غزه؛ بخشندهی دیروز و تنهایِ امروز

پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ مسئله فلسطین در سدهی بیستم و بیست و یکم همواره در مرکز توجه جهان عرب و جهان اسلام بوده است. مردم فلسطین، و بهویژه ساکنان نوار غزه، در طول دههها نه تنها خود قربانی اشغال، محاصره و جنگهای مکرر بودهاند، بلکه در برهههایی تاریخی جلوههایی آشکار از همبستگی و ایثار نسبت به دیگر ملتهای عربی و اسلامی نشان دادهاند. اسناد تاریخی باقیمانده از دههی ۱۹۴۰ میلادی بهخوبی گواهی میدهند که مردم غزه، علیرغم فقر و محدودیتهای فراوان، در کمک به ملتهای دیگر پیشگام بودهاند.
یکی از این اسناد مربوط به سال ۱۹۴۴ است؛ زمانی که اهالی خانیونس(غزه) با گردآوری مبالغی مالی، کمک خود را به فقیران مصر ـ در مناطق قنا و اسوان ـ ارسال کردند. سند دیگری از سال ۱۹۴۵ نشان میدهد که خانوادهای فلسطینی از غزه هزینهای برای ساخت بیمارستانی در مدینه منوره، عربستان سعودی، اهدا کرده است. این نمونهها نه تنها ارزش تاریخی دارند، بلکه بیانگر روحیهی عمیق همبستگی میان ملتهای عربی در دورهای هستند که هنوز پروژهی اشغال و تفرقه بهشدت امروز پیشروی نکرده بود.
در مقابل، واقعیت امروز کاملاً متناقض است. مصر، که در آن زمان از یاری مردم غزه بهرهمند شد، اکنون بارها گذرگاه رفح را بسته و از ایفای نقش فعال در کاهش رنجهای انسانی مردم غزه خودداری کرده است. عربستان سعودی نیز که روزی شاهد مشارکت غزه در توسعهی زیرساختهای بهداشتی خود بود، امروز در برابر جنایات اشغالگران علیه مردم فلسطین موضعی منفعل و گاه مبهم دارد. این تغییر مواضع از همبستگی به سکوت، پرسشهای مهمی را دربارهی تحولات سیاسی، اجتماعی و منطقهای در جهان عرب مطرح میکند.
سندی از همبستگی مردمی در ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵
اسناد کنسولگری مصر در شهر قدس نشان میدهند که در تاریخ ۲۰ آوریل ۱۹۴۴، مبلغی برابر با ۳۹۰ جنیه فلسطینی از سوی اهالی خانیونس به فقیران قنا و اسوان در مصر ارسال شد. متن سند بر تقدیر و تشکر رسمی دولت مصر از مردم خانیونس تأکید میکند و این اقدام را نشانهی «اخلاص» و «برادری» میان ملتها میداند.
یک سال بعد، در ۱۹۴۵، مطبوعات منطقهای گزارش دادند که بانویی از خاندان ابوخضره در غزه مبلغی قابلتوجه برای احداث بیمارستانی در مدینه منوره اختصاص داده است. این اقدام بازتاب گستردهای یافت و بهعنوان نمونهای از «غزة العطاء المتجدد» (غزهی بخشندهی همیشگی) مورد ستایش قرار گرفت.
این دو سند اگرچه از نظر حجم مالی ممکن است محدود به نظر برسند، اما اهمیت آنها در دو سطح قابل بررسی است:
۱. از منظر تاریخی، نشاندهندهی آن است که فلسطینیان، حتی در شرایط سختِ تحت قیمومیت بریتانیا و تهدید صهیونیسم، به ارزشهای همبستگی عربی پایبند بودهاند.
۲. از منظر اجتماعی ـ فرهنگی، آشکار میسازد که غزه نه تنها منطقهای مصرفکنندهی کمکها نبوده، بلکه در جایگاه «بخشنده» نیز عمل کرده است.
غزه بهعنوان بخشی از پیکرهی امت عربی در دهههای میانی قرن بیستم
برای درک عمق این اقدامات باید بستر تاریخی آن دوره را بررسی کرد. دههی ۱۹۴۰ مقارن بود با تحولات بزرگ در خاورمیانه: پایان جنگ جهانی دوم، افزایش مهاجرت یهودیان به فلسطین تحت حمایت استعمار بریتانیا، و شکلگیری تدریجی پروژهی دولت صهیونیستی. در چنین فضایی، غزه یکی از فقیرترین و پرجمعیتترین مناطق فلسطین به شمار میرفت.
با این وجود، همبستگی عربی در آن زمان بیشتر جنبهای اخلاقی و اجتماعی داشت تا صرفاً سیاسی. نخبگان و مردم عادی باور داشتند که ملتهای عربی یک پیکرهی واحدند و مشکلات هر بخش از آن باید با مشارکت دیگر بخشها حل شود. از این منظر، کمکهای مردم غزه به مصر و عربستان سعودی را میتوان نمادی از «پانعربیسم اجتماعی» پیش از رسمی شدن ناصریسم دانست.
این وضعیت را اگر با امروز مقایسه کنیم، درمییابیم که فاصلهای عمیق میان آرمانهای همبستگی و واقعیت سیاستهای دولتهای عربی ایجاد شده است. تحولات پس از ۱۹۴۸، بهویژه جنگهای اعراب و اسرائیل، توافقنامههای صلح جداگانه و رقابتهای ژئوپولیتیک، موجب تغییر جدی در رویکرد کشورهای عربی نسبت به فلسطین شد. مصر و عربستان سعودی بهعنوان دو بازیگر اصلی منطقه، نقش تعیینکنندهای در این تغییرات داشتهاند.
الف) مصر
مصر در دهههای گذشته فراز و فرودهای بسیاری در سیاست خود نسبت به فلسطین تجربه کرده است. اگرچه در جنگهای ۱۹۴۸، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ بهطور مستقیم وارد نبرد شد، اما پس از امضای معاهدهی کمپ دیوید در ۱۹۷۸ و برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل، سیاستی دوگانه در پیش گرفت.
در مورد غزه، نقش مصر بهویژه در مدیریت گذرگاه رفح بسیار حساس است. این گذرگاه تنها مرز غزه با جهان خارج (غیر از مرزهای تحت کنترل اسرائیل) است و هرگونه محدودیت در آن تأثیری مستقیم بر زندگی مردم دارد. در بسیاری از بحرانها، از جمله جنگهای ۲۰۰۸، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۳، بستهبودن این گذرگاه مانع رسیدن کمکهای انسانی و پزشکی به غزه شده است. از این منظر، سیاست مصر از همبستگی تاریخی دههی ۱۹۴۰ فاصلهی معناداری گرفته و بیشتر در چارچوب معادلات امنیتی و توافقهای بینالمللی تعریف میشود.
ب) عربستان سعودی
عربستان سعودی نیز در گفتمان رسمی همواره از مسئله فلسطین بهعنوان «قضیهی اول جهان اسلام» یاد کرده است. با این حال، در عمل طی دهههای اخیر سیاستهایش بیشتر متأثر از روابط استراتژیک با ایالات متحده و رقابتهای منطقهای بوده است.
در حالی که مردم غزه در ۱۹۴۵ در توسعهی زیرساختهای بهداشتی مدینه منوره سهیم شدند، عربستان امروز حاضر به اتخاذ موضعی قاطع در برابر جنایات اسرائیل نیست. حتی روند عادیسازی روابط با تلآویو ـ هرچند هنوز به شکل کامل تحقق نیافته ـ نشانهای است از اولویت یافتن ملاحظات سیاسی و اقتصادی بر آرمانهای همبستگی تاریخی.

در ادامه متن سند بههمراه ترجمه آن از نظر میگذرد:
القنصلية الملكية المصرية العامة
بمدينة القدس
فلسطين وشرق الأردن
رقم الوارد ٨٣٢٧
رقم السجل ٣/١/٨/٢
حرر في ٢٠ أبريل ١٩٤٤
حضرة المحترم رئيس بلدية خان يونس،
بعد التحية،
تسلمت مع الاحترام مبلغا قدره ٣٥٠ و٤٠ جنيهاً فلسطينياً، قيمة ما تبرعتم وحضرات اخوانكم ببعثه للفقراء قنا واسوان.
واني إذ اشكر حضرتكم وحضرات اخوانكم وأهالي خان يونس الكرام الذين دفعتم باخلاص إلى التبرع للفقراء من اخوانكم المتعوزين بهذه الفرصة كي أقدم سلامي واحترامي.
وتقبلوا بهذا أطيب الامال المخلص بالنيابة المقدّم ذكره.
وتفضلوا بقبول فائق الاحترام.
القنصل العام
غزة العطاء المتجدد ١٩٤٥
السيدة أبو خضرة تبرعت بانشاء مستشفى في المدينة المنورة…
ترجمه فارسی:
کنسولگری سلطنتی عمومی مصر
شهر قدس، فلسطین و شرق اردن
شماره وارده: ۸۳۲۷
شماره ثبت: ۳/۱/۸/۲
تاریخ: ۲۰ آوریل ۱۹۴۴
جناب رئیس محترم شهرداری خان یونس،
با سلام،
با احترام مبلغ ۳۵۰ و ۴۰ جنیه فلسطینی را دریافت کردم که ارزش آن همان اعانهای است که شما و برادرانتان برای فقیران قنا و اسوان ارسال داشتهاید.
از حضرتعالی، برادرانتان و اهالی شریف خان یونس که با اخلاص برای کمک به فقیران نیازمند در قنا و اسوان مشارکت کردهاید، صمیمانه تشکر میکنم و در این فرصت سلام و احترام خود را تقدیم میدارم.
لطفاً مراتب احترام عمیق مرا بپذیرید.
کنسول کل
«یادداشت میگوید که در سال ۱۹۴۵ بانویی از خانواده ابوخضره از غزه برای ساخت بیمارستانی در مدینه منوره عربستان کمک مالی کرده است.»