فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۰۴۸۶
به‌روایت اسناد آرشیو ملی ایالات متحده

فریب در دیمونا: تناقض اسرائیل در اتهامات هسته‌ای علیه ایران

اسناد تازه منتشرشده ایالات متحده فاش می‌کنند که اسرائیل در دهه ۱۹۶۰ با فریب سیستماتیک آمریکا، برنامه هسته‌ای دیمونا را به پیش برد و تنها چند هفته با ساخت بمب هسته‌ای فاصله داشت. اما امروز، همین اسرائیل که متحد نزدیکش را فریب داد، ایران را به تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای متهم می‌کند. این تناقض تاریخی، داستان پیچیده استانداردهای دوگانه در سیاست هسته‌ای خاورمیانه را روایت می‌کند و پرسش‌هایی درباره مشروعیت اخلاقی و دیپلماتیک این اتهامات مطرح می‌سازد.
يکشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۴

پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در دهه‌های گذشته، برنامه هسته‌ای اسرائیل و نحوه مدیریت آن توسط این کشور در برابر جامعه بین‌المللی، به‌ویژه ایالات متحده، یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین موضوعات در روابط بین‌الملل بوده است. اسناد تازه منتشرشده ایالات متحده، که بخشی از آن‌ها در دسامبر ۱۹۶۰و فوریه ۱۹۶۷ توسط کمیته مشترک اطلاعاتی انرژی اتمی (JAEIC) تهیه شده‌اند، نشان می‌دهند که اسرائیل در مراحل ابتدایی توسعه تسلیحات هسته‌ای خود، به‌طور سیستماتیک ایالات متحده را درباره پروژه دیمونا فریب داده است. این اسناد، که در بحبوحه نگرانی‌های کنونی درباره برنامه هسته‌ای ایران منتشر شده‌اند، طنز تلخی را آشکار می‌کنند: اسرائیلی که امروز ایران را به تلاش برای ساخت تسلیحات هسته‌ای متهم می‌کند، خود در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰با مخفی‌کاری و فریب، برنامه هسته‌ای خود را پیش برده و از نظارت متحد نزدیکش، ایالات متحده، فرار کرده است. این نوشتار به بررسی این تناقض تاریخی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه سیاست‌های دوگانه و استانداردهای متفاوت در برخورد با برنامه‌های هسته‌ای، همچنان بر پویایی‌های منطقه‌ای و جهانی تأثیر می‌گذارند.

 

 ریشه‌های برنامه هسته‌ای اسرائیل

برنامه هسته‌ای اسرائیل در دهه ۱۹۵۰، در زمانی که این کشور خود را در محاصره دشمنان منطقه‌ای می‌دید، شکل گرفت. رآکتور دیمونا، که با کمک فرانسه ساخته شد، محور اصلی این برنامه بود. اسناد منتشرشده نشان می‌دهند که ایالات متحده در دسامبر ۱۹۶۰ برای اولین بار به‌طور قطعی متوجه شد که دیمونا نه‌تنها یک تأسیسات تحقیقاتی صلح‌آمیز نیست، بلکه شامل کارخانه‌ای برای تولید پلوتونیوم با هدف توسعه تسلیحات هسته‌ای است. این گزارش، که توسط JAEIC تهیه شده بود، نقطه عطفی در درک آمریکا از نیات واقعی اسرائیل بود. با این حال، اسرائیل به‌طور مداوم ادعا می‌کرد که دیمونا صرفاً برای اهداف غیرنظامی است، ادعایی که با شواهد اطلاعاتی مغایرت داشت.

تا فوریه ۱۹۶۷، منابع اسرائیلی به سفارت ایالات متحده اطلاع دادند که دیمونا یا در حال تکمیل کارخانه استخراج پلوتونیوم است یا آن را تکمیل کرده و رآکتور با ظرفیت کامل کار می‌کند. این اطلاعات منجر به ارزیابی آمریکا شد که اسرائیل تنها ۶ تا ۸ هفته با ساخت بمب هسته‌ای فاصله دارد. نکته قابل‌توجه در این اسناد، اشاره به «فریب سیستماتیک» ایالات متحده توسط اسرائیل است. بنیامین بلومبرگ، بنیان‌گذار آژانس اطلاعاتی لِکِم و یکی از نیروهای محرکه پشت دیمونا، نقش کلیدی در این مخفی‌کاری داشت. این فریب نه‌تنها شامل ارائه اطلاعات نادرست به بازرسان آمریکایی بود، بلکه شامل پنهان کردن پیشرفت‌های فنی و نظامی از متحد اصلی اسرائیل، یعنی ایالات متحده، نیز می‌شد.

توافق نیکسون-مئیر و سیاست ابهام هسته‌ای

یکی از نقاط اوج این ماجرا، توافق مخفیانه بین ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، و گلدا مئیر، نخست‌وزیر اسرائیل، در اواخر دهه ۱۹۶۰بود. این توافق، که به اسرائیل اجازه داد وضعیت "تسلیحات هسته‌ای اعلام‌نشده" را حفظ کند، به معنای پذیرش ضمنی توانایی هسته‌ای اسرائیل توسط آمریکا بود، بدون اینکه این کشور به‌طور رسمی به عنوان یک قدرت هسته‌ای شناخته شود. این سیاست ابهام هسته‌ای، که تا امروز ادامه دارد، به اسرائیل امکان داد تا از فشارهای بین‌المللی برای پیوستن به معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (NPT) اجتناب کند، در حالی که همچنان از حمایت‌های سیاسی و نظامی ایالات متحده برخوردار بود.

این توافق نشان‌دهنده یک معامله دیپلماتیک پیچیده بود: ایالات متحده، که در آن زمان درگیر جنگ سرد و رقابت با اتحاد جماهیر شوروی بود، ترجیح داد چشم خود را بر برنامه هسته‌ای اسرائیل ببندد تا اتحاد استراتژیک با این کشور را حفظ کند. این تصمیم در تضاد با موضع سختگیرانه کنونی ایالات متحده و اسرائیل در قبال برنامه هسته‌ای ایران است، که نشان‌دهنده استانداردهای دوگانه در سیاست خارجی آمریکا در قبال برنامه‌های هسته‌ای کشورهای مختلف است.

تناقض اتهامات علیه ایران

در حالی که اسرائیل در دهه‌های گذشته با موفقیت برنامه هسته‌ای خود را از نظارت بین‌المللی مخفی کرد و حتی متحد نزدیک خود، ایالات متحده، را فریب داد، امروز این کشور یکی از سرسخت‌ترین منتقدان برنامه هسته‌ای ایران است. اظهارات اخیر رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، مبنی بر اینکه ایران در حال غنی‌سازی اورانیوم تا سطح نظامی و نزدیک شدن به جایگاه یک دولت هسته‌ای است، بهانه‌ای برای اسرائیل فراهم کرده تا فشارهای دیپلماتیک و حتی تهدیدات نظامی علیه ایران را افزایش دهد. اما این موضع‌گیری اسرائیل در پرتو تاریخچه برنامه هسته‌ای خودش، پرسش‌های جدی را درباره مشروعیت اخلاقی و سیاسی آن مطرح می‌کند.

اسرائیل، که خود از امضای NPT خودداری کرده و هرگز برنامه هسته‌ای‌اش را به‌طور کامل تحت نظارت بین‌المللی قرار نداده، ایران را به دلیل فعالیت‌های هسته‌ای‌اش محکوم می‌کند. این در حالی است که ایران، برخلاف اسرائیل، عضو NPT است و برنامه هسته‌ای‌اش تحت نظارت آژانس قرار دارد، هرچند اختلافاتی درباره میزان همکاری ایران با آژانس وجود دارد. تناقض در اینجاست که اسرائیل، که خود در دهه ۱۹۶۰با فریب و مخفی‌کاری به توانایی هسته‌ای دست یافت، اکنون ایران را به تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای متهم می‌کند، در حالی که شواهد قطعی درباره نیت تسلیحاتی ایران همچنان مورد مناقشه است.

نقش موساد و لِکِم در فریب ایالات متحده

اسناد منتشرشده به‌طور غیرمستقیم به نقش سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل، به‌ویژه لِکِم و احتمالاً موساد، در پنهان‌سازی برنامه دیمونا اشاره دارند. بنیامین بلومبرگ، که به‌عنوان «نیروی محرکه» دیمونا توصیف شده، از طریق لِکِم شبکه‌ای از فعالیت‌های اطلاعاتی را هدایت کرد که هدفش جلوگیری از افشای اطلاعات حساس به ایالات متحده و دیگر قدرت‌های جهانی بود. این فعالیت‌ها شامل ارائه اطلاعات گمراه‌کننده به بازرسان آمریکایی و مدیریت دقیق اطلاعات منتشرشده درباره دیمونا بود.

اگرچه اسناد به‌طور مستقیم به دخالت موساد در این فریب اشاره نمی‌کنند، اما با توجه به نقش کلیدی موساد در عملیات اطلاعاتی اسرائیل، بعید نیست که این سازمان نیز در مخفی‌کاری‌های مرتبط با دیمونا نقش داشته باشد. این موضوع به‌ویژه در پرتو رسوایی‌های بعدی، مانند ماجرای قاچاق تسلیحات به ایران در دهه ۱۹۸۰(معروف به ایران-کنترا)، که در آن موساد به‌عنوان واسطه عمل کرد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. این اسناد نشان می‌دهند که اسرائیل نه‌تنها در برنامه هسته‌ای خود، بلکه در دیگر فعالیت‌های حساس نیز از تاکتیک‌های فریب برای مدیریت روابط با ایالات متحده استفاده کرده است.

استانداردهای دوگانه و تأثیرات منطقه‌ای

سیاست ابهام هسته‌ای اسرائیل و فریب ایالات متحده در دهه‌های ۱۹۶۰و ۱۹۷۰، زمینه‌ساز استانداردهای دوگانه‌ای شد که امروز در برخورد با برنامه هسته‌ای ایران مشهود است. اسرائیل، که خود از نظارت بین‌المللی فرار کرده، اکنون خواستار نظارت سختگیرانه و حتی اقدام نظامی علیه ایران است. این استانداردهای دوگانه نه‌تنها اعتبار اخلاقی اسرائیل را در این موضوع تضعیف می‌کند، بلکه به بی‌اعتمادی کشورهای منطقه، به‌ویژه ایران، نسبت به نهادهای بین‌المللی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دامن زده است.

ایران بارها استدلال کرده که فشارهای بین‌المللی علیه برنامه هسته‌ای‌اش، که به گفته تهران برای اهداف صلح‌آمیز است، نتیجه استانداردهای دوگانه‌ای است که به نفع اسرائیل اعمال می‌شود. این ادراک، همراه با تاریخچه دخالت‌های خارجی در ایران، از جمله کودتای ۱۹۵۳با حمایت آمریکا و بریتانیا، به بی‌اعتمادی عمیق تهران نسبت به غرب و اسرائیل منجر شده است. در نتیجه، اتهامات اسرائیل علیه ایران، که اغلب با حمایت ایالات متحده همراه است، نه‌تنها به حل مسئله هسته‌ای ایران کمکی نکرده، بلکه به تشدید تنش‌های منطقه‌ای انجامیده است.

زمینه تاریخی و درس‌های امروزی

برای درک کامل این تناقض، باید به زمینه تاریخی گسترده‌تر نگاه کرد. در دهه ۱۹۶۰، اسرائیل در محیطی خصمانه قرار داشت، با کشورهایی مانند مصر، سوریه و اردن که تهدیدات نظامی علیه آن مطرح می‌کردند. برنامه هسته‌ای دیمونا به‌عنوان یک بیمه‌نامه استراتژیک برای بقای اسرائیل طراحی شده بود. اما این توجیه، که در آن زمان شاید برای رهبران اسرائیل منطقی به نظر می‌رسید، نمی‌تواند فریب متحد کلیدی مانند ایالات متحده را توجیه کند. این فریب نه‌تنها روابط دوجانبه را تحت فشار قرار داد، بلکه استانداردی را ایجاد کرد که اکنون در قبال ایران به کار گرفته می‌شود.

امروز، اسرائیل و ایالات متحده ایران را به‌عنوان یک تهدید هسته‌ای معرفی می‌کنند، اما شواهد قطعی درباره نیت تسلیحاتی ایران همچنان مبهم است. گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان می‌دهند که ایران اورانیوم را تا سطح بالایی غنی‌سازی کرده، اما این به خودی خود اثبات وجود برنامه تسلیحاتی نیست. در مقابل، اسرائیل، که خود هرگز برنامه هسته‌ای‌اش را تحت نظارت بین‌المللی قرار نداده، از اتهامات علیه ایران به‌عنوان ابزاری برای فشار دیپلماتیک و حتی توجیه اقدامات نظامی احتمالی استفاده می‌کند.

در ادامه، اسناد منتشر شده از نظر می‌گذرد:

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: