فروشگاه
☰ X
پرونده‌ «میدان‌دار» ؛ سخنان متفاوت شهید سلیمانی درباره «وحدت»

وحدت حول دشمن!

وحدت حول دشمن!
شهید سلیمانی از جمله فرماندهان نظامی بود که تلاش داشت تجربه‌های عمیق میدانی را خود با نیازهای روز جامعه آمیخته و به نسل‌های مختلف منتقل کند. او در سال‌های پایانی حیات با برکتش در سخنرانی‌های خود در مجامع عمومی بارها و بارها بر شناخت دشمن و ضرورت یکصدایی جامعه در مقابله با دشمن تاکید می‌کرد.
دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۶

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در روز‌هایی که همه و همه بر ضرورت وحدت، همدلی و وفاق توصیه می‌کردند، قاسم سلیمانی، اما به عنوان مرزبان بدون‌مرز ایران مولفه‌های مهمتری برای درک عمیق مقهوم وحدت داشت. درکی که بیش از همه چیز برای امروز و فردای ما به کار می‌آید. او نه تنها از حرف‌های روی کاغذ، نظریه‌پردازی‌های در گوشه عزلت و بولتن‌های محرمانه سخن می‌گفت، بلکه تجریه عمیق و دقیق خود از میدان نبرد را با خطوط اصلی عقلانیت سیاست‌ورزی انقلابی درمی‌آمیخت و افق‌های روشنگرانه‌ای را در این زمینه می‌گشود.

شهید سلیمانی در بخشی از سخنان می‌گوید: به اعتقاد من برای حفظ نظام، در کنار سایر کارها، دو کار خیلی مهم هستند: یکی وحدت است، همه هم از وحدت حرف می‌زنند، در تعریفی که در بعد سیاسی از وحدت می‌شود، معلوم نیست جا بیفتد، ولی وحدت پیرامون اصول یک امر حقیقی است و باید بشود، مهم‌ترین مؤلفه‌ای که باید در وحدت اتفاق بیفتد، وحدت حول دشمن است، اگر موقعی که دارید با دشمن می‌جنگید، در خط مقدم شما دو صدا بلند شد. یکی فریاد زد این دشمن نیست و دوست است و یکی گفت این دشمن است، همان می‌شود که در جنگ صفین اتفاق افتاد و طومار سپاه امیرالمؤمنین (ع) را در هم پیچید و از داخل آن خوارج متولد شدند، خوارج مولود چنین توطئه‌ای بود.

قرآن سر نیزه، معاویه ناگهان تطهیر شد و خیلی‌ها شک کردند، حال که دشمن این طوری نیست، دشمن به معنای آمریکا و اذنابش، اگر یک عده آمدند و گفتند این دشمن نیست و دارید اشتباه می‌کنید، چه کسی می‌گوید آمریکا با ما دشمن است؟ این طور نیست، ما این را بد فهمیده‌ایم، شناخت دشمن یک امر سیاسی نیست، بلکه یک امر تحقیقی و تجربی است، اگر کسی رفت و تاریخ عملکرد‌ها و سیطره‌ها و سیاست‌های دشمن را تحقیق کرد، گول نمی‌خورد.

چرا امیرالمؤمنین (ع) با معاویه صلح نکرد؟ اگر امیرالمؤمنین (ع) با معاویه صلح می‌کرد و به او مشروعیت می‌داد، از حکومت و مشروعیت حکومت ایشان چیزی باقی می‌ماند؟ ممکن بود امیرالمؤمنین (ع) ظاهرا به شهادت نرسند، اما از اسلام چه چیزی باقی می‌ماند؟ این موضوع خیلی مهم است، اگر ما در بیاناتمان، خصوصا کسانی که در مناصب و جایگاه‌های بالایی قرار گرفته‌اند، آدرس غلط به جامعه بدهند و در جامعه دوصدایی پدید بیاورند، مرتکب خیانت می‌شوند، کوچه دادن به دشمن، بدترین نوع خیانت است، ترویج فهم غلط از دشمن در جامعه، حساسیت جامعه را از بین بردن و آن را سرد کردن و در درون آن تفرقه ایجاد کردن، خیانت است، این موضوع ابعاد گوناگونی دارد که باید به آنها توجه کرد.

 

مطالب دیگر درباره اندیشه و عمل شهید سلیمانی را در پرونده «میدان‌دار» بخوانید.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: