فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۰۶۷۳
ورود اسحاق هوفی به تهران

هدف رئیس موساد از ورود به ایران چه بود؟

هدف رئیس موساد از ورود به ایران چه بود؟
در ۵ آبان ۱۳۵۷ اسحاق هوفی، مغز متفکر موساد، با هدف کسب اطلاعات محرمانه از آشوب‌های تهران برای ارزیابی تهدیدات علیه رژیم صهیونیستی وارد پایتخت پهلوی شد؛ سفری که همزمان پیشنهاد آموزش مأموران ساواک و تقویت پیوندهای اطلاعاتی در برابر سایه کمونیسم شوروی را در بر داشت و نمادی از آخرین تلاش‌های ناامیدانه برای نجات اتحاد استراتژیک دو قدرت غیرعرب در آستانه فروپاشی.
دوشنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۰

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ روابط ایران و اسرائیل در دوره محمدرضا پهلوی، به‌ویژه در حوزه اطلاعاتی، یکی از جنبه‌های برجسته اتحاد استراتژیک دو کشور بود که بر پایه محاسبات امنیتی، هویت‌های مشترک سکولار، و وابستگی‌های اقتصادی-نظامی استوار بود. این روابط، که از دهه ۱۹۵۰ با دکترین هلال پیرامونی اسرائیل (Periphery Doctrine) شتاب گرفت، تا آخرین روزهای رژیم پهلوی ادامه یافت و حتی در بحبوحه انقلاب اسلامی، نشانه‌هایی از تداوم آن مشاهده می‌شود. یکی از نمونه‌های بارز این نزدیکی، سفر اسحاق هوفی، رئیس وقت سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد)، به تهران در ۶ آبان ۱۳۵۷ (۲۷ اکتبر ۱۹۷۸) بود. این دیدار، که با ناصر مقدم، رئیس ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور ایران)، انجام شد، نه تنها بیانگر عمق همکاری‌های اطلاعاتی دو سازمان بود، بلکه نگرانی‌های مشترک در برابر تهدیدات منطقه‌ای و تحولات داخلی ایران را آشکار می‌کرد.

زمینه تاریخی ورود هوفی به ایران

اسحاق هوفی، که در سال ۱۹۷۳ به ریاست موساد منصوب شد، یکی از کلیدی‌ترین چهره‌های اطلاعاتی اسرائیل در دهه ۱۹۷۰ بود. او پیش از این، در جنگ ۱۹۷۳ فرماندهی جبهه شمالی ارتش اسرائیل را بر عهده داشت و در عملیات‌های مشهوری مانند حمله به فرودگاه انتبه در اوگاندا (۱۹۷۶) و بمباران راکتور هسته‌ای اوسیراک عراق (۱۹۸۱) نقش محوری ایفا کرد. هوفی تا سپتامبر ۱۹۸۲، یعنی پس از حمله اسرائیل به لبنان، ریاست موساد را بر عهده داشت و در این دوره، روابط گرم اطلاعاتی با ساواک را تقویت کرد. همتای ایرانی اولیه او، نعمت‌الله نصیری (رئیس ساواک از ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۷)، بود که همکاری‌های گسترده‌ای در آموزش مأموران و تبادل اطلاعات میان دو سازمان برقرار کرده بود. با عزل نصیری در اردیبهشت ۱۳۵۷ و انتصاب ناصر مقدم به ریاست ساواک، هوفی همچنان به حفظ و تعمیق این پیوندها پرداخت.

ورود هوفی به ایران در آبان ۱۳۵۷، تنها چند ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در حالی رخ داد که کشور درگیر ناآرامی‌های گسترده بود. این سفر، بخشی از روال دیدارهای منظم رؤسای دو سازمان اطلاعاتی بود و هدف اصلی آن، بررسی وضعیت امنیتی ایران و تقویت همکاری‌ها در برابر تهدیدات مشترک – از جمله نفوذ شوروی و ناسیونالیسم عربی – عنوان می‌شد. با این حال، گفتگوهای این دیدار، که در اسناد تاریخی حفظ شده، نگرانی‌های عمیق اسرائیل از تحولات انقلابی ایران را برجسته می‌کند و نشان‌دهنده تلاش ساواک برای حفظ ظاهر ثبات رژیم پهلوی است.

 

هدف رئیس موساد از ورود به ایران چند ماه قبل از انقلاب چه بود؟

 

محتوای مذاکرات: نگرانی‌ها و پیشنهادهای استراتژیک

در این دیدار، که در تهران و در حضور مقامات ارشد ساواک برگزار شد، هوفی با اشاره به دوستی دیرینه ایران و اسرائیل، پیشنهادهایی عملی برای ادامه همکاری ارائه داد. او تأکید کرد: «هرگونه کمک که مورد نیاز باشد که بتوانیم انجام دهیم با خوشحالی انجام خواهیم داد.» هوفی پیشنهاد فرستادن یک افسر موساد برای بررسی نیازهای آموزشی ساواک را مطرح کرد و قول داد با ژنرال گازیت (مسئول آموزش موساد) هماهنگی کند. این پیشنهاد، ادامه‌دهنده سنت آموزش مأموران ساواک توسط کارشناسان موساد بود که از دهه ۱۳۴۰ آغاز شده و نقش مهمی در شکل‌گیری ساختار اطلاعاتی ایران ایفا کرده بود.

مقدم، از سوی دیگر، با توصیف تهدیدات شوروی به عنوان «هدف‌های استراتژیک بزرگ» در خاورمیانه، انقلاب را «حرکت کمونیستی مورد حمایت شوروی» قلمداد کرد. او ناآرامی‌ها را ظاهراً «مسائل داخلی و مذهبی» خواند، اما ریشه آن را در «تلاش‌های کمونیست‌ها» دانست و افزود که فضای باز سیاسی رژیم، فرصتی برای بهره‌برداری مخالفان فراهم کرده است. مقدم بر جداسازی «مذهبیون مخالف کمونیست‌ها» از «تندروهای مذهبی موافق ائتلاف با کمونیست‌ها» تأکید کرد و هشدار داد که عدم موفقیت در این جداسازی، مشکلات عظیمی ایجاد خواهد کرد.

هوفی، که نگرانی رژیم صهیونیستی از رویدادهای ایران را ابراز کرد، به سؤال‌های مکرر کشورهای اروپایی درباره وضعیت ایران اشاره کرد و خواستار اطلاعات دقیق از مقدم شد. او همچنین از وجود ۱۲۰۰ اسرائیلی در ایران (عمدتاً در تهران) سخن گفت و درخواست کمک ساواک برای حفاظت از آن‌ها را مطرح کرد. مقدم در پاسخ، تهدیدی مستقیم برای اسرائیلی‌ها ندید و قول هرگونه کمک داد، اما بر تهدیدات علیه «رژیم و دولت» تأکید ورزید. گفتگو به انتقاد از «دید ناکافی غربی‌ها به تهدید کمونیستی» کشیده شد، جایی که هر دو طرف از ارزیابی‌های CIA انتقاد کردند و مقدم بر تفاوت‌های فرهنگی در درک دموکراسی در خاورمیانه تأکید ورزید.

این مذاکرات، نمونه‌ای از موازنه قوا در چارچوب واقع‌گرایی است: ایران و اسرائیل، به عنوان قدرت‌های غیرعرب، در برابر تهدیدات مشترک عربی و شوروی متحد می‌شدند. از منظر سازه‌انگاری، هویت سکولار مشترک (در برابر ایدئولوژی‌های ناسیونالیستی عربی و اسلامی) و از دیدگاه وابستگی متقابل، تبادل اطلاعات و آموزش، پیوندهای دو کشور را محکم می‌کرد. دکترین هلال پیرامونی نیز این دیدار را توجیه می‌کرد، زیرا اسرائیل به دنبال شرکای غیرعرب برای خروج از انزوا بود.

سند تشکر نصیری از هوفی: نمادی از همکاری دیرینه

یکی از اسناد برجسته روابط اطلاعاتی ایران و اسرائیل، نامه تشکر نعمت‌الله نصیری، رئیس پیشین ساواک، از اسحاق هوفی است که نمادی از قدردانی از همکاری‌های آموزشی و عملی موساد محسوب می‌شود. این سند، که در آرشیوهای تاریخی حفظ شده، بر نقش کلیدی هوفی در تقویت ظرفیت‌های اطلاعاتی ساواک تأکید دارد. نصیری در نامه، از کمک‌های موساد در خنثی‌سازی هجوم عناصر مذهبی به آژانس یهود تشکر می‌کند. این نامه، که پیش از عزل نصیری در ۱۳۵۷ نگاشته شده، نشان‌دهنده عمق وابستگی متقابل دو سازمان است و می‌تواند به عنوان تیتر فرعی برای فصلی در تاریخ روابط پنهان ایران-اسرائیل قرار گیرد.

هدف رئیس موساد از ورود به ایران چند ماه قبل از انقلاب چه بود؟

در مجموع، ورود هوفی به ایران در آبان ۱۳۵۷، آخرین حلقه از زنجیره‌ای طولانی همکاری‌های اطلاعاتی بود که تا سقوط رژیم پهلوی ادامه یافت. این رویداد، نه تنها نگرانی‌های مشترک دو رژیم را برجسته می‌کند، بلکه نشان‌دهنده شکنندگی اتحاد استراتژیک در برابر موج انقلاب مردمی است. تحلیل این دیدار از منظر تئوری‌های سیاسی، درک جامعی از انگیزه‌های واقع‌گرایانه، هویتی، و وابستگی‌محور این روابط ارائه می‌دهد.

منابع:

استراتژی پیرامونی اسرائیل، محمدتقی تقی‌پور، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، صص ۵۶۱ تا ۵۶۷.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: