کد خبر: ۱۰۱۶۱
«شما همان آدمکشانی هستید که ژست اصلاحطلبی گرفتهاید»
واکنش بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به کنفرانس برلین
«عناصری که روزی در لباس خدمت به مردم ظاهر شدند، اینک در کنفرانسی سراسر ذلت، با فروختن شرف ملت ایران، در برابر میزبانان غربی زانو زدند؛ شاید گوشهچشمی از معاندان خارجنشین نصیبشان شود.»
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ از ۱۹ تا ۲۱ فروردینماه سال ۱۳۷۹، کنفرانسی تحت عنوان «ایران پس از انتخابات ۲۹ بهمن» در شهر برلین آلمان برگزار شد. این نشست به همت بنیاد آلمانی هاینریش بل، وابسته به حزب سبزهای آلمان، و با حضور شماری از فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، و شخصیتهای منتسب به جریان موسوم به اصلاحطلب در ایران، برگزار گردید. هدف ظاهری این کنفرانس، بررسی تحولات سیاسی ایران پس از پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات مجلس ششم بود، اما تصاویر و گزارشهای منتشرشده از آن، از اهدافی فراتر از یک گفتوگوی علمی یا تحلیلی حکایت داشت.
پخش صحنههایی از کنفرانس که در آن شعارهایی علیه جمهوری اسلامی داده میشد، توهین به ارزشهای دینی و ملی، حضور برخی افراد با پوششهای غیراخلاقی و مغایر با فرهنگ اسلامی-ایرانی، و همچنین اظهارات تند و ساختارشکنانه بعضی از شرکتکنندگان، برخی از گروههای سیاسی را در ایران در بهت و خشم فرو برد. رهبر معظم انقلاب اسلامی این کنفرانس را «توطئهای برنامهریزیشده» از سوی دشمنان خارجی برای ضربه به بنیانهای دینی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی توصیف کردند. آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز از این کنفرانس به عنوان بخشی از نقشههای خارجی برای ایجاد آشوب و بحران در کشور یاد کردند.
در پی این اتفاقات، موجی از اعتراضات عمومی و واکنشهای گسترده از سوی اقشار مختلف مردم و نیروهای انقلابی شکل گرفت. ازجمله شاخصترین این واکنشها، تجمع اعتراضی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. این تجمع با هدف محکومیت صریح آنچه «هتک حرمت به انقلاب اسلامی» و «بازی در زمین دشمن» خوانده میشد، برگزار گردید.
در ادامه این ماجرا، قوه قضائیه با بررسی دقیق ابعاد کنفرانس برلین، اقدام به احضار، محاکمه و صدور احکام برای برخی از شرکتکنندگان ایرانی این نشست کرد.
بیانیهای که در ادامه میآید، متن رسمی و تفصیلی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در واکنش به این واقعه است:
متن سند
از اوایل هفته، خبر برپایی کنفرانسی تحت عنوان «ایران پس از انتخابات ۲۹ بهمن» در لابهلای اخبار رسانهها دیده و شنیده میشد. این همایش در حالی به همت بنیاد آلمانی «هاینریش بل» وابسته به حزب سبزها برگزار شد که در پی افشای ارتباط این بنیاد با آشوبگران حادثه تیرماه ۷۸، بنیاد هاینریش بل ارتباط خود با عناصر دستگیرشده را موضوعی عادی دانسته است. عناصر به اصطلاح اصلاحطلب شرکتکننده در این کنفرانس مفتضح و سراسر ذلت و خواری، با تمام توان خویش سعی کردند تا با فروختن عزت و شرف ملت بزرگ ایران اسلامی و نیز زدن چوب حراج بر گذشته ناچیز خویش، قبایی درخور پسند میزبانان مبارز مردمسالارای خویش بپوشند تا شاید تقاضای مصرانه عفوشان در پیشگاه عریان معاندان خارج کشور قبول افتد.
هرچند توفیق نیافتند و جواب شنیدند که «شما همان آدمکشانی هستید که حالا رنگ عوض کردهاید و ژست اصلاحطلبی گرفتهاید.»
سرویسهای اطلاعاتی دشمن بار دیگر، ضمن بهرهگیری از عناصر کمهزینه و حرمتشکنان بیشخصیت و تقدسستیزان بیهویت، سعی کردهاند تا از این مهرههای سر به راه حقیر، در جهت پیوند معاندان خارج از کشور و منافقان تجدیدنظرطلب داخلی، و هموارتر ساختن جادههای حرمتشکنی و جداسازی دین از سیاست بهره گیرند.
اظهارات شرمآور و محملبافیهای [مهمل] یک روحانینمای خودباخته پیرامون شخصی بودن حجاب و قابل تغییر بودن حکم آن در کنفرانس ننگین برلین که در تقابل صریح با آیات قرآن است، و نیز به التماس افتادن وی مبنی بر اینکه در راه جدایی دین از سیاست تلاش میکند، بیانگر ماهیت این همایش است.
اما آنچه که فضاحت این همایش ننگین را آشکارتر ساخت، افاضات مجدد و یاوهبافیهای دلقک مالیخولیایی است که شهوت نامجویی و کامجویی، او را به زانو زدن در برابر میز محاکمه عناصر ضدانقلاب خارج از کشور کشانده است. اظهارات اکبر گنجی در مصاحبه با روزنامه آلمانی تاگس اشپیگل که بهحق یادآور نطق عزای منوچهر محمدی است، دنباله همان اظهارات وقیحانه او در سالهای اخیر است.
گنجی پس از آنکه در توهینی آشکار به ساحت مقدس رسول اکرم (ص) و سیدالشهدا (ع)، شهادت آن حضرت را نتیجه طبیعی خشونت جد ایشان در جنگ بدر دانست، و نیز پس از آنکه برخی صحبتهای حضرت امام (ره) را پس از گذشت یک دهه غیرقابل استفاده دانست، این بار غرق در اوهام کودکانه خویش، در حالی که خود را نماینده ۸۰ درصد مردم ایران میداند، تمام ارزشها و آرمانهای انقلاب شکوهمند ایران اسلامی را که خونبهای سنگین فداکاری دهها هزار مرد و زن و به خون غلتیدن هزاران شقایق خونینبال و جوان سَروقامت این مرز و بوم است، به تمسخر گرفته است.
و آنگاه در تکذیبیه خویش، مبنی بر اینکه گفته بود «امام خمینی (ره) بههرحال یک روزی به موزه خواهد رفت»، در حالی منافقانه خود را وامدار حضرت امام (ره) میداند که وقیحانه و آشکارا در مصاحبه خویش به تقابل انقلاب و دموکراسی، بدیهی بودن جدایی دین از سیاست، شخصی بودن امر دین و... اشاره میکند.
ما مصرانه از تمامی نیروهای وفادار به نظام که معتقد به انجام اصلاحات در چارچوب نظام هستند، میخواهیم که مرز خویش را با عناصر معتقد به جدایی دین از سیاست که چیزی جز همان «براندازی خاموش» نیست، صراحتا مشخص کنند و همه نیروهای اصولگرا و وفادار به نظام اسلامی را به موضعگیری و برخورد قاطع با اینگونه نشستهای فضاحتبار فرا میخوانیم.
و از مسئولین قضایی مجدانه خواستاریم در صورت اثبات خبر توهین به حضرت امام (ره)، برخورد قاطع مطابق قانون اساسی با عناصر هتاک و گستاخ به عمل آورند.
بیشک خمینی کبیر (ره) در این حقیقت همیشه زنده تاریخ، هماره روزگار مشعل فروزان راه فرزندان و عاشقان و شیفتگان خویش خواهد بود، هرچند خفاشان کوردل خوش نیاید و در کنج تاریکخانههای ظلمانی خویش، افول این شمس عالمتاب را مذبوحانه به آرزو بنشینند. و یقین داریم که زبالهدان تاریخ و موزههای فراموشی، جایگاه ابدی عناصر مزور و پست و حقیری خواهد بود که حتی دشمنان خمینی (ره) هم، جامه مردانگی را بر تنشان گشاد و مضحک میدانند.
والسلام على من اتبع الهدى
بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران


