فروشگاه
☰ X
پرونده «میدان‌دار» ویژه ششمین سالگرد شهادت فرمانده بدون مرز

«مردم» در اندیشه شهید حاج‌ قاسم سلیمانی

«مردم» در اندیشه شهید حاج‌ قاسم سلیمانی
شهید حاج قاسم سلیمانی در گفتار و سیره خود مردم را نه موضوع سیاست بلکه معنای زندگی خود می‌دانست. نگاه ایشان که جامعه را به‌مثابه خانواده‌ای متکثر اما واحد تعریف می‌کند الگویی از مردم‌داری مبتنی بر پذیرش، همدلی و ساده‌زیستی پیش‌رو می‌گذارد. الگویی انسانی که بازخوانی آن می‌تواند نسبت امروز حاکمیت و جامعه را از نو حیات بخشد.
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۴

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ نسبت میان مردم و حاکمیت یکی از مسائل محوری اندیشه سیاسی است و بازخوانی دیدگاه کنشگران موثر می‌تواند به فهم دقیق‌تری از این نسبت بینجامد. در این میان، شهید حاج قاسم سلیمانی علاوه بر نقش نظامی خود واجد منظومه‌ای فکری در باب جامعه، مسئولیت و مردم‌داری می‌باشند. مردم در نگاه سردار نه ابزاری برای مدیریت سیاسی بلکه بنیان هستی و فرزندان نظام‌اند. تلقی جامعه به‌مثابه خانواده، تاکید بر پذیرش در مواجهه با تفاوت‌های اجتماعی و ساده‌زیستی مسئولان محور‌های اصلی اندیشه این شهید آزاده را شکل می‌دهند. این رویکرد شهید حاج قاسم سلیمانی در کتاب میدان‌های سخت - منتشر شده توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی - به روشنی تبین شده و بازخوانی آن می‌تواند زمینه‌ای برای بازاندیشی در نسبت امروز مسئولان و جامعه فراهم آورد.

در منظومه فکری شهید حاج قاسم سلیمانی، ایشان مردم را همانند مهره‌هایی در اختیار حکومت و نه توده‌ای برای مدیریت سیاسی نمی‌دیدند بلکه ایشان تمام آحاد ملت را مانند خانواده‌ای بزرگ به تصویر می‌کشیدند. ایشان در سخنانی صریح و بی‌پرده خود جامعه را به خانه‌ای تشبیه می‌کند که همه اعضایش با تمام تفاوت‌ها باید حفظ شوند و از هر راهی در خانه و خانواده بمانند و مورد مهر قرار گیرند. ایشان می‌گوید: «این بی‌حجابی است، آن باحجاب است، این چپ است، آن راست است… خب پس چه چیزی را می‌خواهید حفظ کنید؟ آقا اینها مردم ما هستند. اینها بچه‌های ما هستند. پدر چه کار می‌کند؟ پدر اداره می‌کند، پدر جذب می‌کند… جامعه ما خانواده ماست». [۱]

شهید سلیمانی همواره تاکید داشتند که مسئولین حق ندارند بخشی از مردم را از دایره تعلق بیرون براند. از نظر ایشان همه شهروندان جمهوری اسلامی فرزندان حکومت هستند و نظام وظیفه دارد آنان را زیر پوشش کریمانه و رحیمانه خود قرار دهد. ایشان در وصیت‌نامه خود خطاب به مدیران و صاحب‌منصبان می‌نویسد: «در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بدانند و خود خدمتگزار واقعی و توسعه دهنده ارزش‌ها باشند...». [۲]  نگاهی که بیش از آنکه سیاسی باشد، ریشه در انسانیت و اخلاق این شهید بزرگوار و میهن دوستی وی دارد. [۳]

این سردار آزاده نسبت خود با مردم را حتی فراتر از یک فرمانده یا مسئول تعریف می‌کرد. وی در خطاب عاطفی و صریحی به مردم کرمان می‌نویسد: «من شما را از پدر و مادرم و فرزندانم بیشتر دوست دارم… من وجودم را نذر وجود شما و ملت ایران کردم». [۴] اوج این نگاه را می‌توان در سخنان ایشان در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ کرمان مشاهده نمود. آنجا که وفاداری مطلق خود به ملت را بی‌هیچ اغراقی بیان می‌کند: «اگر جانم را هزار بار فدای این ملت کنم، ارزشش را دارد». [۵]

برای سردار، مردم نه حاشیه قدرت بلکه محور معنا بودند؛ ملتی که باید برایشان ایستاد، کنارشان زیست و حتی جان را نثارشان کرد و اینجاست که «مردم‌داری» در نگاه سلیمانی نه یک شعار تبلیغاتی بلکه جوهره‌ای از ایمان، اخلاق و مسئولیت جلوه می‌کند.

شهید حاج قاسم سلیمانی در مواجهه با جامعه پیش از هر چیز بر پذیرش تأکید داشتند. ایشان با صراحت هشدار می‌داد که بدون ارتباط و پذیرش نه اصلاحی ممکن است و نه حتی اداره جامعه. شهید سلیمانی مسئله بدحجابی یا تفاوت‌های فکری را از زاویه خطاکار و متهم نمی‌دید بلکه آن را نتیجه ضعف ارتباطی با مردم می‌دانست. ایشان حتی گامی فراتر می‌رود و ریشه تغییر را نه در فشار که در شناخت متقابل می‌داند. شناختی که اگر شکل بگیرد فاصله‌ها خودبه‌خود از میان می‌روند: «آنان اگر باطن ما را بشناسند، به سمت ما می‌آیند».

در منظومه فکری شهید سلیمانی امر به معروف و اصلاح اجتماعی نه از مسیر برخورد بلکه تنها در فضای پذیرش امکان وقوع دارد. اینجاست که رویکرد ایشان شکلی از مردم‌داری فعال و مسئولانه پیدا می‌کند. مردمی‌داری‌ای که پیش از اصلاح رفتار، به حفظ رابطه می‌اندیشد.

دیگر عاملی که سلیمانی را بیشتر از جنس مردم می‌نمود، ساده‌زیستی و زندگی درمیان مردم بود. ساده‌زیستی در زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی یک انتخاب شخصی یا رفتار نمادین نبود بلکه بخشی از نسبت ایشان با مردم بود. شهید سلیمانی همواره توجه داشت تا فاصله‌ای میان زندگی‌شان و زندگی روزمره مردم ایجاد نشود. از همراهان شهید روایت شده است که وقتی به اصفهان سفر می‌کردند، با پرواز عادی سفر می‌کنند و بدون تشریفات در سالن عمومی می‌نشیند. وقتی پیشنهاد استراحت در اتاقی مجهز به ایشان داده می‌شود، پاسخ می‌دهد: «خیلی خسته‌ام، بگذارید ۱۰ دقیقه همین‌جا بخوابم» و همان‌جا روی موکت فرودگاه دراز می‌کشند و استراحت می‌کند.

شهید سلیمانی معتقد بود اگر مسئول درد مردم را لمس نکند حتی نیت خیر هم کارساز نخواهد بود. وی در یکی از سخنانش می‌گوید: «اگر امروز من مسئول، ...، در منطقه فقیر آنها خوابیدم و درد فقرشان را احساس و درک کردم، حتی اگر نتوانم مشکلشان را هم حل کنم، همین عمل من برای درد آنها مرهمی است». [۷] گفتار و کردار این شهید بزرگوار نمایانگر آن است که مردم در منظومه فکری ایشان نه ابزار سیاست‌ورزی‌اند و نه متغیری در محاسبات قدرت بلکه هویت بنیادین نظام و خاستگاه مشروعیت آن به شمار می‌آیند. تلقی ایشان از جامعه به‌مثابه خانواده صرفا یک استعاره عاطفی نیست بلکه مبنایی عملی برای شیوه‌ای اخلاقی و انسانی در حکمرانی و نحوه مواجهه با اختلافات اجتماعی و حتی سبک زیست مسئولان است. 

شهید سلیمانی در تعریف خود از ملت ابعاد گسترده تری را ارائه می‌دهد. او در این زمینه پیوند عمیقی بین سه عامل ملت، مذهب و کشور برقرار می‌سازد و این تحلیل خود را به نظام فکری و اندیشه ای امام خمینی منتسب می‌داند. حاج قاسم در این رابطه می‌گوید: امام این جمله را فرمودند: که اگر کسی در مقابل دین ما بایستد ما در مقابل دنیای او خواهیم ایستاد.‌ این دین چیه؟ تعریف این دین از منظر امام چیه؟ من تعریفم از امام در مسئله دین، کسی در مقابل دین ما بایستد، عبارت است از سه کلمه است: مذهب، ملت و کشور.

این فرمانده اندیشمند در جای دیگر در تبیین فرمایش امام که «حفظ نظام از اوجب واجبات است» به پیوند ناگسستنی بین عوامل هویت بخش جامعه ایران اشاره کرده و تاکید میکند: ملت و مذهب و کشور؛ دین ماست. چرا؟ اگر مذهب آسیب دید، شیرازه‌ی ملت ما از هم می‌پاشد. شیرازه‌ی مذهب از هم می‌پاشد. اگر ملتی آسیب دید، شیرازه‌ی مذهب از هم ‌می‌پاشد. اینها مکمل هم‌اند. اگر مملکت و کشور آسیب دید هر دوی این آسیب می‌بینند. به این دلیل امام فرمودند: حفظ این نظام از اوجب واجبات است. این از اوجب واجبات دلیلش اینه که این مملکت در حفظ مذهب و در حفظ ملت، در هر دو اثرگذار است.

آنچه از سیره و گفتار شهید سلیمانی برمی‌آید الگویی از حکمرانی اخلاق‌محور است که در آن قدرت بدون پیوند عاطفی با مردم بی‌معناست و مسئولیت بدون لمس زندگی واقعی جامعه به امری انتزاعی و ناکارآمد افول خواهد کرد. الگویی که بازخوانی آن برای بازاندیشی در نسبت امروز مسئولین و مردم ضرورتی جدی و انکارناپذیر است.

 

مطالب دیگر درباره اندیشه و عمل شهید سلیمانی را در پرونده «میدان‌دار» بخوانید.

پی‌نوشت‌ها

[۱]روزی‌طلب، محمدحسن، میدان‌های سخت، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۰۹.

[۲]همان، ص ۳۶۴.

[۳]همان، ص ۱۰۹.

[۴]همان، ص ۳۶۲.

[۵]همان، ص ۱۴۰.

[۶]همان، ص ۱۰۹.

[۷]همان، ص ۱۴۶.

این خبر را به اشتراک بگذارید: