تجمع میدان بهارستان؛ تجلی رهبری روحانیت در نهضت ملی نفت
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ نهضت ملیشدن صنعت نفت ایران یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ معاصر کشور بود که در آن، همگرایی نیروهای اجتماعی و سیاسی نقشی تعیینکننده ایفا کرد. در این میان، روحانیت شیعه با رهبری آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی توانست مردم را در برابر سیاستهای استعماری و اقدامات ضدملی دولت رزمآرا بسیج کند. تجمع میدان بهارستان در ۸ دیماه ۱۳۲۹ نمونهای برجسته از این همبستگی و تجلی نقش روحانیت در هدایت افکار عمومی به سوی ملیکردن صنعت نفت به شمار میرود که در یادداشت حاضر به آن پرداخته شده است.
دولت رزمآرا و مسئله نفت
تیمسار حاجیعلی رزمآرا پس از نخستوزیری در تابستان ۱۳۲۹، تماماً در پی آن بود که در جهت تثبیت قدرت خود به مشکل همیشگی نفت پایان دهد و تا دیر نشده جنبش ملیشدن نفت ایران را از حرکت بازدارد. همچنین او به خوبی میدانست مخاصمات سیاسی سه کشور قدرتمند آن روز؛ آمریکا، انگلستان و شوروی، تنها بر سر نفت ایران است. از این رو، درصدد برآمد که بهگونهای منافع هر یک از آن کشورها را تأمین کرده، ضمن این که به کشمکشهای سیاسی داخلی کشور پایان دهد. [۱]
همزمان با روی کار آمدن رزمآرا، در مجلس پیشنهاد ملیشدن صنعت نفت به جای قرارداد الحاقی «گس ـ گلشائیان» [۲] از طرف دکتر محمد مصدق و یارانش عنوان گردید و مبارزه مردم ایران در جهت ملیشدن صنعت نفت روزبهروز گستردهتر شد و افکار عمومی مردم بر ضد کابینه رزمآرا بسیج گردید. [۳] در شهریورماه ۱۳۲۹ کمیسیون نفت مجلس نظر نخستوزیر و دولت را درمورد لایحه گس ـ گلشائیان استفسار کرد و، چون دولت پاسخ لازم نداد، دولت را به علت تعلل در استیفای حقوق ملت در مورد نفت جنوب استیصاح نمودند که سرانجام منجر به رأی سکوت گردید. کمیسیون خاص نفت نیز به این نتیجه رسید که قرارداد الحاقی گس ـ گلشائیان کافی برای استیفای حقوق ایران نیست لذا با آن مخالفت کرد. در اواخر آذرماه ۱۳۲۹ گزارش کمیسیون نفت در جلسه علنی مجلس مطرح شد و پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت که به امضای یازده نفر از نمایندگان مجلس رسیده بود تقدیم شد. دو روز بعد دکتر علی شایگان و محمود نریمان درباره ملیشدن صنعت نفت در ایران به تفصیل سخن گفتند و روز دیگر دانشجویان دانشگاه با شعارهای ملیکردن صنعت نفت در میدان بهارستان اجتماع نموده ابطال قرارداد ۱۹۳۳ (۱۳۱۲) و استیفای حقوق ملت را خواستار شدند. سپس به دعوت آیتالله کاشانی اجتماع بزرگی با حضور چند هزار نفر در مسجد شاه تشکیل شد و ناطقین راجع به ملیکردن صنعت نفت سخنرانی کردند. [۴].
اما رزمآرا همچنان بر مواضع پیشین خود پافشاری میکرد و حتی در این برهه بهطور پنهانی مذاکراتی را با شرکت نفت انگلیسی آغاز نمود؛ او خیلی محرمانه با نماینده اعزامی شرکت نفت انگلیس وارد مذاکره شد و از او خواست که شرکت نفت فوراً پیشنهاد خود را در رابطه با معاملات نفتی به دولت ایران بدهد. در نتیجه این گفتوگوها تقسیم درآمد نفت طبق اصل تنصیف (۵۰ - ۵۰) مورد موافقت هر دو طرف ایرانی و انگلیسی قرار گرفت، اما رزمآرا اصرار داشت این توافق تا تصمیم نهایی پنهان بماند. [۵]با این حال، تلاشهای رزمآرا هیچیک به ثمر ننشست و درنهایت با ترور او (۱۶ اسفند ۱۳۲۹)، ملیشدن نفت تسهیل شد. در جریان این نهضت، نقش روحانیت و جریان مذهبی بهعنوان پشتیبان نیروهای ملیگرا بسیار برجسته بود که بایستی در این یادداشت مورد توجه قرار گیرد.
رهبری روحانیت در نهضت ملی
آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی از جمله رهبران نهضت ملیشدن نفت بود که همراه با جریان ملیگرا در رأس آن دکتر محمد مصدق، از آغاز مجلس شانزدهم، فعالیتهای گستردهای را آغاز نمود. با شروع به کار مجلس شانزدهم در بهمنماه ۱۳۲۸، مهمترین موضوع در دستور کار مجلس، بررسی و اعلامنظر درباره لایحه قرارداد الحاقی نفت بود. در یکی از جلسات مجلس، دکتر مصدق پیام آیتالله کاشانی را قرائت کرد. در بخشهایی از این پیام درباره موضوع نفت آمده بود: «وقتی که مسئله نفت مطرح شد، وظیفه دینی و ملی دانستم که نظر ملت ایران را در باب مظالم شرکت نفت و حقوق مغصوبه ملت ایران در طی اعلامیهای منتشر کنم و جداً استیفای حقوق از دست رفته آنها را بخواهم و مخالفت مردم را با هر قرارداد یا عملی که مَشعَر بر تثبیت و تأیید عمل غیرنافذ سنه ۱۳۱۲ شمسی، مطابق با سال ۱۹۳۳ میلادی باشد، اظهار نمایم.» [۶]
قرائت اعلامیه آیتالله کاشانی در مجلس و طرح شعار «نفت ایران متعلق به ملت ایران است»، ضمن اینکه اندیشه ملیکردن صنعت نفت ایران را در اذهان گروههای مختلف مردم ایران وارد کرد، نشان از جایگاه بااهمیت روحانیت در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران داشت؛ روحانیتی که میتوانست مردم کشور را در جهت مقابله با عوامل استبداد و استعمار بسیج کند. [۷]پیشنهاد آیتالله کاشانی درباره موضوع نفت ایران که ملیشدن صنایع نفت را تکلیف دینی و وطنی ملت مسلمان ایران اعلام کرد، عدهای از علما و مراجع تقلید را بر آن داشت تا با صدور فتوا و دادن اعلامیه، پیشنهاد آیتالله کاشانی را تأیید کنند. از جمله علمایی که از ملیشدن صنعت نفت ایران حمایت کردند، به آیتالله سید محمدتقی خوانساری از مراجع ثلاث قم و آیات و حجج اسلام: بهاءالدین محلاتی، شیخ عباسعلی شاهرودی، سید حسن چهارسوقی، شیخ باقر رسولی، سید محمود روحانی قمی، شیخ محمدرضا کلباسی، شیخ مهدی نجفی، میرزا حسین فقیه سبزواری و سایر روحانیون مبارز نظیر حاج سید حسین خادمی، شیخ مرتضی مدرسی اردکانی و سید مصطفی سیدالعراقین میتوان اشاره کرد. آیتالله سید حسین طباطبایی بروجردی نیز ضمنی و آشکارا از نهضت ملیشدن نفت حمایت کرد و با نگارش نامهای به علمای تهران، آنان را از مخالفت با این حرکت بر حذر داشت. [۸]
پس از نخستوزیری رزمآرا در تیرماه ۱۳۲۹، آیتالله کاشانی نخستین مخالف جدی او بود و بلافاصله با صدور اعلامیهای ـ که دکتر مصدق در جلسه علنی مجلس شورای ملی آن را خواند ـ اعلام کرد: «به معیت از افکار عامه مسلمین ناچارم مخالفت شدید و قطعی خود را با حکومتی که برخلاف افکار عمومی و به کمک بیگانگان و تحریک و تشبث آنان میخواهد زمام امور را در دست بگیرد، اظهار کنم و عموم مردم را برای مقاومت درمقابل این بلای عظیم که جامعه اسلامیت و ایرانیت را به فنای عاجل رهسپار خواهد کرد، دعوت مینمایم.» [۹]از این پس، فعالیتهای آیتالله کاشانی جدیتر شد و اکثر مردم متدین نیز با توجه به نظرات آیتالله کاشانی و سایر علما و روحانیون که از مجاری سخنرانیها و اعلامیهها بیان میشد، حمایت از پیشنهاد ملیشدن صنعت نفت را تکلیفی دینی تلقی کردند و با برگزاری جلسات و تظاهرات در مساجد و میدانهای اصلی شهر، حمایت خود را از ملیشدن نفت اعلام کردند. تظاهرات مردم در میدان بهارستان (۸ دی ۱۳۲۹) و میتینگ مسجد شاه (۶ بهمن ۱۳۲۹) از جمله اینگونه مراسمها بود. [۱۰]
تجمع میدان بهارستان
با اعلام و دعوت قبلی آیتالله کاشانی، از ساعت یک بعدازظهر روز ۸ دیماه ۱۳۲۹ اعضای حزب ایران، جمعیت مسلمانان مجاهد، حزب استقلال، سازمان نظارت آزادی، جمعیت مبارز اصناف، دانشجویان و دانشآموزان و عده زیادی از مردم تهران به تدریج برای استماع اظهارات سخنرانان و رهبران جمعیتهای مزبور، در میدان بهارستان و خیابانهای شاهآباد و نظامیه و آن اطراف حضور یافتند. بهطوریکه تا ساعت ۱۵ در نقاط نامبرد محل خالی دیده نمیشد و عده جمعیت به چند هزار نفر رسید. [۱۱]
از دو روز قبل وسایل پخش صدا و نصب بلندگو در خیابانهای پیرامونی بهارستان از طرف حزب ایران استقرار یافته بود. این میتینگ برای نخستینبار پس از استرداد لایحه الحاقی نفت از طرف دولت، تشکیل شده بود. ساعت ۱۵ آیتالله غروی با تلاوت چند آیه از کلامالله مجید میتینگ را افتتاح نمود. سخنگوی اول دکتر عیسی سپهبدی بود که از طرف جمعیت نظارت آزادی سخنرانی کرد. سپس شمس قناتآبادی از طرف جمعیت مسلمین مجاهد و سلیمان یونسی از طرف حزب استقلال و همچنین نماینده جمعیت مبارز اصناف اظهاراتی کردند. پس از آن، دکتر حسین فاطمی مدیر روزنامه باختر از سوی جبهه ملی اظهاراتی در زمینه آزادی مطبوعات و نتایج آن نمود و بعد دکتر مظفر بقایی که در آنجا حضور داشت صحبت نمود. سپس مهندس کاظم حسیبی دبیر حزب ایران پشت میکروفن قرار گرفت و به اظهارات نخستوزیر (رزمآرا) و وزیر دارایی (غلامحسین فروهر) مبنی بر عدم امکان ملیکردن صنعت نفت در ایران و نتیجهای که مکزیک از این کار گرفته جواب گفت و با ذکر اعداد و ارقامی از مجلات نفتی و صنعتی آمریکا، مردم را آگاه ساخت که کشور مکزیک از بعداز سال ۱۹۳۸ م (۱۳۱۶ شمسی) که صنعت نفت را ملی نمود، استخراج نفتش دو برابر شد و از این راه درآمد ملی آن کشور نیز افزوده گردید. در پایان میتینگ، مهندس احمد زیرکزاده رئیس کمیته مرکزی حزب ایران قطعنامه زیر را قرائت نمود:
«ما اعضای جمعیت مسلمانان مجاهد، حزب استقلال، سازمان نظارت آزادی، جمعیت مبارز اصناف، دانشجویان، دانشآموزان، حزب ایران و طرفداران این دستجات ملی که بنا بر دعوت آیتالله کاشانی و رهبران خودمان در این میتینگ که به وسیله حزب ایران دایر گردیده است و حاضر شدهایم، در این روز جمعه ۸ دیماه ۱۳۲۹ منویات خود را به وسیله این قطعنامه به اطلاع ملت ایران و جهانیان میرسانیم:
۱. استرداد گزارش کمیسیون نفت مبنی بر رد لایحه الحاقی از طرف دولت مورد اعتراض شدید ماست.
۲. اظهارات نخستوزیر در جلسه وکلاء اکثریت روز شنبه ۲ دیماه که به وسیله رادیو چندین مرتبه تکرار شده و ملت ایران را ناتوان برای اداره امور فنی خود و مخصوصاً در قسمت مربوط به نفت جنوب معرفی کرده است، مورد تکذیب میباشد و خواهانیم که جبران این اهانت از ملت ایران بشود.
۳. بیانات آقای وزیر دارایی در جلسه سهشنبه ۵ دیماه راجع به وضعیت مکزیک در ۱۲ سالی که صنعت نفت را ملی کرده و آقای نخستوزیر هم بهصورت دیگری بدان اشاره نموده است و بدین وسیله خواستهاند ملت ایران را گمراه نمایند، مورد تکذیب ما است؛ زیرا طبق آمار دقیق و مورد اطمینان در این ۱۲ سال محصول نفت مکزیک پس از ملیشدن نهتنها نقصان نیافته بلکه دوبرابر شده است.
۴. تبلیغات خیانتآمیز رادیو تهران و اهانتهای دائمی که به مقدسات و آرزوهای جامعه ایرانی میکند، مورد تنفر و انزجار ما است و از مجلس شورای ملی تقاضا داریم که این وسیله تبلیغات را از دست نوکران بیگانه خارج و به نفع ملت ایران به کار اندازد.
۵. ما کاملاً متوجه هستیم که تضییقاتی که به مطبوعات ملی وارد میسازند برای این است که ملت ایران نتواند از حقوق خود دفاع نماید و از حقایق امور مطلع نشود؛ از این جهت آزادی مطبوعات بر طبق اصول قانون اساسی را خواهانیم و از مجلس تقاضا داریم که قانون مطبوعاتی شبیه به آنچه در میان ملل آزاد دنیا متداول است، تهیه نمایند و به فشارهایی که ضمن سوء تعبیر و دستاویز قرار دادن قوانین ظالمانه مخصوصاً قانون اقبال ـ زنگنه [مصوب اسفند ۱۳۲۷]بر مطبوعات وارد میآید، برای همیشه خاتمه دهند.
۶. از مجلس شورای ملی تقاضا داریم که قانون انتخاباتی که مشروطیت واقعی و حقوق عمومی را تأمین نماید هرچه زودتر تصویب و همچنین برای الغای قانون ظالمانه حکومت نظامی که وسیله اصلی فشار بر ملت ایران است، اقدام عاجل بشود.
۷. ملیکردن صنعت نفت در تمام کشور خواسته کلیه طبقات ملت ایران است و ما در اینجا رسماً اعلام میداریم که نه سفسطه مغرضین و نه فشار نوکران بیگانه ما را از ادامه مبارزه در راه نیل بدین مقصود مقدس باز نخواهد داشت. [۱۲]
جمعبندی
تجمع میدان بهارستان نشان داد که روحانیت در کنار نیروهای ملی، توانست با بهرهگیری از پایگاه اجتماعی و دینی خود، مردم را در مسیر تحقق خواستههای ملی هدایت کند. این رخداد نهتنها به تضعیف دولت رزمآرا انجامید، بلکه زمینهساز تصویب قانون ملیشدن صنعت نفت در اسفند ۱۳۲۹ شد و جایگاه روحانیت را بهعنوان یکی از ارکان اصلی مبارزه با استعمار و استبداد در تاریخ معاصر ایران تثبیت کرد.
پینوشتها
[۱]راسخی لنگرودی، احمد (۱۳۹۶). موج نفت، چاپ چهارم، تهران: انتشارات اطلاعات، ص ۱۳۸.
[۲]احمد قوام در سال ۱۳۲۶ وزارت دارایی را مأمور مذاکره با شرکت نفت انگلیس و ایران برای استیفای حقوق ایران کرد و نماینده شرکت مذکور، تویل گس، به تهران آمد. با سقوط دولت قوام مذاکرات متوقف شد و پس از تغییر چند دولت، در دوره محمد ساعد مراغهای ادامه یافت. نتیجه این مذاکرات امضای قرارداد الحاقی «گس ـ گلشائیان» به قرارداد ۱۳۱۲ در ۱۱ ماده بود. این قرارداد که به پیشنهاد عباسقلی گلشائیان وزیر دارایی در ۲۶ تیرماه ۱۳۲۸ شکل گرفت، طی لایحهای با قید دوفوریت برای تصویب به مجلس شورای ملی تقدیم شد. از معایب بزرگ قرارداد این بود که به موجب برخی از مواد خود، قرارداد استعماری سال ۱۳۱۲ را مورد تأیید و اعتبار قرار میداد؛ زیرا در بند یک آن آمده بود: این قرارداد، قرارداد الحاقی است و جزء لاینفک قرارداد اصلی محسوب میشود. همچنین ماده ۱۰ قرارداد صراحت داشت: با رعایت مقررات این قراداد، مقررات قرارداد اصلی در کمال قوت و اعتبار خود باقی خواهد ماند. ر. ک: راسخی لنگرودی، همان، ص ۱۳۳.
[۳]عبداللهپور، احمد (۱۳۶۹). نخستوزیران ایران، چاپ اول، تهران: کانون انتشارات علمی، ص ۲۲۹.
[۴]عاقلی، باقر (۱۳۹۷). نخستوزیران ایران، چاپ چهارم، تهران: انتشارات جاویدان، ص ۶۹۷.
[۵]سلطانیمقدم، سعیده (۱۳۹۶). ترور رزمآرا، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، بازیابیشده در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۹۶.
[۶]مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، جلسه شماره ۳۷، ۲۸ خرداد ۱۳۲۹.
[۷]مجتبیزاده، عبدالکاظم (۱۳۹۷). نقش جریان مذهبی در نهضت ملیشدن صنعت نفت ایران و تأثیر آن در روند شکلگیری انقلاب اسلامی ایران. تاریخنامه انقلاب، سال دوم، دفتر سوم و چهارم، شماره ۴، ص ۱۴۳.
[۸]حسینیان، روحالله (۱۳۸۱). بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران (۱۳۴۰ ـ ۱۳۲۰)، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص ۱۰۰ ـ ۱۰۴.
[۹]مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، جلسه شماره ۴۱، ۶ تیر ۱۳۲۹.
[۱۰]مجتبیزاده، همان، ص ۱۴۴.
[۱۱]روزنامه اطلاعات، «تظاهرات در میدان بهارستان»، سال بیستوپنجم، شماره ۷۴۰۹، شنبه ۹ دی ۱۳۲۹، ص ۱.
[۱۲]همان، ص ۵.