نقش اعتصابات صنعت نفت در سقوط رژیم پهلوی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ نفت در تاریخ معاصر ایران نه تنها یک منبع اقتصادی بلکه عنصری تعیینکننده در شکلگیری استبداد سیاسی و بحرانهای اجتماعی بوده، زیرا درآمدهای نفتی پایه قدرت استبدادی حکومت پهلوی را تشکیل میداد و همزمان نماد غارت منابع ملی توسط بیگانگان به شمار میرفت. در جریان انقلاب اسلامی اعتصاب کارکنان صنعت نفت، از شهریورماه تا دیماه، با فلج کردن پشتوانه مالی رژیم به یکی از مؤثرترین عوامل سقوط شاهنشاهی تبدیل گشت. این اعتصاب فراتر از یک اعتراض صنفی، به حرکتی ملی و ضداستعماری بدل شد که تحت هدایت امام خمینی، اتحاد اقشار مختلف مردم را تقویت کرد و ضربهای مهلک بر پایههای اقتصادی و سیاسی رژیم وارد آورد.
نفت و استبداد
نفت از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به عنوان یک مسئله مهم وارد عرصه سیاسی و اجتماعی ایران گردید و در طول دههها، به نیروی محرکهای در تحولات سیاسی و اقتصادی تبدیل شد. تزریق درآمدهای نفتی به خزانه دولت، حکومتها را به منبع درآمدی پایدار و روبهرشد مجهز کرد که نه تنها قدرتشان را افزایش داد بلکه تا حدی نیاز به مالیاتها و عوارض مردمی را کاهش داد و در نتیجه آزادی عمل حکومت در برابر ملت را بیشتر کرد. در دهه ۴۰ شمسی، مصرف داخلی نفت به سرعت رشد کرد و درآمدهای آن به منبع اصلی واردات و گسترش صنایع وابسته تبدیل شد در حالی که همزمان مانع رشد درونی و خودکفایی اقتصاد کشور گردید. [۱]شاه برای حفظ مشروعیت، رضایت عمومی و بقای رژیم، به شدت به درآمدهای نفتی وابسته بود و افزایش این درآمدها، سلطه سیاسی و نظامی حکومت را تقویت کرد و منجر به گسترش و تجهیز نیروهای نظامی، انتظامی و به ویژه ساواک شد که قدرت سرکوب مخالفان را افزایش داد. در نهایت، استفاده نادرست از درآمدهای نفتی، تعادل اجتماعی را برهم زد و بحرانهای عمیق سیاسی و اجتماعی را به وجود آورد که یکی از عوامل اصلی شکلگیری انقلاب اسلامی و فروپاشی رژیم پهلوی بود.
شرکت نفت در اعتصاب
اعتصاب کارگران شرکت نفت در مقایسه با دیگر اعتصابات کارگری به لحاظ تأثیرگذاری از اهمیت خاصی برخوردار بود، زیرا نفت، خون جاری در رگهای استبداد پهلوی بود که هرگونه خلل در جریان آن حیات این حکومت را با مخاطره مواجه میساخت و همین موضوع سبب شد تا ورود کارگران شرکت نفت به جریان اعتراضات، حرکتهای مردمی را قوت بخشد.
ابتدا کارکنان پالایشگاه آبادان و سرانجام در ۲۷ مهرماه ۱۳۵۷، تمام کارکنان میدانهای نفتی اهواز به اعتصاب پیوستند. از ۱۸ شهریور سال ۱۳۵۷، یک روز بعد از جمعه سیاه، حرکت اصلی اثرگذار شکل گرفت و صدها نفر از کارگران و کارکنان صنعت نفت پالایشگاه تهران اعتصاب کردند. دو روز بعد، کارگران و کارکنان پالایشگاههای تبریز، آبادان، اصفهان و شیراز، چون پالایشگاه تهران اعتصاب کردند و در کرمانشاه نیز کارکنان شرکت ملی نفت دست به اعتصاب زدند. [۲]به دنبال مبارزات کارگران آبادان، کارگران صنعت نفت در جزیره خارگ، لاوان، اهواز، گچساران، آغاجاری، مسجد سلیمان، بیبی حکیمه و سایر مناطق به اعتصاب پیوستند. [۳]اعتصاب کارکنان نفت بیش از یک اعتراض صنفی بود و به عنوان حرکتی ملی دیده میشد که همدلی و همبستگی گستردهای ایجاد کرد. این اعتصابات با خواستههای تاریخی و عمومی مردم همخوانی داشت و کارکنان نفت حمایت مردمی را به وضوح حس میکردند؛ در نتیجه، اعتصابات کارکنان شرکت نفت حمایت همه اقشار جامعه را جذب کرد و به اتحاد ملی علیه حکومت سرکوبگر منجر شد به طوری که رژیم با همه اقدامات قهرآمیز نتوانست آن را بشکند.
کارکنان ادارات دولتی و خصوصی سراسر کشور همبستگی خود را با اعتصاب کارکنان نفت اعلام میکردند، به ویژه زمانی که شایعاتی از بازگشت به کار در صنعت نفت شنیده میشد. موفقیت این اعتصابات، فضای روانی مناسبی برای ادامه اعتراضات در بخشهای اقتصادی و اداری دیگر فراهم آورد و جرأت بیشتری به آنها داد که حکومت پهلوی را کاملاً فلج کرد. برای مثال، در اوایل دی، کارمندان شرکت مخابرات تهران در همدردی با کارکنان نفت اعتصاب کردند. [۴]وضعیت مشابهی در وزارت صنایع و معادن رخ داد؛ کارمندان این وزارتخانه در حمایت از صنعت نفت و مخالفت با دولت نظامی دست به اعتصاب زدند. [۵]بازرگانان و پیشهوران اهواز نیز ضمن حمایت، آمادگی اسکان کارگران اخراجی و کمک مالی به آنها را اعلام کردند. [۶]اعتصاب در صنعت نفت، بستری برای گسترش اعتراضات به دیگر ادارات و شرکتها فراهم آورد. ادامه این شرایط، نارضایتی عمومی را افزایش داد و حکومت و شاه را به عنوان مقصران اصلی ناکارآمدی معرفی کرد. مردم در صفهای سوخت، شاه را مسئول کمبودها میدانستند و علیه او شعار میدادند. امام در اعلامیه ۷ دی فرمود: «ملت ایران بداند که نفت و گاز به مقدار مصرف داخلی در انبارها موجود است و دولت جنایتکار برای ایجاد وحشت و نارضایتی قحطی مصنوعی ایجاد نموده و کارکنان شرکت نفت به مقدار مصرف داخل استخراج نمودهاند و اینان به مصارف دیگر میرسانند و ملت را در مضیقه قرار میدهند». [۷]مدیریت اعتصاب کارکنان نفت توسط امام خمینی، قدرت رهبری و حمایت مردمی ایشان را برجسته کرد. امام بارها بر نقش نفت در مسائل استبداد و استعمار تأکید کرده بودند و به عنوان راهنما و پشتیبان، ماهیت اسلامی این حرکت را حفظ میکردند؛ همچنین، این اعتصاب روحیه ملی و ضداستعماری انقلاب را تقویت کرد، زیرا نفت در دهههای گذشته نماد غارت توسط بیگانگان و حاکمان وابسته بود و باعث تنفر بیشتر مردم از استعمار خارجی گردید. اعتصاب با جلوگیری از خروج این ثروت استراتژیک، توجه مردم مخالف غارت منابع را جلب کرد. در پیام دیگری، امام فرمودند: «بر کارمندان شرکت نفت است که از اخراج این ثروت نجاتبخش جلوگیری نمایند. آیا کارگران و کارمندان میدانند اسلحهای که سینه جوانان عزیز ما را میشکافد و زنان و مردان و کودکان ما را به خاک و خون میکشد از پول همین نفتی است که با زحمت جانفرسای آنان خارج میشود؟ آیا آنان میدانند که قسمت مهم نفت اسرائیل، دشمن سرسخت اسلام و غاصب حقوق مسلمین را شاه تأمین میکند؟ اگر دولت یاغی با فشار به کارکنان نفت بخواهد این خیانت را ادامه دهد ممکن است تکلیف نفت برای همیشه معین شود». [۸]
اعتصاب و استعمار
در ۱۱ دی ۱۳۵۷، با قطع کامل صادرات نفت، محافل جهانی به این نتیجه رسیدند که رژیم ایران بدون صادرات نفت، ارزش استراتژیک خود را برای آمریکا و غرب صنعتی از دست میدهد. در میانه دیماه، کنفرانس گوادلوپ با حضور رهبران آلمان غربی، انگلستان، فرانسه و آمریکا برگزار شد تا بحران ایران را بررسی کنند. آنها با آگاهی از ناتوانی شاه، به دنبال راهی برای جلوگیری از پیروزی انقلاب بودند. جیمی کارتر در این کنفرانس گفت اوضاع ایران تغییر کرده، شاه نمیتواند بماند، مردم او را نمیخواهند و هیچ دولتمردی برای همکاری باقی نمانده، اما نظامیان قدرت را خواهند گرفت. [۹]اعتصاب کارگران نفت، با قطع رگ حیاتی رژیم پهلوی، نه تنها اقتصاد شاه را فلج کرد، بلکه اتحاد ملی را به اوج رساند و تحت رهبری امام خمینی، ضربه نهایی را بر استبداد وارد آورد. این حرکت، نمادی از مقاومت ضداستعماری شد که روحیه میهنپرستی را زنده کرد و حمایتهای خارجی را بیاثر نمود. در نهایت، اعتصابات نفتی ۱۳۵۷ به عنوان محرک کلیدی، پیروزی انقلاب اسلامی را تسریع کرد و نشان داد چگونه یک صنعت استراتژیک میتواند سرنوشت یک ملت را دگرگون سازد.
[۱]کاتوزیان، محمد علی، اقتصاد سیاسی ایران، ص ۱۳۷
[۲]روزنامه کیهان، ۲۰، ۱۳۵۷.
[۳]روزنامه اطلاعات ۲۹ مهر.
[۴]انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ص ۲۲۲.
[۵]انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ص٤٤٠.
[۶]انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک.
[۷]صحیفه امام، ص٢٨٣.
[۸]اسناد موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، جلد ۶، پرونده ۲۷۱۸.
[۹]بیدخوری، یوسف، درگوادلوپ چه گذشت، ص ۱۳.