فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۰۵۱۳
به‌روایت اسناد آرشیو اطلاعات مرکزی آمریکا(CIA)

«پروژه فلاور»؛ شاه و تمنای موشک از اسرائیل

«پروژه فلاور»؛ شاه و تمنای موشک از اسرائیل
پروژه مخفی «فلاور» بین رژیم پهلوی و اسرائیل، که در سال ۱۹۸۶ نیویورک تایمز پرده از آن برداشت، وابستگی عمیق ایران به فناوری موشکی اسرائیل را آشکار می‌کند. این همکاری چند میلیارد دلاری، که با هدف تبدیل ایران به یک قدرت نظامی برتر در خاورمیانه طراحی شده بود، نه تنها نشان‌دهنده جاه‌طلبی‌های شاه برای برتری منطقه‌ای است، بلکه محدودیت‌های داخلی ایران در توسعه فناوری‌های پیشرفته و اتکای آن به اسرائیل را آشکار می‌کند.
چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۳

 

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ نیویورک تایمز در تاریخ ۱ آوریل ۱۹۸۶، با عنوان «جزئیات قرارداد موشکی اسرائیل با شاه»، اطلاعات محرمانه‌ای را که پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ از اسناد به‌جا‌مانده در سفارت آمریکا در تهران به دست آمده، فاش می‌کند. این سند، که جزئیاتی از پروژه‌ای با نام رمز «فلاور» (Flower) ارائه می‌دهد، نشان‌دهنده همکاری عمیق رژیم پهلوی با اسرائیل در توسعه موشک‌های پیشرفته سطح به سطح است. این پروژه، که بخشی از یک سری قراردادهای نفت در برابر تسلیحات بود، نه تنها بیانگر وابستگی نظامی و فناوری رژیم پهلوی به اسرائیل است، بلکه نشان‌دهنده تلاش شاه برای تبدیل ایران به یک قدرت نظامی برجسته در خاورمیانه است.

زمینه تاریخی همکاری‌های نظامی ایران و اسرائیل

روابط ایران و اسرائیل در دوران رژیم پهلوی ریشه در استراتژی‌های منطقه‌ای و جهانی پس از جنگ جهانی دوم و به‌ویژه پس از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ دارد. اسرائیل، برای مقابله با تهدیدات کشورهای عربی و نفوذ شوروی در خاورمیانه، به دنبال ایجاد اتحاد با کشورهای غیرعرب استراتژیک مانند ایران بود. ایران، تحت رهبری محمدرضا شاه پهلوی، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود در خلیج‌فارس، منابع عظیم نفتی، و روابط نزدیک با ایالات متحده، به‌عنوان یک متحد کلیدی برای اسرائیل محسوب می‌شد. سند نیویورک تایمز نشان می‌دهد که اگرچه ایران و اسرائیل روابط دیپلماتیک رسمی نداشتند، اما از طریق نمایندگی‌های تجاری و دیدارهای مخفیانه مقامات نظامی، همکاری‌های عمیقی را در حوزه‌های نظامی و اقتصادی توسعه دادند.

پروژه فلاور، که در آوریل ۱۹۷۷ با امضای قراردادهایی بین شاه و شیمون پرز، وزیر دفاع وقت اسرائیل، آغاز شد، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این همکاری بود. این پروژه با هدف توسعه و اصلاح موشک‌های سطح به سطح، به‌منظور افزایش برد و جایگزینی قطعات آمریکایی برای امکان صادرات بدون نیاز به تأیید ایالات متحده، طراحی شده بود. این همکاری نشان‌دهنده وابستگی رژیم پهلوی به فناوری و تخصص اسرائیل برای دستیابی به توانمندی‌های موشکی پیشرفته است، که بخشی از برنامه بلندپروازانه شاه برای تبدیل ایران به قدرتمندترین نیروی نظامی خاورمیانه بود.

وابستگی موشکی رژیم پهلوی به اسرائیل

ماهیت پروژه فلاور

پروژه فلاور، طبق اسناد، شامل تولید موشک‌هایی با کلاهک‌های ۷۵۰ کیلوگرمی (۱۶۵۰ پوند) و برد تا ۳۰۰ مایل بود که قرار بود از طریق یک شرکت سوئیسی به مرکز ایران برای مونتاژ و آزمایش ارسال شوند. این پروژه نه تنها به توسعه موشک‌های پیشرفته می‌پرداخت، بلکه به‌دنبال رفع محدودیت‌های قانونی صادرات تسلیحات با جایگزینی قطعات آمریکایی بود، که نشان‌دهنده تلاش اسرائیل برای حفظ استقلال در صادرات تسلیحاتی و در عین حال تأمین نیازهای نظامی ایران است.

سند نشان می‌دهد که یک موشک در حضور ژنرال حسن طوفانیان، مسئول تدارکات تسلیحاتی ایران، در اسرائیل آزمایش شد. طوفانیان در مصاحبه‌ای این آزمایش را «زیبا» توصیف کرد و تأیید کرد که موشک کاملاً توسعه‌یافته بود، هرچند مشکلات فنی باقی‌مانده بود. این موضوع نشان‌دهنده سطح بالای فناوری موشکی اسرائیل و وابستگی ایران به این فناوری برای دستیابی به توانمندی‌های نظامی پیشرفته است.

ابعاد وابستگی فناوری

رژیم پهلوی، به دلیل محدودیت‌های داخلی در توسعه فناوری‌های پیشرفته نظامی، به شدت به تخصص و زیرساخت‌های اسرائیل وابسته بود. سند اشاره می‌کند که موشک‌های موردنظر شامل تجهیزات ناوبری اینرسی و سیستم‌های هدایت ساخت آمریکا بودند که اسرائیل اجازه صادرات آن‌ها را بدون تأیید آمریکا نداشت. برای رفع این محدودیت، اسرائیل در حال توسعه جایگزین‌هایی برای این قطعات بود، که نشان‌دهنده نقش محوری اسرائیل در ارائه فناوری‌های کلیدی به ایران است.

علاوه بر این، پروژه فلاور شامل برنامه‌ریزی برای ایجاد کارخانه مونتاژ موشک در نزدیکی سیرجان و محدوده آزمایشی در نزدیکی رفسنجان بود. این زیرساخت‌ها، که با همکاری کارشناسان ایرانی و اسرائیلی در حال توسعه بودند، نشان‌دهنده وابستگی رژیم پهلوی به اسرائیل نه تنها برای تأمین تسلیحات، بلکه برای ایجاد زیرساخت‌های لازم برای تولید و آزمایش آن‌ها است. این وابستگی فناوری، رژیم را در موقعیتی قرار می‌داد که بدون پشتیبانی اسرائیل، قادر به پیشبرد برنامه موشکی خود نبود.

وابستگی مالی و اقتصادی

پروژه فلاور بخشی از قراردادهای نفت در برابر تسلیحات بود که در آن ایران نفت خود را در ازای تسلیحات و فناوری اسرائیل مبادله می‌کرد. سند گزارش می‌دهد که ایران در سال ۱۹۷۸ با ارسال نفت به ارزش ۲۶۰ میلیون دلار از جزیره خارک، پیش‌پرداختی برای این پروژه انجام داد. این ترتیبات تهاتری نشان‌دهنده وابستگی اقتصادی دوجانبه است: اسرائیل به نفت ایران برای تأمین انرژی خود نیاز داشت، در حالی که رژیم پهلوی از این مبادلات برای تأمین مالی پروژه‌های نظامی پیشرفته، از جمله برنامه موشکی، استفاده می‌کرد.

این وابستگی مالی نشان‌دهنده محدودیت‌های بودجه‌ای رژیم پهلوی در تأمین هزینه‌های هنگفت توسعه نظامی بود. ژنرال طوفانیان در گفت‌وگوهای ثبت‌شده در اسناد اظهار داشت: «هیچ کشوری برای دفاع پول کافی ندارد، نه ایران و نه آمریکا.» این اظهارنظر نشان‌دهنده فشار مالی بر رژیم برای تأمین هزینه‌های پروژه‌های نظامی پیشرفته و اتکای آن به منابع خارجی، به‌ویژه اسرائیل، برای پیشبرد این برنامه‌ها است.

انگیزه‌های استراتژیک رژیم پهلوی

رژیم پهلوی انگیزه‌های متعددی برای همکاری موشکی با اسرائیل داشت که در سند نیویورک تایمز به خوبی برجسته شده‌اند:

۱.    تقویت توان نظامی منطقه‌ای: شاه محمد رضا پهلوی برنامه‌ای بلندپروازانه برای تبدیل ایران به قدرتمندترین نیروی نظامی خاورمیانه داشت. موشک‌های سطح به سطح با برد ۳۰۰ مایل، که قابلیت حمل کلاهک‌های متعارف و حتی هسته‌ای را داشتند، به ایران امکان می‌داد تا در برابر تهدیدات منطقه‌ای، به‌ویژه از سوی عراق و کشورهای عربی، برتری نظامی کسب کند. وابستگی به اسرائیل برای توسعه این موشک‌ها نشان‌دهنده ناتوانی ایران در تولید مستقل چنین تسلیحاتی بود.

۲.    مقابله با نفوذ شوروی: رژیم پهلوی، مانند اسرائیل، از نفوذ فزاینده اتحاد جماهیر شوروی در خاورمیانه نگران بود. همکاری با اسرائیل، که متحد نزدیک ایالات متحده بود، به رژیم امکان می‌داد تا در اردوگاه غرب جایگاه قوی‌تری کسب کند و در برابر حمایت شوروی از دشمنان منطقه‌ای ایران، مانند عراق، مقاومت کند.

۳.    مخفی‌کاری از ایالات متحده: سند نشان می‌دهد که ایران و اسرائیل قصد داشتند پروژه فلاور را از ایالات متحده مخفی نگه دارند، به‌ویژه به دلیل حساسیت‌های آمریکا نسبت به توسعه موشک‌هایی با قابلیت هسته‌ای. این مخفی‌کاری نشان‌دهنده تلاش رژیم پهلوی برای حفظ استقلال نسبی در سیاست نظامی خود بود، اما در عین حال وابستگی آن به اسرائیل برای اجرای این پروژه بدون جلب توجه آمریکا را برجسته می‌کند.

۴.    تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی: همکاری با اسرائیل به رژیم پهلوی امکان می‌داد تا جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای تقویت کند. موشک‌های پیشرفته نه تنها توان بازدارندگی ایران را افزایش می‌دادند، بلکه به رژیم مشروعیت سیاسی در صحنه بین‌المللی ارائه می‌کردند.

نقش قابلیت هسته‌ای در پروژه فلاور

یکی از جنبه‌های حساس پروژه فلاور، بحث در مورد قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای توسط موشک‌های توسعه‌یافته بود. سند گزارش می‌دهد که ژنرال وایزمن و موشه دایان، وزیر امور خارجه وقت اسرائیل، به امکان مجهز شدن این موشک‌ها به کلاهک هسته‌ای اشاره کردند. دایان تأکید کرد که این موضوع ممکن است با حساسیت‌های آمریکا مواجه شود و باید در نهایت با ایالات متحده مطرح شود. ژنرال طوفانیان نیز در مصاحبه تأیید کرد که اگرچه ایران در آن زمان به دنبال سلاح هسته‌ای نبود، اما این امکان برای آینده رد نشده بود.

این گفت‌وگوها نشان‌دهنده یک وابستگی استراتژیک عمیق‌تر است، زیرا رژیم پهلوی به اسرائیل به‌عنوان یک شریک بالقوه برای دستیابی به فناوری‌های پیشرفته، از جمله در حوزه تسلیحات با قابلیت هسته‌ای، نگاه می‌کرد. اگرچه ایران پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای ۱۹۶۸ را امضا کرده بود، اما این مذاکرات نشان‌دهنده تمایل رژیم به حفظ گزینه‌های استراتژیک برای آینده بود.

پیامدهای وابستگی موشکی

وابستگی رژیم پهلوی به اسرائیل برای توسعه برنامه موشکی پیامدهای متعددی داشت:

1.    تأخیر در توسعه داخلی: اتکا به فناوری و تخصص اسرائیل، توسعه زیرساخت‌های داخلی ایران برای تولید تسلیحات پیشرفته را کند کرد. این وابستگی رژیم را در برابر تغییرات سیاسی، مانند انقلاب 1979 که همکاری با اسرائیل را متوقف کرد، آسیب‌پذیر ساخت.

2.    حساسیت‌های سیاسی داخلی: همکاری نزدیک با اسرائیل، به‌ویژه در حوزه‌ای حساس مانند توسعه موشکی، رژیم پهلوی را در برابر انتقادات داخلی، به‌ویژه از سوی گروه‌های مذهبی و ملی‌گرا، آسیب‌پذیر کرد. این انتقادات، که همکاری با اسرائیل را نشانه‌ای از وابستگی به غرب می‌دانستند، به تضعیف مشروعیت رژیم کمک کرد.

3.    پیچیدگی‌های روابط با آمریکا: مخفی‌کاری پروژه فلاور از ایالات متحده نشان‌دهنده تلاش رژیم برای حفظ استقلال در سیاست نظامی خود بود، اما این موضوع می‌توانست روابط ایران با آمریکا را در صورت افشا پیچیده کند. وابستگی همزمان به اسرائیل و آمریکا رژیم را در موقعیت حساسی قرار می‌داد.

4.    توقف پروژه پس از انقلاب: با به قدرت رسیدن آیت‌الله خمینی در فوریه 1979، همکاری‌های نظامی با اسرائیل متوقف شد. این امر نشان‌دهنده شکنندگی وابستگی رژیم به شرکای خارجی بود، زیرا تغییرات سیاسی داخلی به قطع کامل این همکاری‌ها منجر شد.

تحلیل و استنباط

وابستگی موشکی رژیم پهلوی به اسرائیل، که در پروژه فلاور به اوج خود رسید، نتیجه محدودیت‌های داخلی ایران در توسعه فناوری‌های پیشرفته و جاه‌طلبی‌های شاه برای تبدیل ایران به یک قدرت نظامی منطقه‌ای بود. این وابستگی در چندین سطح قابل تحلیل است:

۱.    وابستگی فناوری: رژیم پهلوی به دلیل ناتوانی در توسعه مستقل موشک‌های پیشرفته، به تخصص و زیرساخت‌های اسرائیل وابسته بود. این وابستگی در جایگزینی قطعات آمریکایی و ایجاد زیرساخت‌های مونتاژ و آزمایش موشک در ایران مشهود بود.

۲.    وابستگی اقتصادی: ترتیبات تهاتری نفت در برابر تسلیحات نشان‌دهنده وابستگی مالی رژیم به اسرائیل برای تأمین هزینه‌های پروژه‌های نظامی بود. پیش‌پرداخت ۲۶۰ میلیون دلاری نفت در سال ۱۹۷۸ نمونه‌ای از این وابستگی است.

۳.    وابستگی استراتژیک: همکاری با اسرائیل به رژیم امکان می‌داد تا در برابر تهدیدات منطقه‌ای و نفوذ شوروی موضع قوی‌تری اتخاذ کند. این همکاری همچنین به رژیم مشروعیت سیاسی در صحنه بین‌المللی ارائه می‌کرد.

۴.    ریسک‌های سیاسی: مخفی‌کاری از ایالات متحده و همکاری در حوزه‌ای حساس مانند موشک‌های با قابلیت هسته‌ای، رژیم را در برابر ریسک‌های سیاسی داخلی و بین‌المللی قرار می‌داد.

سند نیویورک تایمز تصویری روشن از وابستگی موشکی رژیم پهلوی به اسرائیل ارائه می‌دهد که در پروژه فلاور متبلور شده است. این پروژه، که بخشی از تلاش شاه برای تبدیل ایران به یک قدرت نظامی برجسته بود، نشان‌دهنده اتکای رژیم به فناوری، تخصص و منابع مالی اسرائیل برای دستیابی به توانمندی‌های موشکی پیشرفته است. این وابستگی، اگرچه در کوتاه‌مدت به رژیم امکان می‌داد تا جایگاه خود را در منطقه تقویت کند، در بلندمدت به دلیل محدودیت‌های داخلی و حساسیت‌های سیاسی، به یکی از نقاط ضعف رژیم تبدیل شد. انقلاب ۱۹۷۹ و قطع همکاری‌ها با اسرائیل، شکنندگی این وابستگی را آشکار کرد و نشان داد که اتکا به شرکای خارجی بدون توسعه زیرساخت‌های داخلی می‌تواند پیامدهای سنگینی برای ثبات رژیم داشته باشد.

این تحلیل نه تنها ابعاد وابستگی موشکی رژیم پهلوی به اسرائیل را روشن می‌کند، بلکه به درک بهتر سیاست خارجی و جاه‌طلبی‌های نظامی شاه در بستر رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی کمک می‌کند. پروژه فلاور نمونه‌ای از اتحادهای استراتژیک پیچیده‌ای است که در سایه جنگ سرد شکل گرفتند و پیامدهای آن‌ها همچنان در تحلیل تاریخ معاصر خاورمیانه اهمیت دارد.

 

در ادامه ترجمه سند از نظر می‌گذرد:

یویورک تایمز، ۱ آوریل ۱۹۸۶

جزئیات قرارداد موشکی اسرائیل با شاه

نویسنده: الین سیولینو
ویژه نیویورک تایمز

واشنگتن - پیش از سقوط شاه در سال 1979، اسرائیل در پروژه‌ای چند میلیارد دلاری برای اصلاح موشک‌های پیشرفته سطح به سطح برای فروش به ایران مشارکت داشت، بر اساس اسنادی که گفته می‌شود توسط دیپلمات‌های اسرائیلی در تهران به جا گذاشته شده‌اند.

این اسناد نشان می‌دهند که اسرائیلی‌ها به ایرانیان گفته بودند این موشک‌ها می‌توانند به کلاهک‌های هسته‌ای مجهز شوند، هرچند این امکان پیگیری نشد. دو طرف توافق کردند که اگر ایران خواستار توانایی هسته‌ای باشد، این موضوع با آمریکایی‌ها مشکل ایجاد خواهد کرد. اسرائیلی‌ها اندکی پیش از انقلاب ۱۹۷۹ ایران را ترک کردند.

اسناد اسرائیلی که به زبان انگلیسی هستند، توسط ایرانیانی که در نوامبر ۱۹۷۹ سفارت آمریکا را اشغال کردند، در قالب کتاب‌های کاغذی منتشر شدند. این افراد بیش از 50 جلد اسناد محرمانه یافت‌شده در سفارت را منتشر کرده‌اند.

پروژه ایران و اسرائیل، با نام رمز «فلاور» (Flower)، یکی از شش قرارداد نفت در برابر تسلیحات بود که در آوریل ۱۹۷۷ در تهران توسط شاه محمد رضا پهلوی و شیمون پرز، وزیر دفاع وقت اسرائیل، امضا شد.

روابط تجاری دو کشور
در آن زمان، ایران و اسرائیل روابط دیپلماتیک نداشتند، اما دارای نمایندگی‌های تجاری بودند. علاوه بر این، ایران تنها کشور خاورمیانه بود که حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخته بود.

بر اساس متن گفت‌وگوهای موجود در اسناد، دو کشور قصد داشتند بهبود پیشنهادی موشک را از ایالات متحده مخفی نگه دارند. اگرچه مقامات رسمی ایالات متحده از تبادل دیدارهای مخفیانه رهبران نظامی اسرائیل و ایران آگاه بودند، اما طبق مصاحبه‌هایی با مقامات سابق وزارت امور خارجه، پنتاگون، سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) و شورای امنیت ملی، از ماهیت این گفت‌وگوها اطلاع نداشتند.

مالکیت موشک‌های سطح به سطح بخشی از برنامه شاه برای تبدیل ایران به قدرتمندترین نیروی نظامی در خاورمیانه بود. برای اسرائیلی‌ها، این قرارداد تضمین تأمین نفت و همچنین تأمین مالی تحقیقات نظامی پیشرفته را فراهم می‌کرد.

توقف کار پس از انقلاب
طبق اسناد، یک موشک در حضور یک ژنرال ایرانی در اسرائیل آزمایش شد. هدف پروژه، افزایش برد موشکی بود که اسرائیل در اوایل دهه ۱۹۷۰ توسعه داده بود و جایگزینی قطعات تأمین‌شده توسط آمریکا، به‌گونه‌ای که اسرائیل بتواند بدون نیاز به تأیید آمریکا آن را صادر کند. اسرائیل هنوز در حال تکمیل این موشک بود که آیت‌الله روح‌الله خمینی در فوریه ۱۹۷۹ به قدرت رسید و همکاری با اسرائیل را متوقف کرد.

دو مقام ایرانی درگیر در این پروژه، ژنرال حسن طوفانیان، مسئول تدارکات تسلیحاتی، و دریادار کمال حبیب‌اللهی، فرمانده نیروی دریایی، در مصاحبه‌هایی تأیید کردند که گفت‌وگوهای ثبت‌شده در اسناد معتبر هستند. این دو اکنون در ایالات متحده زندگی می‌کنند.

در مصاحبه‌ای دیگر، عزر وایزمن، که در مه ۱۹۷۷ وزیر دفاع اسرائیل شد و اکنون عضو کابینه تحت نخست‌وزیری شیمون پرز است، صحت اسناد را رد نکرد.

تأیید تماس‌ها توسط وایزمن
وایزمن در مصاحبه تلفنی از اورشلیم گفت: «بدیهی است که ما با ایران روابط داشتیم و من شخصاً ژنرال طوفانیان را می‌شناختم. گفت‌وگوهای زیادی با او در تل‌آویو و تهران داشتم. اما فکر نمی‌کنم مناسب باشد که من، به‌عنوان وزیر دفاع سابق و وزیر کنونی کابینه اسرائیل، درباره امور دولتی مربوط به سال ۱۹۷۷ اظهارنظر کنم.»

مقامات دیگر اسرائیلی این اسناد را جعلی خواندند. آوی پازنر، سخنگوی وزارت امور خارجه اسرائیل، گفت: «این شایعات و اسناد جعلی معمولاً توسط رژیم کنونی تهران منتشر می‌شوند تا رژیم قبلی را بی‌اعتبار کنند.» اوری ساویر، سخنگوی پرز، گفت: «من چیزی به اظهارات آقای پازنر اضافه نمی‌کنم.»

طبق اسناد، پروژه فلاور شامل تولید موشک‌هایی با کلاهک‌هایی به وزن ۷۵۰ کیلوگرم (۱۶۵۰ پوند) و برد تا ۳۰۰ مایل بود. این موشک‌ها قرار بود از طریق یک شرکت سوئیسی به مرکز ایران برای مونتاژ و آزمایش ارسال شوند.

اسناد در کتابخانه‌ها موجود است
کتاب‌های حاوی این اسناد در تهران به فروش می‌رسند و در کتابخانه‌های دانشگاه هاروارد، دانشگاه شیکاگو، دانشگاه کلمبیا و کتابخانه کنگره در دسترس هستند. جلد مربوط به پروژه موشکی، که سه سال پیش منتشر شد، از طریق کتابخانه ایرانی انسینو، کالیفرنیا، در اختیار نیویورک تایمز قرار گرفت.

ریچارد هلمز، مدیر سابق سیا و سفیر سابق در ایران که اکنون مشاور خاورمیانه است، گفت: «تعجب نمی‌کنم که این اسناد تا کنون به‌طور گسترده مطرح نشده‌اند. این کتاب‌ها زمانی که اولین جلدها منتشر شدند، توجه زیادی را جلب کردند، اما از زمان بحران گروگان‌گیری، علاقه به ایران به شدت کاهش یافته است. حتی اگر جلدهای جدید همچنان به‌صورت منظم منتشر شوند، در محافل اطلاعاتی به‌عنوان نوعی تاریخ باستانی تلقی می‌شوند.»

سفر به اسرائیل در سال 1977
برخی از اسناد به ژوئیه 1977 بازمی‌گردند، دو ماه پس از سقوط دولت کارگری اسرائیل و انتخاب مناخم بگین به‌عنوان نخست‌وزیر. در آن زمان، شاه که نگران پایداری قراردادهای نظامی امضاشده با پرز بود، ژنرال طوفانیان را به اسرائیل فرستاد.

طبق گفت‌وگویی ثبت‌شده در اسناد، ژنرال وایزمن سعی کرد ژنرال طوفانیان را به نیاز ایران به یک موشک پیشرفته متقاعد کند. وایزمن گفت: «شما باید یک موشک زمین به زمین داشته باشید. کشوری مثل شما با اف-14ها، با این تعداد اف-4، با مشکلاتی که اطراف شما را احاطه کرده‌اند، با یک نیروی موشکی خوب، هوشمند و عاقل.»

سپس، شاید به‌عنوان یک تاکتیک مذاکره، او تقریباً پروژه موشکی را لغو کرد و به ایرانی گفت: «فلاور برای ما اولویت اصلی نیست.» ژنرال طوفانیان اشاره کرد که چنین پروژه‌ای ممکن است بیش از توان مالی ایران هزینه داشته باشد. او گفت: «هیچ کشوری برای دفاع پول کافی ندارد، هیچ کشوری، نه ایران و نه آمریکا.»

«زیبا بود»
توسعه موشک توسط اسرائیل به حدی پیشرفته بود که ژنرال طوفانیان توانست در جریان بازدید خود شاهد شلیک یک موشک باشد. او در مصاحبه به یاد آورد: «زیبا بود، زیبا، یک موشک کاملاً توسعه‌یافته.» او افزود که مشکلات فنی باید پیش از تحویل موشک توسط اسرائیل برطرف می‌شدند.

از جمله اجزای موشک، تجهیزات ناوبری اینرسی ساخت آمریکا و سیستم هدایت بود که اسرائیل اجازه نداشت آن‌ها را در اختیار دولت‌های دیگر قرار دهد. همچنین مشکل سیاسی جدی‌تری وجود داشت: واکنش ایالات متحده در صورت آگاهی از همکاری مخفیانه دو متحد خود برای توسعه موشکی با قابلیت هسته‌ای.

در اسناد، ژنرال وایزمن گفت که این موشک می‌تواند کلاهک هسته‌ای حمل کند. او اظهار داشت: «همه موشک‌ها می‌توانند کلاهک اتمی یا متعارف حمل کنند.»

خلاصه گفت‌وگویی در همان روز بین ژنرال طوفانیان و موشه دایان، وزیر امور خارجه وقت اسرائیل، بیان می‌کند:
«
ژنرال دایان به حساسیت آمریکایی‌ها نسبت به معرفی نوع موشک‌های پیش‌بینی‌شده در پروژه مشترک اشاره کرد. او افزود که موشک زمین به زمین که بخشی از پروژه مشترک است، می‌تواند به‌عنوان موشکی با کلاهک هسته‌ای نیز تلقی شود، زیرا با کلاهکی به وزن 750 کیلوگرم، می‌تواند دو منظوره باشد.»

سؤال درباره توانایی هسته‌ای
اسناد توصیف می‌کنند که ژنرال دایان گفته است: «در مرحله‌ای، این مشکل باید با آمریکایی‌ها مطرح شود» و او این موضوع را در دیدار بعدی با شاه بحث خواهد کرد.

ژنرال طوفانیان در مصاحبه گفت که اگرچه اسرائیلی‌ها صراحتاً نگفتند که توانایی هسته‌ای دارند یا مایل به انتقال چنین قابلیتی به ایران هستند، اما این موضوع در گفت‌وگوها تلویحاً مطرح شد. او گفت: «وقتی این صفحات را می‌خوانید، شکی در این مورد وجود ندارد.» او افزود که ایران در آن زمان به دنبال سلاح هسته‌ای نبود، اما «این به این معنا نبود که در دهه‌ای دیگر علاقه‌مند نباشیم.»

ایران پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای 1968 را امضا کرده بود، اما رهبران اسرائیل هرگز به داشتن تسلیحات هسته‌ای اذعان نکردند. با این حال، مقامات سیا و اطلاعات آمریکا نتیجه گرفتند که اسرائیل تا اوایل دهه 1970 تسلیحات هسته‌ای تولید کرده بود.

مقامات آمریکایی گفتند که می‌دانستند اسرائیل در حال توسعه موشکی است که می‌توانست کلاهک هسته‌ای حمل کند. آن‌ها همچنین می‌دانستند که ایران نفت به اسرائیل می‌فرستد. اما نمی‌دانستند که ایران در توسعه تسلیحات اسرائیل مشارکت دارد.

پیش‌پرداخت با نفت
ژنرال طوفانیان در مصاحبه گفت که ایران در سال 1978 با ارسال نفت به ارزش 260 میلیون دلار از جزیره خارک، پیش‌پرداختی برای موشک انجام داد. تیمی از کارشناسان ایرانی کار بر روی محل کارخانه مونتاژ موشک در نزدیکی سیرجان، در مرکز ایران، را آغاز کردند. یک محدوده آزمایشی قرار بود در نزدیکی رفسنجان ایجاد شود، از جایی که موشک می‌توانست 300 مایل به سمت شمال به بیابان یا جنوب به خلیج عمان شلیک شود.

پروژه فلاور تنها یکی از چندین پروژه نظامی مشترک ایران و اسرائیل بود. طبق اسناد، خلاصه گفت‌وگویی در ژوئیه 1978 در تهران بین دریادار حبیب‌اللهی و فرمانده نیروی دریایی اسرائیل، دریادار مایکل بارکای، امکانات دیگر را ترسیم کرد. این سند اقلامی را که اسرائیل آماده فروش داشت، از سیستم‌های راداری پیشرفته تا سیستم‌هایی برای تبدیل هواپیماها به استفاده دریایی، فهرست می‌کند و به امکان «تقویت پروژه فلاور» برای پرتاب موشک‌ها از زیردریایی‌ها اشاره دارد.

دریادار حبیب‌اللهی، که اکنون در منطقه واشنگتن زندگی می‌کند، در مصاحبه گفت: «همیشه علاقه‌ام به داشتن نیروی زیردریایی بود. و ما در حال بررسی موشک‌های تاکتیکی غیرهسته‌ای برای زیردریایی‌هایمان بودیم.»

شگفتی مقامات آمریکایی
گری سیک، متخصص ایران در شورای امنیت ملی در دولت جیمی کارتر، گفت: «از این اسناد شگفت‌زده شدم، شگفت‌زده از اینکه دو کشور نزدیک به ایالات متحده عملیات نظامی مشترکی را بدون اطلاع ما انجام می‌دادند.»

هارولد ساندرز، دستیار سابق وزیر امور خارجه در امور خاور نزدیک، گفت: «اسرائیل چیزهای زیادی برای ایرانیان ساخت که ما از آن‌ها اطلاع نداشتیم. اما شگفت‌آور است که اسرائیلی‌ها ایرانیان را در توسعه موشکی که ممکن است بخشی از برنامه هسته‌ای آن‌ها بوده باشد، مشارکت داده باشند. اگر این‌طور باشد، تعجب می‌کنم که ما از آن خبر نداشتیم».

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: