«سختی معیشت» و «سوء استفادههای دستگاههای دولتی» بنای مخالفت با جشنهای ۲۵۰۰ ساله
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی - عباس علیبخشی؛ «جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران» یکی از جشنهای پُرهزینه رژیم پهلوی بود که به بهانه ۲۵۰۰ سالگرد نظام سلطنتی در ایران از 20 تا 27 مهرماه 1350 در سراسر کشور و نمایندگیهای ایران در خارج از کشور برگزار شد. یکی از اهداف رژیم پهلوی از برگزاری این جشنها، اثبات مشروعیت و مقبولیت خود در داخل بود. محمدرضا پهلوی در نظر داشت با تأکید بر استمرار ۲۵۰۰ ساله نظام شاهنشاهی در ایران، به اذهان عمومی چنین القاء نماید که این نوع نظام سیاسی، تنها مدل حکومتی ثابت و پایدار در ایران بوده است. از طرفی رژیم پهلوی با صرف هزینههای بسیار و ریختوپاشهای فراوان در تلاش بود با دعوت مهمانان مختلف از سراسر دنیا اعم از مقامات سیاسی، هنرمندان، خبرنگاران و ... برای خود وجه و پرستیژ بینالمللی کسب کند.
اما بیتوجهی به خواست و نظر مردم در برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله، هزینههای بالای برگزاری این جشنها (هزینه کل جشنهای ۲۵۰۰ ساله معادل ۲۰۰ میلیون دلار بوده است)، شرایط بد اقتصادی مردم، عدم توسعه همهجانبه در ایران به همراه فساد و تبعیض فراوان سبب شد که ساواک نیز در گزارشی که طی یک نظرسنجی به مناسبت برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله انجام داده بود، اذعان نماید که اکثریت مردم ایران اعم از بازاری، روحانی، دانشجو، کارمند و دانشآموز با برگزاری چنین جشنهای پُرهزینه و بیفایدهای مخالف باشند.
ساواک در این گزارش با تقسیمبندی کلی مردم ایران به دو دسته اقلیت موافق و اکثریت مخالف برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله و تقسیمبندی مخالفان اصلی به اقشار معلمان و فرهنگیان، دانشجویان داخل و خارج کشور و روحانیون، دلایل مخالفت مردم با برگزاری این جشنها را بهصورت کلی بیان نموده است. وضعیت بد معیشتی مردم، شرایط زیستی نامناسب بهخصوص در استانهای مرزنشین، هزینههای بالای برگزاری جشنها، افزایش بیرویه قیمتها، تأثیرگذاری بلند مدت هزینه برگزاری جشنها در مقابل آثار کوتاهمدت تبلیغاتی، عدم توجه به مناطق محروم و طبقات فرودست جنوب شهرنشین، بیتوجهی به هنر اصیل ایرانی و استفاده از نیروها و شرکتهای خارجی در برگزاری جشنها (از آذینبندی تا تهیه غذا) در کنار مواردی چون ضعف دستگاههای تبلیغاتی رژیم (رادیو، تلویزیون و مطبوعات) و حملات رسانههای بیگانه به برگزاری این جشنها، از جمله دلایل و عواملی است که موجب رویگردانی مردم ایران از جشنهای 2500 ساله شده بود. نکته قابل توجه در انتهای این گزارش، سوء استفاده دستگاههای اداری و عناصر وابسته به رژیم پهلوی از مردم به بهانه برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ است. گرفتن پول از طبقات کارگر، دانشآموز و کسبه به بهانه کمک به برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ توسط عوامل رژیم پهلوی که در گزارش ساواک از آنان با عنوان «کَلاش» نام برده شده است، موجب نارضایتی مضاعف در بین مردم شده بود. در ادامه متن کامل گزارش ساواک درخصوص نظرسنجی از افکار عمومی جامعه در آستانه برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله میآید:
رفتار عمومی در زمینه مراسم و مقدمات برگزاری جشن ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را میتوان به طورکلی در دو قسمت مورد بررسی قرار داد:
۱- طبقاتی که به نوعی با دستگاههای دولتی و مصادر قدرت بستگی [وابستگی] داشته و بر روال معمول در مسیر اقدامات دولت تظاهرات هماهنگ دارند.
۲- دسته دیگر شامل تركيبات مختلف و مجموعاً اکثریت مردم که با قضاوتی مشكوك و در بعضی موارد منفی در جهت مقابل دستگاههای دولتی قرار گرفتهاند.
گروه نخست همچنان که در گیرودار تصمیمات دیگر دولت به هر حال خود را سهیم و از جهاتی ذینفع تلقی مینمایند، بالطبع در قبال فعالیتهای مربوط به مراسم جشن نیز رفتاری متعادل نشان میدهند. نظامیان، مأمورین انتظامی و افراد وابسته به تشکیلات حساس دولتی از جمله عناصر این گروه میباشند.
دسته مخالف که در واقع ترکیبی از قاطبه اجتماع است روی ملاحظات عدیده اصولاً برداشتهای دولتی و از جمله تصمیم به برگزاری جشنها را با دیدی مخالف و نهایت بیتفاوت برانداز میکنند. این دسته که اکثراً در شرایط زیستی نامناسب نیز به سر میبرند متأسفانه از جهت برخورد مستقیم با پارهای تبعیضات، اجحافات و ندانمکاری مصادر امور، وضع بد خیابانها و کوچههای جنوب شهر تهران، سرعت در مرمت بعضی مسیرهای معین بدون توجه به میزان هزینه آنها و همچنین تأثیرپذیری غیرمستقیم از تبلیغات مسموم، در قبال کلیه تظاهرات دستگاههای مسئول حالتی بهانهجو و در واقع مریضگونه دارند. کارمندان، اصناف و پیشهوران، کارگران، معلمین، روحانیون قشرى مسلك و دانشجويان كمبضاعت اجزاء خاص این طبقه هستند.
دستجات مذکور هر کدام بهنحوی و تحتتأثیر شرایطی عدم تمایل واحياناً مخالفت خود را با برگزاری جشنها ابراز میدارند. این دسته از مخالفین که از نظر تعداد قابلتوجه بوده و در واقع در جمع مذکور اکثریت را واجد میباشند بنای مخالفتشان بیشتر ناشی از سختی معیشت است! و ضمن اینکه دلیل موجهی برای عدم شرکت در انجام تعهدات ناسیونالیستی و وظایف میهنی ارائه نمیدهند. اصولاً رسالتی را که در این زمینه برعهده دارند بهدرستی لمس نمیکنند و مضافاً در شرایطی که افزایش بیتناسب قيمتها، وصول جرائم سنگین تخلفات رانندگی، اخذ عوارض نوسازی با جرائم متعلقه و دهها تضییقات دیگر از یک طرف و تبلیغات رادیوهای بیگانه و انتشار مطالب کذب و اغراقآمیز درخصوص مصارف عظیم جشن از سوی دیگر بر افکار و سنجش آنها سنگینی میکند، بدون آنکه قائم به عقیده ثابتی باشند در مسیر هدفهای تبلیغات منفی کشیده میشوند و در توجیه نظر خود چنین عنوان میکنند: «بهتر است هزینه این جشنها در جهت کارهای ضروری دیگر که بهبود وضع مردم را دربردارد صرف شود.» (مثلاً کمک به مردم قحطیزده سیستان) مستقل از شرایط فکری و روحی طبقات مذکور ولی در داخل همین دستجات افرادی نیز وجود دارند که منفک از پارهای توهمات سوء برگزاری جشنها را مقرون به مصلحت نمیدانند و در این مورد استدلال مینمایند: «یادآوری افتخارات تاریخی در شکل موجود با آنکه موجب تحصیل اعتبار در سطح روابط جهانی است، لیکن اثرات ناشی از انجام آن نیز بایست بررسی شود زیرا که تجلّیات جشن چنانچه به نحو مطلوب نیز انجام شود محدود به زمانی کوتاه هست ولی عوارض آن در شئون اقتصادی کشور مدتها اثرات نامطلوب بر جای خواهد گذاشت.»
با آنکه از ابتدای تهیه مقدمات برگزاری جشنها دستگاههای تبلیغاتی کشور (رادیو، تلویزیون و جراید) کوشش داشتهاند انجام این مراسم را با توجه به ویژگیهای ناسیونالیستی مردم کشور، موجه و ضروری معرفی نمایند. معهذا نظر به مراتبی که ذکر شد انجام چنین مهمی در قلمرو قضاوت عمومی تاکنون به نحو مطلوب مؤثر نبوده است. آنچه تا به حال مشهود گردیده تبلیغات تلویزیونی در این زمینه تماشاچی علاقمند نداشته، رادیو نیز از این بابت سهم مؤثری اداء نکرده، جراید هم در اصل معتقد اصولی نداشتهاند. نتیجه ملاحظات عینی مردم از آذینبندی خیابانها و میادین نیز جاذبه لازم را نداشته است. بالأخص نمایشاتی که در معرض مشاهده مستقیم بودهاند، انتقاداتی را برانگیخته و از جمله بسیار شنیده شده که نحوه آذینبندی سواى مخارج فوقالعادهای که در برداشته غالباً از فکر ایرانی مایه نگرفته و مقاطعهکاران خارجی در پیراستن این ظواهر صرفاً مقید به تقلیدهای ناشیانه از دستمایههای ایرانی بودهاند.
از طرفی در خلال فعالیتهای مزبور بعضاً مواردی مشاهده میشود که انعکاس عینی آن در وجوه مختلف خارج از هرگونه برداشت و تعصبی چشمگیر و جالب به نظر رسیده است. از جمله کوششهایی که در زمینه پرداختن بعضی میادین و موسسات مانند ميدان ونك و تزئينات شرکت ملی نفت به عمل آمده. رفتار جمعی و نحوه افکار عمومی با توجه به قرائن موجود در شهرستانها نیز کم و بیش بر همین قیاس است.
در جمع دستجات مخالف وضع گروههای زیر قابل تأمل است:
۱- معلمین و فرهنگیان:
تعداد کمی از این گروه با برگزاری جشنها مخالفت میکنند و اکثریت بقیه در این مورد رویهای بیتفاوت اتخاذ کردهاند.
۲- دانشجویان:
الف - دانشجویان داخل کشور، که در فرصتهای مناسب مبادرت به اشاعه ذهنیات خود مینمایند و میزان نفوذ و عقاید آنها در طبقات مختلف بهواسطه وجود زمینههای مناسب بالنسبه قابل توجه است. این دسته در جبهه مخالف وضع روشنتری دارند و مخالفتشان تقریباً آشکار است. از این دسته مجموعاً ۲۸۰ نفر كه به اشكال مختلف با برگزاری جشنها مخالفت کردهاند تاکنون بازداشت شدهاند. ولی تعدادی از بازداشتشدگان ضمن مخالفت با برگزاری مراسم جشن در هدفهای براندازی نیز فعالیت داشتهاند. دانشگاه تهران، دانشسرای عالی و دانشکده پليتكنيك [امیرکبیر فعلی] از مراکز فعالیت دانشجویان محسوب شده و در مراکز مزبور شعارهایی نیز علیه جشنها در تظاهرات عنوان و بر دیوارها نوشته شده است. شعارِ «در حالی که میلیونها تومان صرف جشنها میشود، در سیستان و بلوچستان مردم از گرسنگی میمیرند.» در واقع ترجیعبند مخالفتخوانیهای دانشجویان مزبور است.
ب - دانشجویان خارج از کشور، اکثریت این گروه جزء مخالفین برگزاری مراسم مزبور هستند و تا به حال فعالیتهای زیادی نیز در این زمینه به عمل آوردهاند. اهم این اقدامات عبارتند از: انتشار ماهنامه، جزوه، بخشنامه و همچنین اظهارات دبیر کنفدراسیون و ایادی وابسته به آن علیه برگزاری جشنها.
با شواهدی که موجود است دانشجویان مقیم خارج ضمناً در نظر دارند همزمان با شروع جشنها اقداماتی در زمینه تظاهرات در واشینگتن، برلین غربی، کیل و مونيخ، ترتیب نمایشگاه عکس مصدومين در نيويورك و خرابکاری در نمایشگاه قالیهای ایرانی در هامبورگ، به عمل آورند.
۳- روحانیون:
الف - روحانیونی که در مخالفت با انجام جشنها صراحت رویه دارند مثل آیتالله گلپایگانی در قم و آیتالله قمی در مشهد.
ب - روحانیون میانهرو که در رأس آنها آیتالله خوانساری در تهران و آیتالله مرعشی در قم میباشند.
پ - روحانیون موافق از جمله آیتالله شریعتمداری درقم، میلانی و کفائی در مشهد من حیثالمجموع روحانيون مخالف و میانهرو با جمع طرفدارانشان مراسم جشنها را نوعی تجلیل از مذهب زرتشت تلقی نموده و برگزاری آن را مخالف اصول و معتقدات مذهبی عنوان میکنند.
از جمله آثار مشهود مخالفت روحانیون تظاهراتیست که در بازار قم به تبع از روحانیون مخالف و عليه مراسم جشنها صورت گرفته است. حدود ۲۰ نفر از طرفداران روحانیون مخالف در خلال برگزاری مقدمات جشن بازداشت شدهاند که اکثر این عده به پخش اعلامیههای [امام] خمینی کردهاند و بعضاً بهصورت پراکنده در مجامع و منابر تظاهرات مخالف داشتهاند.
صرفنظر از زمینههای موجود که اشاره شد، در انگیختن مخالفت طبقات مختلف اقداماتی بهوسیله بعضی دستگاههای مسئول و همچنین از ناحیه پارهای افراد فرصتطلب در تهران و شهرستانها صورت گرفته است. در بعضی کارخانجات و مراکز کارگری اقدام به جمعآوری پول شده که منجر به نارضایی تعدادی از کارگران گردیده و مالاً زمزمههای مخالفی نیز از ناحیه این عده شنیده شده است.
بعضی از مدارس در جریان ثبت نام برای مخارج جشنها وجوهی از دانشآموزان مطالبه کردهاند، در بعضی انجمنهای محلی و بعضاً از تعدادی کسبه در تهران و شهرستانها وجوهی تحت همین عنوان اخذ شده است و به موازات این احوال عناصر كلاش [شارلاتان و کلاهبردار] نیز سوء استفادههایی نمودهاند.