فروشگاه
☰ X
۲۳ بهمن ۵۷؛ تاسیس اولین نهاد انقلابی

کمیته‌های انقلاب اسلامی؛ امنیتی از مردم برای مردم

کمیته‌های انقلاب اسلامی؛ امنیتی از مردم برای مردم
 کمیته‌های انقلاب اسلامی به عنوان تجربه‌ای بی‌نظیر در تاریخ انقلاب اسلامی، نمادی زنده از توانایی مردم در سازمان‌دهی خودجوش برای تأمین امنیت و اداره جامعه در بحرانی‌ترین شرایط بود. این نهاد از دل مساجد و با محوریت روحانیت انقلابی جوشید و اثبات کرد که امنیت پایدار زمانی تحقق می‌یابد که ریشه در اعتماد، باور و مشارکت فعال آحاد جامعه داشته باشد.
پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۰

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷، امام خمینی در جهت رسیدگی به پراکندگی سلاح و خلأ‌های امنیتی پس از انقلاب دستور به تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی دادند و بدین ترتیب مساجد به کانونی برای ساماندهی امنیت ونیاز‌های مردمی تبدیل شدند.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن‌ماه ۱۳۵۷ با فروپاشی ساختار‌های پیشین همراه بود از این‌روی خلأیی پدید آمد که ضرورت تأسیس نهادی انقلابی برای حفظ امنیت و اداره کشور را به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌کرد. در پاسخ به این ضرورت تاریخی، به دستور امام خمینی کمیته‌های انقلاب اسلامی متولد شدند؛ نهادی که نه از دل بوروکراسی بلکه از بطن جامعه و قلب تپنده‌ی آن یعنی مساجد جوشید و شکل گرفت. [۱]کمیته‌های انقلاب اسلامی فراتر از یک نهاد صرفاً امنیتی یا انتظامی، پدیده‌ای اجتماعی و برآمده از اراده‌ی جمعی ملتی بود که می‌خواستند نظم و امنیت را خود و برای خود بسازند. شکل‌گیری خودجوش این کمیته‌ها حول محور روحانیت و در مساجد گواهی بر این مدعاست.

پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، اگرچه طلیعه‌دار حکومتی جدید بود، اما بلافاصله کشور با چالش‌ها و مخاطرات بی‌سابقه‌ای مواجه شد. از یک سو شورش‌ها و بلوا‌های قومی و منطقه‌ای، تحرکات تخریبی ضدانقلاب سلطنت‌طلب، توطئه‌های عوامل باقیمانده‌ی ساواک در کشور و توطئه‌چینی سفارتخانه‌های خارجی امنیت کشور را تهدید می‌کرد و از سوی دیگر نهاد‌های انتظامی و نظامی هنوز قابل اعتماد ملت انقلابی نبودند. [۲]

دیگر موضوعی که وجود نهادی امنیتی-انقلابی را بیش از پیش ضروری می‌ساخت تسلیحات گسترده‌ای بود که در جریان انقلاب در میان مردم پراکنده شده بود. حدود سیصد هزار سلاح در دست مردم کوچه و بازار بود [۳]که شامل انواع اسلحه سبک کمری تا تیربار سنگین و آر پی جی و نارنجک و ادوات دیگر می‌شد. [۴]رها بودن اسلحه‌ها در دست مردم و احتمال بالای سوءاستفاده ضدانقلاب از این مسئله، جرقه‌ی اولیه‌ی تشکیل کمیته‌ی انقلاب اسلامی را روشن کرد. [۵]به روایت آیت‌الله مهدوی کنی: «.. گروه‌های مختلفی به پادگان‌ها حمله کردند و سلاح‌ها را غارت کردند یا به دست آوردند، این گروه‌ها عبارت بودند از منافقین (مجاهدین خلق) و فدایی‌ها و گروهک‌های مختلف...». [۶]

از دیگر سوی، دولت بازرگان با خواسته‌های انقلابی جامعه همگام نبود و اصرار داشت با همان شیوه‌های مدیریتی عصر پهلوی و با روحیات محافظه‌کارانه‌ی حاکم بر نهضت آزادی، امور یک کشور انقلابی را پیش ببرد. [۷]این شکاف بین دولت و نیرو‌های انقلابی به همراه عجز نهاد‌های قدیمی از برقراری امنیت، سبب شد ضرورتی تاریخی و فوری برای ایجاد نهادی مردمی، انقلابی و قابل اعتماد برای سامان‌بخشی به این آشفتگی و تأمین امنیت پایه‌ای کشور احساس شود. [۸]

شکل‌گیری کمیته‌های انقلاب بر بستر حرکت خودجوش مردمی قرار گرفت، زیرا پیش از این و در روز‌های منتهی به پیروزی، جوانانى که در انتظامات تظاهرات‌ها، کمک‌رسانى به منازل شهداى انقلاب و زندانیان سیاسى که در مساجد فعالیت مى‌کردند، تشکل‌هاى خودجوشى تحت نظارت روحانیت تشکیل داده بودند. [۹]بنابراین، مساجد که در طول مبارزات انقلاب به کانون تجمع و سازمان‌دهی تبدیل شده بودند، به طور طبیعی به ستاد‌های اولیه‌ی این نهاد مردمی بدل شدند.

آیت‌الله عمید زنجانی این خودجوشی را اینگونه توضیح می‌دهد: «کمیته‌ها قبل از انقلاب کار خود را شروع کرده و در اواخر سال ۱۳۵۷ خود به خود به یک تشکل رسمی تبدیل گردید... حرف حرف امام بود ولی هنوز انقلاب به پیروزی نهایی نرسیده بود که کمیته‌های موقت انقلاب تشکیل شد». [۱۰]

کمیته‌های انقلاب اسلامی؛ امنیتی از مردم برای مردم

این پیوند ناگسستنی با مساجد و روحانیت خصلتی منحصر‌به‌فرد به کمیته‌های انقلاب اسلامی بخشید. این نهاد، از ابتدا در مساجد محل شکل گرفت و مرکزیت اصلی را در مساجد مهم در هر محله‌ای قرار دادند که فرماندهی آن با روحانیت و ائمه جماعت بود. [۱۱]این ویژگی باعث می‌شد کمیته‌ها صرفاً یک نهاد قهری نباشند بلکه از اعتماد و پیوند اجتماعی عمیق توده‌ی مردم برخوردار شوند.

با گذشت زمان نیاز به سامان‌دهی نیرو‌های کمیته بیش از پیش احساس می‌شد. امام خمینی با نظر شهید مطهری مبنی بر پیشنهاد آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی موافقت کردند. این انتصاب، نقطه‌عطفی در فرآیند سازماندهی کمیته‌ها بود. پیش از این انتصاب نهایی، درگیری‌هایی بر سر فرماندهی این نهاد مهم در جریان بود. به روایت آیت‌الله مهدوی کنی، اعضای نهضت آزادی به شدت به دنبال گرفتن حکم فرماندهی برای مرحوم حسن لاهوتی اشکوری از روحانیون مبارز بودند که روابط نزدیکی با نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق (منافقین) داشت [۱۳]و این امر باعث نگرانی شدید شهید مطهری و دیگر یاران امام شد، چرا که معتقد بودند ممکن است رگ حیاتی انقلاب، یعنی نیرو‌های مسلح انقلاب را در اختیار منافقین قرار گیرد. [۱۴]در نهایت، پس از جلسه‌ای اضطراری با حضور بزرگان روحانیت مبارز، آیت‌الله مهدوی کنی با اصرار شهید مطهری و قول مساعدت ایشان و آیت‌الله مفتح، مسئولیت خطیر سرپرستی کمیته‌ها را پذیرفت. [۱۵]

کمیته‌های انقلاب اسلامی به عنوان پدیده‌ای منحصر‌به‌فرد در تاریخ انقلاب‌ها تعریف محدود و مرسوم یک نهاد امنیتی را درنوردیدند. این نهاد مردمی که از دل شرایط بحرانی و خلأ حکمرانی متولد شد و به ناچار و بر اساس ضرورت‌های زمانه، به مجموعه‌ای چندجانبه تبدیل گردید که پاسخگوی طیف وسیعی از نیاز‌های جامعه بود. این ویژگی تا آنجا پیش رفت که عملا کمیته‌ها همه کار می‌کردند و هر جایی که نیاز می‌شد حضور داشتند. [۱۶]در رأس این کارکرد‌های متنوع، بی‌تردید وظیفه خطیر تأمین امنیت ایران دوره گذار قرار داشت. [۱۷]

کمیته‌های انقلاب اسلامی؛ امنیتی از مردم برای مردم

با وجود آنکه کمیته‌ها برای تامین نیاز‌های مردم در هر اقدام لازمی ورود می‌کردند، اما همواره مهم‌ترین مأموریت خود را حفظ انقلاب از فعالیت‌های ضد انقلاب و خرابکارانه می‌دانستند. [۱۸]از این رو پس از ترور شخصیت‌های برجسته‌ای، چون شهید مطهری، کمیته‌ها وظیفه حفاظت از شخصیت‌ها را نیز بر عهده گرفتند.

برجسته‌ترین تجلی بعد مردمی و خدمت‌رسان کمیته‌ها توجه به محرومان و نیازمندان بود. در شرایطی که نهاد‌های رفاهی هنوز شکل نگرفته بودند، این کمیته‌های محلی بودند که بار این مسئولیت را بر دوش کشیدند. کمک به مردم تا زمانی که کمیته امداد شروع به کار نکرده بود یکی از خدمات کمیته‌ها بود و در هر محلی افراد نیازمند و مستمند تحت حمایت کمیته‌ها قرار می‌گرفتند. این نقش‌آفرینی نشان می‌دهد کمیته‌های انقلاب اسلامی صرفاً یک نیرویی امنیتی یا اطلاعاتی نبود بلکه دست یاری‌گری بود که محور فعالیت خود را نیاز مردم می‌دید. [۱۹]

در کنار درگیری‌های میدانی، کمیته‌ها با چالش‌های سیاسی نیز مواجه بودند، زیرا علی‌رغم تمام موارد یاد شده، دولت موقت به ریاست مهندس بازرگان این نهاد مردمی و انقلابی را برنتابید و وعده انحلال کمیته‌ها را داد و آنها را به عنوان نهادی مزاحم برای اقدامات دولت معرفی کرد. [۲۰]همچنین گروه‌هایی نظیر فداییان و مجاهدین که کمیته‌ها را مانع آزادی عمل خود می‌دانستند، خواستار انحلال آن بودند. [۲۱]. با این حال، با مقاومت روحانیون و تأکید امام خمینی بر باقی ماندن کمیته‌ها، این طرح انحلال متوقف شد [۲۲].

در برابر این فشارها، رهبری انقلاب و نهاد‌های مردمی از کیان کمیته‌ها دفاع کردند. [۲۳]

کمیته‌های انقلاب اسلامی به عنوان تجربه‌ای بی‌نظیر در تاریخ انقلاب اسلامی، نمادی زنده از توانایی مردم در سازمان‌دهی خودجوش برای تأمین امنیت و اداره جامعه در بحرانی‌ترین شرایط بود. این نهاد از دل مساجد و با محوریت روحانیت انقلابی جوشید و اثبات کرد که امنیت پایدار زمانی تحقق می‌یابد که ریشه در اعتماد، باور و مشارکت فعال آحاد جامعه داشته باشد. کمیته‌ها فراتر از یک نهاد صرفاً انتظامی و با کارکرد‌های چندوجهی خود، از مقابله با تهدیدات و بحران‌های امنیتی تا رسیدگی به امور قضایی، اجتماعی و معیشتی مردم، به حلقه اتصال نظام نوپای اسلامی و توده‌های مردم تبدیل شدند. مقاومت این نهاد در برابر فشار‌های سیاسی برای انحلال و تثبیت آن به عنوان سپر امنیت انقلاب، گواهی است بر صحت انتخاب این مدل مردمی. در نهایت، کمیته‌های انقلاب اسلامی با تکمیل مأموریت تاریخی خود در دوره گذار، میراثی گران‌قدر از امنیت برآمده از مردم را به جای گذاشت؛ میراثی که تأکید می‌کند پایدارترین نظم و امنیت آن است که از بطن جامعه و بر اساس ارزش‌های آن می‌جوشد.

کمیته‌های انقلاب اسلامی؛ امنیتی از مردم برای مردم

منابع

[۱]صفاری، سهیل؛ کوشکی، محمد صادق، کمیته‌های انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص ۹-۱۰.

[۲]همان.

[۳]روزنامه‌ی کیهان، ۲۵/۱۱/۱۳۵۷.

[۴]صفاری، سهیل؛ کوشکی، محمد صادق، کمیته‌های انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۰.

[۵]همان.

[۶]همان، ص ۲۱.

[۷]همان، صص ۹-۱۰.

[۸]همان.

[۹]سند مورخ ۲۵ / ۸ / ۵۴، شماره ۲۹۵۷۵ / ه ۱۲، یاران امام به روایت اسناد ساواک (۳۸)، آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی، مرکز بررسی اسناد تاریخی، چاپ اول، ۱۳۸۵.

[۱۰]عمید زنجانی، عباسعلی، خاطرات حجت السلام عمید زنجانی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۹، ص ۲۷۰.

[۱۱]کیهان ۲۳/۱۱/۱۳۵۷؛ اطلاعات ۲۴/۱۱/۱۳۵۷؛ رحیمی، حسین، انقلاب اسلامی و نهاد‌های انقلابی، نشریه دانشگاه انقلاب، شماره ۱۵، ۱۳۶۱، ص ۱۱۴.

[۱۲]تاریخ شفاهی تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۳، ص ۶۰.

[۱۳]صفاری، سهیل؛ کوشکی، محمد صادق، کمیته‌های انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص ۲۹-۳۰.

[۱۴]همان.

[۱۵]همان، صص ۳۰-۳۱.

[۱۶]پورجعفری و دیگران، اصول مدیریتی آیت الله مهدوی کنی (ره) در کمیته‌های انقلاب اسلامی، پژوهشنامه انقلاب اسلامی، سال هشتم، شماره ۲۹، زمستان ۱۳۹۸، ص ۱۲۴.

[۱۷]فلاحیان، همایون، انقلاب و نهاد‌های انقلابی و کمیته‌های انقلاب اسلامی، فصلنامه جهاد، شماره ۴۹، اسفند ۱۳۶۱، ص ۲۴؛ رضوی، مسعود، هاشمی و انقلاب، تهران، همشهری، ۱۳۶۴، ص ۱۶۲.

[۱۸]فلاحیان، همایون، همان؛ رضوی، مسعود، همان.

[۱۹]نشریه جهاد، شماره ۴۹، ۱۳۶۱.

[۲۰]فلاحیان، همایون، انقلاب و نهاد‌های انقلابی و کمیته‌های انقلاب اسلامی، فصلنامه جهاد، شماره ۴۹، اسفند ۱۳۶۱، ص ۲۴؛ رضوی، مسعود، هاشمی و انقلاب، تهران، همشهری، ۱۳۶۴، ص ۱۶۲.

[۲۱]فلاحیان، همایون، همان، ص ۲۴؛ رضوی، مسعود، همان.

[۲۲]خاطرات آیت الله مهدوی کنی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی, ۱۳۸۵، صص ۲۵۶-۲۵۵.

[۲۳]همان.

این خبر را به اشتراک بگذارید: