواست کرد که قبل از هرگونه همکاری مجدد سیا با مافیا، او را در جریان بگذارند.» این نشان میدهد که در آن مقطع زمانی، سیا حتی به همکاری با گروههای جنایتکار برای اجرای عملیاتهای مخفیانه فکر میکرده است.
حضور جهانی سیا و مداخله در سیاستهای خارجی
بخش دیگری از اسناد تازه منتشرشده، به نقش سیا در سیاستهای خارجی و تلاشهای این سازمان برای اعمال نفوذ در کشورهای دیگر اشاره دارد. برای مثال، آرتور شلزینگر در یادداشتی به کندی هشدار داده است که سیا در حال فراتر رفتن از مأموریت اصلی خود و دخالت در حوزه وظایف وزارت امور خارجه است.
به طور مشخص، شلزینگر از تلاشهای سیا برای انحصاری کردن ارتباط با برخی از سیاستمداران برجسته فرانسه، ازجمله رئیس مجلس ملی این کشور انتقاد کرده است. علاوه بر این، اسناد جدید تعداد منابع اطلاعاتی سیا در کشورهایی مانند اتریش و شیلی را فاش میکنند که نشاندهنده نفوذ گسترده این سازمان در اروپا و آمریکای جنوبی در دوران جنگ سرد است.
ابعاد تبلیغاتی و رسانهای انتشار این اسناد
با وجود تمام اطلاعات جالبی که این اسناد ارائه میدهند، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که انتشار آنها بیش از آنکه یک افشاگری واقعی باشد، یک نمایش تبلیغاتی و رسانهای برای دولت آمریکا محسوب میشود.
دولت ایالات متحده در سالهای اخیر بارها به دلیل عدم شفافیت درباره اسناد محرمانه، بهویژه اسناد مربوط به ترور کندی، مورد انتقاد قرار گرفته است. انتشار این اسناد – حتی اگر بیشتر آنها حاوی اطلاعاتی باشند که پیشتر به صورت محدود در دسترس بودهاند – میتواند به عنوان اقدامی برای بازسازی اعتماد عمومی و نمایش چهرهای شفافتر از عملکرد دولت تلقی شود.
همچنین، از منظر رسانهای، این اقدام باعث شده تا بار دیگر نام آمریکا در رسانههای بینالمللی مطرح شود و توجه تحلیلگران و افکار عمومی را به خود جلب کند. با توجه به اینکه در این اسناد هیچ افشاگری بزرگ و غیرمنتظرهای درباره عاملان اصلی ترور جان اف.کندی وجود ندارد، میتوان گفت که این اقدام بیشتر یک مانور رسانهای بوده تا یک افشاگری تاریخی واقعی.
پس از بیان این مقدمات، آنچه در پی میخوانید گزارش وبسایت خبری ای بی سی نیوز از محتوای اسناد تازه منتشر شده درخصوص قتل جان اف کندی است:
اخیرا آرشیو ملی ایالات متحده آمریکا هزاران صفحه از اسناد محرمانهای را که مربوط به ترور رئیسجمهور جان اف. کندی در سال ۱۹۶۳ بود، منتشر کرد.
این اسناد در وبسایت آرشیو ملی قرار گرفتند و به مجموعهای از اسنادی که پیشتر در سالهای ۲۰۲۳، ۲۰۲۲، ۲۰۲۱ و ۲۰۱۷-۲۰۱۸ منتشر شده بودند، اضافه شدند.
بیشتر اطلاعاتی که این بار منتشر شده، جدید نیستند. درواقع، بسیاری از مواردی که در شبکههای اجتماعی و گزارشهای خبری مورد توجه قرار گرفتهاند، پیشتر در دسترس عموم بودهاند، با این تفاوت که بخشهایی از آنها، مانند اطلاعات هویتی منابع یا کارکنان سیا (از جمله نام و آدرس)، سیاه شده بود که اکنون این اطلاعات افشا شدهاند.
با این حال، نسخههای تازه از این اسناد جزئیات دقیقتری از جاسوسیهای قرن بیستم را روشن میکنند که سازمان سیا برای سالها تلاش کرده بود آنها را مخفی نگه دارد. رؤسایجمهور بایدن و ترامپ تا پیش از این، استدلالهای سیا را برای حفظ محرمانگی این اسناد پذیرفته بودند، اما اکنون شرایط تغییر کرده است.
در مرحله اول، ۱۱۲۳ سند شامل ۳۲ هزار صفحه منتشر شد. سپس در سهشنبه شب، ۱۰۵۹ سند دیگر، شامل ۳۱ هزار و ۴۰۰ صفحه، همراه با نکات کلیدی از این مجموعه اسناد تازه از طبقهبندی خارجشده، منتشر شد.
نظارت و جاسوسی
برخی از صفحات جدیداً منتشرشده نشان میدهند که سازمان سیا چگونه در فاصله دسامبر ۱۹۶۲ تا ژانویه ۱۹۶۳ در مکزیکوسیتی اقدام به شنود تلفنهای دیپلماتهای شوروی و کوبا کرده است. این نظارتها مربوط به ماههایی است که لی هاروی اسوالد، عامل ترور کندی، از این مراکز بازدید کرده بود.
صفحات قبلا سانسور شده، اکنون شامل دستورالعملهای دقیقی برای مأموران سیا درباره روشهای شنود تلفنی هستند. برای مثال، به استفاده از مواد شیمیایی خاصی اشاره شده که به جاسوسان امکان میداد علامتهایی نامرئی روی دستگاههای تلفن ایجاد کنند که تنها با نور ماوراءبنفش قابل مشاهده بودند.
سازمان سیا برای چندین دهه استدلال میکرد که این اطلاعات باید محرمانه بمانند تا روشهای جاسوسی این سازمان فاش نشود.بخش تازهای از این اسناد همچنین نشان میدهد که سیا چگونه سفارتهای شوروی را در مکزیکوسیتی زیر نظر داشته و تلاش کرده است تا مأموران اطلاعاتی شوروی را بهعنوان «عوامل دوجانبه» به خدمت بگیرد. این اسناد نام و موقعیت افرادی را که به همکاری با سیا ترغیب شدهاند، افشا میکنند.
در یکی از این یادداشتها، یک مقام سیا تأکید کرده است که این پروژه بسیار موفقیتآمیز بوده و نوشته است:«نمیتوانم از این احساس بگذرم که ما در این پروژه، در برابر پولی که هزینه کردهایم، نتایج بسیار خوبی به دست آوردهایم».
یادداشت منتشرشده همچنین جزئیاتی از نظارت سیا بر یک شهروند آمریکایی را فاش میکند که از او به عنوان یک کمونیست ساکن مکزیک یاد شده است. بخش عمده این یادداشت شامل فهرستی از شمارههای تلفنی است که توسط دولت آمریکا شنود شدهاند. این سند مدتها مورد توجه پژوهشگران بود، زیرا لی هاروی اسوالد پیش از ترور کندی، از سفارتهای شوروی و کوبا در مکزیکوسیتی بازدید کرده بود. بااینحال، در این سند هیچ اشاره مستقیمی به نام اسوالد نشده است.
کوبا و کاسترو
اسناد تازه منتشرشده اطلاعات جدیدی درباره فعالیتهای مخفیانه آمریکا علیه فیدل کاسترو، رهبر انقلابی کوبا، ارائه میدهند. متن سانسورنشده یک یادداشت از ژوئن ۱۹۶۱ درباره سیا – که توسط آرتور شلزینگر جونیور، مشاور کندی، برای او ارسال شده بود – شامل انتقادات شدیدی از این سازمان است. این یادداشت تنها چند ماه پس از شکست عملیات خلیج خوکها، که با حمایت سیا انجام شد، نوشته شده است.
برخی اسناد دیگر نیز برنامههایی برای سرنگونی احتمالی کاسترو را نشان میدهند. یکی از اسناد مربوط به سال ۱۹۶۴ نشان میدهد که دو منبع اطلاعاتی درباره امکان ترور کاسترو در دوران ریاستجمهوری لیندون جانسون گفتوگو کرده بودند. در این سند آمده است که سیا ظاهرا «در گذشته از چنین طرحی حمایت میکرده است» اما این برنامه « به دلیل مخالفت رابرت اف. کندی، دادستان کل وقت، کنار گذاشته شد.»
سندی دیگر، که پیشتر منتشر شده بود، نشان میدهد که رابرت اف. کندی (RFK) درباره برنامههای احتمالی برای ترور کاسترو توجیه شده بود. در یکی از یادداشتهای این سند آمده است: RFK درخواست کرد که قبل از هرگونه همکاری مجدد سیا با مافیا، او را در جریان بگذارند.
حضور جهانی سیا
شلزینگر همچنین به کندی هشدار داده بود که وابستگی سیا به منابع کنترلشده آمریکایی باعث شده این سازمان وارد حوزه وظایف سنتی وزارت خارجه شود و حتی تلاش کند در سیاستهای متحدان آمریکا نفوذ کند. بهعنوان نمونه، در سفارت آمریکا در پاریس، شلزینگر نوشت که «سیا حتی تلاش کرده است ارتباطات خود را با برخی شخصیتهای سیاسی فرانسه، از جمله رئیس مجلس ملی، در انحصار خود بگیرد.» بخشهای تازه از یادداشتهای شلزینگر همچنین تعداد منابع سیا در اتریش و شیلی را افشا کردهاند.
ترور رابرت اف. کندی (RFK)
در میان اسناد منتشرشده، ۷۷ سند به رابرت اف. کندی اختصاص دارد که بیشتر آنها مربوط به دوران فعالیت او به عنوان دادستان کل و سناتور است. این اسناد در مجموع حدود ۲۵۰۰ صفحه را شامل میشوند. با این حال، تنها دو سند به طور مستقیم به ترور او در سال ۱۹۶۸ اشاره دارند. یکی از این اسناد، که پیشتر در سال ۲۰۱۸ منتشر شده بود، توضیح میدهد که چگونه ترور کندی توجهات را به ترور برادرش، جان اف. کندی، و تحقیقات جیم گاریسون، دادستان نیواورلئان، در این زمینه جلب کرد.
در این سند اطلاعاتی آمده است: «محاکمه قریبالوقوع سیرهان، متهم به قتل سناتور کندی، احتمالا موج جدیدی از انتقادات و گمانهزنیها علیه ایالات متحده را برخواهد انگیخت و بار دیگر ادعاهای مربوط به وجود یک 'توطئه سیاسی برای قتل' را مطرح خواهد کرد.»