فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۰۹۱۳
در گفتگو با غلامرضا ظریفیان مطرح شد؛

چالش‌­های تاریخ‌­نگاری در مواجهه با نسل‌­های نوظهور

چالش‌­های تاریخ‌­نگاری در مواجهه با نسل‌­های نوظهور
در این گفت‌و‌گو، دکتر غلامرضا ظریفیان چالش­های تاریخ ­نگاری در مواجهه با نسل­های نوظهور را در گروی درک تمایز میان مفاهیم «اکنون» و «اکنون­زدگی» دانسته، با استناد به تاریخ ­نگاری تعقلی، آنالیزی [تجزیه‌وتحلیلی]و غیرقدسی ارائه‌شده در قرآن، از ضرورت عبور از نگاه قدسی به وقایع تاریخی سخن گفته‌اند.
پنجشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۰

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در این گفت‌و‌گو، دکتر غلامرضا ظریفیان چالش­های تاریخ ­نگاری در مواجهه با نسل­های نوظهور را در گروی درک تمایز میان مفاهیم «اکنون» و «اکنون­زدگی» دانسته، با استناد به تاریخ ­نگاری تعقلی، آنالیزی [تجزیه‌وتحلیلی]و غیرقدسی ارائه‌شده در قرآن، از ضرورت عبور از نگاه قدسی به وقایع تاریخی سخن گفته‌اند.

همان‌طور که مستحضرید بخشی از جامعه امروز ایرانی ازجمله نسل جوان یا به‌اصطلاح «نسل زد» با چالش‌های عدیده‌ای در مباحث هویتی خود روبه‌رو هستند. شما تا چه اندازه‌ای می‌توانید این گسست هویتی را با اتکا بر تاریخ حل‌وفصل کنید؛ یعنی آیا تاریخ چنین ظرفیتی را در وجود خود دارد که بتواند راه‌حلی برای آن داشته باشد یا دست‌کم عمق این چالش را کم کند؟

یکی از چالش‌های جامعه امروز، به‌ویژه در میان نسل جوان یا «نسل زد»، بحران هویت است. در پاسخ به این پرسش که آیا علم تاریخ می‌تواند در حل این بحران نقش داشته باشد، باید نخست به تعریف علم تاریخ پرداخت. تاریخ، دانشی است که حیات اجتماعی انسان در گذشته را برای فهم بهتر اکنون بررسی می‌کند. شناخت گذشته، مقدمه‌ای ضروری برای درک موقعیت امروز و برنامه‌ریزی آینده است. یکی از مشکلات برنامه‌های توسعه در ایران - چه در دوران پهلوی و چه پس از انقلاب - همین فقدان پیوستار تاریخی است. گویی توسعه قرار است از نقطه صفر آغاز شود، بدون تحلیل علل شکست‌ها و موفقیت‌های قبلی، با این حال، باید مراقب فراروایت‌های کلی بود. جامعه ما متکثر و رنگارنگ است و نباید آن را با یک روایت واحد تحلیل کرد. البته مشکلات معیشتی امروز باعث شده نیاز‌های فوری و ملموس، بر نیاز‌های فرهنگی و هویتی سایه بیفکنند. اما شواهدی، چون حضور گسترده کتاب‌های تاریخی در ویترین کتاب‌فروشی‌ها نشان می‌دهد که تاریخ همچنان برای جامعه جذاب است. این اقبال نشان‌دهنده‌ی پیوند تاریخی جامعه با تخیل جمعی‌اش است. در این میان، نقش مورخ بسیار حساس و پیچیده است. مورخ باید حیات اجتماعی را در کلیت آن - از سیاست تا سبک زندگی - درک کند.

متأسفانه تاریخ‌نگاری ما غالباً سیاست‌محور است و سایر عرصه‌ها، ازجمله تحولات فرهنگی، دیجیتال و زیست‌بومی، در آن کم‌رنگ است. مورخ باید بتواند نسل‌های جدید، از جمله نسل زد و آلفا، را بشناسد و تحولات ذهنی، زیستی و رسانه‌ای آنها را درک کند. این نسل عمدتاً از طریق رسانه‌ها جهان را تجربه می‌کند، نه صرفاً شنیدن بلکه دیدن و لمس کردن. بنابراین، مورخ امروز باید به ابزار‌های مدرن رسانه‌ای و فناوری همچون هوش مصنوعی نیز مسلط باشد. برای مثال، تجربه‌ای شخصی از تعامل با نوه‌ای هفت‌ساله نشان می‌دهد که آشنایی این نسل با هوش مصنوعی، سرعت و سبک یادگیری آنها را دگرگون کرده است. این یعنی مورخ برای فهم و انتقال هویت به چنین نسلی، باید سلیقه‌ها، ذائقه‌ها و ابزار‌های شناخت آنان را بشناسد و در شیوه روایت خود لحاظ کند. همچنین باید بین تاریخ‌نویس و تاریخ‌نگار تفاوت قائل شد. تاریخ‌نویس صرفاً به ثبت وقایع می‌پردازد، بی‌آن‌که ضرورتاً دغدغه صحت یا تحلیل داشته باشد. اما تاریخ‌نگار به دنبال روایت است؛ روایتی که چرایی، مسیر، و پیامد‌های وقایع را بازگو می‌کند. تاریخ‌نگار به کمک این روایت‌گری می‌تواند به جوان امروز کمک کند تا بفهمد در کجا ایستاده است و چگونه به این نقطه رسیده‌ایم.

در یک تمرین ساده آموزشی، وقتی از دانشجو می‌پرسیم علاقه‌اش به غذا، زبان، یا روابطش چه ارتباطی با تاریخ دارد، ابتدا انکار می‌کند. اما با کمی تأمل درمی‌یابد که تقریباً همه ابعاد زندگی او ریشه‌ای در گذشته دارد. بدون تاریخ، حتی از درِ اتاق کلاس هم نمی‌تواند خارج شود؛ چراکه زبان، علایق، هویت خانوادگی و فرهنگی‌اش، همه محصول تاریخ‌اند. این تمرین ساده، میزان تأثیر تاریخ در هویت فردی را به‌روشنی آشکار می‌کند.

تاریخ به ما کمک می‌کند جایی را که ایستاده‌ایم بشناسیم. نسل امروز، گرچه می‌داند کجا می‌خواهد برود، اما اغلب نمی‌داند اکنون کجاست. فهم اکنون، بدون تاریخ ممکن نیست. اگر بخواهیم این درک را به نسل جدید منتقل کنیم، باید نخست خودِ ما - به‌عنوان مورخان و معلمان تاریخ - با زبان، ابزار و تحولات این نسل آشنا شویم. وقتی آنها ببینند ما قصد تحمیل نداریم و فقط می‌خواهیم کمک کنیم تا خودشان را بهتر بفهمند، آنگاه تاریخ می‌تواند به ابزاری مؤثر برای شناخت هویت و یافتن راه آینده بدل شود. 

پس شما معتقدید که یک تاریخ‌نگار آن ظرفیت را می‌تواند در تاریخ ایجاد کند که این نسل متکثر را که بحران هویتی دارد، بیشترجذبِ تاریخ کند؟

دقیقاً، تاریخ حاصل تلاقی داده‌ها و پرسش است؛ پرسشی که مورخ از دل افق تاریخی خود به سراغ داده‌ها می‌برد. تاریخ بدون مورخی آگاه و مسلط به دانش و روش تاریخی، نمی‌تواند معنا و جذابیتی برای مخاطب بیافریند. اگر مورخ بتواند روایت تاریخی را به‌گونه‌ای زنده ارائه کند، می‌تواند در مخاطب ایجاد نیاز و تعلق کند. ضعف در آموزش تاریخ، ناشی از ناآشنایی برخی مدرسان با روش‌ها و ظرافت‌های این دانش است. این مسئله موجب شده تاریخ در برخی عرصه‌ها به حاشیه رانده شود.

تاریخ می‌تواند برای افراد با علایق و تخصص‌های گوناگون جذاب باشد، به‌شرط آن‌که نیاز و ذائقه مخاطب شناخته شود. متأسفانه گاه به‌جای شناخت مخاطب، او را با پیش‌فرض‌هایی مانند «علاقه‌مند نبودن» کنار می‌گذاریم. در حالی که اگر روایت تاریخی با زبان و سلیقه مخاطب هماهنگ شود، می‌تواند تجربه‌ای عمیق و اثرگذار بیافریند. همچون تجربه‌ای که شهردار دبی نقل کرد: شناخت دقیق ذائقه ایرانی‌ها باعث شد روایت شهری متناسب با علاقه آنان طراحی شود؛ در تاریخ نیز چنین رویکردی می‌تواند آن را به دانشی زنده و ملموس برای همگان تبدیل کند.

 

چالش­های تاریخ ­نگاری در مواجهه با نسل­های نوظهور

 

به نظر شما امروز چقدر ضروری است ما به‌سمت رویکرد‌های میان‌رشته‌ای در تاریخ‌نگاری برویم؟

برای درک جایگاه واقعی تاریخ، باید دو نکته اساسی را مدنظر قرار داد. نخست آنکه تاریخ‌نگاری ما هنوز در چارچوب تاریخ نقلی باقی مانده و از ظرفیت‌های تحلیل، تبیین و نظریه‌پردازی تاریخی بهره چندانی نگرفته است. همچنان پارادایم طبری، که مبتنی بر نقل و توصیف رویدادهاست، بر تاریخ‌نگاری ما مسلط است و هنوز به سطح نظریه‌پردازی‌هایی مانند ابن‌خلدون یا خوانش‌های هرمنوتیکی نرسیده‌ایم. در واقع، تاریخ ما هنوز با غیبت نظریه روبه‌روست، حتی در حوزه‌هایی، چون تاریخ انقلاب اسلامی.

نکته دوم، سیطره تاریخ سیاسی بر روایت‌های تاریخی ماست. در حالی که ابعاد مهمی، چون تاریخ اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مردم‌نگاری همچنان مغفول مانده‌اند. بنابراین، پیش از حرکت به‌سوی مطالعات بین‌رشته‌ای، باید افق‌های متنوع درون خود علم تاریخ را گسترش دهیم.

البته بهره‌گیری از نظریه‌های علوم دیگر برای فهم بهتر رویداد‌های تاریخی ضروری است. مورخ باید به‌طور نسبی با نظریات جامعه‌شناسی، اقتصاد، روان‌شناسی و سایر علوم آشنا باشد، چراکه تحلیل دقیق پدیده‌هایی، چون سقوط سلسله‌ها بدون درک تحولات اقتصادی یا اجتماعی ممکن نیست. با این حال، باید مراقب بود که تاریخ در دل علوم دیگر حل نشود. تاریخ علمی مستقل با روش، موضوع و هدف خاص خود است و در تعامل با دیگر علوم، باید استقلالش حفظ شود.

افراط در نظریه‌زدگی نیز آسیب‌زاست. دانشجویان تاریخ نباید صرفاً با نظریه‌پردازانی، چون فوکو و گیدنز آشنا باشند و از منابع اصیل تاریخی، چون طبری غافل بمانند. علم تاریخ کاری ترکیبی است که نیازمند هم تسلط به متون تاریخی و روش‌های خاص آن، و هم شناخت ابزار‌ها و مفاهیم علوم دیگر برای غنابخشی به تحلیل تاریخی است. 

 

آقای دکتر امروز در جهان همه رشته‌ها برای پاسخ‌گویی به یک نیاز منسجم به کار گرفته می‌شوند و برای همین است که خیلی از مؤسسات تاریخ‌نگاری در دنیا هدفشان استفاده از تاریخ برای پاسخ به یک مسئله روز است؛ می‌خواستم ببینم نظر شما درباره این چیست؟

علم تاریخ به‌طور روشمند حیات اجتماعی انسان را بررسی می‌کند تا به فهم بهتر «اکنون» کمک کند. تاریخ باید کاربردی برای حال حاضر داشته باشد و به طور مشابه، دین نیز به‌منظور ارتقاء اخلاق و معنویت انسان در زندگی امروز مطرح است. در گذشته، علوم به هم پیوسته بودند و فلسفه مادر تمامی علوم به شمار می‌رفت، اما در دوره جدید، این علوم تفکیک شدند و هر رشته به صورت تخصصی بررسی می‌شود. به‌طور مثال، مغز انسان هم از منظر روانشناسی و هم از جنبه‌های فیزیولوژیکی مورد مطالعه قرار می‌گیرد، اما برای درک کامل آن باید ارتباطات این رشته‌ها با یکدیگر در نظر گرفته شود.

امروزه، با پیشرفت‌هایی مانند بیت کوین و مفهوم دهکده جهانی، مرز‌های سیاسی و ملی به تدریج در حال تغییر است. گرچه علوم بینارشته‌ای در حال توسعه‌اند، اما هنوز هدف آنها این نیست که مرز‌های رشته‌ها را از بین ببرند، بلکه به محققان توصیه می‌کنند از دستاورد‌های یکدیگر استفاده کنند بدون اینکه اصالت و مرز‌های علمی هر رشته نادیده گرفته شود. هنوز در بسیاری از دانشگاه‌ها، دپارتمان‌های تخصصی مانند جامعه‌شناسی و تاریخ وجود دارند که نشان‌دهنده حفظ این مرزهاست. 

 

چالش­های تاریخ ­نگاری در مواجهه با نسل­های نوظهور

 

درحال‌حاضر در کشور ما دانشجویان به‌گونه‌ای تربیت نمی‌شوند که بتوانند اکنونِ ما را درک کنند و برای حل آن اقدام کنند؛ شما چه راهکاری برای عبور از این فضا پیشنهاد می‌کنید؟

در فرایند توسعه هر کشور، پیوند میان توسعه ملی و توسعه علمی از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر این دو مقوله به‌درستی مرتبط نباشند، دانشگاه‌ها به مسائلی که به جامعه مربوط نمی‌شود، توجه می‌کنند و نتیجه این می‌شود که دانشگاه‌ها برای خودشان نیرو تربیت می‌کنند، نه برای حل مشکلات جامعه. در دانشگاه‌های معتبر دنیا مانند‌ام‌آی‌تی، نهاد‌ها به دانشگاه‌ها بودجه می‌دهند تا مشکلات خاص جامعه را حل کنند، و استادان و دانشجویان بر اساس این مسائل کار می‌کنند.

در گذشته، دانشگاه‌ها به‌طور عمده آموزش‌محور بوده‌اند، سپس پژوهش‌محور و در حال حاضر کارآفرین‌محور و جامعه‌محور شده‌اند. به این معنا که جامعه باید مسئله دانشگاه شود و دانشگاه‌ها باید به حل مشکلات اجتماعی بپردازند. برای این منظور، دانشگاه‌ها باید به مسائل جامعه توجه کرده و برای حل آنها آموزش دهند.

در رشته تاریخ نیز همین مشکل وجود دارد. اساتید و دانشجویان تاریخ به‌جای تربیت برای حل مسائل جامعه، بیشتر به تحلیل‌های تئوریک و غیرکاربردی پرداخته‌اند. به همین دلیل، دانش‌آموختگان تاریخ ممکن است اندوخته‌هایشان با نیاز‌های واقعی جامعه تناسب نداشته باشد.

شما درواقع بحث مسئله «اکنون» را مطرح فرمودید. خُب از یک طرف از تنوع در تاریخ‌نگاری دفاع می‌کنیم و ازطرف‌دیگر از یک بحران هویتی که وجود دارد، حرف می‌زنیم. حالا باید دید ارتباط معنادار بین تنوع در تاریخ‌نگاری، بحران هویتی و مسئله «اکنون» را چطور می‌شود بیان کرد؛ آیا به نظر شما این بحران هویتی به‌دلیل این نیست که مسئله «اکنون» معمولاً در کشور ما ذیل امر سیاسی دیده می‌شود و این ذیل‌امرسیاسی‌بودن خودبه‌خود مانع تنوع پاسخ‌های تاریخی می‌شود و درنهایت رشته‌هایی مثل تاریخ از آن تنوعی که باید معطوف به حل مسئله باشد، دور می‌شوند؛ به نظر شما ارتباط سه ضلع این مثلث چگونه است؟

میان مسئله «اکنون» و «اکنون‌زدگی» تفاوت مهمی وجود دارد. اکنون‌زدگی، به عنوان یک علت، ناشی از بحران‌های اقتصادی، تورم، مهاجرت و ناامیدی است که به جامعه ما تحمیل شده‌اند. این بحران‌ها به‌جای آن‌که مسئله واقعی جامعه را نشان دهند، تمرکز جامعه را به نیاز‌هایی همچون فیلترینگ محدود کرده‌اند. این کاهش سطح نیاز‌های جامعه نشان می‌دهد که مسائل عمیق‌تری پشت این بحران‌ها وجود دارند که باید درک شوند.

اگر بخواهیم به درک درستی از این مسائل برسیم، باید به تاریخ رجوع کنیم. مسائل اجتماعی و فرهنگی تنها ناشی از سیاست نیستند، بلکه بسیاری از مشکلات ممکن است نتیجه ناکارآمدی در دیگر نهاد‌های اجتماعی مانند خانواده و مدرسه باشند. یکی از مشکلات عمده این است که مسائل را به سیاست ربط می‌دهیم، در حالی که این مشکلات به دلایل پیچیده‌تری برمی‌گردند.

«اکنون» به معنای ارتباط ما با خود، جامعه، تحولات علمی و بین‌المللی است، نه تنها مسائل روزمره اقتصادی. در نتیجه، اکنون‌زدگی که به مسائل سطحی مانند نوسانات قیمت دلار محدود شده است، مانع از درک واقعی مسائل بنیادین جامعه می‌شود. در بخشی از جامعه، اکنون‌زدگی باعث شده بسیاری از جوانان بی‌مکان و بی‌تعلق شوند. به همین دلیل، لازم است که از اکنون‌زدگی بیرون بیاییم و به فهم عمیق‌تری از اکنون خود برسیم.

چالش­های تاریخ ­نگاری در مواجهه با نسل­های نوظهور

 

این کار تاریخی که به دلایل می‌پردازد، حالا از منظر‌های متفاوت که درواقع تنوع رشته مطالعات تاریخی را هم موجب می‌شود، اینها همه درنهایت به حل بحران هویتی ما در جامعه کمک می‌کنند؛ یعنی ما اگر این مطالعات تاریخی را نداشته باشیم، جامعه ما به‌دلیل آن بحران هویتی، اکنون‌زده می‌شود؟

در تاریخ هیچ پرونده‌ای بسته نشده است و هر موضوع تاریخی با گذشت زمان و افزایش دقت در فهم، گشوده‌تر می‌شود. به‌عنوان مثال، درباره انقلاب اسلامی یا مشروطه، هرکدام از ما از زاویه‌ای متفاوت به این موضوعات نگاه می‌کنیم و هنوز درک کاملی از آنها نداریم. در صورتی‌که گاهی تصور می‌کنیم این پدیده‌ها کامل و بسته شده‌اند. اما در واقع، این مسائل باید در بستر زمان و با دیدگاه‌های مختلف بررسی شوند. مقدس کردن وقایع تاریخی نه‌تنها به ماندگاری آنها کمک نمی‌کند، بلکه تاریخ مصرف‌شان را نیز کاهش می‌دهد. بنابراین، باز گذاشتن این پرونده‌ها و گشودگی در تفسیر آنها ضروری است.

هر جامعه‌ای برای حفظ هویت خود نیاز به روایت و تخیل دارد، که حافظه تاریخی آن را شکل می‌دهد. در تاریخ ایران، انسان‌هایی، چون کوروش، رستم و حضرت علی به عنوان نماد‌های عدالت و خرد در ذهن جمعی مردم باقی‌مانده‌اند. زبان فارسی به‌عنوان پیوستار تاریخی، فرهنگ ایران را از قبل از اسلام تا به امروز حفظ کرده است. مولوی، حافظ و فردوسی نماد‌هایی از این فرهنگ هستند که در جهان باقی‌مانده‌اند.

این پیوستار‌های تاریخی همچنان در تحولات جامعه ایران تاثیرگذار هستند، مانند انقلاب اسلامی که محصول این هویت تاریخی است. حتی کسانی که در انقلاب شرکت کردند، ممکن است آشنایی عمیقی با اصول ولایت فقیه نداشتند، اما این پیوستار تاریخی توانست آنها را به هم پیوند دهد. توانایی امام خمینی در اشتراک‌گذاری این پیوستار‌های تاریخی در یک بزنگاه تاریخی، موفقیت انقلاب اسلامی را رقم زد. بنابراین، نقش تاریخ در فهم پیوستار‌های تاریخی و انتقال آنها به جامعه امری حیاتی است.

برداشت من از فرمایشات شما این است که در تاریخ­نگاری، قداست‌ها را باید کنار بگذاریم. برای مثال، درمورد دفاع مقدس تا چند سال پیش هرچه فیلم می­دیدیم، [ در آنها]افرادی که وارد جبهه می‌شدند، هاله‌ای از قداست داشتند، اهل نمازشب بودند و از منش و کنش خاصی پیروی می­کردند. این موضوع سبب باورناپذیری نسل جدید از تاریخ جنگ می­شد، ولی اخیراً گویا یک بازآفرینی صورت گرفته است. به تعبیر دیگر، این قداست در بعضی از آن فکت‌های [واقعیت‌های]تاریخی دارد عمقش را کم می‌کند؛ درست است؟

اساساً علم کلام متکفل قداست‌هاست، ولی تاریخ این‌گونه نیست. گفتم تاریخ یک امر فکچوال [۱][واقعی]است، یک امر کاملاً منطبق با واقعیت‌هاست و در آن ممکن است آدم‌های کاملاً سفید و سیاه هم داشته باشید، ولی بخش عظیمی از این آدم‌ها خاکستری‌اند و او می‌خواهد این را گزارش کند. وقتی ما تاریخ را فقط در آن دوسویة تاریخ - فرشته و اهریمن - می‌بریم یا تاریخ را آخرالزمانی‌اش می‌کنیم، تاریخ را با کلام ادغام کرده‌ایم. الان یکی از اشکالاتی که ما درمورد انقلاب اسلامی داریم، همین تصویر آخرالزمانی از انقلاب اسلامی است؛ همان اشتباهی که ما در بستر تاریخی درباره حضرت مهدی (عج) کردیم و آن باور کلامی درباره تغییر میانگین جهان به‌سمت خیر در آینده مهدوی را بر مصادیق تاریخی مختلف تطبیق دادیم. آن نگاه، کلامی است و سرِ جای خودش هم درست است.

[اما]ببینید! عباسیان متکی بر همین نگاه‌های آخرالزمانی - که می‌گفتند ما همان مهدی موعود هستیم - پیروز شدند. بعد اتفاقاً وقتی ما آخرالزمانی می‌شویم، چه چیزی فراموش می‌شود؟ اگر ما آخرالزمانی شدیم، «اکنون» از بین می‌رود و بعد آن تلقی از داخلش در می‌آید که دیگر نصف جهان هم کشته بشوند مشکلی ندارد.

صفویه که بنیادش بر تصوف بود، چرا به سراغ فقهای جبل عامل رفت؛ این برای چیست؟ چون با تصوف نمی‌شد یک اِستیت [۲][دولت]را مستقر کرد؛ یعنی آن انقلاب، یک دگرگونی است برای نفع یک سری [افراد]. اتفاقاتی که تازه آن‌کسانی که انقلاب کردند، علت ایجادش نیستند. یک اتفاق بزرگی می‌افتد، یک انباشتی رخ می‌دهد، جامعه در معرض یک تحول قرار می‌گیرد؛ اگر رهبرانش هوشمند باشند، می‌توانند آن تحول و دگرگونی را مدیریت کنند و امام یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌هایش این بود که توانست این تغییر را رهبری کند. [اما این]چرا سال ۱۳۴۲ رخ نداد، چرا مشروطه به ثمر نرسید، چرا نهضت ملی به ثمر نرسید؟ امام با فهم دقیقش از این تحولات، توانست این را مدیریت کند وگرنه امام که ایجادکننده انقلاب نبود. [حتی]به تعبیر [کنایه‌آمیز]بازرگان، انقلاب دو رهبر دارد؛ یعنی اگر شاه درست رفتار می‌کرد، انقلاب نمی‌شد. اما اینکه ما این [انقلاب]را مدام مستمرش می‌کنیم؛ مثلاً شما تصور کنید یک آدم همواره در حالت شادی باشد، اصلاً شادی‌اش ارزش پیدا می‌کند؟ یک آدمی همواره درحال غم باشد، آیا غمش معنا پیدا می‌کند؟ جامعه به زندگی نیاز دارد، به تحول نیاز دارد، به رشد نیاز دارد. خُب، این نسلی که خودش در ایجاد این انقلاب نقش نداشته، وقتی می‌بیند که شغل ندارد، شاخص اقتصادی‌اش حتی پایین‌تر از [برخی]کشور‌های منطقه است، می‌گوید پس اگر این است، من این انقلاب را نمی‌خواهم. بنابراین، مقدس‌کردن‌ها اتفاقاً زمان تأثیرگذاری روایت را کم می‌کند و بعد میزان گرایش را هم اندک می‌کند. اگر تحولات تاریخی را فکچوال [واقعی]نبینیم و فقط ایدئولوژیک ببینیم، تاریخ‌مصرف روایت کم می‌شود. البته این نوع روایت فقط مشکل ما نیست؛ مارکسیست‌ها هم همین نگاه را کردند، ملی‌گرا‌ها هم همین نگاه را کردند و به همین خاطر همه آنها تاریخ‌مصرفشان کوتاه بود. اگر ما هم انقلاب را فقط با نگاه تاریخ مقدس ببینیم، همین اتفاق خواهد افتاد؛ بنابراین وقتی فکچوال [واقعی]می‌بینیم، اولاً عرصه را برای فهم عام گسترده‌تر می‌کنیم و ثانیاً زمانش را عظیم‌تر می‌کنیم، اما اگر مقدسش کردیم، فقط مخصوص یک طیف می‌شود. اگر گفتیم انقلاب فقط مخصوص روحانیون و حزب‌اللهی‌هاست، خُب در این روایت ۸۰ درصد مردم را از نقش‌آفرینی در این انقلاب محروم می‌کنیم؛ بنابراین انقلاب آسیب می‌بیند. مباحث قدسی را باید در علم کلام بررسی کرد.

حتی در تحولات دوران حیات پیامبر هم همین‌طور است؛ برای مثال، شما حادثه‌ای به نام واقعه جنگ احد دارید، درست است؛ چه کسی در آن است؟ دیگر ما بالاتر و معنوی‌تر و بزرگ‌تر از پیامبر داریم؟ پیامبر در درون این جنگ است. بعد شما به ۴۰ آیه آخر آل‌عمران نگاه کنید. خدا به عملیاتی که پیامبر در آن بوده، یک نقد‌هایی وارد کرده، به صحابه تندترین نقد‌ها را کرده، چرا؟ یعنی کتاب مقدس و خدا وقتی خواسته یک حادثه‌ای را که در آن پیامبر هم حضور دارد روایت کند، نقدهایش را هم ذکر کرده است؛ تازه اینها مسلمان‌اند و تازه اسلام دارد شکل می‌گیرد. اما خداوند نگفته اگر من این نقد‌ها را بکنم، اسلام زیر سؤال می‌رود. اصلاً رمز ماندگاری قرآن و سیره پیامبر در همین است؛ در همین نگاه نقادانه و مقدس‌نکردن هر حادثه‌ای است و خدا هم واقعه‌ای را که در آن پیغمبر حضور دارد، مقدس نکرده است.

چالش­های تاریخ ­نگاری در مواجهه با نسل­های نوظهور

درنهایت، سخنانم را این­گونه پایان دهم؛ به دانشجویان می‌گویم یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که مسلمان‌ها کردند، بسط‌ندادن تاریخ‌نگری قرآن در تاریخ‌نگاری است. قرآن ارائه‌دهنده شیوه تاریخ‌نگری است، درحالی‌که مسلمانان تاریخ‌نگری قرآن را کنار گذاشتند و درگیر فتوحات شدند. وقتی به سراغ ملت‌ها رفتند، دیگر، چون با این تاریخ‌نگری آشنایی نداشتند، چیز‌های دیگر در وجودشان پر شد؛ درحالی‌که قرآن تاریخ را یک امر تعبدی نمی‌بیند، بلکه یک امر تعقلی و بعد یک امر آنالیزی و تجزیه و‌تحلیلی می‌بیند.

[وقتی قرآن می‌فرماید]أَفَلَم یسِیرُواْ فِی ٱلأَرضِ؛ اینجا امر می‌کند که به کجا بروید؟ نه به بیت‌المقدس، نه به مکه، به کل زمین اشاره می‌شود؛ [بعد می‌فرماید]«.. فَینظُرُواْ» نگاه عمیق، «کیفَ» چگونه، [چی را]آنالیز [تجزیه‌وتحلیل]کنیم، «کانَ عَقِبَةُ ٱلَّذِینَ مِن قَبلِهِم» را؛ نمی‌گوید این‌جوری نگاه کنید، می‌گوید بروید مشاهده‌ای و معاینه‌ای ببینید و این تاریخ‌نگری قرآن متأسفانه بر تاریخ‌نگاری مسلمان‌ها سایه نیفکنده و یک فاصله عمیق بین تاریخ‌نگری مسلمان‌ها و قرآن وجود دارد. گفتم یک نمونه‌اش این است؛ دیگر از شخص شخیص پیامبر که خداوند او را ستایش می‌کند «وَإِنَّک لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ» و دوست‌داشتن را در گرو پیروی از پیامبر می‌بیند «إِنْ کنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یحْبِبْکمُ اللَّهُ» [کسی بالاتر نیست]، ولی وقتی خودِ خدا می‌خواهد یک حادثه‌ای را که پیغمبر در آن هست بررسی کند، نقد‌های جدی و اساسی به این حادثه می‌زند و یقه مؤمنین و صحابه را می‌گیرد و نقدشان می‌کند.

مشروح کامل این گفتگو را در شماره سوم مجله گواه نسخه بهار ۱۴۰۴ از اینجا بخوانید.

این خبر را به اشتراک بگذارید: